شكلگرايي ديني
دومين نكته حاشيهاي كه در خصوص چگونگي رويت ماه در پايان رمضان ميبايست مورد اشاره قرار گيرد، محبوس كردن دين در فرماليسم و شكلگرايي است كه خطر مهمي براي هر فكر و رسالتي محسوب ميشود.
يكي از اهم دستاوردهاي بشر اوليه، موضوع تقويم سالانه بود، ابتدا هم گردش ماهانه ماه بيشتر نمود داشت و در مراحل پيشرفتهتر سال خورشيدي را مبناي تقويم قرار دادند، اما شمارش سال قمري برحسب رويت مستقيم عليالقاعده سادهتر بود. از طرف ديگر جوامع برحسب فرهنگ خود روزهايي را مهم دانستهاند و از طريق اين تقويم آن روزها را تعيين ميكردهاند، و ممكنترين كار براي آنان ديدن هلال ماه بوده است، بويژه آن كه اين كار در هر محل و منطقهاي ميتوانست بوسيله افراد صورت گيرد، بويژه در جوامع قبايلي و چادرنشيني عرب صدر اسلام كه نه كتابتي بود و نه اجتماع شايان توجهي، چارهاي جز ديدن مستقيم ماه نبود و مرجعي هم براي اعلام چنين رويتي وجود نداشت، بنابراين فقه هم بر همين اساس شكل گرفت و در طول 1400 سال ادامه يافت، بدون اين كه هيچ نيازي و ضرورتي به تغيير آن باشد.
اما در عصري كه دانش بشر پيشرفت كرده و با دقت تمام بسياري از حوادث را پيشبيني ميكند و توضيح ميدهد، اصرار داشتن به رويت فردي و مستقيم ماه چيزي جز ركود و انجماد و در بند فرماليسم و شكلگرايي بودن نيست. آقايان که در زمينههاي ديگر چون پزشكي، مهندسي و... تفوق و كارآمدي علم را پذيرفتهاند،ودر صورت بیمار شدن مطابق طب قدیم خود را درمان نمی کنند و در صورت امکان در بهترین بیمارستان های غرب خود را مداوا می کنند چرا در اين موارد جزيي و ساده کارآمدی علم را گردن نمی نهند؟ علمي كه خسوف و كسوف را كه هر از گاهي رخ ميدهد براي دههاوصدها سال بعد با دقت كامل و حتي ميزان آن در هر منطقه پيشبيني ميكند و همه هم شاهد صحت آن هستيم، آيا عاجز از تعيين وضعيت كره ماه در پايان هر دوره گردش آن است؟
وقتي كه حدود صد گروه براي رويت ماه تجهيز و مأمور ميشوند، و در نهايت هم اين بلبشو رخ ميدهد، چه توجيهي منطقي جز شكلگرايي بيمورد ميتواند داشته باشد؟ وقتي كه هزينههاي حكومت از منابع مالياتي مردم تأمين نشود، و محدوديتي در چگونگي هزينهها نباشد و كسي هم پرسشي درباره مصرف مالي حكومت نكند، طبيعي است كه به نام دين و ضرورت رويت هلال ماه اينگونه هزينهها در كشور انجام شود كه اين هزينه يكي از موارد كوچكي است كه با چشم غيرمسلح ما به رويت ميرسد و اگر چشم ما در حوزه سياست ميتوانست مسلح به علوم و فنون جديد (رسانههاي آزاد و دستگاههاي نظارتي مستقل از حكومت و روزنامهنگاران واقعي) باشد، چه بسا با دقت بیشتری این گونه هزینه ها شناسائی می شدودیگر شاهد اينگونه هزينههاي بينتيجه نميشدیم و بجاي آن حتي اگر شكم يك گرسنه سير يا براي يك بيكار شغل ايجاد ميشد،ثوابي بس عظيمتر داشت.
