« در باره انتخابات(کامنتها و پاسخها) | خانه | خاتمی و تئوری اصلاحات (نگاه مهمان) »

تا بعد از انتخابات

تصمیم دارم تا 24 آذر( انتخابات ) در باره انتخابات چیزی ننویسم.

هدف از اين سايت فعاليت سياسي به معناي مرسوم كه توصيه‌اي به انجام عملي يا نهي از انجام عملي سياسي بنمايد،نیست بلكه بيشتر نقد و تحليل مسائل موجود در حوزه سياست واجتماع است، به عبارت ديگر صرفاً كوشش مي‌شود تا با انتخاب موضوعي كه مبتلابه افراد علاقه‌مند به مسايل سياسي است ابعاد آن را در حد توان خود روشن كند، البته هر كس كه با اين تحليل‌ها موافق باشد، كمابيش به عمل خاص سياسي هم مي‌رسد، اما الزاماً چنين نيست كه در اين مطالب توصيه يا نهي از عمل خاصي صورت گيرد.
اين قاعده درباره انتخابات هم صحيح است، و من نه تنها خود را در مقام نهي ديگران از شركت در انتخابات نمي‌دانم، بلكه حتي موقعي هم كه در گذشته انتخابات را موثر مي‌دانستم، هنگام نوشتن، توصيه‌اي مبني بر شركت نمي‌كردم، بلكه عمدتاً مفيد و موثر بودن شركت را تحليل مي‌كردم،تا خواننده خو تصمیم بگیرد.
علي‌رغم اينها برخي از دوستان در برابر نوشته‌هاي اخیر من جبهه‌گيري كرده‌اند و اين كه اگر شركت نكنيم، چه كنیم و اين انفعال است و هكذا... من به اين دوستان عرض مي‌كنم كه حتماً شركت كنيد، من هم نمي‌گويم كه چنين نكنيد، اما اگر در اين سايت بخواهيم يا يكديگر تعامل فكري داشته باشيم، بايد به جای این موارد که مهم هم هست به مفاد مطالب ارايه شده پرداخت. به اين معنا كه اگر من گفته‌ام 1p، 2p، 3p ،آنگاه q (1p، 2p، 3p مقدمات است و q نيز نتيجه) دوستان مخالف بايد ابتدا مقدمات را نقد كنند كه آيا درست بوده يا خير. سپس اگر درست بود، نتيجه‌گيري را نقد كنند. چنين شيوه‌اي به درك بهتر ما از مسايل منجر مي‌شود، نمي‌توان بدون اشاره به مقدمات و شيوه نتيجه‌گيري، فوري گفت اين انفعال است و ميدان را خالي كردن و امثالهم. طبعاً ديگران هم اگر بخواهند چنين بحث كنند، به راحتي و درست‌تر خواهند گفت كه شركت كردن نهايت انفعال است و از ترس حضور در ميدان واقعي و اصيل وارد ميدان بدل شدن است.
در هر حال قصد داشتم چند مطلب ديگر نيز درباره انتخابات بنويسم، اما چون علاقه‌اي به متهم شدن در اين كه مانع مشاركت ديگران هستم ندارم، آنها را مي‌گذارم براي بعد از انتخابات. اميدوارم كه تمامي تحليل‌هاي من و امثال من غلط از آب درآيد، و اصلاحات جان دوباره‌اي بگيرد و خطرات بيخ گوش مملكت را از ميان بردارد، كه در اين صورت دعاگوي دوستان هستيم.و این اخلاق را هم نمی پسندم که در صورت شرکت در انتخابات و شکست تقصیر را به عهده تحریمی ها بیندازم و آنان را خائن بنامم و یا در صورت عدم مشارکت افراد شرکت کننده را مقصر و خائن بنامم.هر کس بر حسب فهم و استنباط خود عمل می کند.

Comments

به گمان من هر انتخابات فرصت خوبی است برای گفتگو با و آگاهی دادن به مردم. بستری برای سازماندهی و بسیح مردم! بعد هم اگر تقلبی شد و رد صلاحیت ایستادن و حق ملت را خواستار شدن. متاسفانه در کشور ما یک عده که به آن ها فرصت کاندید شدن داده می شود نه به فکر بقیه هستند که رد صلاحیت می شوندو نه عموما استراتژیی دارن... دست آخر هم که رسیدن به حقوق و مزایایی برای خودشان و اطرافیانشان که خب بد نیست!

