« اول حاکمیت دو گانه بعد استقلال مالی حکومت از مردم (نگاه مهمان) | خانه | برنامه عملياتی مقدم بر شرکت در انتخابات (نگاه مهمان) »

انتخابات پيش رو

من نظرات كلي خود را درباره انتخابات و تا حدودي دو مورد پيش رو قبلاً بيان كرده‌ام كه تحت عنوان «سياست‌هاي انتخاباتي مطلوب» در سايت هست، اما به دليل خبري‌تر شدن انتخابات برخي از دوستان و خوانندگان خواسته‌اند كه در مورد 24 آذر بيشتر صحبت كنم، به ويژه آن كه برخي هم به اشتباه تصور كرده‌اند كه من طرفدار شركت در انتخابات موجود هستم. بنابراين مي‌كوشم كه در حد اجمال به مسأله بپردازم با اين توضيح كه براي پرهيز از طولاني شدن مطلب دوستان مي‌توانند ابتدا مطلب "سياست‌هاي انتخاباتي مطلوب» را نيز مطالعه نمايند، تا دچار پرسش‌هايي نشويم كه پاسخ آنها در آن مطلب داده شده است.

1ـ در ميان اين دو انتخابات طبعاً توجه اصلي به شوراهاي شهر است در حالي كه اهميت شوراها در برابر خبرگان چيزي نزديك به صفر است، اما از آنجا كه معيارهاي واقعاً موجود انتخابات خبرگان به نحوي است كه مفهوم انتخاب رادر مورد آن برآورده نمي‌كند، وفقط در حدودي حق انتخاب وجوددارد كه از نظر مردم تفاوتي جدي ميان گزينه‌هاي موجود نيست. لذا به خبرگان پرداخته نمي‌شود. و اصولاً يكي از دلايل اجازه دادن به رقابتي‌تر شدن شوراها در همين كم اهميت بودن اهميت آن است،البته این انتخابات وقتی مهم خواهد شد که بتواند نماد مسايل ديگري قرار گيرد.
هم‌چنين هر نوع اظهارنظر مصداقي درباره شوراها متوجه تهران است و نمي‌توان موارد مصداقی گفته شده را براي ديگر شهرها هم تسري داد، البته اظهارنظرات كلي درباره همه موارد مي‌تواند صادق باشد. با اين توضيح خبرگان را از دستور بحث خارج مي‌كنيم و صرفاً به شوراها پرداخته مي‌شود.
2ـ همان طور كه در سياست‌هاي انتخابي مطلوب گفته شد، شركت و عدم شركت آگاهانه در انتخابات يك رفتار است كه بايد برحسب سود و زيان يا هزينه و فايده تحليل شود. چه افرادي منطقاً و برحسب ارزيابي هزينه و فايده بايد در انتخابات شوراها شركت كنند؟ براي پاسخ بايد به اصول زير توجه كرد:
ـ هر نوع شركتي در هر انتخابات، رأيي است كه به آن ساختار داده مي‌شود، مگر آن كه در بطن رأي داده شده (برحسب افرادي رأي گيرنده يا برحسب شعارها و برنامه‌هاي آنها) نوعي اعتراض نسبت به چنين ساختاري با هدف اصلاح آن وجود داشته باشد واین برداشت براي همه قابل فهم باشد.
بنابراين افرادي كه ساختار را قبول دارند، مي‌توانند از اين مرحله عبور كنند و خود را آماده شركت نمايند. اما افرادي كه هدف اعتراضی واصلاحي دارند، به ناچار بايد پيام اعتراض و اصلاحي خود را به نحوي منعكس كنند كه قابل درك عمومي باشد. تفاوت استنباط از رأي دوم خرداد 1376و بيست و هفتم خرداد 1384 در همين نكته كليدي مستتر است.
براي افرادي كه نسبت به روند كلي اعتراض دارند و آن را به نفع جامعه و كشور نمي‌دانند، مشاركت در انتخابات افرادي، براي اداره امور شهر، حتي اگر به بهبود وضع اداره شهر منجر شود (كه الزاما نخواهد شد) ناقض هدف اصلي آنان براي اصلاح روند كلي است، زيرا موجب استحكام روند كلي خواهد شد، مگر آن كه هدف انتخابات را به نحو روشني متوجه اين روند كلي نمايند.
ـ هرگونه شركتي لزوماً مي‏بايد به نحوي همراه با تضمين سلامت انتخابات باشد. اگر از كارخانه‌اي خودرو مي‌خريم، طبعاً ‌تضمين و گارانتي آن را هم درخواست مي‌كنيم، اگر ما حاضر نيستيم خودرويي را بخريم كه هيچ تضميني ندارد، و خريدهاي قبلي هم به نحوي بوده كه عيب خودرو كاملاً مشخص بوده و به سرعت از رده مصرف خارج شده، آيا حاضريم كه پول خود را صرف خريد چنين خودرويي كنيم؟ البته شايد نتوان چنين تضميني رانقدا اخذ كرد، اما هر گروهي كه مردم را به مشاركت دعوت مي‌كند، بايد چنين ضمانتي را در سياست‌هاي خود اعلام كند، نمي‌توان پس از انتخابات نتيجه را محصول حزب پادگاني، تقلب دانست، اما همزمان نتيجه را پذيرفت و هم براي انتخابات بعد آماده شد. اگر با حضور اصلاح‌طلبان در وزارت كشور و رياست جمهوري آن اتهامات به انتخابات زده مي‌شد، اكنون چه انتظاري براي انجام انتخابات سالم داريد؟ اگر واقعاً انتخابات سالم برگزار شد، آيا همين دليل بر صلاحيت اين افراد نيست كه كارها را خوب و عاري از نقص انجام مي‌دهند(و بر عکس)؟
ـ هرگونه مشاركتي بايد پاسخ به موثر و كارآمد بودن نهاد در دست گرفته شده را نيز داشته باشد، نمي‌توان به شوراها رفت و سپس كار مردم به دليل بروز دوگانگي در ساختار حكومتي و شهرداري با اختلال مواجه شود و دود آن به چشم مردم برود و روز از نو روزي از نو.
3ـ اگر مسأله اصلی فرد، اصلاح ساختار موجود نيست و آن را كمابيش مي‌پذيرد، در اين صورت مي‌تواند صرفاً با هدف اصلاح امور شهر وارد انتخابات شود، و طبيعي است بايد افرادي را برگزيند كه كارآيي بيشتري در اداره بهتر شهر از خود نشان مي‌دهند، اما اين افراد به صفت فردي لزوماً كارآيي بيشتري ندارند، بلكه در تعامل و ارتباط با كل ساختار است كه توانايي آنها سنجيده مي‌شود. اگر من با بهترين راننده دنيا مسابقه بدهم ولي او يك ژيان و من يك بنز آخرين مدل داشته باشم، احتمالاً من برنده مسابقه خواهم بود، اما اين دليل توانايي برتر من در رانندگي نيست، بلكه من و بنز بر او و ژيان چيره شده‌ايم.بنا براین برای کارائی و تاثیر باید عناصر منسب با زمینه را برگزید.
4ـ وقتي كه شهردار اسبق (آقاي ملك‌مدني) انتخاب شد، در جلسه‌اي گفتم كه اگر شهرداري بتواند يك كار كوچكي انجام دهد، نشان از شروعي خوب است، و آن كار هم برداشتن و جلوگيري از نصب دوباره برچسب‌هاي تبليغي از روي ديوارها و درهاي منازل مردم است كه شهر را كاملاً زشت كرده و به حقوق مردم نيز تجاوز شده است. اما روشن بود كه با آن تعارضات يا دوگانگي حاكميت كه اراده‌اي جدي هم پشت قضيه نبود، آن شهرداري قادر به انجام اين مسأله نبود، در حالي كه شهر تهران مسايل بسيار بسيار مهم ديگري هم داشت كه به دليل اين دوگانگي قادر به حل هيچكدام از آنها نبود، و اين چنين بود كه اگر افرادي بسيار ضعيف و با اتلاف منابع فراوان پس از آن جماعت در مصدر كار قرار مي‌گرفتند نزد مردم چنان كارآمد و حتي به لحاظ ذهني افلاطون شمرده مي‌شدند كه همه را به تعجب وامي‌دارد.
5ـ به طور مشخص در انتخابات شوراها تصوير و شعاري كه معطوف به اموري فراتر از اداره امور شهر باشد، مشهود نيست، و كسي كه بخواهد از منظري برتر از مسايل شهري برای شرکت در این انتخابات تصمیم بگیرد، طبعاًرمینه ای ملموس و جدي نمی بیند. شايد اصلاح‌طلبان خود را در اين مقام تعريف كنند، اما با توجه به عملكرد گذشته آنان و نيز عدم تغيير سياست‌هايشان (حتي عقب‌گرد از گذشته) طبعاً با وضع موجود آنان نمي‌توانند مصداق چنين تحولي باشند، و لذا بايد آنان را هم فقط از منظر اداره امور شهري با ديگر گروه‌ها مقايسه كرد و نه از حيث اصلاح ساختار كلي كشور. بنابراين شاید به لحاظ اداره امور شهر ترجيح دارد كه طيف قاليباف عهده‌دار امورشهر شود و شايد به همين دليل است كه برخي از اصلاح‌طلبان اعلام كرده‌اند كه در صورت كسب اكثريت ،قاليباف را شهردار مي‌كنند، در اين صورت مي‌توان پرسيد پس چرا از ابتدا به ليست قاليباف رأي نمي‌دهيد که منافع ديگري هم دارد، زيرا پيروزي اصلاح‌طلبان موجب حساسيت و اتحاد راست مي‌شود و در همان حد هم در امور شهر كارشكني مي‌كنند، در حالي كه با روي كار آمدن طيف قاليباف دعوای درون جناح حاكم تشديد مي‌شود و آنان زبان يكديگر را هم بهتر مي‌فهمند.
البته باید پذیرفت که اصلاح‌طلبان به دلايلي نمي‌توانند خود را كنار بكشند و نيازي هم نيست كه احزاب و گروه‌ها به طور رسمي وارد فاز تحريم شوند، و كوششي هم براي جلب نظر آنها در اين زمينه مفيد فايده نيست.
6ـ از منظر تأثيرگذاري بر سياست كلان كشور مي‌توان احتمالات متعددي را نيز در نظر گرفت كه یکی از احتمالات ،پيروزي كامل طيف حاكم بر دولت است كه در اين صورت سياست‌هاي جاري در دولت (در همه زمينه‌ها) به امور شهري هم تسري پيدا مي‌كند، و همه اين سياست‌ها با شدت و اعتماد به نفس بيشتري پيگيري و اجرا خواهد شد. طبيعي است كه بجز طيف مذكور، عده‌اي ديگر هم خواهان تشديد روند جاري براي به بن‌بست رسيدن سريع‌تر ساختار هستند، از اين گزينه استقبال مي‌كنند.
احتمال ديگر هم پيروزي كامل طيف قاليباف است كه از حيث تعارضات دروني نيروهاي حاكم مي‌تواند جالب باشد و طبعاً انعكاس‌هايي هم بر اوضاع نهادهاي ديگر و حتي انتخابات آينده خواهد داشت.
احتمال ديگر پيروزي اصلاح‌طلبان است، كه شروع مشكلات براي مجموعه كلان و امور شهري و حتي براي اصلاح‌طلبان است، گرچه اين شروع مي‌تواند مبناي اقدامات مثبت باشد، مشروط بر اين كه اراده‌اي براي تداوم راه آغاز شده باشد، اما با توجه به تجربه گذشته، احتمالاً اداره امور شهر و رابطه دروني اصلاح‌طلبان و رابطه‌شان با مردم بیش از پیش دچار اشكال و نابساماني خواهد شد. احتمال ديگري هم وجود دارد كه ،تشكيل شوراي شهر از تركيبي از سه طيف است، كه اين حالت مطلوبت‌ترين شكل براي اصلاح‌طلبان است كه هم از زير بار تحمل شكست رهايي يابند و هم اين كه در ايجاد شكاف درون جناح‌هاي حاكم نقشي را ايفا كنند، و از آنجا كه بخشي از طيف حاكم بسيار بي‌تجربه و كم‌حوصله و زيادخواه است،تشدید چنين شکافی در صورت بروز اين احتمال متصور است.
با توجه به جميع شرايط هر فردي مي‌تواند برحسب پيش زمينه‌هاي فكري خود در انتخابات شركت كند يا نكند، و تصور مي‌كنم كه با توجه به پيش زمينه‌هاي تحليلی من، مي‌توان نتيجه گرفت كه برحسب منطق مذكور در متن معتقدم كه هزينه‌هاي شركت قطعي است ولي منافع آن اندك و غير محتمل است. هم‌چنين اين كه تضميني براي سلامت آن ارايه نمي‌شود. ضمن اين كه فضا براي بروز شکاف میان جناح حاكم را نبايد از بین برد.