اگر شكلگرايي فقط در رويت ماه بود مشكل چنداني ايجاد نميكرد، يك روز بالا و پايين بودن عيد فطر به جايي برنميخورد، اما مسأله اينجاست كه اين شكلگرايي در عموم حوزههاي اجتماعي فقه خود را نشان ميدهد، مثلاً در حقوق جزا كه موضوع مبتلابه هر جامعهاي است، اين مشكل كاملاً واضح است و هنوز هم در قانون پرداخت ديه را به شتر، گاو، گوسفند، دينار و درهم و حله يمني محدود كردهاند، در حالي كه اساساً اين امور مربوط به زمان پيامبر و پس از آن بوده است و از نظر مردم هم بسيار طبيعي بود كه اين موارد به عنوان ديه پرداخت شود، اما اكنون امري زايد و غلط است و طبعاً بايد ديه را به پول رايج محاسبه و پرداخت كرد، من قصد ندارم كه وقايع تأسفبار ناشي از چنين مواردي را ذكر كنم، اما از بس كه اشتباه بود، در عمل پرداخت ديه محدود به پول رسمي شد.
شكلگرايي در آيين دادرسي و شيوههاي اثبات دعوا از جمله مشكلات جدي در حقوق جزاي ماست كه لزوم تغيير آن بر اثر پيشرفتهاي علمي جرمشناسي بيش از پيش ضروري است. اين شكلگرايي در تعيين نوع مجازات (شلاق و رجم) هم به خوبي خود را نشان ميدهد كه بر اثر فشار افكار عمومي و بينالمللي عملاً متوقف شده است.اظهار نظرات شورای نگهبان در مورد مصوبات مجلس مملو از این شکل گرائی ها است.
عليرغم عقبنشينيهاي مكرر عملي از شكلگرايي كه ناشي از فشار شديد اجتماعي و ناهمخواني آنها با نيازهاي جامعه بوده است، اما به لحاظ نظري دستاندركاران فقه حاضر نميشوند كه اين مسأله را بپذيرند، زيرا تبعات پذيرش آن بناي استنباطي آنان را دچار خدشه ميكند ودر آن صورت نيازمند بنا كردن پايههاي جديدي براي استنباط فقهي هستند.
مشكلي كه تقريباً در تمامي مذاهب كمابيش وجود دارد، غلبه شكل و قالب بر مضمون و محتواست، اين موضوع حتي در عبادات هم خود را نشان ميدهد، گرچه در عبادات، يكسان بودن و ثبات شكل و قالب موجب هويتبخشي است، اما اصالت پيدا كردن آن در برابر مضمون و محتواي عبادت خطري است كه واقعيت دين را تهديد ميكند، و براي ايران كه به نام دين مصادر حكومتي و اجرايي را در اختيار گرفته اند، اين خطر بيش از پيش است.
اگر امكان داشت كه هزينههاي اجتماعي و اقتصادي اين شكلگرايي مفرط در ايران محاسبه شود، احتمالاً ارقام (كه همه هم مادي نيست) سرسامآوري بدست ميآمد.
Comments
شكل گرائي دو ريشه متفاوت اما توامان مي تواند داشته باشد. اول محدوديت درك و تفسير و نگرش به دين. اما نكته دوم كه به نوعي مكمل بحث اول است ، بزرگنمائي بخش هاي كم اهميت / بيروني و سهل الدرك دين است بمنظور مخفي نمودن ضعف و كاستي اين تفسير محدود و ناتواني آن در درك جامعيت دين بگونه اي كه پاسخگوي مسائل روز جامعه باشد.
به نظر مي رسد اين بحث از جهت اهميت و ابعاد كاربردي ان، جاي پرداختن و توجه بيشتر از سوي كارشناسان و صاحب نظران را دارد.