اقای عباس عبدی میخواهم کمی درد دل کنم از دست اصلاح طلبان ... این روزها انچنان در مورد تحریمیها صحبت میکنند که انگار تمام تقصیر خرابیهای کنونی مملکت به علت رفتار تحریمیهاست ..وانقدر که در برابر تحریمیها سینه سپر میکند وحرفهای نا مربوط میزنند به انانکه مقصر اصلی هستند کاری ندارند... اگر اینها واقعا دمکرات هستند باید این حق را برای مردم قائل باشند که در انتخابات شرکت نکنند ... نه اینکه به زور مثل بچه ها که وقتی یک چیزی را میخواهند پا به زمین میکوبند بدون یک دلیل قانع کننده فقط خواست خود را تکرار میکنند عمل مینمایند ....اخه ای مردمانی که خود را صاحب عقل وهوش میدانید ..مردم به دو دلیل به پای صندوق رای میایند وقتی که به روشنی بدانند که رایشان محترم شمرده میشود واین رای در سرنوشت انها اثر مثبت میگذارد ... ویا اینکه شک داشته باشند ..یعنی اینکه احتمال بدهند که این دو مورد ممکن است پیش بیاید ... ولی وقتی مردم یقین دارند که رایشان محترم شمرده نمیشود ونتیجه مثبتی در سرنوشتشان ندارد رای نمیدهند .... بنابراین با هیچ خواهش وتمنائی امکان اوردن مردم به رای نیست (البته راه دیگر هم ترساندن مردم از رای ندادن ..کاری که در گذشته بارها وبارها شاهدش بودیم)... اخه اقایان من به عنوان یک ایرانی وقتی میبینم که خاتمی با انهمه دک وپز در 8 سال حکومت خویش جز ماله کشی در ظاهر و پی ریزی خرابیهای عمیق که امروز ما شاهدش هستیم ودر واقع قدرتمند کردن گروههای تندر وایجاد احزاب پادگانی زیر زمینی بسیار سازمان یافته وظهور ....کاری بنیادین واساسی نتوانست برای این ملت انجام دهد ..ببخشید اقای معین میتواند!!!1ایا این اصلاح طلبان فکر میکنند ملت ..یا انقدر دچار خود شیفتگی شده اند که واقعیت ها را نمیبینند ... شما که اینقدر شعار مصلحت واصلاحات ..اینکه در شرایط کنونی باید به حد اقل راضی بود میدهید چرا در جریان انتخابات ریاست جمهوری این انتخابان به این مهمی که بنا بود سرنوشت ایران دچار چنین دگرگونی فاحشی شود !!نتوانستید با هم کنار بیایید و اقای کروبی را جداگانه به صحنه فرستادید ؟؟!! ایا وقتی صحبت از تحریمیها وخیانت انها میزنید نه برای اینست که فرا فکنی نمائید وگناه های نابخشودنی خود را به گردن تحریمیها بیاندازید که فعلا دیوارشان از همه کوتاه تر است ...اقا یان یا سیاسی نیستید یا ابتدای این راهید ... وگرنه سیاستمداران واقعی همیشه به دنبال واقعیتهای جامعه حرکت میکنند و با انها خود را شکل میدهند حتی اگر ان واقعیتها با ارمانهای انها سازگار نباشد ... شما هنوز نمیدانید که دمکراسی واقعا چیست ...چون اگر میدانستید اینهمه تلاش نمیکردید که نظر خود را (حتی اگر درست )به جامعه تحمیل کنید واز انها به زور بخواهید که رای بدهند ...بعضی ها دیده ام که در نوشته های خویش حتی همه را ترغیب میکنند که به زور عمه وخاله و دوستان خود را به رای گیری ببرند.... شما متاسفانه هنوز فرهنگ دمکراسی نیافته اید که اینچنین بی محابا به تحریمیها ناسزا میگوئید شما اگر سیاسی بودید باید امروز روز که جامعه تمایل به رای ندادن دارد را به یک فرصت طلائی تبدیل میکردید ...... انوقت میدید که چگونه 2 خرداد دیگری پدید اورده بودید ... ...هنوز خیلی مانده تا دمکراسی را با گوشت وپوست خود عجین کنید...بایستی از اسب قدرت مداری(که زاییده فرهنگ دیکتاتوری است) پیاده شوید وبا مردم حرکت کنید ... تا موفقیت را همیشه در اغوش بکشید..از حوصله شما متشکرم که این صفحه را بوجود اورده اید..