Comments

با سلام
مشکل بزرگ ما این است که هیچ پروژه سیاسی جایگزین نیز ارائه نمیشود. اشکلاتی را که شما در مورد تاکتیک اصلاح طلبان برشمرده اید بیشتر صحیح بنظر میرسد، اما اگرمنتظر باشیم تا شکاف میان جناح حاکم دری در برابر ما بگشاید؛ بسیار خوب ،میتوانیم این گونه عمل کنیم، ولی آیا فکر نمیکنید هنگامیکه این شکاف واقعا جدی
شود، با توجه به شرایط داخلی و بین المللی، برای طرح یک پروژه سیاسی ملی، فرصتی نداشته باشیم؟

عبدی : در عالم سیاست هیچ راه حلی بی مشکل نیست شاید باید میان راه بد و بدتر انتخاب نمود اما مساله این است که مشکلات راهبردهای موجود تجربه شده و نقد است اما در باره موارد دیگر این مشکلات احتمالی و نسیه است.

سلام اقای عبدی من به تازه گی با شما اشنا میشوم ولی واقعا از سخنان شما لذت میبرم شما را ادمی میبینم که خود فریبی یا ندارید یا شاید کم دارید (البته تمام انسانها کم وبیش به عنوان یک مکانیسم دفاعی خود فریبی دارند که برای رسیدن به یک شمای ایده ال انسانی هر چه بیشتر انسان باید کوشش کند که از این عار ضه خود را دور کند) براستی که حرف را بدرستی بیان نمودید وحق را گفتید واین مایه خشنودی است ...جائی که صحت وسقم خود انتخاب وانتخابات زیر سوال است من نمیدانم که چگونه است که بعضی از روشنفکران نامی ما هم انتخابات در ایران را با انتخابات در امریکای جنوبی وبه روی کار امدن جناح چپ و پوپولیستها در این جا وانجای حهان مقایسه میکنند و یا حتی پا را فراتر نهاده وبا انتخابات در امریکای شمالی مقایسه میکنند... ویا با انتخابات برگزار شده در بحرین مقایسه میکنند... نمیدانم خود فریبی تا چه حد میتواند باشد ... ایا انها نیز صندوق سازند .. واین رویه ایست که در تمام دمکراسیها میشود ...ودمکراسی جیزی است که حتی با کذشت 200 سال از عمر خود در امریکا هنوز با صندوق سازی پیش میرود.... بنابراین اشکالی ندارد که در ایران ما هم ناگهان پو پو لیستها به روی کار بیایند ..این روند طبیعی دموکراسی است!!!! پس اگر دمکرا سی چنین روند ی دارد ایا سزاوار است که ما وقتمان را تلف کنیم؟؟ من براستی از انان تعجب میکنم وهنوز باورم نمیشود که اینچنین میگویند ... دلم میخواهد که صبح شود ببینم که خواب بودم ... چون من نسلی هستم که با تفکرات این مردمان بزرگ شدم وبرای تفکراتشان بسیار احترام قائل بودم..(وهنوز هم هستم چون صبح نشده)...!! اگر بخواهم باور کنم که از زبان بزرگانی که برایم روزی الگو بودند چنین سخنانی جاری شده خودم هم زیر سوال میروم ..پس میبینید که دوست دارم خودم را بفریبم ... به هر حال به شما تبریک میگویم که توانستید کوتاه ومستدل انچه در دل داشتید بیان کنید .. دست حق همراهتان

تحليل جالبي داريد ولي در مورد اصلاح طلبان خيلي منفي نگاه كرده ايد. اگر تجربه گذشته آنها كمك كند حداقل در سطح مديريت شهري كمي به فكرامور فيزيكي و معيشتي عام باشند، كارنامه مثبتي براي انتخابهاي بعدي خواهند داشت.