Posted by: سلام | October 22, 2006 01:36 AM
سخنانتان سنجيده است .متاسفانه تمام اين مشكلات و كج انديشيها يي كه گاه هزينه هاي گراني بر دوش ما و ديگران نهاده و بشر امروز را گاها رهسپار وادي تعصب و غفلت اولي كرده است (.كه نتايجش را در نبرد هاي عقيدتي
و بي توجهي به كراما ت انساني و خداگونه گي بشرمي بينيم) حاصل دو امر بزرگ است :
نخست عدم توجه ودرك فلسفه وجودي دين كه همانا سعادت دنيوي و اخروي بشر است و ودر اين مسير توجه اديان الهي به باطن اين سعادتمندي و راه وصول به آن است
دوم درك اين نكته كه بسياري از امور حكومتي و اداري اجتماع در نزد دين امري بشري و به مقتضاي زمان ومكان و اقتدار نظامات جوامع معين قابل درك و اجراست به ديگر سخن آنكه دين در عصر ابتدايي خود همان نقشي را
ايفا مي كرده است كه علوم اجتماعي و انساني امروز در جوامع در حال ايفاگري هستند . و فقه يعني همين سويه از دين .و براي همين است كه فقها در طول تاريخ تشيع آنگاه كه به لوازم كار خود و نقشي كه داشته اند آگاه بوده اند
فقه شيعي با مدد علوم روز حركتي به جلو داشته است و هرگاه اسير تحليلهاي عوامانه شده اند يا شاُِن خود را بر شاُن هدايتگري و سازندگي دين ارجح شمرده اند فقه و به دنبال آن دين در چنبره خشك انديشي وفرماليسم
افراطي غلطيده است به ديگر سخن آنكه اولا در عصر حاضر فقاهت در صورتي مي تواند مدعاي هدايت جامعه را داشته باشد كه در كنار وجوه سنتي آموزش فقه به يافتهاي علوم بشري حاضر در اداره جوامع چون جامعه شناسي
روانشناسي اجتماعي ،سياست ،اقتصاد و تمام آنچه لازمه جهان نوين است عنايت كند و در آموزش خود بگنجاند و آنها را براي امر اجتهاد به رسميت بشناسد و دوم آنكه در امور حكومتي و اداره جامعه و تعيين
تكليفهاي فردي و اجتماعي يك فقيه همان قدر محق است كه يك جامعه شناس و يك روانشناس و يك اقتصاددان وووووچرا كه آنها نيز به مانند يك پزشك يا يك تكنسين فني در امر اداره جامعه يا فرد صاحب اجتهادند واين جمله
هيچ منافاتي با دينورزي مردمان ندارد
پايان سخن انكه آسيب شناسي روند پويايي فقه شيعي و چالشهاي فراروي آن بدون هضم جايگاه ساختاري متوليان آن در متن دين و اجتماع ونقش مثبت و منفي اين صنف ممكن نيست.
به اميد روزي كه امكان هرگونه بحث نظري بدون مصلحت انديشيهاي فردي و اجتماعي با زبان علمي و بدون تكفير و تهديد ميسر گردد تا از درون آن نسلي دلير و پرسشگر وبي تعصب و معتقد زايد
Posted by: افشين صفايي | October 22, 2006 09:43 AM
آقای عبدی این حرفها قدیمی شده. اینها مسائل دهه 50 دوره دانشجویی شما است. آن زمان ک.....
عبدی: اگر فقط برای اطلاع من می نویسید ممنون اما اگر می خواهید منتشر و در باره آن گفتگو شود حتما از ادبیاتی مرسوم تر استفاده شود تا مجبور به عدم طرح نبا شیم.
Posted by: Anonymous | October 22, 2006 09:57 AM
جناب آقای عبدی سلام
قبل از هر چیز لازم می دانم که از زحماتتان در راه اندازی سایت آینده تشکر کنم و آرزو مند توفیقات روزافزون برای شما و سایت جالبتان باشم.
نکته ای که در مورد رویت هلال اول ماه به ذهن اینجانب رسیده و بطور سربسته نیز در گوشه و کنار به آن اشاره می شود این است که متولیان دین حاضر نیستند در بعضی جاها تشخیص امور را به دیگران حتی اهل فن تفویض کنند. و دوست دارند مردم در کوچکترین چیزها هم بدنبال تقلید از آنها باشند. به نظر می رسد که به عنصر عقل کمترین بهایی نمی دهند و حاضر نیستند دین مبین اسلام را به سمت عقلانیت ببرند. نمونه های فراوانی را می توان در این زمینه بیان نمود که یک نمونه اش همین رویت هلال ماه شوال است. در عصری که این همه پیشرفت و تکنولوژی وجود دارد واقعا چه نیازی به این همه اکیپ و هواپیماست. عقل حکم می کند که از دانشمندان علم ریاضی و فیزیک و نجوم خواسته شود که تاریخ و لحظه دقیق رویت هلال ماه را با صدم ثانیه محاسبه و به اطلاع عموم برسانند. ولی متاسفانه اگرچه در لفظ گفته میشود که از وجود متخصصان در رویت هلال ماه استفاده می شود ولی در عمل مشاهده می شود که همواره رویت ماه در نیمه های شب به ثبوت می رسد!!!!