از دید من در مورد اصلاحات به معنی بهبود اوضاع کشور – که مسلماً حاکمیت قانون هم از دستاورد های آن است و نه مقدمه آن – در تاریخ ایران ، وشاید به یک معنا در تاریخ کشور های جهان سوم دو نوع نگاه مختلف وجود داشته است .
یک رویکرد این است که می خواهد ابتدا کلیت و ساختار را اصلاح کند و سپس سراغ جزئیات برود .
نگاه دیگر عکس حالت پیشین است . افراد بسیاری به قصد اصلاح کلیت و ساختار ، به اصلاح جزئیات پرداخته اند . بگذارید با یکی ، دو مثال تاریخی قضیه را بشکافیم .
برای مثال فتحعلی آخوند زاده قصد اصلاح ساختار را داشت ؛ پروژه او دگرگون کردن کلیت حاکم بر جامعه بود . وی به درستی تشخیص داده بود که بهترین راه تغییر یکباره ساختار ، تغییر الفبا است . چرا ؟ چون با تغییر الفبا پس از یکی دو نسل ارتباط توده مردم با ماترک سنت قطع می شد . آخوند زاده که ریشه بسیاری از مشکلات را در سنت – و به ویژه دین – می دید با این پیشنهاد قصد داشت به یک معنا روندی را برای خالی الذهن کردن ایرانیان در پیش بگیرد . بدیهی است که یک ذهن خالی از سنت معمولا مواجهه آسان تری با دستاورد های جدید خواهد داشت . مثلا متخصصان یکی از دلایل توسعه کشور هایی مثل امارات یا کره جنوبی را در تاریخ داشتن آنها می دانند . در واقع اینگونه کشور ها چیزی نداشتند که نگران از دست دادنش طی روند اصلاح و توسعه شوند .
حال باید دید که آیا فی المثل تغییر خط به یک باره کار ممکن و مطلوبی بود ؟ با پذیرش نظر آخوند زاده فرض را بر مطلوب بودن تغییر یکباره خط می گذاریم ؛ آیا این کار ممکن شد ؟ در ترکیه ، آتاتورک شبیه نظر پیشنهادی آخوند زاده را اجرا کرد اما در عمل 50 سال طول کشید تا نتایج مورد نظر به دست آید .
در اوایل این قرن در ایران خودمان ،میرزاده عشقی می خواست به یکباره علیه استبداد و استعمار بجنگد و رفت بر سر او آنچه که رفت . پرسش این است که اگر عشقی شاعر نوگرایی نبود اصولا تاریخ فراموشکار او و مبارزاتش را به یاد می آورد ؟

