« پیش بینی شما چیست؟ | خانه | 'روزگار'م خوب نیست »

ريشه‌هاي رشوه‌ي استات اويل

رشوه پرداخت شده شرکت استات اویل در ایران نتیجه ای قضائی نداشت چرا؟

چند روز قبل اعلان شد كه شركت استات اويل نروژي مبلغ 21 ميليون دلار از طرف ايالات متحده جريمه شده و آن‌را پرداخت كرده است. علت اين جريمه، اتهام اين شركت در پرداخت رشوه به يكي از مقامات ايراني در سال 2003 است. اين شركت قبلاً هم در نروژ محكوم و حتي با تحولاتي دروني مواجه شده بود. اما چرا ايالات متحده آن‌را جريمه كرد، به حضور اين شركت در بازار بورس آمريكا مربوط مي‌شود. استات اويل به پرداخت رشوه مذكور اعتراف كرده است. اين خبر داراي دو وجه است. وجه اول آن مربوط به نروژ و آمريكاست كه تا چه حد نسبت به تخلف‌هاي شركت‌هاي خويش حساس هستند و آن‌را پيگيري و در نهايت محكوم مي‌كنند، حتي اگر اين شركت‌ها، مقامات خارجي را خريداري كرده باشند تا از اين طريق به منافعي دست يابند، منافعي كه طبعاً و به ظاهر به نفع كشور متبوع آن شركت نيز هست.
اما وجه دوم اين خبر مهم است كه مربوط به ما مي‌شود. در واقع اخذ چنين رشوه‌اي از طرف يك ايراني منفعتي براي كشور نداشته بلكه با هدف از ميان بردن منافع كشور بوده، ضمن اين كه در هر حال عمل غيرقانوني است، اما در ايران قضيه به هيچ جايي ختم نشد. آن موقعي كه من زندان بودم، ‌امكان پيگيري خبري اين واقعه را نداشتم، اما اجمالاً فهميدم كه اين قضيه فقط موجب يك سفر براي برخی از نمايندگان مجلس و گروهي ديگر شد تا از نروژ بازديدي به عمل آورند. (با اين حساب معلوم است كه نگاه جامعه به فساد اداري و سياسي چگونه خواهد بود؟) نكته‌ي ديگري كه مهم است عدم انتشار رسمي نام مقام رشوه گيرنده در ايران از سوي نروژ و آمريكاست. در حالي كه انتظار مي‌رود كه اين نام از سوي آنان منتشر شود، اما ظاهراً آنان اعتمادي به بیطرفی قضايي ايران ندارند كه حتي حاضر نيستند اين نام را اعلام كنند. در واقع اينگونه مسايل در ايران بيش از آنكه به خشکاندن ريشه‌هاي فساد منجر شود، براي تسويه‌حساب‌هاي سياسي كاربرد دارد و شايد به همين دليل هم آنان اسم فرد را اعلام نمي‌كنند.
در زندان قبلي من (1372) حدود 20 روز فردي را به انفرادي من منتقل كردند تا گفته شود كه در انفرادي نيستيم. وي به دليل پورسانت در پروژه‌ي پاريس جنوبي دستگير و بشدت اذیت هم شده بود و بالاخره هم فكر مي‌كنم مبالغ زيادي پول داد و خلاص شد و به خارج از كشور رفت و كلمه‌اي هم درباره‌ي موضوع وي در مطبوعات منعكس نشد. اما در آنجا براي من توضيح مفصلي داد كه همدستانش چه كساني بودند، گرچه فقط برخي از این افراد زنداني شده بودند، اما اگر همان موقع به اين پرونده با كليه‌ي شركايش رسيدگي مي‌شد، احتمالاً شاهد قضيه‌ي استات اويل نبوديم. در آن قضيه حق آن فرد نبود كه آن همه مصائب و جريمه‌ها را به تنهايي متحمل شود و ديگران كه پشتشان گرم بود مصون از مجازات بمانند.

Comments

سلام. اقای عبدی اگر غیر ازاین بود جای تعجب داشت.شاید من اشتباه میکنم ولی این یک واقعیت است که سالهاست که مسئله سود و ثروت اندوزی از هر راهی مجاز میباشد. بایداین واقعیت را قبول کنیم که فساد اقتصادی همچون زن موروثی در حال انتقال به نسل های بعدی هم هست.حالایکی رشوه گرفته و یکی هم رشوه گرفته که روشوه گیرنده را معرفی نکند.این به ان در. شما هم زیاد سخت نگیرید اقای عبدی.