برتمام روشنفکران ماست که سعی کنند تا مردم ما را به سوی اسلام عقل گرا رهنمون سازنند تا در آینده شاهد چنین بلبشوهایی نباشیم. در خاتمه ذکر یک نکته را خالی از لطف نمدانم: در یکی از سالهای گذشته در روزنامه مرحوم شرق به نقل از آیت الله شیخ فضل الله رهبر شیعیان لبنان چندین روز قبل از عید فطر خبری بدین مضمون چاپ شده بود که چون محاسبات ریاضی و نجوم ثابت میکند که در فلان تاریخ هلال ماه شوال دیده خواهد شد لذا از همین حالا تاریخ مذکور عید فطر اعلام میشود.. آیا به نظر شما جای چنین فتواهایی در جامعه ما خالی نیست؟!
Posted by: Anonymous | October 22, 2006 11:07 AM
سلام جناب عبدی
مطالب شما در حوزه دین بسیار بجا و لازم است
در ک از دین ومسایل شرعی بنا به ظرفیت ذهنی ادمها طیف وگستره وسیعی دارد مانند دریا که در ساحل کم عمق
است و هرچه از ساحل دور میشوی عمیق تر است به همین لحاظ در فقه شیعه تکثر درک وبرداشت از مسایل شرعی برسمیت شناخته شده و میتوان گفت که بسیار به دیدگاه شخصی بودن نزدیک است منتهی عده ای که در ساحل اند به فراخور ظرفیت باور واعتماد خود به نظر عالم ومرجعی اقتدا میکنند ونظر اورا حجت می دانند وبه ان عمل میکنند در زمان حاضر با اینکه
سنت وبرداشت سنتی از دین به تکثر نظر فقهی
در بعضی از مسایل رسمیت بخشیده وان را بذیرفته است لیکن مشاهده میشود طیفی حاضر به رعایت ان نیستند
در مسایل حکومتی همانطور که میدانید علما ومراجع اجماع نظر ندارند اما عملا در این حوزه این حق بذیرفته شده رعایت نمی شود انکه به مرجعی اقتدا میکند که این طرز تلقی از فقه را در مورد حکومت جایز نمیداند حق عمل به فتوی را ندارد ومجبور است که خلاف باور عمل کند
میبینید که مشکل تنها چالش سنت ومدرنیته در وضعیت فعلی نیست حتی سنت با سنت هم مشکل دارد
Posted by: مصطفی | October 22, 2006 12:18 PM
با سلام
بنده در عنوان "پیش بینی شما چیست " مطلب خود را مبنی برطرح یک سئوال : رهانیدن خود از مطلق گرایی وعوامی گری و قرار دادن خویش در مسیر اندوخته ای اعتقادی علمی وتجربی بشر و بمراتب موثر نوشتم وآقای عبدی نوشتند :"در این عنوان : -آینده شکلگرایی دینی - مطالب خود را می نویسند" احتمالا
اگر اشباه نکنم مطلب خود را چنین ادامه می دهم
نمی خواهم که با طرح سئوال کلیشه ای :تعارض وچگونگی آشتی دین وعلم دچار یک بحث فلسفی وکلاسیک وخلاصه خارج از فرمت معمول نوشته های دوستان گردم
اما براستی یک پرسش :آیا تمام ادراک و فهم بشری اعم از اعتقادی ونیز علمی وتجربی به سبب ونسبت نیاز انسان و در ترجمان دگر"1- معیشت و کاربرد در زندگی 2- -درک جهان هستی وزندگی پیرامونی " خلق و فراگیر نشده اند ؟
پس با عنایت به این نکته , چگون می توان با پرداخت های افراطی به این یافته های ذهن بشری چه در مقوله محتوی و چه در مقوله فرم وشکل , خویش را ازمسیر روشن نیاز ونحوه کاربردآنها خارج وبمراتب مبتلا به یک افسون زدگی ویا توتم گرایی فکری شویم !!!! درنتیجه امر,در ظاهر پیروان نخبگان وفرهیختگان ونهاد های آن تفکر گردیم و در عمل تبدیل به یک اسیر و مقلد کور متولیان...(چه عرض کنم) شویم !!!!!!!
ظریفی می گفت : "گویا تا بوده چنین بوده
!!!!!"
Posted by: Mohsen | October 23, 2006 09:32 AM
جناب آقای عبدی سلام و عبادات شما قبول
بسیار خوشحالم که سایت فعالی دارید و مطالب خوبی هم مینوسید.
