الطاف كيهان
روز يكشنبه 14/8/85 يكي از دوستان تماس گرفت و گفت كه لطف كيهان شامل حال تو هم شده است و توصيه كرد كه آنرا بخوانم. به ناچار از طريق سايت كيهان مطلب زير را ديدم كه يادداشت مفصلي بود و اين مقدار آن نصيب بنده شده بود:
روز يكشنبه 14/8/85 يكي از دوستان تماس گرفت و گفت كه لطف كيهان شامل حال تو هم شده است و توصيه كرد كه آنرا بخوانم. به ناچار از طريق سايت كيهان مطلب زير را ديدم كه يادداشت مفصلي بود و اين مقدار آن نصيب بنده شده بود:
*********************************************
به تازگي عباس عبدي عضو تندرو و طرد شده حزب مشاركت كه اسناد ارتباط مالي- سياسي وي با برخي محافل آمريكا منتشر شد، در گفت وگو با ارگان مطبوعاتي حزب كارگزاران (شماره 145، 6 آبان 85) با اشاره به انتخابات اولين دوره شوراي شهر تهران گفته است:
«در شوراي شهر اول علت آن كه افرادي مانند عبدالله نوري، سعيد حجاريان و ديگران نامزد شدند يا نامزدشان كردند معطوف به همين نگرش اصلاح ساختار بود حتي اگر انتخابات، يك انتخابات جزيي و كوچك مثل شوراها باشد وگرنه آنها چه ارتباطي دارند با اداره شورا و شهر؟ مردم البته بعدا فهميدند]!![ كه شوراها تاثيري در ساختار سياسي ندارد».
مردم البته با 3 انتخابات شوراها، مجلس و رياست جمهوري ثابت كردند كه اتفاقاً مفهوم و موضوع انتخابات را خوب تشخيص مي دهند و صرفا از جرياني تندرو و فاقد حداقل كفايت سياسي و اجرايي روي برگردانده اند. اما سخن- به اجمال- اين است كه آيا نيروهاي دلسوز، ملي گرا و مومن در مجموعه جريان اصلاح طلب مي خواهند راه رفته در بن بست را دوباره بروند و حيثيت خويش را خرج جريان مطرود و منزوي در نگاه افكار عمومي بكنند كه به زيست انگلي و معطوف به حمايت از بيرون از مرزها خو كرده و در خدمت برنامه ريزي هاي كلان شبكه صهيونيستي- سرمايه داري جهاني است؟!
محمد ايماني
********************************
ابتدا ناراحت شدم، چون آن آقاي ايماني كه من ميشناختم بعيد بود كه چنين چيزهايي بنويسد، لذا با آقاي حجاريان تماس گرفتم كه وي را ميشناخت تا گله كنم كه به فلاني بگو تو كه مسأله را ميداني از سكوت من سوءاستفاده نكن، به هر حال من هم مجبور ميشوم كه حرف بزنم. آقاي حجاريان گفت فرد مورد نظر تو در كيهان نمينويسد و اسم كوچكش هم محمد نيست و آنقدر انصاف دارد كه چنين ننويسد.
اما در اينجا به نويسندهي مطلب، يعني جناب محمد ايماني و مديریت محترم كيهان متذكر ميشوم كه در يك خط مطلب سه خطاي فاحش وجود دارد. اگر واقعاً سخن منقول از من اشكال داشت، چرا با جملات پيشين ناخواسته آن خطاها را پوشاندهايد؟
ـ اولاً گفتهايد كه عنصر طرد شدهي حزب مشاركت. عزيزم! شما كه ملاك اعتبارتان در ارزيابي حق و باطل، رفتارهاي مرسوم حکومت و ساختار موجود قرار دادهايد، چرا به جاي آنكه بنويسيد طرد شده از جانب اين ساختار، گزاره خلافی را ادعا كردهايد؟ از كي تا حالا ملاك حق و باطل بودن افراد از نظر شما طرد يا جذب حزب مشاركت شدن است؟
ـ رابطهي سياسي با آمريكاييها چه معنايي دارد؟ اگر منظورتان جلسهي يونسكو است كه مربوط به سال 77 است و نه اخيراً، و آن هم رابطهي سياسي نيست، مگر فرهنگ لغات جديدي منتشر شده باشد كه بنده بي اطلاع هستم.