یک تیکه دیگه به ...... ؟!
راستی شما چطور این قدر مطمئنید که آن زندانی راستش را به شما گفته؟

عبدی : معمولا خبر را با قرائن و دلائل و شواهد ارزیابی می کنند.بعلاوه اگر او را طی روندی عادی محاکمه می کردند معلوم می شد که حقیقت چیست اتفاقا ممکن است خیلی از این اتهامات دروغ باشد ولی چون رسیدگی نمی شود مردم به خود حق می دهند خیلی حرفها را بزنند.در مورد آن آقا هم شنیده ام شکایتی بین المللی را همراه مستندات خود مطرح کرده است.

با سلام و خسته نباشید خدمت آفای عبدی :
من فکر می کنم در جوامعی مثل ایران این نوع اتفاقات عادی بوده وهیچ اشکالی هم ندارد چون همه ما از این جریانات به نوعی اعلام رضایت میکنیم چه اشکالی دارد یکنفر میلیونها دلار بدزدد اختلاص کند کلاهبرداری کند رشوه بگیرد یا ...
در جایی که نه قانونی برای برخورد با این افراد اجرا میشود نه کسی احساس مسولیت می کند نه کسی می خواهد (شاید هم جرات ندارد) اسم طرف را اعلام کند که نشان دهنده پذیرش این اعمال و این افراد است چرا نباید انتظار بروز این رفتارها را داشته باشیم .
عباس عبدی که در این کشور نه میزی برای از دست دادن دارد نه پست ومقامی حاضر نیست فقط اسم ......... به عنوان متهم پرونده استات اویل بزبان بیاورد ویا با داشتن اطلاعات کامل در زمینه پرونده مورد ادعا در سال 72 نمی خواهد اسمی از کسی بزبان بیاورد نشانه رضایت نسبی او از وضعیت موجود است.
آقای عبدی کار شما مرا به یاد احمدی نژاد می اندازد چون ظاهرا کسی به وی نمی گوید که در انتخابات به لطف اتصالش به خدا(بنا به اظهار خود احمدی نژاد) ویاری شوراهای مورد تایید خدا پیروز شده وهنوز با ذکر این نوع عناوین تو شوق دوران انتخابات پرسه میزند.نیازی به نوشتن مطالب کلی بدون ذکر نام عاملان و پافشاری بر مجازات آنها سبک کردن خود و اضافه کردن استرس روحی مردم است و رواج آن عمل .


عبدی : فرق من با شما همین است . مشکل من افشاگری نیست.مشکل من مساله است این که زید و عمر خطائی کرده اند مساله دیگر است.افشاگری موجب تحت الشعاع قرار گرفتن مساله می شود به همین دلیل هم اسم مورد نظر شما را حذف می کنم تا اصل استدلال برای شما تحت تاثیر آن اسم قرار نگیرد.البته این نحوه رفتار مرا با دیگران مقایسه نکنید کار آنان همان است که شما می پسندید یعنی افشاگری.مساله من این نیست که فلان کس دزدی کرده(گرچه مساله مهمی است)مساله فقدان دادرسی عادلانه و فقدان حاکمیت قانون است.بسیاری از دزدی ها معلول این امر است حتی همان دزد هم قربانی مصونیتی است که دیگران برایش درست کرده اند.

فکر نمی کنید عمدا آن شخص را به سلول شما آورده اند؟ به نظر من که زیاد هم بعید نیست!
من مصاحبه او را با یک نشریه فارسی زبان آن هم درست در بحبوحه انتخابات خوانده ام و راستش انقدر در آن اطلاعات غلط و "آشکار" بود که حتی من هم که اطلاعات چندان عمیقی ندارم می توانستم تشخیص بدهم! شکایتش هم که به جایی نرسید. آن هم در کانادا با آن ارادت ویژه ای که به ایران دارد! چه قدر باید به دولت کانادا رشوه داد؟
فکر می کنم قضیه خیلی پیچیده تر از این حرف هاست. موقعیت ....(!) الان خیلی متزلزل تر از این است که این قدر اعمال قدرت کند. شما که بهتر از من خبر داریید

عبدی : مهم نیست که برای چی آوردند.اشکال من هم به درست بودن ادعا های او نیست اشکال به مسکوت ماندن و عدم رسیدگی قضائی است تا حقیقت معلوم شود.!