عبدی : وقتی آمدند نشان خواهم داد که حاکمیت دو گانه چگونه موجب محکومیت دو گانه آنان می شود.

عبدی عزیز سلام از مقالاتت در روزنامه سلام تا الان دنبالت کرده ام از نظر من به معنای واقعی کلمه قهرمانی و الگو برای هر ایرانی دوستدار کشور اما عاجزانه تقاضا میکنم در این شرایط حساس مردم را از شرکت در انتخابات ناامید نکن خودت گفتی سیاست انتخاب بین بد و بدتر است نوشته ات را دربست قبول دارم ولی در این شرایط شرکت در انتخابات از هوا واجبتر است بگذار دریچه تنفسی باز شود صبور
باشی و خدا نگهدار

عبدی : مساله این است که اگر چنین دریچه ای باز شود حداقل به لحاظ منافع شخصی(فارغ از منافع ملی که برای همه است)وضع من از شرائط کنونی به در میآید و طبعا باید از آن استقبال کنم.اما تصور نمی کنم که چنین شود.آن که دوم خرداد بود نتیجه اش این شد که می بینیم حال با شورای شهر و چند ده هزار رای احتمالی چه گلی بر سر خود خواهیم گذاشت؟مساله من رای و انتخابات نیست این را همیشه گفته ام مساله حاکمیت قانون و حل مشکل استقلال حکومت از ملت است که متاسفانه دوستان هیچ برنامه ای برای آن ندارند.با این حال من مطلقا کسی را به رای ندادن دعوت نمی کنم حتی در خانواده ام چنین است و برخی از آنان در 27 خرداد84 شرکت کردند و من حتی یک کلمه هم با آنان در این باره سخن نگفتم.اما باید حرفم را بزنم تا معلوم شود چه چیز درست است و چه چیز نادرست.اگر امروز حرفی نزنم دوستان فردا خواهند گفت چرا قبل از انتخابات نگفتی.ضمنا من اعتقاد ندارم که موافقت یا سکوت من و امثال من وقتی که زمینه عمومی برای شرکت مردم نباشد موجب شرکت مردم می شود .رابطه سیاستمداران و مردم قدری پیچیده تر از آن است که مردم بدون زمینه دنباله رو باشند.

با سلام
تحليل جنابعالي چنانچه از طرف حزبي همچون مشاركت ابراز شود يا مفروض به وجود كليتي نسبتا متحد از يك جبهه سياسي فعال در مقابل جناح حاكم باشد ميتوان انرا تا حدودي پذيرفت!علاوه بر اين تحليل جنابعالي مفروض بر وجود كليتي واحد و هوشمند به نام ملت ايران است كه كاملا ميل به ايجاد تحولات اثباتي و ارتقائي دارد! اما به نظر من مردم ايران در همان وضعيتي اند كه اقاي حجاريا ن براي ان 2صفت قائل شده است!اول:شكست طلبي و دوم: كلبي مسلكي .واضح است كه هردو اينها در زمينه اي از فقدان شكل گيري تفكر اجتماعي تشديد ميابد! به نظر من يك اشتباه بارز چپ در ايران ودر مقاطع گوناگون تلاش در جهت اتحاد توده بوده است.اين اشكال به تز جديد اقاي حجاريان وارد است كه ميگويد نخبگان بايد با توده ارتباط پيدا كنند!لابد مبناي تئوريك جنبش مردمي اصلاحات هم چنين تفكري است.شايد در بخشهايي از ايران بتوان چنين چيزي ديد اما در كل كشور شكافها بيش از حدي است كه بتوان از كلي واحد كه توان تغيير ات اثباتي داشته باشند سخن گفت.لذا به نظر ميرسد كه بايد گذاشت تا پيكارهاي اجتماعي در شكلي تقريبا طبيعي خود جريان يابد تا فرصت ها يا روزنه هايي براي اليتهاي پيشرو فراهم گردد! به عنوان مثال جنابعالي مطوب ميدانيد كه اصلاح طلبان بايد نقد دروني فعال را شروع كنند!اما سؤال اين است كه اين اصلاح طلبان چه كساني هستند و چه كساني نيستند؟بنا بر اين بايد اجازه داد تا از دل جرياناتي كه بخش عمده اش ناشناخته است هسته هاي اغازين ساختار مرحله بعدي تحول كشور شكل بگيرد !اگر اشتباه نكنم اين تحليل جنابعالي با تز خروج از حاكميت در يك راستا ميباشد لذا نقدهايي كه اقاي حجاريان در كتاب (اصلاحات در برابر اصلاحات)به ان تز داشتند تا حدودي بر اينهم وارد است.

عبدی : خوشبختانه آن کتاب موجب شد که دیدگاههای آن زمان مکتوب بماند تا معلوم شود هر نظری تا چه حد معقول و منطقی می توانسته باشد.

موافق ام. با ذکر اين نکته که حاکميت تمام و کمال جريان موسوم به سوم مزيت هايي دارد که از ديده ي تيزبين شما مخفي نيست.

با سلام و تشكر
آقاي عبدي، واقعيت اين است كه براي اخذ يك تصميم و انتخاب يك مورد از بين گزينه هاي مختلف به هيچ وجه كافي نيست كه تنها خصوصيات آن گزينه را ذكر نمائيد. شما به حق (البته به نظر من) فرموده ايد كه شركت در انتخابات داراي هزينه هاي سنگين قطعي و دستاورد هاي محتمل سبك است. راستش اولين نتيجه گيري كه به ذهن راه مي يابد اين است كه پس شركت كردن منطقي نيست. اما واقعيت اين است شايد اگر خصوصيات گزينه شركت نكردن را بيان مي كرديد مثلا به اين نتيجه مي رسيديد كه هزينه آن بسيار سنگين تر و دستاورد هاي آن بسيار كمتر است. به عنوان مثال اگر در خصوص يك بيمار ي بسيار شديد گفته شود فلان معالجه بسيار گران و احتمال موثر بودنش نيز كم است به هيچ وجه به معناي نفي آن معالجه نيست بلكه بلا فاصله بايد پرسيده شود خوب وضعيت راه هاي ديگر چيست.
متشكر مي شوم اگر به همين خوبي كه هزينه ها و دستاورد هاي احتمالي شركت در انتخابات شورا ها را شكافتيد تلاشي نيز در مورد گزينه هاي ديگر بخصوص تحريم و شركت نكردن داشته باشيد.

