جدی ولی غیرجذاب
پس از آنكه چند يادداشت با زبان تلفيقي از جدي و طنز در روزنامه شرق (كه غروبش كمدوام باد!) نوشتم، برخي از دوستان ميپرسيدند كه آيا اين نحوه نگارش، شيوه جديد من است يا صرفاً برحسب موقعيت چنين نوشتهام؟
بطور كلي من جدينويسي را انتخاب اول و دوم خودم ميدانم، اما در برخي موارد موضوع به گونهاي است كه جدي نوشتن درباره آن ممتنع است و نويسنده بالاجبار به سوي طنز كشيده ميشود، و چه بسا جدي نوشتن موجب يخ شدن نوشته ميشود، زيرا نقد موضوع در قالب جدي و جذاب امكانپذير نيست. حالا براي نمونه چند مورد از اين گونه امور را با هم بررسي ميكنيم
ـ روزنامه اعتماد ملي روز شنبه 8/7/1385 مصاحبهاي داشت با مقام وزارت علوم، و طرف كلي توصيه اخلاقي كرده بود كه روزنامه اعتماد ملي در جريان انعكاس واقعيت مسلم دانشجويان ستارهدار غيراخلاقي و بيتعهدي كرده و گناه كبيره! مرتكب شده است. و همين فرد مدتي قبل اصل وجود چنين دانشجوياني را دروغ دانسته بود. حالا به نظر شما درباره اين موضوع چه ميتوان گفت؟ جز اين كه بگوييم ماشاءا... به اين رو حيه.
ـ يكي ديگر از مقامات كه به عنوان نماينده ايران امسال به نيويورك رفتند و در شوراي روابط خارجي آمريكا تحت پرسش قرار گرفتند اعلام كردند كه: « مواضع ايران را گفتم، آنها توهين كردند و من به آنها گفتم از توهين شما متشكرم.» اولاً نبايد جايي ميرفتيد كه به ايران و مردمش توهين كنند، ثانياً، وقتي كه توهين كردند بايد پاسخ ميداديد و محل را ترك ميكرديد و نه اين كه از توهينكننده تشكر كنيد!! آدم فكر ميكند كه برخي از حضرت مسيح هم چند پله جلوتر رفتهاند. خوب اگر اين قدر سعهصدر وجود دارد كه از توهينكننده آمريكايي تشكر ميكنيد، چرا روزنامه شرق را براي يك كاريكاتور ناقابل و معمول توقيف ميكنيد؟
ـ همين مقام اعلام كرده كه به كوفي عنان: «تأكيد كردم كه كسي نميتواند به تأسيسات ايران حمله كند و اگر نيز حمله كند، چون اين فناوري در دست و ذهن جوانان ما است آنها ميتوانند بهترش را ايجاد كنند.» آيا كسي ميتواند بپرسد كه وقتي كسي نميتواند حمله كند، چگونه ميشود كه بلافاصله حمله شدن مفروض گرفته ميشود؟ اگر كسي نميتواند حمله كند موضوع حمله و تخريب و ساخت مجدد كلاً منتفي است و اگر منتفي نيست، حكم اوليه ناتواني از حمله منتفي است. بعلاوه اين كه ما بتوانيم بهتر از آن را دوباره بسازيم كه مشكل را حل نميكند، زيرا آنان دوباره آنجا را بهتر از دفعه اول خواهند زد. وظيفه شماست كه مانع چنين واقعهاي شويد، نه اين كه دوباره بسازيد و پس از ميلياردها دلار خرج دوباره تخريب شود؟
ـ همين مقام اعلام كرد: «به تازگي جلوي يك مورد از اين واگذاريهاي كلان را گرفتيم. اين اقدام توسط گروهي داشت صورت ميگرفت كه در كشور به ثروتاندوزي مشهور هستند و همه آنها را ميشناسند. آنها سال پيش صدها هزار هكتار زمين را گرفته و ادعا كرده بودند كه ميخواهيم گاوداري تأسيس كنيم. آنها ميلياردها تومان نيز تسهيلات بانكي دريافت كرده بودند. ولي اگر اكنون به آن زمين نگاه كنيم ميبينيم هيچ اثري نيست و چنين چيزي محقق نشده است.»
از اين مقام شجاع و مردمي درخواست ميشود كه بجاي اين حرفها، كمي شجاعت به خرج داده در سازمان ملل را در داخل كشور نشان دهند و اسم و رسم گيرندگان، و آدرس زمينهاي طرح و مبلغ و شرايط وام بانكي و نام بانك پرداختكننده و مورد واگذاري اخير را اعلام كند تا مطبوعات يا روزنامهنگاران مستقل تمامي ماوقع و تخلفات را منتشر كنند و دست حكومت را براي استيفاي حقوق از دست رفته ملت باز كنند.