آقای عبدی اسامی رشوه گیرندگان استات اویل در نروژ بارها منعکس شد و حتی در پرونده‌های قضایی در نروژهم از آنها نامبرده شد. درضمن پیدا کردن نام رشوه گیرندگان در این قضیه هم نیاز به معادله چند مجهولی ندارد.
من این قضیه را از روز اول تا آخر دنبال کردم اگر خواستید می‌توانید مطالبی را که در این زمینه نوشتم بخوانید البته اگر سیستم سانسور و فیلترینگ ایران به شما اجازه داد.
عبدی :اگر آدرس سایتهای نروژ که اسامی منتشره در دادگاه را دارندمی دادید خوب بود.

آقای عبدی عزیز سلام.
با اشتیاق سایت خوب شما را می خوانم و لذت می برم. دلم می خواست سوالی با شما طرح کنم: من اصلا اقتصاد نمی دانم اما چنانچه شما در نوشته تله تورم ( و پیشتر از آن هم) گفتید تورم با نبود تولید و افزایش نقدینگی افزایش می یابد من نمی فهمم چرا؟ مگر در عربستان و کشور های نظیر آن تولید وجود دارد... اصلا فرض کنید که کشوری داریم بدون هیچ تولیدی وضعیت این کشور قرار است تنها با فروش نفت بچرخد چه اشکالی پیش می آید... اگر بتوانید اندکی مبانی تئوریک این داستان را وا بشکافید بسیار بهره مند خواهم شد.
زنده باشید

عبدی: مشکل از وقتی پیش می اید که سیاستهای دولت موجب افزایش نقدینگی می شود منظور از نقدینگی جمع پول و شبه پول استواین مساله در غیاب افزایش تولید موجب تورم می شود . در کشورهای مورد نظر شما حجم نقدینگی را کنترل می کنند و فقط به اندازه افزایش تولید آن را افزایش می دهند.اما در ایران 5در صد ا. فزایش تولید داریم در کنار 35 در صد افزایش نقدینگی اگر دولت نقدینگی را زیاد نکند تورم حاصل نمی شود اما دیگر این گونه شعار ها را هم نمی تواند بدهد.

با درود
150 سال پیش میرزا ملکم خان در رساله ی خود کلید تمام مشکلات ایران را در یک کلمه خلاصه کرد
آن یک کلمه هم چیزی نیست جزء

تا زمانی که در این کشور حکمیت قانون ولو قانون ناقص مورد قبول دولت وملت قرار نگیرد چه بسیار از این پرونده ها خواهیم داشت

فرقی هم نمیکند امروز آقای...فردا کسی دیگر عدم تمکین در برابر قانون در تارو پود ما از نهادهای دولتی گرفته تا آحاد مردم نهادینه شد است.

راه چیست؟

Masaleye mohem in ast ke in fesaad va fesaadhaaye moshaabeh dar doreye dolate eslaahaate khaatamie aziz rokh daadeh va ishaan hataa haazer naboodehand ek kham eb abroo biaavarand. jaalbtar inkeh eslaahtalabaane mohtarama movafagh shopdhand eb nahvi khod raa chehreh pardaazi konand ke shabihe roshnafekran dar aayand na shabihe raantkharaaan va sahm talabaan. man ek be in hameh hoosh aafarin migooyam.

خوشحالم هر روز مطلب جدید دارید.فکر می کنم با این بیماری سختی که کل منطقه دچار آن است باید در انتظار جراحی عمیقی بود فقط کاش بیمار بنیه قوی داشته باشدوطبیب حاذقی دست به این کار شود
شاید خون زیادی از دست برود ولی امیدوارم مریض از دست نرود

سلام و خسته نباشید
به نظر من مشکل از ماست . سابقه تاریخی ما استبدادی است و ظرفیت پذیرش دموکراسی و قانون مداری نداریم . اعمال قانون هم چون وابستگی با رای مردم و نظر مردم ندارد سلیقه ای است .و از همه مهمتر ما اصولا آدمهای منصفی نیستیم . و این در سیستم قضایی ما جایی که به گروههای سیاسی گره می خورد نمود پیدا میکند .
با آرزوی سلامتی