عبدی : اگر راهی بود که فرد یا افرادی می توانستند همه مردم را مثلادر حد 85در صد پای صندوق بیاورند و به افراد مورد نظر من و شما رای بدهند مطمئن باشید که کار به اینجاها نمی رسید.بنابر این تحلیل مذکور بر حسب واقعیت موجود است که امکان ندارد مردم را بدون قول و قرار متقن به پای صندوق آورد.من با شما موافقم که در انتخابات شرکت کنیم خیلی خوب است اما لازم است که شعار مناسب این هدف بدهیم.باید به قول وقرار خود پایبند باشیم و اگر نشدیم باید به مردم حق بدهیم که از ما روی برگردانند.اشتباه نکنیم اگر مردم آنطور که شما می خواهید یعنی بی قید و شرط مشارکت کنند در این صورت حیطه رد صلاحیتها گسترده تر خواهد شد.قضیه به این راحتی نیست که فکر کنیم با مشارکت گسترده می توان حکومت را درست کرد.
فعلا باید هزینه مشارکت قبلی را پرداخت

از تحلیل شما کمال استفاده را بردم.

جناب عبدی!
گفته های شما متین است اما چند ایراد بر بحث شما وارد است.
اول این که شما هیچ بدیلی را پیشنهاد نکرده اید. یعنی تنها از یک منظر سلبی به این مساله نگاه کرده اید.
دوم این که پیروزی اصلاح طلبان در شوارای شهر یک ارزش سمبلیک دارد. حتی اگر هم پیروز نشوند همین ائتلافشان و تمرین تشکیل جبهه ای واحد و کم کردن از منیتها یک تمرین ساده ای است برای رسیدن به بلوغ کافی در زمینه سیاست ورزی و اثر گذاری وهم چنین تمرین برای میدانهای بزرگتر.
سوم این که شما به درستی به این نکته اشاره کرده اید که افراد به صفت فردي لزوماً كارآيي بيشتري ندارند، بلكه در تعامل و ارتباط با كل ساختار است كه توانايي آنها سنجيده مي‌شود.. شاید بتوان این نکته را هسته نظر شما دانست که حتی در صورت پیروزی هم اصلاح طلبان با کارشکنی روبرو خواهند شد و امکان هر عملی از آنها گرفته خواهد شد. اما یک نکته را در نظر داشته باشید و آن این که اصلا راس و قعر ساختار در ایران چندان قابل تعریف نیست. و این همان نکته ای است که تعریف اصطلاح پر کاربرد نظام را با مشکل مواجه کرده است. تنها می توان گفت که در ایران آن گروهی موفق خواهد شد که بتواند دل برخی از افراد ممتاز از لحاظ قدرت را به دست آورد.. علت شکستهای قبلی اصلاح طلبان به این دلیل بود که به واسطه رایی که داشتند احساس بی نیازی به این شخصیتهایی که می توان به آنها اصطلاحا نظام گفت کردند و به قولی خواستند از آنها عبور کنند. اگر شما به محورهای ائتلاف اصلح طلبان نگاه کنید خواهید دید این نکته ای که شما فرموده اید در این این ائتلاف مد نظر قرار گرفته شده است و لذا می توان گفت که یک تعامل نصف و نیمه به چیزی شبیه سیستم مورد نظر شما به دست آمده است.

سلام جناب عبدی:ممنون ومتشکر از مطالب دقیق و اصولی که نشون دهنده نگرانی شما ودقتتون به مسائل جامعه است.به نظر من چه کسانی که در انتخابات شرکت میکنند وچه کسانی که شرکت در انتخابات را بی فایده میدونن بنا به فکر و نظر شخصیشون به این نتیجه میرسند وقطعا قابل احترام ولی به نظرم حداقل نقد احتیاج اعمال همه ماست ولی چند نکته در مورد مطالب شماکه برام سواله:
1-شما گفتید شرکت در انتخابات رای به ساختار موجود است؟ولی سوالی که پیش مییاد آیا هر کسی که در انتخابات شرکت نمیکنند نظرشون شکستن ساختارهاست؟شما در مطلب سیاستهای انتخابی مطلوب به این نکته اشاره میکنیید که شرکت در انتخابات به عنوان نفی گفتمان خشونت آمیز برای تغییر است.آیا شما راه دیکه ای برای این نفی گفتمان سراغ دارید؟
2-شما در هر 2 مطلبتون به اصل هزینه و فایده اشاره میکنید ولی جهت روشن شدن موضوع به هزینه وفایده شرکت نکردن اشاره ای نمیکنید؟شما نمگید که شرکت نکردن چه هزینه وفایده ای داره به نظرم جا داره جهت تصمیمات بهتر از این زاویه هم به این موضوع نگاه بشه.
3-شما به سلامت انتخابات موثر بودن انتخاب شدگان وگستره نامزدها توجه میکنید که قطعا از مهمترین مسائل و بدیهی ترین اصول یک انتخابات است و نگرانی امروز همه است ولی ما فرض میگیریم که شرکت این در این دوره به حداقل برسه برنامه و قدم بعدی شما چیه؟چه برنامه یا حداقل چه چشم اندازی از بعد دارید.چه حرفی برای کسانی که شرکت نکردن دارید که قطعا نظر همشونم با شما یکی نیست.مطمئنا نمی خواین بگین اینها نظر شخصیتون است و به بقیه کاری ندارید چون چه بخواین وچه نخواین شما به عنوان مرجع در جامعه مطرحین و قطعا نگرانیهاتون از این حرفها بیشتره و مقدار هزینه شخصی که پرداختین مبینه این سطح از دغدغه شماست.
4-به نظر شما آیا بهتر نیست اصلاحطلبها یک برنامه برای بدنه ای قوی و متشکل داشته باشند تا حداقل پاسخگویی از طرف انتخاب شدها بوجود بیاد تا دیگه منتخبین مثل خاتمی از عناوین کلی کارشکنی جهت توجیه ضعفها استفاده نکنند.
5-به نظر شما وقتی مردم قهر کردن و در انتخابات شرکت نکردن سلامت انتخابات بیشتر شد یا وقتی در تصمیم گیری حضور داشتند؟که البته این قهر مقداریش از عملکرد ضعیف اصلاحطلبان ناشی میشد.
به نظر من جواب این سوالها حداقل کمک میکنه برای تصمیمگیری بهتر و دقیقتر.
من در مطلب قبلیم از کلمه پیچوندن استفاده کردم که گویا شما ناراحت شده بودید اینجا از شما معذرت میخوام.

عبدی :هیچ بحثی در خوب بودن شرکت در انتخابات نیست پس شرکت نکردن کلا ضرر است اما شرکت در انتخاباتی ضروری است که حداقل شرایط(سه شرط گفته شده در مقاله اول)را دارا باشد اگر کسی ادعا کرد که این سه شرط در حداقل لازم وجود دارد باید شرکت کرد اما اگر این حداقلها نباشد موضوعی به نام انتخابات نیست که خواسته شود در آن شرکت کرد.
بنا براین مساله ای به نام شرکت کردن مطرح نیست.این وظیفه طرفداران شرکت است که وجود حداقلها را ثابت کنند و اگر کردند وظیفه همه ماست که در آن شرکت کنیم.
بعلاوه دوستان چرا در مورد انتخابات خبرگان سکوت می کنند و خود را از شرکت در آن برکنار می دارند؟اگر می توان در آن مورد شرکت نکرد آیا نباید عوارض منفی شرکت نکردن را بیان داشت؟به نظر من انتخابات خبرگان از جهت حذف هاشمی برای این دوستان می تواند مهمتر باشد.
آیا نباید یک نفر جواب بدهد که قصدشان از رفتن به شورا چیست و براساس تجربه قبلی چه می خواهند انجام دهند و تضمین این برنامه چیست؟فوری می گویند برنامه شما چیست؟من که کسی را به شرکت دعوت نکرده ام که برنامه بدهم آنان که دعوت می کنند باید چنین کنند.
اما برنامه هم هست ولی وقت آن الان نیست چون مشکل مملکت و من انتخابات نیست که در این مرحله بخواهم برنامه بدهم.برنامه در مقالات متعدد مذکور است اما مفصل آن برای بعد از انتخابات.