در خصوص داستان رویت هلال ماه نکته خوبی توسط علامه فضل الله لبنانی اعلام شده و آن این است که دیدن ماه فقط وسیله و علامتی است برای شروع ماه مبارک رمضان. متاسفانه در سالهای اخیر به گونه ای عمل شده که این خود به هدف تبدیل شده است.
سوال اطلی این است که چه اصراری به دیدن ماه با چشم وجود دارد؟ مرجع این مسئله چیست؟ آیا آیه قرآن است؟ یا همان حدیث معروف که میفرماید صم "للرویه". آیا درست است در این زمان فعلی با همان روش 1400 سال قبل در پی اثبات شروع ماه قمری برآییم؟ آیا آقایان در همه موارد اینگونه عمل میکنند؟
خیلی جالب است که مواردی را میتوان یافت که آقایان به راحتی نص صریح قرآن را عمل نمیکنند. مثلا در آیه "و اعدوا لهم ماستطعتم فی القوه و من رباط الخیل" آقایان به راحتی نص صریح کلام خداوند را که توصیه "به پرورش اسبهای جنگی میکند" را فراموش کرده و به آن عمل نمیکنند. حتما در اینجا توجیه میکنند که زمانه عوض شده است و دیگر نمیشود با اسب جنگید و باید تانک و غیره داشته باشیم. اما در مورد اطمینان از شروع ماه قمری میگویند حتما باید ماه توسط خودشان یا افراد مورد اطمینانشان دیده شود.
این تناقض عملکرد قابل درک نیست.
آیا اگر پیامبر (ص) یا امام معصوم (ع) الان حاضر بودند میفرمودند باید ماه را با چشم ببینیم یا میگفتند به چه شکل میتوان مطمئن بود که ماه قمری شروع شده است؟
به نظر من مشکل اصلی عدم قبول ضرورت ترجمه فرهنگی احادیث و آیات قرانی است که متاسفانه بسیاری از آقایان با آن مخالفند. بسیار مهم است که ببینیم شرایط زمان نزول آیه یا صدور حدیث از کلام معصوم چه بوده است و ترجمه کلمه به کلمه برای اجرای آن در این زمان کاری است کاملا خطا.
بسیار متشکر که باب این گفتگو را باز نمودید.
ایلیا
Posted by: ایلیا | October 23, 2006 03:58 PM
آقای عبدی با سلام. استفاده کردیم. اما یک ایراد کوچک هست که خوب است منقح گردد .در جایی صواب که در مفهوم "اجر" مراد بوده ، بجای "ث " با " ص " تایپ شده که طبعا مفهوم دیگری را ( "درست" بجای "پاداش" ) افاده می کند.
عبدی : از تذکرتان ممنون.اصلاح شد.
Posted by: حجت | October 23, 2006 04:47 PM
ضمن اتفاق نظر با اظهارات شما، میخواهم اشاره ای به یک نکته بکنم. به گفتهء شما:
«اگر شكلگرايي فقط در رويت ماه بود مشكل چنداني ايجاد نميكرد، يك روز بالا و پايين بودن عيد فطر به جايي برنميخورد، ... »
به نظر من اما نباید از این نکتهء ظاهراً بی اهمیّت هم غافل شد! مشخص نبودن تاریخ یک روز تعطیل از قبل باعث بی برنامه گی و هرج و مرج اداری، تجاری و اجتماعی میشود. به عنوان مثال پس و پیش شدن روز عید فطر، یا مناسبت های مشابه که تعدادشان کم هم نیست، میتواند منجر به تغییر در باز بودن یا نبودن ادارات ومدارس و در نتیجه برنامهء مسافرتی خانواده ها شود. این به نوبهء خود بر مسألهء ترافیک تأثیر گذار میشود ، که این یک به کارایی و بازدهی ضربه متقابل میزند. از این گذشته برای سرمایه گذار خارجی مشخص نبودن روزهای تعطیل از قبل، اصولاً قابل درک نیست. چه بسا که به علت یک تعطیلی غیر منتظره خللی در یک معاملهء تجاری وارد شود!
موفق باشید.