آقاي عبدي فراموش نكنيد كه مرحله اول ذكر اسامي است تا وقتي ما جرات ذكر اسامي را نداريم در واقع در جا مي زنيم. اگر اسم ذكر شود دستگاه قضايي تحت فشار قرار مي گيرد. فرد مورد اتهام هم سعي در رفع اتهام از خود مي كند و همدستان پنهان هم احساس امنيت نمي كنند. در همه جاي دنيا اين وظيفه مطبوعات است در ايران كه مطبوعات آزاد نيست وظيفه شما و سايت هايي مانند شما كه نقش مطبوعات سايه را ايفا مي كنيد بيان كامل خبر و حتي المقدور بررسي ميزان صحت و سقم خبر است

عبدی: بله در جاها ئی که حاکمیت قانون هست حرف شما درست استوافشاگری موثر است.بخشی ازوظیفه روزنامه نگار هم می تواند افشا گری باشد.اما این مرحله اول نیست .ولی کار من تحلیل و ریشه یابی است لذا وارد حوزه مورد نظر شما نمی شوم..

سلام
اگر چراغی دود زد بجای ابنکه فیتله ان را بایین بکشید
با دستمال به باک کردن دوده اقدام کنید مسلما به نتیجه نمی رسید و در زمانی کوتاه فضای اتاق از دوده بر میشود
برای مبارزه با فساد باید شرایط رشد ان را فهمید تا بتوان جلوی ان را گرفت این مشکل از زمان قاجار و بعد هم رضاخان مبتلا به جامعه است یکی از عمده دلایل ان شکست مشروطه بود که منجر به باز تولید گذشته شد

اتفاقا مدتی پیش در خوابگاه همین بحث بود. دوستان اعتقاد داشتند یکی مثل ...... اتفاقا دزدی از نوع دزدی مورد نظرحضرات مرتکب نشده بلکه از ضعف سیستم برای سرمایه استفاده کرده اما چرا گرفتار شد؟ خوب برای اینکه بعضی از سیاسیون رقابایشان را درگیر پرونده فساد مالی و تخریب در افکار عمومی کنند اما چرا خودش رفتن زندان چون کسی پشتش نبود!!! البته شاید این تحلیلی عامیانه باشد اما تا نباشید چیزکی مردم نگویند چیزها. راستی من تازگی ها کتابی از "نوری زاده" راجع به قتل های زنجیره ای و فساد مالی در وزارت اطلاعات خودم که آماری نجومی و وحشتناکی در این موارد در آن کتاب وجود داشت می خواستم بپرسم شما که با امور بیشتر اگاهی دارید تا چه حد امکان دارد چنین چیزی های صحت داشته باشد و اگر دارد ایشان که در خارج از کشور هستند چطور به چنین اطلاعاتی آن هم از دستگاه امنیتی کشور دسترسی داشته اند؟!!

عبدی: من این کتاب را ندیده ام لذا اظهار نظر هم نمی توانم بکنم.اما یکی از مشکلات مهم وزارت مذکور قبل از 1376کارها ی اقتصادی پوششی بود که طبعا منشا فساد هم می توانست باشد و بعدا در زما آقای یونسی اصلاحاتی شد ولی از جزئیات خبری ندارم.

جناب عبدی : سالها در مملکت ما این سیاست حاکم بود که مدیر استغفرااله مانند خدا یکیست ! و اگر مدیری دچار لغزش شود تنبیه او به معنی تنبیه نظام خواهد بود و به تعبیر آقای رفسنجانی باعث سرخوردگی مدیران کشور میشود !! اما امروز تعابیر فرق کرده و به واسطه همان تنبیه نکردن ها ، امروز مار خورده ها افعی شده اند و با ایجاد مافیا های متعدد مملکت را یکجا بلعیده اند . شما میفرمایید آمریکا حاضر به افشای نام طرف رشوه گیرنده نیست و من میپرسم چرا با تخلفات آشکار در مملکت ما توسط بالاترین مقام اجرایی کشور مانند بازیهای کودکانه برخورد میشود و چرااسامی متلخفینی که تخلفات کلان دارندافشا نمیشود و مهلت دو هفته ای آنان نیز هرگز به پایان نمیرسد !؟
جناب عبدی : شما به عنوان یک سیاستمدار و من به عنوان یک شهروند درجه سه ساده ! به خوبی میدانیم که خانه از پایبست ویران است و آباد نخواهد شد مگر با عزمی ملی وگرنه شاید افشای نام چند نفر به قول حالایی ها مفسد اقتصادی و به قول قدیمی ها خائنین به مملکت دردی را از این مملکت و این مردم دوا نخواهد کرد که هیچ داغ دل آنها را نیز تازه خواهد کرد !