با سلام:
آقای عبدی تمام نکات را به درستی اشاره کردید. نمی شود از یک سو شورای نگهبان وسیتیم انخابات را نهی کرد ولی از سوی دیگر در آن شرکت کرد

آقای عبدی عزیز،

عمل به نظر شما باعث یاس بیشتر میشود. هر جا که انتخابی بود باید شرایطمان را به نیروهای « پیرو انتصاب » تحمیل کنیم. اینکه آنها نخواهند گذاشت و ...نه تنها سازنده نیست در نوع خود مضر هم میباشد. باید ما شرایطمان را به آنها تحمیل کنیم نه بر عکس

آیا شما جایی را سراغ دارید که « امتیاز به دستان » از امتیا زها شان با شرکت نکردن مردم درتصمیم گیری ها چشم پوشی کرده باشند.؟

احساسم این است که شما مایلید آقای قالیباف شهردار شود تا اختلاف بین پیروان انتصاب شدیدتر شود. این دقیقا نظر تحریمی ها بود که میگفتند درانتخابات شرکت نکنیم تا حاکمیت یکدست شده ، زودتر فرو بپاشند. ایا نتیجه ای داشت؟

شرکت در انتخابات با برنامه ای معقول ( عملگرایی به جای بنیاد گرایی) و تحت تاثیر قرار دادن عرصه عمومی . کنش به جای واکنش یا انفعال به نظر من دست آورد بیشتری دارد.


عبدی : اگر واقعا می توان نظر خود را تحمیل کرد حتما در انتخابات باید شرکت کرد.
البته در انتخابات اگر شرکت شد و تقلب موثری نبود باید شرافتمندانه نتیجه را پذیرفت و به قول معروف جر نزد و اگر تقلب موثر شد شرافت به خرج داد و زیر بار نتیجه نرفت.و اگر هر دو این راهها منتفی بود با احترام دور انتخابات را خط کشید.
اما من موافق آن سیاست نیستم گرچه معتقدم آنقدر برخی افراد خرابکاری کردند که جامعه را در این سراشیبی قرار دادند.
آنان که مدعی بودند بیش از همه بروقوع این احتمال خطرناک افزودند.دولت و وضعیت کنونی محصول بی چون وچرای عملکرد گذشته از جمله شرکتها و عدم شرکتها چشم بسته است.این نوع رفتارها موجب شد که بسیاری نسبت به اصل انتخابات نا امید شوند.بعد در یک تحلیل غیر قابل قبول تحریمی ها را مسئول خطاب کنند.
انگیزه های افراد موجب درستی تصمیمات آنان نمی شود.چه بسا با انگیزه خیر بسوی هدف مورد نظر حرکت کنیم اما به دلیل خطا در نقطه مقابل سر در آوریم.بنابراین باید برای هر کارمان دلائل کافی و مستدل ارائه کنیم.
بله ممکن است با مشارکت در یک عمل موقتی امیدوار شویم اما هنگامی که با شکست مواجه می شویم یاس و نا امیدی به شکل وحشتناکی تمامی وجود ما را می گیرد.یاس امروز ناشی از این تحلیلها نیست بلکه ناشی از آن سیاستهای غلطی است که اوضاع کشور را به اینجا رساند و هنوز هم خود را ذیحق و دیدگاههای دیگران را باطل می دانند.

با سلام
من هم کاملا با شما موافقم مخصوصا در مورد تضمین سلامت انتخابات که اتفاقا تا به حال مدافعین شرکت در انتخابات جوابی برای این مساله نداشتند که اتفاقا خودشان هم وجود امدادهای غیبی را تایید می کنند.
اما جدا از این مساله طرفداران شرکت برای نمونه سید ابراهیم نبوی،پیروزی در این انتخابات را برای پیروز شدن در انتخابات بعدی مهم می دانند.در این باره چه نظری دارید؟

عبدی : مگر در گذشته هر انتخاباتی که به پیروزی انجامید انتخابات بعدی هم منجر به پیروزی شد؟احتمالا باید توضیحات دیگر هم باشد که پس از ارائه می توان اظهار نظر کرد.

عباس عزیز
پرسش اساسی برای من این است آیا اصولا غایتی به نام دموکراسی برای این ملک قائلید؟
نقطه عزیمت به سوی دموکراسی کجاست ؟
آیا دو گانه اصلاح طلبی -محافظه کاری برای بروز چنین هدفی مناسبتر است یا اختلاف سلیقه میان اصولگرایان؟
اگر حضرتتان پیروزی قالیباف را برای وجه جمهوریت سیستم مناسبتر می دانید چرا شفاف از لیستی که سردار (لابد دکتر ) طلایی در راس آن است حمایت نمی کنید؟
و یک خواهش لطفا نگویید که این مطلب صرفا تحلیلی است و موضع گیری خاصی ندارد....

عبدی : من اساسا شرکت نمی کنم که از لیستی حمایت کنم.
دموکراسی هم نیاز ضروری این مملکت است اما پیش نیاز نسبی آن حاکمیت قانون است با تمام لوازمش و برای این کار باید استقلال مالی دولت را از میان برد بدون چنین هدف و برنامه ای از دل دموکراسی مورد نظر دولت کنونی بیرون می آید.یک خواهش لطفا نگوئید که این دولت محصول عملکرد و برنامه های قبلی نیست.!!!

به نظر من شما، در این مورد، سردرگمید: هزینه و منفعت، دو تشبیه هستند که در این متن –مانند بسیاری از متن های دیگر والبته نه بیشتر از آنها- مورد سو استفاده قرار گرفته اند. دقیقا مانند کاربرد آن در این جمله کلاسیک :" اصلاح طلبان، حاضر به پرداخت هزینه اصلاحات نبودند و به همین خاطر ، شکست خوردند"،
ما اصلاح طلبان را به خریدار کالایی تشبیه می کنیم که حاضر نیست بهای ان را بپردازد و در نتیجه نمی تواند انرا به چنگ بیاورد.
این جمله مهمل است، و اصلا گزاره نیست که به درستی یا نادرستی آن قضاوت شود. چیزی که در این جملات ، به هزینه تشبیه شده، (کلیه ملزومات –اعم از فعالیت ها و محاسبات جسورانه و احتمالا ناخوش آیند- برای بقا در قدرت) است ، و چیزی که قاعدتا باید به کالا تشبیه شود، صندلی قدرت است، و اگر بخواهیم این جمله را بدون تشبیه بازگویی کنیم، می شود: "اصلاح طلبان قدرت را از دست دادند، چون ملزومات آن رعایت نکردند."
که این جمله هم ، یک همانگویی است و هیچ خبری راجع به هیچ چیز نمی دهد.

اما مثلا جمله " اصلاح طلبان صندلی قدرت را از دست دادند، چون اولیت نخست آنها، حفظ صندلی قدرت نبود." یک گزاره معنا دار است و می تواند درست یا نادرست باشد. اما مهمل نیست. همانگویی هم نیست.

با سلام اینکه گفته اید شرکت نمی کنید معنی آن این نمی تواند باشد که شرایط فعلی هیچ آزادی برای رای دادن وجود ندارد؟ در صورتیکه میتوان شرکت نمود و رای باطله ارائه داد تا از حق تعیین شده در قانون اساسی استفاده نمود مگر اینکه قائل باشید رای های باطله را برای جریان حاکم مصادره خواهند نمود.

عبدی : رای باطله وقتی موثر است که اولا به یک جریان غالب تبدیل شود که اجازه چنین کاری را نمی دهند.ثانیا حتما آن رای باطله محسوب شود و شکل دیگری اعلام نشود.که فکر نمی کنم این دو شرط وجود داشته باشد.