Posted by: بیژن | October 24, 2006 08:30 PM
با سلام و تشكر از تحليل خوبتان
يك روي ديگر سكه هم اين است كه شايد با عبور از شكل گرايي به مفهوم رايج به جايي برسيم كه ديگر دين براي مردم عامي و عادي قابل درك نباشد. به عنوان مثال اگر قرار است اول ماه را تنها متخصصان ( با وسايل و تئوري هاي علمي) تشخيص دهند، آيا در درك دستورات و احكام و حتي متون اصلي مانند قرآن به اين ورطه نمي افتيم كه آنها را هم بايد از متخصصش بگيريم؟ به عقيده من اشكال بزرگ كار در اين است كه از ساده سازي هاي اوليه دين كه درك و عمل آن را براي همه ممكن مي ساخته دور شده ايم و با طرح پرسش هاي بسيار ، شبيه آن بلايي به سرمان آمده كه قوم بني اسرائيل در قضيه بقره به آن دچار شده اند. البته منظور من مخالفت با عميق شدن نيست بلكه تكيه بر دانش ها و تكنولوژي ها در قضيه دين است.
Posted by: حميد | October 25, 2006 05:52 PM
جنا ب آقای عبدی سلام
مقاله جنابعا لي و دوستان ديکر رادر رابطه با تقويم قمری و هلال را خوانده و از اينکه گفته بوديد انسانهای بدوی ازتقويم قمری استفاده مي کردند وممکن ترين کار برای آنان ديدن هلال ماه بوده است ولي زماني که آنها تعريف سال را انتخاب نمودند آنرا بر مبنای فصول سال شمسی نام گذاری نموده اند .
خوشبختانه من حدود 20سالي است که برروی تقويم قمری کار ميکنم و تا آنجا که ميدانم در صدر اسلام عرب هرکزاز تقويم قمری استفاده نمي نموده بلکه تمام شواهد نشان از آنست که ماههای عربی بر مبنای فصول سال شمسی است .
سوره توبه : آيه 36
بي گمان شماره ماهها در نزد خداوند دوازده ماه است . در کتاب خدا روزی که آسمان و زمين را آفريدو از آن چهار (ماه) حرام است اين دين پايدار است . در اينکه ماهها نزد خداوند دوازده مي باشد شکی وجود ندارد ولی آيا اين دوازده ماه می تواند شمسی باشد! همانطور که از معانی ماههای عربی پيداست
برای تحقيق در باره اينکه آيا تقويمی که پيش از حضرت محمد (ص) مورد استفاده قرار می گرفته شمسی بوده يا قمری بايد به کتاب زير مراجعه نمود.
A study in the origins and first development of the art of counting time among the primitive and early culture By Martin P. Nilson 1920
در اين کتاب در ص237 چنين آمده است
"سری ماههائی که حالا به وسيله مسلمانان استفاده ميشود را سری قديمی مکه می نامند که تعيين شده بود از روی اتفاقات مهمی که در آن زمان رخ می داده و نامهای سری مکه عبارت بودند از
1- صفر الاول 2- صفرالاخر 3- ربيع الاول 4- ربيع الاخر 5- جمادی الاول 6- جمادی الاخر 7- رجب 8- شعبان 9- رمضان 10- شوال 11- ذوالقعده 12-ذوالحجه
1- صفرالاول- نام آن را بعدها تغيير دادند و به نام محرم نامگذاری نمودند و يک ماه مقدس می باشد (بنا بر قول نويسنده عرب بخاری Buchari )
ريشه لغت صفريعنی خالی بودنTo be empty هم چنانکه دو ماه صفر در فصل زمستان قرار می گرفته و فصل بارندگی و سرما بوده است و چون هيچ محصولی در آن موقع برداشت نمی شده بدترين دوره برای بدست آوردن غذا بوده است ( ولهاوزن ص 96 ).
2- ربيع- پس از پائيز و باران زمستان آغاز می شده و جلگه ها سر سبز می گشته و قبيله ها گله های خود را در دشتها پراکنده می نمودند و شترها دهمين ماه بارداری خود را می گذراندندو اين گفته بوسيله علم صرف Etymology تائيد می شود.
3- ريشه لغت جماد به معنی سبز شدن سخت می باشد که متناسب است با سرمای تيز
4- ماه رمضان يعنی سوزان که هيچ شکی در آن وجود ندارد
5- ماههای شوال و شعبان که ريشه معانی مطمئن آن در دست نيست
6- سه ماه ديگر رجب - ذوالقعده- ذوالحجه از روی جشنها گرفته شده است. در ماه رجب جشنی برگزار می شده در مکان مقدس که شتر و گوسفند قربانی می نمودند و ريشه لغت به معنی بيم داشتن يا احترام گذاردن می باشد و بنا بر اين آن را مقدس می خواندند.