اما اجمالاً يادآوري اين نكته كوچك ضروري است كه صدها هزار هكتار زمين حداقل بايد دويست هزار هكتار باشد، يعني دو هزار كيلومتر مربع، يعني زميني با وسعت حداقل 50 كيلومتر در 40 كيلومتر كه اميدوارم چنين زميني براي واگذاري طرح گاوداري در كشور وجود داشته باشد، زيرا براي كشت يونجه و خوراك دام آب نسبتاً زيادي هم لازم است كه اگر به ازاي هر هكتار يك ليتر در ثانيه آب لازم باشد، رودخانهاي با ميزان آب 200 متر مكعب در ثانيه آب لازم دارد يعني تا حدودي شبيه به رود كارون.
ـ همين مقام ادامه ميدهد كه: «مديران عامل بانكها گفتند ما مقدار زيادي معوقه داريم، يعني اينكه كساني از بانكها تسهيلات گرفتهاند ولي آن را پس نميدهند... به آنها نامه نوشته و خواسته شده آن را بازگردانند، ولي آنها گفتهاند، يعني چه؟ و بعد از اين نامهها بود كه تلفنهاي سياسي و غيرسياسي شروع شد و در اين ارتباط فشار ميآورند....» اولاً: لطفاً دستور دهيد كليه اين وامها و درصد سودهاي آن و افراد گيرنده و مدت زمان معوقه و تلفنكنندگان سياسي و غيرسياسي بصورت شفاف اعلام شود. ثانياً: اگر وامها خصوصي است تماماً در قيد وثيقه است و خسارت تأخير هم خيلي سنگينتر از سود اصل وام است. لذا به بانكهاي خود آموزش دهيد كه كليه وثايق را به اجرا بگذارند و پول مردم را به بانك برگردانند و گزارش آن را نيز در اختيار عمومي قرار دهند. اگر اين دو كار صورت نگرفت، يا به منزله غيرواقعي و مخدوش بودن اصل قضيه است يا به منزله همدست بودن با تاراجكنندگان اموال مردم است.
متأسفانه در پرده حرف زدن و ضماير مجهول و غيرواقعي در سخنان بكار بردن ميراثي است كه از دولت گذشته نصيب دولت فعلي هم شده است، فقط جهتگيري نسبت به عناصر مجهول فرق كرده ولي اصل قضيه از دولت قبل است. اين مولود از پستان همان مادر شير ميخورد، هر چند كه مادر منكر اين واقعيت بديهي باشد.
خوانندگان قضاوت كنند كه آيا طرح جدّي اين مسايل بيش از حد غيرجذّاب نخواهد بود؟
Comments
دقیقا!
Posted by: حسین | October 2, 2006 05:13 PM
نوشته هایتان همچنان جذاب است . چه از نوع طنزش که در این گیر ودار جدیت پیشرفت مملکت ، علما و فضلایمان به کفایت قضایا را جدی گرفته اند و منتقدانمان هم خودشان را
که حال و توان ما عوام فعلا از کف رفته است، آنقدر که دیگر حوصله قر زدن به چرایی توقیف شرق را هم نداریم. چه رسد به بالا کشیدن و پایین کشیدن مملکت. بنوسید به هر شیوه ایی که دوست دارید تا جذابیت قلمتان ما را همچنان به خواندن و اندیشیدن امیدوار نگه دارد.
خسته نباشید.
Posted by: حامد | October 2, 2006 07:40 PM
سلام ... نسل ما که تازه به خواندن روزنامه های گاه و بیگاه !!! عادت کرده قدر شما را آنقدر می داند که قدر غیر هم جناحهای شما را ... موفق باشید و همیشه عباس عبدی بمانید!!! به کلبه ماهم اگر توانستید سری بزنید!!!!!!
Posted by: خدنگ | October 2, 2006 10:05 PM
استاد از اين دست مطالب داريد چرا نميدهيد به سايت گلآقا ؟
Posted by: Anonymous | October 3, 2006 06:39 PM
باسلام وخوشحال ازاينكه ميتوانيم از گفتار و نظرات مفيد جنابعالي بهره مند شويم به راستي گناه مردم ايران نا آگاهي و كج فهمي و خرافه پرستي است كه خداوند چنين مغضوبشان كرده به اميد رهايي از جهل و خرافه پرستي
Posted by: جاهد | October 9, 2006 09:06 PM