آقای عبدی نمی‌دانم که آیا لینک‌هایی که توی پیام قبلی نوشتم بدستتان رسید یا نه؟ یا اینکه نخواستید آنها را منعکس کنید. مطالب من همیشه با مدرک ارائه می‌شوند در همه مطالبی که در باره استات اویل نوشتم همه با لینک به دیگر رسانه‌ها بوده و رفرانس‌ها همه لینک داده شده‌اند در هرصورت چون خواسته بودید این لینک‌ها را برایتان می‌نویسم فقط بگویم که همگی به نروژی است نمی‌دانم شما امکان مطالعه آنها را دارید یا باید مترجمی برای این کار دست و پا کنید.
http://www.google.no/search?q=stat+oil+Mehdi+hashemi&hl=no&lr=&start=20&sa=N
http://www.hegnar.no/Kapital/newsdet.asp?id=215428&cat=105
http://www.dn.no/forsiden/energi/article254211.ece
http://www.dn.no/forsiden/kommentarer/article266376.ece
http://www.adressa.no/nyheter/okonomi/article526620.ece
http://www.dn.no/forsiden/naringsliv/article570436.ece
http://www.dn.no/forsiden/naringsliv/article570587.ece
http://www.aftenposten.no/english/business/article426491.ece

وسط های صفحه : http://www.offshore.no/nyheter/sak.asp?Id=6410

------------------------------------
http://www.statoil.com/UPN/SVG03368.NSF/EC05AA44B9305267C125702E00413798/$FILE/Status%20septemper%202003.pdf
این فایل گاهی اوقات قابل دسترسی نیست به همین خاطر کش گوگل آنرا آدرس می‌دهم اگر اصل فایل قابل دسترسی نبود می‌توایند در آدرس زیر کش گوگل آنرا مطالعه کنید
http://64.233.183.104/search?q=cache:hyvTyc6xnzMJ:www.statoil.com/UPN/SVG03368.NSF/EC05AA44B9305267C125702E00413798/%24FILE/Status%2520septemper%25202003.pdf+stat+oil+Mehdi+hashemi+site:http://www.statoil.com&hl=no&gl=no&ct=clnk&cd=1

این نشریه داخلی استات اویل است مربوط به سپتامبر 2003
این مدرک خصوصا از همه جالب تر است زیرا در صفحه 4 و 5 آن رئیس شرکت استات اویل توضیحاتی می دهد و خود این مدارک در این نشریه با عنوان (Fakta به معنی داده های محرض) منتشر می شود که به همین دلیل هم باید قبول کرد که وقتی رئیس وقت استاد اویل این اطلاعات را فاکتا می نامد و در حقیقت مسئولیت آنرا می‌پذیرد به این معنی است که حداقل گوشه‌هایی از حقیقت در این نوشته نهفته است گمان نمی‌کنم که آقای اولاو فیل Olav Fjell رئیس وقت استات اویل مرض داشته باشد و آقای هاشمی را بعنوان طرف رشوه گیرنده معرفی کرده باشد مگر اینکه بخواهیم افکار دایی جان ناپلئونی را در آن منظور کنیم.
--------------------------------------
این مقاله در رابطه با استات اویل نیست ولی برای اینکه بدانید در دنیای بیزنس چه گونه حقه هایی بکار برده می شود نگاهی هم به این نوشته بیندازید.
http://www.norwatch.no/index.php?artikkelid=1214&back=1

آقای عبدی عزیز سلام،
اول این که عمر پروژه های پارس جنوبی مگر به سال 72 هم می رسد؟ تا جایی که من می دانم عسلویه تا حدود هفت هشت سال پیش یک بیابان بی آب و علف بیشتر نبود.
دوم این که آیا تصفیه حساب های سیاسی در روند قضایی کشورهایی مثل آمریکا هیچ تاثیری ندارد؟ مثلا احتمال نمی دهید که بررسی پرونده استات اویل در کشورهای مربوط، به نوعی تصفیه حساب سیاسی بوده باشد؟ به هر حال پورسانت یا همان "رشوه" در این گونه امور، در هیچ کجای دنیا چندان نا معمول نیست.

عبدی:فکر می کنم قرارداد پارس جنوبی احتمالا از سال 70 شروع شد شاید آن قرارداد به همان دلائل سر نگرفت.ممکن است مسائل سیاسی هم باشد ولی معمولا با قرائن وشواهد می توان مساله را فهمید.