7- دو ماه ديگر نسبت داده شده به ماه زيارت رفت. ذوالقعده به ماه جلسه يا نشست معروف است The month of sitting . اين نام را برای اين انتخاب نمودندچون هيچگونه سفری در اين ماه انجام نمی شده و يا هيچگونه گردش و شکاری در آن ماه صورت نمی گرفته و آن اولين ماه از ماه صلح می باشد. نام ذوالحجه از خود مراسم حج گرفته شده است."
همچنانکه ديديم ماههای عربی اصولا بر مبنای سال شمسی درست شده است و آن بايد ثابت بوده باشد در متد تجربی. البته ماههای سری مکه از اصلاح تقويم سريانی بدست آمده است همچنانکه می بينيم در تقويم سريانی ماهها همانند تقويم عربی می باشد. برای مثال کانون اول – کانون آخر و يا تشرين اول – تشرين آخرکه بر مبنای سالهای شمسی بوده که خود رساله ديگری می طلبد
سئوال اينست که پس اين تقويم قمری از چه زماني بر جهان عرب تحميل شده همانطور که میدانيم در زمان خلافت عمر ( آثار الباقيه ص48 ترجمه اکبر دانا سرشت ) پس می بينيم که اين تقويم از زمان عمر مرسوم گشته وهيچ ربطي به قرآن و پيامبر ندارد وجالب اينجاست در قرآن تمام سالهائي که بعنوان ( سال ) مطرح می شود بر مبنای فصول سال شمسي است و جالب تر از آن مجموع تعداد روزهائي که در قرآن آمده است برابر است با تعداد روزهای سال شمسي 365 روز.
/ در تورات اولين نشان از شمارش سال در زمان حضرت نوح ميباشد که بر مبنای علم ترتيب تاريِخ
از روی زمان طوفان در سال2370 پيش از ميلادبوده و سال تقسيم شده بود به 12 ماه سی روزه و يک پنجه اضافه در آخر سال همانند تقويم مصری و پارسی .
سفرپيدايش باب هفتم . 24 / 11 : 7 باب هشتم 5 / 3 : 8
11- و در سال ششصد از زندگانی نوح در روز هفدهم از ماه دوم درهمان روز جميع چشمه های لجه
عظيم شگافته شد و روزنهای آسمان کشوده .
24- و آب بر زمين صدوپنجاه روز غلبه يافت
باب هشتم
3- وآب رفته رفته از روی زمين برکشت وبعد از انقصای صدو پنجاه روز آب کم شد
5- و در روز هفدهم از ماه هفتم کشتی بر کوههای آرارات قرار کرفت.
اين عمل نشان دهنده آنست که از روز هفدهم در ماه دوم تا روز هفده از ماه هفتم برابر با 150 روز می باشد بنابراين هر ماه برابر است با 30 روز است. 30= 5 / 150
هم چنانکه ميدانيم گردش ماه بدور زمين بطور متوسط برابر است با 29 روز و12 ساعت و 44 دقيقه که بر حسب روز عبارت است از 5305/29 روز بنا براين در پنچ ماه 65/147= 5*5305/29 روز می باشد.
عدد 147 نشان دهنده اين است که ماهها قمری نبوده چرا که غير ممکن است که پس از 150 روز هلال ماه دوباره ديده شود و اين خود نشان آنست که تقويم شمسی بوده دوازده ماه سی روزه ويک پنچه اضافه در آخر سال هماننده تقويم مصری .تاريخ نويس يهود josephas که در قرن اول ميلادیميزيسته در کتاب of Antiquities of the jews book I pag ,80 ,ch3 خود چنين بيان ميدارد.
اين واقعه اتفاق افتاد در ششصدمين سال حکومت ايام نوح که در آن زمان دومين ماه بوده که مقدونی ها Macedonias آنرا ديوس Dios و يهوديان آنرا مرحشوان Marsuan می ناميدند و آن مطابق قراداد تقويم مصری بوداست. جا لب اينجاست که مدت زندگانی ايام نوح در تورات و قران برابر با 950 سال است .
سفر پيدايش باب نهم 29/ 28 : 9
28- ونوح بعد از طوفان سيصدوپنجاه سال زندکانی کرد .