آن نوع دیگر اصلاحات ، که دغدغه تغییر جزئیات را دارد البته در تاریخ ایران کم رنگ است و یا بهتر است بگوییم کم رنگ مانده است . معمولا محمد علی فروغی را مهره استبداد ( رضا شاه ) و استعمار ( انگلستان ) می دانند . فروغی البته پیش از آنکه سیاستمدار باشد ادیب بود . مطمئنا فروغی کمتر از عشقی متوجه استبداد رضا خانی نبود اما به هر علت یا دلیل بنا را بر همکاری با او گذاشت. بخش عمده دولت سازی و ملت سازی در ایران مدیون تلاش های او و همکارانش مانند تقی زاده یا داور است .
فروغی در مقام سیاستمدار ، نخستین کتاب های حقوق اساسی و مالیه عمومی را در ایران ترجمه و تالیف نمود . بار ی تلاش های فروغی هرچند نه مالیه ایران را خود بسنده و بسامان کرد و نه حقوق اساسی را دموکراتیک اما حداقل صورت های مالیه مدرن و آیین نامه داخلی مجلس را در ایران نهادینه کرد . به نظر من اگر تلاش های امثال او نبود ، نسل انقلاب 57 حتی در چیزی مثل لزوم اکثریت برای مصوبات پارلمان هم شک می کرد .
یک نمونه دیگر محمد بهمن بیگی است . بهمن بیگی از عشایر فارس که به دلیل فعالیت ایل و تبارش علیه رضا شاه دوران کودکی را در بد ترین شرایط در تبعید در تهران می گذراند مطمئنا با گوشت و خون مصائب استبداد را درک کرده بود . وی بعد از فارغ التحصیلی از رشته حقوق به جای اشتغال به قضاوت یا وکالت با حرکتی یک تنه و خلاقانه و خود جوش کمر همت به سواد آموزی عشایر کوچرو می بندد. ثمره کار وی با برخی تخمین ها با سوادی چیزی در حدود 500 هزار نفر است ؛ با روشی کاملا ابتکاری و مورد تایید یونسکو . البته وی برای فعالیت هایش مجبور به همکاری با دستگاه بود اما آیا بر آن همکاری عیب و ایرادی وارد بود ؟ ابتدای انقلاب البته عده ای از همنسلان آقای عبدی دنبال محاکمه بهمن بیگی بودند .
من به این نوع اصلاحات نوع دوم ، می گویم اصلاحات موزاییکی ؛ مثل این است که هرکس در جامعه روی موزاییکی ایستاده است ؛ اگر همه موزاییک زیر پایشان را نو کنند بعد از مدتی گویی تمام سطح مفروش به موزاییک – جامعه – نو شده است .
این نوع اصلاحات را می توان اصلاح طلبی غیر سیاسی هم دانست . جنبشی برای اینکه هر کس کار خودش را به بهترین نحو انجام دهد . به این معنا مثلا شمس الواعظین نه تنها به خاطر عقاید و بیاناتش اصلاح طلب ا ست بلکه او را بیشتر از این جهت می توان اصلاح طلب دانست که کلاس روزنامه نگاری را در ایران – با انتشار روزنامه جامعه - یکی دو پله بالاتر برد . به همین نحو و با پذیرش این نوع نگاه می توان مثلا از آقای عبدی پرسید که آیا برای جامعه بهتر نبود که ایشان مهندسی می شدند متخصص و در همان حوزه تحصیلی شان فعالیت می کردند ؟ آیا اصلاح طلبانه است که آدم هایی با مدرک فنی (میردامادی ، عبدی ، حجاریان ، اصغر زاده ، تاج زاده بازرگان ، سحابی ...) به هزینه بودجه عمو می مملکت و به قیمت آبرو و تاریخ کشور بعد از بیست سال بر علم سیاست احاطه پیدا کنند تاشاید از میانشان یکی دو سیاستمدار خوب بیرون بیاید ؟
البته تفاوت حوزه تحصیلی و کاری امر نامعمولی نیست اما آیا مثلا آقای عبدی در حوژه کاریشان هم بهترین نتیجه را داشته اند ؟ نمی توان از ایشان پرسید چرا اینقدر فرم روزنامه ای که حتی بعد از دوم خرداد در می آوردید – سلام – زشت و سیاه سفید بود ؟ آیا ایشان بهتر شدن را اصلاحات نمی داند ؟ آیا اساسا تلاشی برای بهبود کیفیت روزنامه سلام برای رقابت با رقبای تازه ای مثل جامعه به خرج داد ؟
مگر پیشرفت جز به رقابت و نوجویی حاصل می شود ؟
پروفسور سمیعی اصلاح طلب تر است یا رضا خاتمی ؟ آیا سمیعی یکی از اصول مدرنیسم که تقسیم کار است را رعایت نکرده است ؟ آیا اگر رضا خاتمی پزشک حاذق و یکه ای در حوزه خودش می شد بیشتر نمی توانست به بهبود مسائل این مرز و بوم کمک کند ؟
این نوع اصلاح طلبی را می توان اصلاح طلبی انگلیسی هم نام داد . تا جایی که ممکن است ساختار ها را به هم نریزیم . جزئ جزئ جامعه و حکومت را تغییر می دهیم اما حرکت یکباره و انقلابی ممنوع !
آقای عبدی !
به نظر می رسد شما آخوند زاده ای هستید . مدتی است علت العلل را پول نفت می بینید . گویی در نظریه شما الفبای آخوند زاده جایش را داده است به نفت !
پیشنهاد شما هم توزیع پول نفت بین مردم است . می خواهید به یکباره همه چیز را به هم بریزید ؟ در این صورت هزینه تامین امنیت را از کجا می آورید ؟ یا چه می کنید با آشکار شدن ضرر دهی این همه کارخانه دولتی ؟ شما به عنوان حاکم نخستین وظیفه تان جلوگیری از هرج و مرج است آیا با تئوری شما آشوب بر کشور حاکم نخواهد شد ؟ آیا هیچ راه میانه ای وجود ندارد ؟ البته که وجود دارد . درباره مسئله نفت در اقتصاد ایران و یک راه حل معتدل تر از پیشنهاد شما شماره دولت و دموکراسی مجله گفتگو را نگاهی بیاندازید .!

آقای عبدی !
توده نسل سوم اصلاح طلبی نوع دوم را خواستار است . گواه این مسئله هم همکاری عملی بسیاری از کسانی است که نظرا به هیچ وجه جمهوری اسلامی را قبول ندارند .

عبدی : اگر جواب نمی دهم حمل بر بی احترامی نشود به هر حال دوستی که زحمت نوشتن این همه مطلب را پذیرفته اند شایسته است که کامنت ایشان منتشر شود .اما امیدوارم تحلیل ایشان در موارد دیگر مثل آنچه که به من مربوط است و از آن اطلاع دارم نباشد.خدا را شکر که پول نفت صرف جلوگیری از نا امنی و اغتشاش می شود و حتما من هم می خواهم مردم را از این نعمت محروم کنم.
اگر موافق هیچ بخش اظهارات شما نباشم اما دعا می کنم که قسمت اخیر مطلب شما در باره نسل سوم همین طور باشد که فرموده اید