با سلام
با توجه به اينکه راي دادن به معني تاييد حاکميت و همچنين با توجه به اينکه امکان دستکاری در انتخابات وجود دارد بنده نيز در سال گذشته در انتخابات شرکت نکرده ام و امسال نيز شرکت نخواهم کرد.
اما اگر اقاي معين به دور دوم انتخابات رياست جمهوري مي امدند براي رهايي از وضع موجود در انتخابات شرکت ميکردم. اگر اقاي معين روي کار مي امدند ، با توجه اينکه تفاوت هاي زيادي با آقاي خاتمي داشتند از جمله اينکه مانند ايشان ترسو نبودند( خودتان نيز اين مطلب را در نامه اي چند وقت پيش به اقاي خاتمي گفته بوديد) و اميدوار بودم در مواردي مانند رد صلاحيت هاي شوراي نگهبان در انتخابات هاي گوناگون مثل اقاي خاتمي کوتاه نمي امدند جريان اصلاحات رو به راهي مي برد که مطمئنا با شرايط فعلي فرق داشت.(همانطور که اقاي حجاريان نيز در سخنانشان گفته اند : اقاي خاتمي با برگزاري انتخابات مجلس هفتم اخرين ميخ را بر تابوت اصلاحات کوبيدند.) اگر آقاي خاتمي در برابر رد صلاحيت هاي مجلس هفتم مقاومت بيشتري به خرج مي دادند و در نهايت اعلام مي نمودند با وجود شرايط فعلي برگزاري انتخابات امکانپذير نيست، دو راه در برابر اقتدار گرايان قرار مي گرفت :1- تاييد صلاحيت ها 2- عزل آقاي خاتمي که با توجه به راي 20 ميليوني ايشان و جانب داري کامل اصلاح طلبان از اين ايده، عزل ايشان محتمل به نظر نمي رسيد.
البته جا دارد که از اقاي خاتمي تشکر کرد اما ........
اکنون نيز تنها راه رهايي از اين شرايط، قدرت گرفتن دوباره اصلاحات است. بنابر اين تحريم انتخابات نه تنها مشکلي را حل نمي کند بلکه موجب ادامه وضع فعلي است که مسلما به نفع مردم نخواهد بود. بنا بر اين اگر خواهان تغيير شرايط فعلي هستيم بايد در انتخابات شرکت کنيم تا ارام ارام جريان اصلاحات رو بيايد گرچه اصلاح طلبان برنامه ي مدوني براي اداره شهر تهران ندارند اما انتخاب ديگري نيز برای رهايی از وضع موجود وجود ندارد و تنها دليل راي دادن به اصلاح طلبان هموار کردن راه براي پيروزي در انتخابات اينده است.

آقاي عبدي مقاله شما به عنوان يك كهنه كار ايرادي داشت كه من متعجب شدم. شما حاكميت يك دست را موجب عملكرد بهتر دانسته‏ايد. حال آنكه حاكميت يك دست موجب فساد است. بله! در حاكميت دوگانه، براي كارهايي كه خاصيت تبليغاتي دارد و در چشم مردم است مثل كندن برچسب در منازل كارشكني مي شود ولي وقتي حاكميت يكدست شد تنها چيزي كه مهم خواهد بود همين اقدامات تبليغاتي است و بس و فساد پنهان ضربه‏هاي بزرگتري به كشور مي‏زند. اهميت شوراها به هيچ عنوان كم نيست و با فرستادن اصلاح طلب‏ها مي‏توانيم مطمئن باشيم كه كسي به سادگي نمي تواند دزدي كند.

عبدی : ظاهرا به تمام مقاله توجه نشده.
گفته ام اگر کلیت وضع موجود را قبول دارید در این صورت اداره شهر به وسیله امثال آقای قالیباف موثر تر است تا اصلاح طلبان زیرا اصلاح طلبان به دلیل انتقادات خودشان به کلیت است که می خواهند در این انتخابات شرکت کنند و کلیت هم نخواهد گذاشت که آنان که کنند و اینها هم برنامه ای برای مقابله با این مانع تراشی ها ندارند.
بنا بر این با شما موافقم و به همین دلیل نگاه من متوجه شورای شهر نیست.و مطمئن هستم که با این اقدامات قدمی به جلو بر نخواهیم داشت.اما با دو دست شدن غیر کارکردی حگومت دود این دودستگی توی چشم مردم می رود همچنان که قبلا رفت.بعلاوه من که گفته ام حالت بهتر تر کیب از هر سه گروه است.
ضمنا دزدی شدن و نشدن به عوامل دیگری بستگی دارد که ارتباطی با این انتخابات ندارد.

آوردن اين دو نكته كه پيروزي در انتخابات ميتواند مقدمه اي بر پيروزي در بقيه انتخابات باشد(مثل تجربه رياست جمهوري) و اينكه پيروزي نسبي منجر به ايجاد شكاف در قدرت ميشود(با توجه به اينكه از پانزده نفر تهران يك سومشان شانس
پيروزي دارند) ، با اول كلام شما يعني عدم شركت در انتخابات نمي خواند همين دو احتمال توجيه شركت نمي تواند باشد؟

عبدی : نکته اول در مقاله من نیست بلکه ادعای دیگران است که نقل شده.در مورد نکته دوم هم درست است اگر کسی فکر می کند که آنچه را که در نتیجه مشارکت به کلیت ساختار عرضه می کند در برابر این احتمال چیز مهمی نیست پس حتما باید شرکت کند.اما اساس آن مطلب چیزهای دیگر است و این نکات کاملا حاشیه ای است.مساله اصلی دفاع از وجود حداقلی از سه شرط انتخابات است.در این مورد اظهار نظر کنیم اگر این سه شرط در حداقل هم وجود داشت شرکت لازم است و اگر نبود که نه.

سلام
من امیدوارم اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر رای نیاورند و حداکثر یک نفر از آنها رای بیاورد تا در شورا حضور داشته باشد که همه می دانند فواید زیادی دارد و در انتخابات خبرگان نیز هر چه بیشتر بنوانند رای بیاورند زیرا در آنجا مباحث مهمی می تواند یازگو شود و اتفاقات خوبی می تواند رخ دهد. اما دلایلم برای رای نیاوردن در انتخابات شورای شهر:
1- اصلاح طلبان از طیف وسیعی تشکیل شده اند که اصلا مرزبندی شفافی ندارند و به محض رسیدن به قدرت باز همان دعواها و کارهای سیاسی را مشاهده خواهیم کرد.
2- اصلاح طلبان هنوز باید خیلی روی خودشان کار کنند و کار حزبی و تشکیلاتی را در چارچوب دموکراسی یاد بگیرندو اگر به قدرت بازگردند همه چیز خراب می شود.
3- در صورت پیروزی اصلاح طلبان بهترین فرصت برای جناح حاکم در وارد آوردن آخرین ضربه نیز فراهم خواهد شد. ئاقعا برای اصلاح طلبان از همین حالا باید فاتحه را خواند.

سلام جناب عبدی
بنظر عقلانیتی که بشرکت اصلاح طلبان در انتخابات شوراها ها فرمان میدهد مورد مناقشه جدی است چرا که بار سیاسی ان انقدر پایین است که شوق و ذوق شرکت وپیروزی در ان تعجب اور است زیرا اصلا بردی در ان متصور نیست حتی در صورت تصاحب همه کرسی های شهر تهران که نماد سیا سی ماجراست این قضیه نه روحیه بخش است ونه محبوبیتی در پی دارد زیرا همانطور که متذکر شدید حتی شورایی که کاملا هماهنگ با دولت باشد هم قادر به حل مشکلات تهران نخواهد بود و نا کارامدی شورا از هم اگنون قابل پیشبینی است ایا شرکت در این انتخابات با این پیامدهای اشکار گویای پای کشیدن از اصلاحات وپس گرفتن ادعا و مشمول قرار گرفتن در دایره
تنگ شده خودیها نخواهد بود بنطر اگر شورای شهر را سیاسی نکنیم همانطور که نیست بیشتر مفید خواهد بود

جناب عبدي از تحليل هايت بوي الرحمن حيات سياسيت مآيد.شعار نارفيق مائو را ميدهي كه "هر چه بدتر بهتر".!!