29- پس جمله ايام نوح نهصدوپنجاه سال بود که مرد .
سوره عنکبوت .
14- همانا فرستاديم نوح را بسوی قومش پس ماند در ايشان هزار سال بجز پنجاه سال پس کرفت ايشان را طوفان حاليکه بودند ستمگران . 950 = 50 - 1000 سال
بحث ديگری که قابل توجه است وقايع ای است که در تورات وقرآن مشترک می باشد.اينک بجاست
به بينيم اين وقايع مشترک در کجا بيان شده .
تعبير خواب حضرت يوسف در مصر بوده و همانطور که در تاريخ علم اثر جورج سارتن ص 23 کتاب خود بيان ميدارد. مصريان حساب زمان و تقويم را بر حسب خورشيد قرار داده بودند. البته خود متن تفسير خواب اشاره به تقويم فصلی ( خورشيدی ) است .
سوره يوسف .
47- گفت کشت کنيد هفت سال پياپی پس آنچه را درويديد بکذاريدش در خوشه خود جز اندکی از آنچه ميخوريد .
سفر پيدايش باب 41 30 / 29 : 41
29- همانا هفت سال فراوانی بسيار در مصر ميآيد .
30- و بعد از آن هفت سال قحط پديد آيد وتمامی فراوانی مصر در زمين .
سوره يوسف
48- پس بيايد پس از اين هفت سال سخت که ميخوردند آنچه آماده کرديد برای آنها بجز اندکی از انچه نکهميداريد .
داستان سر کردانی قوم يهود بمدت چهل سال .
سفر اعداد باب 14 34/ 33 : 14
33- و پسران ايشان در صحرا چهل سال آواره بود .
34-بر حسب شمار روزهائيکه زمين را جاسوسی ميکردند يعنی چهل روز يکسال بعوص هر روز .
سوره مائده.
26- کفت همانا حرام است برايشان چهل سال سر کردان مانند در زمين پس در يغ نخور بر گروه کافران.
پس همانطور که بيان شد ما هيچ رابطه با تقويم قمری نمی بينیم .
در قرآن آیه ای وجود دارد که از اهله نام می برد که معنی آن برابر است با هلال ها که منظور بیش از یک
هلال می باشد .وباز هم این هلال ها ربطی به ماه های قمری ندارد و اکثر مفسرین از صدر اسلام تا بحال
نتوانسته اند تفسیری درست بر این آیه انجام دهند.
سوریه بقره ایه ی 189
از تو سوال کنند درباره هلال ها بگو آنها هستند فصل های ثابت (مواقع معین)برای انسانها و حج آن..
در مواقع معین هلال ها ؟ برای انسنها و حج ..... که در اینجا قرآن فقط یک تقویم را پیشنهاد می کند.
ولی متاسفانه در همین ایران عزیز ما دارای 2 نوع تقویم می باشیم .
برای آنکه بدانیم منظوراز هلال ها چیست دانشمند فضایی آمریکا carl-sagen در کتاب خود COSMOS
ص47 نیان می دارد .
"در 21 دسامبر اولین روز زمستان نور خورشید به صورت دو نشان مجموعه ای از هلال ها ((SPIRAL
را در میان گرفته و یک شکل بی نظیر برای خواندن تقویم از روی اسمان را به وجود می اورد "
البته این یک بحث علمی است چون در ان روز خورشید بر کره زمین عمود واقع می شود و چون کره زمین
از خورشید کوچکتر هست اشعه آن پس از بر خورد به کره زمین بر روی خود انعکاس یافته و هلال ها را
بر روی خورشید می توان مشاهده نمود.
اينجانب کتابي در رابطه با تقويم قمری نوشته ام که ميتوانيد آنرا در کتابخانه دانشگاه ملي ( بهشتي ) تحت عنوان
"نظريه ای بر تقويم قمري پيشنهاد تقويم اسلامي زمان پيغمبر(ص)"
را مطالعه نموده که با خواندن آن متوجه ميشويد شب قدر در 23ماه مبارک رمضان ( ثابت) در اول ماه مهر
که شب و روز مساوی است واقع خواهد شد . محمدرضا-مهدی
عبدی : با توجه به بی اطلاعی بنده در این زمینه از ارائه مطلب شما سپاسگزارم.حتما خوانندگان هم استفاده خواهند کرد.
Posted by: محمدرضا-مهدی | October 28, 2006 11:39 AM