با سلام
چون از نزديك با جنابعالي و ويژگي هاي رفتار سياسي تان اشنا نيستم حقيقتا از مطلب امروزتان غافلگير شدم و صد البته اجازه هيچگونه قضاوت ارزشي(مبني بر درستي يا نادرستي ) اين اقدامتان را به خود نمي دهم وبه جاي پيدا كردن متهم يا متهمين و سعي در واكاوي هاي انگيزشي فقط ميتوانم ابراز تاسف خود را از ازين فطرت و گسست چند روزه ابراز كنم
سايت جنابعالي زمينه ساز يك گفتگوي مفيد وتا حد مطلوبي علمي و در زمينه سياست حرفه اي است و اميدوارم كه پايدار هم باشد .از كامنتها مشخص است كه مخاطبين سايت هم عمدتا زمينه تفاهمي خوبي با هم دارند لذا ميتوان با اغماض از بعضي تعصب ها يي كه در برخي كامنتها ديده ميشود به اينده اين گفتگو اميدوار بود
ما مردم يك كشور شرقي هستيم با تفوق احساس و اشراق ديرينه بر خرد ناب انسان مدرن چه رسد به نسبي نگري پسا مدرنيته
عبدي عزيز
خود بهتر مي داني( كه داغ دار جفاهاي بسيار بوده اي) بر اين ملك و اين ملت چه جفا ها رفته است لذا ناشكيبي ها وبي قراري هاو سختگيري ها در يك گفتگوي ساده همچون اين سايت گاه چه فرجام هاي عجيب و غريبي مي يابد
ما كمي عجله داريم (اصلاح كنم !خيلي عجله داريم ) گمان ميكنيم كه راه درازي براي رسيدن به دموكراسي پيموده ايم ودر عجبيم كه پس چرا نميرسيم ؟(لابد يكي از موانعش هم تحليل هاي اقاي عبدي است !!!)تازه اگر اين جمله "ژان بودريار"را اصلا نديده باشيم كه تقريبا به اين مضمون ميگويد:مدرنيته فقط مختص امريكا است و ما (اروپايي ها)هميشه در تعقيب ان هستيم و هرگز به ان نخواهيم رسيد.اگر گير انتخابات شوراها و پيروزي قريب الوقوع اصلاح طلبها!!! تحيل هاي اين سايت است كه حقيقتا با پديده جديدي مواجهيم
به قول اقاي دكتر سروش
غم زمانه خورم يا فراق يار كشم؟////// به طاقتي كه ندارم كدام بار كشم؟
نه دست صبر كز استين عقل بدر كنم////// نه پاي عقل كه در دامن قرار كشم
من در اين شك ندارم كه عصر "پارادايم اصلاحات "همچون فيزيك نيوتوني به انتها رسيده است ! و ايران در استانه زايش پارادايم جديدي است تا بتواند اين كشور كهن و ملتش را در دنياي جديد راهبري نمايد !اين گزاره به معناي نابودي اصلاحات نيست و هم نميتوان از ان نتيجه گرفت كه ما براي پيدايش پارادايم جديد بايد اصلاحات را نابود سازيم !همچنان كه فيزيك نيوتن در عصر نسبيت انشتيني و قانون ابن سينا در دوره طب هاريسوني وفلسفه صدرايي در سيطره ويت گنشتايني كاربرد هاي خاص خود را دارند
پارادايم جديد زاده خواهد شد از مغزي و در شرايطي كه شايد هيچكس گمان نكند!فايده اين سايت و امثال ان در اين است كه ما ممكن است در دامنه اين گفتگوها خود افتخار مشاهده اين زايش را داشته و يا شايد حتي شريك ان باشيم چه رسد به اينكه غافلگير شويم و قطعا فوايد ان براي حاكميت بيش از لذت معنوي من وامثال من است
اگر به معترضين بر نخورد مايلم قضيه ان بنده خدايي را مثال بزنم كه مريض شده بود اما قرص هايش را سر وقت نمي خورد!علتش را پرسيدند گفت مي خواهم با استفاده از اصل غافلگيري ميكروبها را نابود كنم
ما به اين گفتگوها نياز داريم همچنان كه به اكسيژن و غذا نياز داريم.ومهمتر از ان به متدولوژي عالمانه كار امد و پايدار براي اين گفتگوها كه دستكم در اين سايت تا كنون رعايت شده است
ما قبل از انكه اين سؤال چپهاي كلاسيك را از خود بپرسيم كه:"چه بايد كرد"؟بايد از خود بپرسيم كه چه بر سر ما امده است ؟ در كجاي نقشه و با چه مختصاتي قرار داريم ؟ و اصلا ما (همين مايي كه ميگوئيم )چه كساني هستيم؟
من در كامنتهاي قبلي ام بحثي در شركت يا عدم شركت نداشته و ندارم وكلا معتقد به افزايش پيكارهاي اجتماعي به دلايلي هستم كه قبلا بر شمرده ام اما كاش طرفداران شركت درانتخابات بدانند كه : اگر دردم يكي بودي چه بودي!چه اينكه تاختن بر تنوري كه تحمل اين دما را ندارد فاجعه است!عرصه اجتماع ميدان ازمون و خطا نيست!گاه ازموني كوچك به هزينه اي غير قابل جبران مي انجامد!و يك تئوري اشتباه به بزرگترين فجايع.بسيار اتفاق ميافتد كه در عرصه سياست نتيجه يك اقدام با انگيزه ونيت ان اقدام تفاوت صد در صدي دارد.مثلا اقاي خاتمي معتقد به رعايت كامل اخلاق در عرصه عمل سياسي خود بود اما ايا نتايج رفتاراخلاقي ايشان هم اخلاقي بود؟