عبدی : ظاهرا هر کسی از ظن خود شد یار من!!!وز درون "متن" نجست اسرار من.!!

اقاي عبدي
من يك دانشجوي ايراني در امريكا هستم و با دانشجويان زيادي از كشور هاي مختلف اشنا و رفيق هستم. نكته اي در مورد دانشجويان چيني و ويتنامي به نظرم بسيار عجيب امد. تمام انها بجز يك نفر كشورشان را كشوري ازاد ميپندارند. وقتي نظر دانشجويان چيني را در مورد ماجراي ميدان تيان يان مين و كشتار دانشجويان ميپرسم يا از ان چيزي نميدانند يا ان را موجه ميدانند.
حقير در ابتدا گمان كردم كه اينان از همديگر حساب ميبرند(معمولادر هر دپارتمان گروهي از انان هستند)و نگرانند گزارش به مملكت برسد .اما ان يك نفر استثنا كه درابتدا ذكركردم معتقداست اينان درسيستم رشدكردند و شستشوي مغزي شدند.
گفتم پس چرا دانشجويان ايراني ..... چنين ازادانديش و شجاعند. گفت نتيجه اين وضع را در اينده -شايد20 سال ديگر خواهيد ديد.
حال جناب عبدي فكر نميكنيد كه كه ايران هم اگر به همين وضع به پيش رود تا بيست سال ديگر همه ما قلبا پيرو استبداد خواهيم شد. ديگر انروز ديگرانند كه باعث شكاف داخل حكومتمان خواهندشد نه مردم.

عبدی : اگر این مطلب صحیح باشد اولا ما باید همیشه از استبداد دفاع کنیم چون 2500 ساله که اینطوری تربیت شده ایم.دوم این که اگر استبداد پذیرفته شود دیگر به سختی می توان آن را استبداد نامید .
بنابر این احتمالا قضیه جور دیگری است اما چون با چین و ویتنام آشنائی ندارم طبعا نمی باید اضهار نظر کرد.ولی اگر ما هم بودیم و می دیدیم که چین توانسته طی دو دهه رشد بسیار بالائی را برای جمعیت 1.3 میلیاردی خود تامین کند طبعا دارای حکومت کارآمدی است که بسیاری از آن دفاع خواهند کرد گر چه در ادامه توسعه آن مواجه با مطالبات دموکراتیکی خواهد شد که در صورت عدم تامین با بحران مواجه می شوند.
اما قضیه در مورد ایران فرق می کند.با 50 میلیارد درآمد نفتی بیکاری و فقر و نابرابری و رشد کمتر از 5 درصد موجب سرافکندگی است .
البته به سنتهای سیاسی و فرهنگی ایران و آن در کشور نیز باید توجه داشت.

با سلام
با كليات تحليل شما موافقم زيرا هرچه بررسي كرده ام شركت در انتخابات نفعي را عايد مردم نخواهد كرد . اما مشكل در اين است كه چه بايد كرد
اگر در انتخابات شركت كنيم مجبوريم در قالب تعريف شده توسط قدرت طلبان حضور يابيم و عملا مهره اي هستيم كه منافع آنان را تامين مي كنيم . اگر در انتخابات هم شركت نكنيم به خواست ديرينه آنها مبني بر بي اثر كردن انتخابات كمك كرده ايم & واقعا چه بايد كرد ؟

عبدی : آنان اگر چنین خواستی داشتند که مردم شرکت نکنند به راحتی آن را محقق می کردند.
ضمنا دوستان چنان سخن می گویند که گوئی مسائل مملکت را با این انتخابات می خواهند حل کنند و اگر نکنند خیانت عظیمی مرتکب شده اند.یکی از موانع جدی اصلاحات در جامعه ما همین عمل زدگی مفرط است .

شورا فرصتی برای حضور مردم در عرصه و انتخاب افرادی برای نمایندگی آنان در شهر یا روستا برای حل مشکلات کوچک و جزئی و مسائل روزمره آنان است. انتخابات شورا بهترین محمل برای تمرین دموکراسی و نیز مسئولیت پذیری آحاد جامعه است و از همین روست که احزاب در این انتخابات عموما بدون هیچ پیش شرطی به میدان آمده و حتی در وضعیت حداقلی نیز در عرصه حضور می یابند. چگونه انتخاباتی که در روستاها و شهرهای کوچک شاهد حضور بالای 70 درصدی مردم است و در هر دوره حدود 200هزار نفر را در تصمیم گیری و اداره امور مردم مشارکت میدهد این قدر بی اهمیت می شود؟

عبدی : درچنین انتخاباتی که توصیف شد شایسته است که شرکت نمود.

یادآور می شوم در جریان انتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی که پس از کودتا برگزار شد، نهضت مقاومت ملی با شعار « یا پیروز می شویم یا رسوا میکنیم » در آن انتخابات شرکت کرد. در شرایط کنونی هم اگر احزاب اصلاح طلب در انتخابات شرکت نکنند پس چه کنند؟ آیا آقای عبدی راه حل بهتری سراغ دارند؟ آیا چون یک جریان پادگانی بر کشور حاکم شد باید دست روی دست گذاشت و کار را به شمشیر حضرت ابوالفضل در آن دنیا سپرد ؟ آیا با شرکت نکردن اصلاح طلبان و مردم در انتخابات مشکل حل می شود ؟ مگر شورای دوم را فرموش کردید؟

عبدی : حتما شرکت کنید .حتما هم دست روی دست نگذاریم.با شرکت نکردن مشکل حل نمی شود.اتفاقا من از یک جهت موافق شرکت دوستان هستم تا بلکه یکبار دیگر هم تجربه کنند.ظاهرا تجربیات گذشته چندان کافی نبوده است.

چون حاکمیت در اختیار جریان اقتدارگراست، شورای سوم اگر در اختیار جریان مقابل قرار گیرد همچون ژیانی در برابر بنز قافیه را خواهد باخت. خوب پس چه کنیم؟ آیا با انفعال و سپردن شورا به دست اقتدارگریان واقعا مشکلات حل خواهد شد؟ در کجای تاریخ انفعال و دست روی دست گذاشتن موجب برتری و برقراری آزادی و استقلال و عدالت شده است؟

شهرداری کنونی که با مکانیزه کردن جمع آوری زباله و طرح جهادی 137 رضایت بیشتری جلب کرده است تا پاک کردن برچسب ها!!

عبدی : آن مورد یک کار کوچک بود که در زیر چرخدنده های حاکمیت دو گانه له شد.از کارهای بزرگتر اصولا نباید مثال آورد.

جناب آقاي عبدي
با سلام
گيريم كه اصلاح طلبان شوراي شهر و مجلس و رياست جمهوري را مجددا برنده شدند .چكاري مي خواهند انجام بدهند كه قبلا مي توانستند انجام بدهند و انجام نداده اند؟
خواهشمند است به زعماي قوم بفرماييد شما كه صحبت از
حافظه تاريخي مي كنيد اصلا هيچ مي دانيد كه حافظه و يا
خداي ناكرده تاريخ كجاست؟

پیش فرض استدلال شما اینه که نظام حکومتی ایران به رای گروه تحریم کننده نیاز داره, در حالی که با توجه به سانسور, این گروه تحریم کننده اصولا خیلی بزرگ نخواهد شد و ثانیا به علت وجود نفت, رژیم به رای به مفهوم تایید نیازی نداره. عمل گرایی حکم می کنه که وقتی راه دیگه ای برای تاثیرگذاری نیست از ظرفیت های موجود استفاده کرد.