ـ اما مهمترين مطلب شما رابطهي مالي بود. اجازه بدهيد خيلي روشن صحبت كنم. اگر من يا هر كس ديگري در موقعيت من دنبال كسب مال باشد، هيچ راهي، تأكيد ميكنم هيچ راهي راحتتر و بيدردسرتر و پرثمرتر و بيخطرتر از همراهي با ساخت موجود نيست. اگر فرد يا افرادي دنبال پول باشند، كافيست به جاي احساس مسئوليت و بيان نظرات مسؤولانهي خويش سكوت پيشه كند و البته اگر مجیز هم بگويند بهتر و مطمئنتر است، آنگاه هرچه بدزدند و ببرند و بخورند، مجازند و مورد سؤال واقع نميشوند، كافيست وضع مالي افراد هم سن و سال و هم هوش و استعداد امثال مرا با كساني كه برشمردم مقايسه كنيد تا نتيجهي فوق براي شما حاصل گردد، گرچه اين نتيجه واضحتر از آن است كه نيازي به اين مقايسه وجود داشته باشد.
عليرغم اين نكات، اين مطلب كوتاه نكات مثبتي هم دارد، زيرا بر حسب شنيدههايم از آنچه كه در گذشته و هنگام زندان بودنم عليه من گفته شده است خوشبختانه خبري نيست، زيرا بر همگان حتي آقايان كيهاني (و صد البته براي شما به دلايلي بيشتر) حقيقت آشكارتر از آن شده است که قابل کتمان باشد.
Comments
یعقوب مهرنهادچهره شاخص اصلاح طلبان در بلوچستان رد صلاحیت شد
یعقوب مهرنهاد تنها فعال جامعه مدنی بلوچستان که دارای سابقه چندین ساله در سازمانهای غیر دولتی است ودبیر انجمن جوانان صدای عدالت (تشکلی که دارای هزاران نفر عضو فعال است) در انتخابات شوراها رد صلاحیت شد جهت آشنائی بیشتر با این فعال جامعه مدنی وحقوق بشر در بلوچستان به وبلاگهای زیر مراجعه نمائید.
http:sedayedalat.persianblog.com
http:mehrnehad.blogfa.com
Posted by: از بلوچستان | November 10, 2006 03:12 PM
جناب عبدی
من همان روز که مطلب کیهان منتشر شد می خواستم اشاره ای داشته باشم ولی موضوعیتی نداشت که بتوان در کامنت به آن اشاره نموده به هر تقدیر کسانی که کیهان را می خوانند نیز به خوبی می دانند خط این جریده از کجا سرچشمه می گیرد به راستی کیهانی ها مردم را آن قدر عوام تصور نمود ه اند که هر روشنفکری را آنها انگ خیانت و وایستگی بزنند و مردم هم به راحتی قبول کنند به راستی کدامیک از افرادی مانند عبدی . زید آبادی سروش و یا کدیور طرفی مادی از این انقلاب برای خود بسته اند؟ مردم فرق دلسوزی و خیانت را به خوبی می دانند . نیت هایمان را درست کنیم
Posted by: عبداله بعیدی | November 10, 2006 03:26 PM
حیف وقت نیست که به ایراد گیری از رفتار کیهانی ها و کلا کسانی که زندگی شان را در راه تهمت زدن و سایر امور مشابه میگذرانند و صد ها بار هم تذکر شنیده اند و عوض نمیشوند ، هدر دهیم . بنظر من در مورد انتخابات بنویسید و خطرات صوری شدن آن و دیگر انواع تقلب و خطر تحریم .