با سلام
حدود یک ماه است که به ایران برگشتم فقط می تونم بکم کسی که از کمترین حق خود هم برخوردار نیست مرده متحرک میشه نامید .
اصلا برایم قابل فهم نیست چرا مردم به این راحتی بی خیال همه چیز شده اند

یکی از مشکلات همیشه اصلاح طلبان که موجب گسست مردم از انها شده همین برخوردهای غیر دمکراتیک و فرصت طلبانه است. یادم می اید وقتی البرایت از ایران به خاطر 28 مرداد عذرخواهی کرد یه اقایی تو عصرما نوشت که ما اصلا نیازی به رابطه با امریکا نداریم. حالا اون اقا کجاست؟ به چه جراتی بازم نطریه پردازی می کند. یا مثلا قضیه اعدام اقاجری رو در نظر بگیرید. تا این حگم صادر شد اقایان گفتند باید از ارامش فعال به مقاومت فعال تغییر استراتژی داد. حکم اعدام که پس گرفته شد همه چی به جای اول برگشت.انگار موضوع ارتداد برای همیشه حل شده است. جالب اینجاست که هیچ وقت هم خودشان را پاسخگو حس نمی کنند. فقط مردم ماشین رای اقایان هستند. اگر هم در جایی مباحث خلاف میلشان مطرح شود سعی می کنند با روشهای غیر اخلاقی جلوی ان را بگیرند. اوج این فضاحت این جاست که در انتخابات خبرگان با همه اهمیتش هیچ تلاشی برای بسیج افکار عمومی برای تایید صلاحیت و رای گرفتن روحانیت مستقل نمی شود اما برای شورای شهر که تقریبا نهادی خنثی است چنین تبلیغ می شود که انگار پیروزی در ان چه اتفاقی می تواند به وجود بیاورد. البته علت اصلی را باید در تعداد فرصت های شغلی و امکانات مالی شهرداری دید.از فردای رای اوردن هم علت تمام مشکلات کارشکنی رقیب خواهد بود. هیچ وقت هم توضیح نمی دهند اگر چنبن است پس چرا در انتخابات شرکت کردید. واقعا با چنین عناصری فرصت طلب و تمامیت خواهی چگونه اصلاح طلبی ممکن است؟

سلام،
میدانم خیلی طولانی شد ولی واقعا لطف میکنید بخوانید و پاسخ دهید.
ابتدای امر دوست دارم بدونید که کاملا با نظر شما مخالفم، یعنی با تحریم. در عین اینکه خودم هم احتمالا در انتخابات نمی توانم شرکت کنم. در عین حال، دوست دارم به صورت پروتکل وار به بحث بنگرم،

عبدی : متن شما برای انتشار نیازمند حذف برخی بخشها بود شما و هرکس دیگر باید با معیارهای این سایت براي انتشار مطلب آشنا شده باشيد من برخی را اصلاح کردم اما دیدم بهتر است از خود شما بخواهم که این کار را انجام دهید کاری که هیچ اثر منفی بر استدلالها ی شما ندارد.وقتی این همه زحمت می کشید و مطلبی را می نویسید لطفا به گونه ای بنویسید که نیاز به حذف نداشته باشد.بقول معروف قدری دندان سر جگر بگذارید!!
اما من نمی دانم کی گفته ام انتخابات تحریم شود.؟حتما این را توضیح دهید.زیرا میان شرکت نکردن و تحریم فرق است.
یک مسلمان معتقد . خوردن شراب را تحریم می کند و دیگران را از آن منع می کند.اما لزوما هر چیزی را که نخورد نمی گوید تحریم است.من به دلائل روشن و پیش گفته که تا کنون پاسخی هم بر آنها ندیده ام رای نمي دهم اما هر کس خواست رای بدهد هم آن را منع نمی کنم.
حتی دوست نداشتم که رای دادن و ندادن خود را بیان کنم ناچار شدم.ولی اگر دنبال تحریم باشم به نحو دیگری عمل می کنم.ضمن این که تحریم یک سیاست جمعی است که من در این موضع نیستم.
منتظر نوشتن مجدد مطلب شما هستم .

با عرض سلام
در خط 11 از انتهاي مقاله در نوشتن p و q اشتباه تايپي بوجود آمده است .