عبدی : خوب اگر نیازی نیست چرا در باغ سبز باز شده؟نکند می خواهیم بگوئیم دچار اشتباه مجدد شده اند؟بعلاوه از ظرفیت استفاده کنیم من هم موافقم.اما ضرر نه.این برنامه ها موجب فائده نخواهد شد.ورود در میدان از پیش باخته چیزی جز انفعال نیست حتی اگر تعدادی از آنان رای هم بیاورند.

با سلام
آقای عبدی از چند هفته پیش که سایت شما راه اندازی شد من بسیار خوشحال شدم چون یکی از مشکلات اصلی اصلاح طلبان یعنی عدم ارتباط با مردم (یا حداقل بخشی از مردم) تا حدودی کمتر شده و البته راه صحیح ایجاد ارتباط را نیز نشان داده است امیدوارم روزی برسد که کلیه احزاب اصلاح طلب ( وحتی غیر اصلاح طلب) مخصوصا حزب محبوب بنده یعنی مشارکت بصورت جدی از این امکان استفاده کنند زیرا مردم میتوانند بصورتی واقعی تر (وبدون سانسور و ملاحظات دیگر) از نظرات آنان آگاه شوند
البته این موضوع مسئولیت سنگینی را نیز متوجه آنان خواهد کرد مسئولیت زعامت مردم و در نتیجه مسئولیت نیک بختی یا بدبختی آنان را(البته تا حدودی نه صددرصد)
به همین جهت از شما خواهش میکنم و حتی هشدار میدهم خیلی دقیق ، عقلانی و تا حد توان قریب به صحت ارائه تحلیل و نظر بفرمایید که بسیارند امثال بنده که با توصیه های امثال شما (مخصوصا خود شما )تصمیم میگیرند.
چون این اولین مرتبه است که بنده در سایت شما کامنت میگذارم لذا این مقدمه طولانی را آوردم با عرض پوزش.
اما در مورد موضوع انتخابات :
اولا :تحریم های قبلی بود که این شورای شهر فعلی را با 15درصد رای و پس از آن هاله نور را به مردم تحمیل کرد و الان معلوم میشود که خاتمی با تمام ترس و بی عملی و .... چه سدی در مقابل رفتارهای وحشتناک برخی ها بوده. پس لطفا تحریم را که صد در صد اوضاع را بدتر از این خواهد کرد توصیه نکنید
مطمئن باشید قفل شدن سیستم که فقط با انقلاب یا حمله دشمن باز خواهد شد خیلی هم مطلوب نیست.
چه بخواهیم و چه نخواهیم باید از مسیر اصلاحات برویم اما اینکه متولیان پیشین اصلاحات ضعیف وبی تجربه و برنامه اصلاحات پر از ایراد و اشکال بود دلیل توصیه به تحریم نمیتواند باشد باید با سعی و تمرین مجدد و صد البته عقلانیت همراه با سرعتی بیش از این ، عقب ماندگی ها را جبران کرد
تا جایی که بتوانیم در راه وروش و نظر و عمل بهترین ها را پیدا کنیم و به آنها و ملزوماتشان تن بدهیم این همان دمکراسی است
ثانیا مگر صاحب اصلاحات خاتمی و ...و شما هستید که اگر خطایی کردید مردم از اصلاحات ناامید شوند مطمئن باشید اگر شما نتوانید این بار را به مقصد برسانید مردم کسان دیگری را مامور به اینکار میکنند که البته تا اینجا از نظر من کارنامه شما و اصلاحات خیلی هم بد نیست بالاخره شکست هم نیمی از بازیست پس ما همچنان وارد میدان بازی میشویم و آنقدر قوی بازی میکنیم که نه ناجوانمردیهای حریف نه ظلم داور و نه حتی سب بلاتر هم نتوانند ما را بازنده کنند و با این پیروزی هم اعتراض خود را به سیستم موجود و مخصوصا امدادهای غیبی حامی آن اعلام خواهیم کرد و هم امید و انسجام تازه ای بدست خواهیم آورد که برای مراحل بعد یعنی اداره شورای شهر و... . هم برای مسابقات بعدی یعنی انتخابات مجلس ، ریاست جمهوری و ... مفید خواهد بود .
نگران نباشید برای دورها و مراحل بالاتر هم تاکتیک جدیدی اتخاذ میکنیم .
کی گفته اگه ما یه بار دیگه ریاست جمهوری را بدست بیاریم با همان تاکتیک شکست خورده خاتمی بازی خواهیم کرد از گذشته و وضع موجود درسهای زیادی گرفته ایم که منتظریم مسابقه شروع شود ....

عبدی : خوب است امیدوارم که همیشه با انرژی و پر نشاط باشید.اما بهتر بود معین می کردید مردمی که قبلا رای می دادند چرا بعدا نیامدند؟اگر می آمدند و دوستان انتخاب می شدند آیا آنرا تائید سیاستهای قبلی خود نمی دانستند ؟و آیا در این صورت همان راه را و بدتر از آن را ادامه نمی دادند؟
دوست عزیز هاله نور محصول عملکرد کسانی است که به نام نگرانی برای ایران و مملکت هر کاری کردند یا بهتر است بگویم هیچ کاری نکردند و امروز از همیشه بیشتر باید نگران باشند.آنان که با عمل و بی عملی خود اعتماد به نفس این مردم را زائل کردند امروز نمی توانند از گرایش غلط عده ای به خارج مرزها گلایه کنند که خود کرده را تدبیر نیست.

سلام جناب عبدی
سال هاست که می خونیم : ملتی که تاریخش رو ندونه اونو تکرار می کنه ... اینقدر گفتیم و تکرار کردیم که شد وصف الحال خودمون! ... متاسفانه ملت فراموشکاری هستیم ... سال هاست درجا می زنیم ... به این نتیجه رسیدم دوم خرداد هم آگاهانه نبود ... وگرنه راهی که از دوم خرداد می گذره به اینجایی که هستیم ختم نمی شد! ... آقای عبدی! باور کنین حتی نخبگان جامعه ما هم دچار جمود فکری هستن ... بی هیچ تحلیلی حتی!! ... مردم عادی و رابطه شون با طبقه نخبه و روشنفکر هم که معلومه ... کم کم واژه روشنفکر داره تبدیل میشه به طنز روزگار ما! ... خیلی که هنر کنن با هزار جور محافظه کاری از نبایدها حرف می زنن ... در صورتی که مشکل واقعا این نیست ... برنامه ی عملی نیست آقای عبدی!! ... وجود نداره! .. وصعیت به اونجا رسیده که یه ائتلاف دست و پا شکسته میشه یه موفقیت!!!! ... تازه اون هم هر روز طرف های معامله هزار جور شاخ و شونه می کشن برا هم!!!
آقای عبدی! باور کنید لازم نیست حتما برای فوتبال اتفاقی بیفته که شما مطلبتون رو پابلیش کنین ... چشم انداز آینده رو چی می بینید ؟!

با سلام. تحلیل واقع بینانه ای است. تا ابد نمی توان با ترس از بدتر به دنبال بد رفت و حتی امید نداشت که آیا همین انتخاب به واقع تضمین شده هست یا نه؟
نوشته های شما از سلام - که من برای اولین بار دیدم _ تا به حال با پشتوانه ای از منطق همراه بوده است. موفق باشید.
تنها یک سؤال در مورد شما همیشه ذهن مرا مشغول کرده و اینکه از امیر انتظام خواندم که برخورد ناصحیحی را از شما نقل کرده بود. فکر می کنم نقد گذشته نیز یکی از امور واجب باشد.

عبدی : پاسخ وی را در همین سایت حتما ملاحظه کنید اگر نقد گذشته لازم باشد قطعا شامل دروغ نخواهد بود.به نظر من دروغ گفتن صد بار بدتر از مظالم دیگر است.کسی که دروغ بگوید حتی اگر در صحبتهایش بخشی از حقیقت باشد با دروغ خود بیشترین ظلم را به کشف حقیقت کرده است.

Post a comment