Posted by: ابراهیم م | November 10, 2006 09:18 PM
سلام
می خواستم بگم وبلاگ شما چند روزی است که با مشکل مواجه شده است.
عبدی : یکی دو روز مشکل از سرور بود که ظاهرا برطرف شده.
Posted by: tvadn hnild | November 11, 2006 02:44 AM
جناب عبدی یکی از نشانه های فروباشی ان است که مدعیان دین مداری رفتاری در تضاد مدعا بیشه کنند یکی از چسب ها وجدان مشترک است که با دین گریزی چسبندگی خود را از دست میدهد این نوشته ها از اعتبار واقبال عمومی بی بهره اند جواب هم ندهید فرقی نمیکند
Posted by: parviz | November 11, 2006 08:52 AM
1.هميشه از عكس العمل برخي نوسندگان از جمله مسعود بهنود به مطالب كيهان متعجب مي شدم.حالا يك نفر حرفي زده خوب بزند اين همه لاطائلات گفته مي شود اين هم روي آنها.فرضا آقاي ايماني همان ايماني باشد شما كه كاركشته ايد چرا برايتان همه است؟آنها كه بايد درباره شما قضاوت كنند مي دانند به كدام حرف گوش كنند.
هنوز هم به درستي نميدانم دليل اين همه حساسيت به مطالب كيهان چيست؟بخاطر سابقه اش يا...؟
2.درباره مسائلي كه مستقيما به ايران مربوط نمي شود مثل پيروزي اورتگا يا دموكراتها نمينويسيد؟
عبدی : در مورد کیهان دلیلی داشت که باید متن را با دقت بیشتری خواند.اما در مورد مسائل خارجی اگر به موضوع آشنائی کافی داشته باشم می نویسم.
Posted by: عماد آسنا | November 11, 2006 09:06 AM
متأسفانه با جواب دادن به یک مطلب از کیهان به مطالب این نشریه وجاهت بخشیدید. یعنی مطالب این نشریه درست است و این مطلب که پاسخش را داده اید دروغ است . شما تیراژ این نشریه را ببینید مردم خود پاسخ چنین روزنامه هایی را داده اند . باور کنید خدا شما و هرآنکه کیهانیان بر آن می تازند را دوست دارد . دیر یا زود همه ما نقاب خاک برچهره خواهیم کشید و آیندگا بر آنچه که بر این مردم رفته خود بهتر قضاوت خواهند کرد .
آقای عبدی با اینکه برخی نظراتتان را در مورد آقای خاتمی و اصلاحات قبول ندارم اما به ایمان و مبارزاتی که برای اعتلای نام ایران کرده اید ایمان دارم
Posted by: Anonymous | November 11, 2006 03:11 PM
با سلام
جناب عبدی , کیهان است دیگر چه می توان کرد؟!
این برادرن و خواهران مخلص و متعهد به اخلاق و قانون عمری است که تنها کارشان همین .... هاست و بس.
Posted by: کوهزاد | November 12, 2006 12:47 AM
بهتر است وقت خود را با خواندن آن مطالب تلف نکنید
Posted by: saeid | November 13, 2006 07:11 PM
جناب اقای عبدی
من اعتقاد دارم پاسخ به کیهان و کیهانیان بصورت منطقی مدتی است که منسوخ شده!!! چون این .....ها در این چند ساله هرچه تهمت و افترا زدند و پاسخ منطقی شنیدند به گوشه لباسشان!!! برنخورد. من اگر جای شما بودم پاسخی در حد شان شان می دادم مثال آن بچه .... که اگر یک گوشه نگاهی بکنند بدش نمی اید و اگر بزنندش فورا شکایت می کند که بدادش برسند. از بالای پشت بام بابا بزرگ در خانه مردم سنگ پرانی می کند و هیچ کسی هم جلودارش نیست.
Posted by: کریمی | November 15, 2006 01:30 PM