عبدی : تصحيح شد. در انتقال از "ورد" این مشکلات پدید می آید.

سلام . می تونم از شما سوال کنم که فکر می کنید چند در صد از 42 درصدی که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردند وارد میدان واقعی و اصیل مورد نظر شدند
؟ این میدان کدام است و راه های منتهی به آن کدام ؟

عبدی : شاید هیچكدام.اما آن راه را نمی خواستند بروند.و فکر می کردند که درست
هم هست چرا باید دیگران را بدون هیچ منطقی مجبور کنیم که چون ما رفتار کنند؟

جناب عبدی !
از شنیدن این خبر حقیقتا ناراحت شدم اما پس از شنیدن استدلالتان به شما حق می دهم که چنین تصمیمی بگیرید.
اما خواهش بنده این است که اقلا بخش پرسش و پاسخها را تعطیل نکنید و در صورت امکان حتی نقد خوانندگان را از نظریات یکدیگر را نیز بیاورید.
من حسی را درباره شما دارم که بر اساس آن حس موضع شما را درک می کنم. حالا نمی دانم تا چه اندازه آن حس صحیح است.
حس من این است با توجه به تجربه ای که از زندان داشتید و بخشی از آن تجربه را نیز به صورت مکتوب ارائه داده اید اوضاع این رقابت را چنین می بینید:
فرض کنیم مسابقه کشتی هست و اراده گرداننده بالای این مسابقه بر این است که نتیجه آن گونه باشد که خود می خواهد. بنابراین دست حریف را می بندند و حریفی گردن کلفت برای مسابفه با او می فرستند. حال برای خالی نبودن عریضه گاهی هم صوتی به نفع این حریف دست بسته می زنند. اما اگر این حریف دست بسته بتواند با دستان بسته تحرکی جدی داشته باشد نهایتا پاهای او را نیز خواهند بست تا نتیجه را آن گونه که می خواهند رقم بزنند. جالب این است که قواعد این بازی را نیز آن اراده برتر تعیین و خطوط آن را ترسیم می کند.
از فحوای آن نامه شما که در تاریخ ایران ثبت خواهد شد جناب عالی با پوست و استخوان آن اراده بالا را درک کرده اید.

عبدی : دلیلش این است که حرف زدن در این موقعیت بیش از آن که مفید باشد اوضاع را دو قطبی می کند و این بد است.اجازه بدهیم دوستان تجربه کنند اگر موفق شدند "نحن بهم لاحقون".

متاسفانه افراد زمانی مخالف تقلب و طرفدار قانون و دموکراسی می شوند که از اسب قدرت به زمین افتاده اند

سلام و خسته نباشید جناب عبدی:هر چند من معتقدم باید در انتخابات شرکت کرد ولی مطالب شما تلنگری بود برای بهتر دیدن و بهتر فکر کردن و هر چند که یکسری از دلایل ناکارامدی که شما بیان کردید به نظر من طبیعی و محصول جامعه ماست که فقط با تمرین دموکراسی میشه حل کرد.به هر حال آنچه شما در خشت خام میبینید ما در آیئنه میبینیم.امیدوارم در این مورد بازهم بنویسید و تمام مطلب را به بعد از انتخابات موکول نکنید

aghaye abdi mibakhshi einglish minevisamama akhe kuchideh mishvad digeh chejur feliyhe? benazaretun ghalat nemyad? nemishod begi ke koshesh mishvad?..alabteh midubnam hala khieli ham shayd mohem nabashe ama bazam fekr kardambegam ino behtareh.. take care,, majid

عبدی: ممنون.اصلاح شد.

آقاي عبدي
با سلام و احترام به نظرات شما، نكته اي به ذهنم رسيد و آن اينكه در خوشبينا نه ترين حالت فرض كنيم اصلاح طلبان در اين انتخابات پيروز شدند . چه اتفاقي مي افتد ؟
آيا دوستان توان اين را دارند چون بنيادگرايان شروع به ساخت واتمام پروژه هاي شهري كنند ؟ايا اگر بزرگراهي به پادگاني خورد و يا شهروندي از شهرداري به قوه قضائيه شكايت كرد توان ادامه كار وجود دارد؟ ايا وزارتخانه هاي مثل كشور و مسكن و بقيه بدنه دولت با شهرداري همكاري ميكنند؟ وايا بعد از اين انتخاب آنقدر مردم عملكرد مثبت ميبينند كه در انتخابات بعدي به اصلاحگرايان راي دهند؟

سلام بر جناب عبدی
تصميم درستی گرفتين.ما ايرانی ها اصولا نمی توانيم صبر و تحمل کنيم يا آينده نگري.
همون هدف اوليه را ادامه دهيد.