آقای خسن آقا! تا آنجا که من می دانم کسی که به عنوان رشوه گیرنده معرفی شده "عباس یزدی" است. البته من نروژی بلد نیستم ولی طبق گزارش هایی که به انگلیسی خوانده ام از شخص مورد نظر شما اطلاعات مشخص و مطمئنی داده نشده. همه جا فقط نوشته اند "گفته میشود فلانی هم با قضیه مرتبط بوده است"

آقای عبدی با درود،
نمیدانم اخبار جدید در مورد این پرونده را مطالعه کرده اید یا نه،
ظاهرا متهم نروژی پرونده ضمن گزارشی به این موضوع اعتارف و اسامی طرفهای ایرانی را هم آورده است
و مبلغ رشوه را هم پنج میلیون و دویست هزار دلار عنوان کرده، همچنین برخورد قوه قضاییه آمریکا را هم که میدانید.
حل ببینیم قوه قضاییه ما با این فساد چه برخوردی خواهد کرد
مخصوصا که آقایان اصواگرا هم این روزها تهدید به افشا هم کرده اند، در واقع نیازی به افشا هم نیست.
منتظر میمانیم.
با تشکر

آقای عبدی عزیز ... شما طوری داستان آن آقا را طرح کرده اید که اگر کسی نداند فکر میکند ایشان با آقا م همدست بوده ... نه آقا ، ایشان مشغول کاری بودند بسیار شبیه همان کاری که شما با قاضیان و گرانپایه و علوی تبار در موسسه آینده می کردید. آقای م با استفاده از رانت پدرش کل ایشان را از صحنه حذف کرد و کل موسسه را بالا کشید. و آن مستندات هم دیگر پیش از 4 سال است که در دانشگاه های دنیا تدریس می شود
ضمنا فکر نکرده اید چگونه آمریکائی ها در مورد رشوه استات اویل به مقام ایرانی به آن نتایج رسیده اند ... بدون وجود مدارک معتبر و به قول شما مستندات ، آیا آن کار ممکن بود؟

Mr abdi
Bejaaye in kaaraye ....

عبدی : اگر در این زمینه سخن بگویم نه از تاک ، نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان.

LAst week I posted my comment about the STAE OIl briberyy and mentioned the record of corruption in iran going back to 123 Milliard Tooman from BAnk Sepah and also the discovery of 10 tons of gold that was crosiing our eastern border (with pakistan) in early years of revolution which at the end caused the life of those who dared to discover the gold, but looks like refreshing the memory of Mr. Abdi and other Iranians by reminding them the true nature of this system disappointed Mr. Abdi.
What are you trying to qhere?? We have seeen our most profitable industry and manufatures have been sold to ROHANIOON and their relatives at the for almost free, we have seen the properties of memeber of PAHLAVI regim have been transfered to Rohanioon and their family members for free, I have witnessed myself the transfer of JOORAB-E STARLIGHT to Mr. ??? BONYADE ALHADI) for free!! now what are you talking about?? remeber the great poem that says:
" GAR HOKM SHAVAD KE MAST GIRAND DAR SHAHR HAR ANCHEH HAST GIRAND" or :
KHANEH AZ PAY_BAST VIRAN AST, KHAJEH DAR BANDE NAGHSHE EEIVAN HAST"
Mr. Abdi if you don't know your rights as a citizen of Iran, why are you trying to promoting this?? you as a human and Iranian have right to question the way our national wealth being used, abused or spend, no matter who is on top SHAH or !!!
I dare you to post this comment.

عبدی : بخشی از موارد طرح شده از جانب شما را برای اولین باردر روزنامه سلام مطرح کردم و بصورت موردی به نتیجه
رسید (مثل قضیه بانک سپه و 123 میلیارد)
برخی دیگر اساسا محل ابهام است مثل قضیه طلا ها.اما در هر حال اگر فکر می کنید نکات مهمی برای طرح وجود دارد حتما از حروف فارسی استفاده کنید تا تعامل بهتری شکل بگیرد.

Mr. Abdi, as you asked me, I made a comment just couple of days ago, regarding the 10 Tons of gold, and VAZNEH Co., and JOORAB-E STARLIGHT, did you receive it? still not sure to post it on your page?? what makes you so frightened?? muslims according to their islamic believes should not afraid of telling the thruth, in fact they are encouraged to loudly speak out the thruth, why don't you the same??

عبدی : این مطالب را در این سایت نمی توان قرار داد.مرا از وظیفه مورد نظرم دور می دارد.در فضای مجازی جا برای انتشار زیاد است.