در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم، مهمترین دلیل شکست هاشمی را عده ایی این دانستند که مردم با هاشمی رفسنجانی آشنایی داشتند واقدامات او را هم در کسوت ریاست جمهوری و هم در تشخیص مصلحت دیده بودند وبا او کاملا آشنا بودند اما احمدی نژاد چهره ایی نا شناخته وجدیدی نسبت به هاشمی داشت ودر نتیجه-اگرخود را مجبور به رای دادن بدانند-احمدی نژاد را پرچم دار تغییر واصلاح وریختن پته زر و زورمندان روی آب می پندارند وبه او رای می دهند.(می توان دلایل زیادی مثل نداشتن حق انتخاب بین کاندیداها با عقاید مختلف،فیلتر شورای نگهبان، نبودن احزاب قوی والبته مستقل،نداشتن رسانه خصوصی ومستقل از دولت و... باعث کم شدن شعور سیاسی وبزرگ نشدن طبقه متوسط می گردد ونتیجه اش همین میشه که شد!)
آیا در انتخابات همین دور بوجود می آید واصلاح طلب ها دوباره در شوراها رای می آورند؟

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند/دور چون با عاشقان افتد تسلل بایدش

با سلام
هر چند اين نوع برخوردها طبيعي است و بايد انتظار آن را كشيد اما اگر تحليل خاصي در مورد برخورد با روزنامه نگاراني كه براي تبادل تجربيات به هلند رفتند داريد را بيان مي كرديد خوب بود
موفق باشيد

in behtarin kar baraye shomast.... dar mored chizhaye digar benevisid ta entekhabat tamam shavad.... bad mishinim hamdigar ro naghd mikonim....

با سلام خدمت جناب عبدی
از زمان انتخابات ریاست جمهوری تا الان بحث های زیادی با تحریمی ها داشته ام.یا به قول شما کسانی که نفعی در شرکت در انتخابات نمی بینند.کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند متاسفانه هیچ راهکاری برای بعدش ندارن برای همین نمیشه به راه و فکرشون اعتماد کرد.درست مثل این میمونه که مریضی روی تخت افتاده باشه و در حال مرگ باشه.دکتر بگه من یه راه بیشتر بلد نیستم که اون راه هم 95% اخرش مریض میمیره.شما به عنوان یکی از نزدیکان بیمار به دکتر برمیگردید و میگید:اقای دکتر!ولش کن.95% خیلی کمه.احتمالا میمیره!!!پس ارزش نداره!!؟؟
نه!شما قطعا میگید که دکتر تلاشتو بکن.5% هم 5 درصده.یه وقت دیدی چیزی شد
حالا در این انتخابات و انتخابات ریاست جمهوری باید شرکت کنیم.مگر نشنیدید که بسیاری از کتابها ممنوع الچاپ شدند؟مگر ندیدید که شرق را به چه اسانی بستند.؟؟پس غذای روح چی میشه؟به نظرتون همین دو اتفاق دلیل کافی برای شرکت در انتخابات نیست؟و از نشانه های تفاوت شرکت و عدم شرکت نیست؟

عبدی : دوست عزیز تمام این مشکلات مربوط به انتخاب سیاستها غلط است حداقل تشدید این مشکلات ناشی از این امر است.این کار مثل اسب عصاری است که چشم آن را بسته اند و سنگ سنگین را با خود می چرخاند اما همیشه سر جای اول است با این تفاوت که گندم را برای دیگران آرد کرده و تن خسته و رنجوری را از خود بجا گذاشته.
همه باید در انتخابات شرکت کنیم اما انتخابات و نه چیز دیگر.

باسلام
از جنابعالي اجازه مي خواهم در رابطه با سومين كامنت مربوط به اين صفحه كه حاوي چند داوري و نهايت حكم است نكاتي را معروض نمايم و پيشاپيش از نويسنده ان به خاطر اين جسارت پوزش مي طلبم چه اينكه تلقي من از اين سايت ديالوگ چند بعدي مي باشد
من گمان ميكنم كه كلا داوري امري دشوار پيچيده و به غايت اقدامي پر خطر است ! به ويژه هنگامي كه موضوع داوري يك انسان باشد.جنابعالي كه به فرازهايي از تاريخ اشاره نموديد لابد جريان ديوانه خواندن "نسيم شمال "را هم مورد مداقه قرار داده ايد يا تهمت دزدي به "سعيد نفيسي"در كتابخانه....وامثال اين موارد!چگونه ميتوان گفت كه فردي ديوانه است و ديگري عاقل؟روانپزشكان بر اساس متون علمي شان تشخيص ميدهند كه مثلا فردي مجنون است يا اسكيزو فرني دارد يا خود شيفته است ...يا....و از اين ميان كدام يك بايد در تيمارستان بستري شود كدام يك بايد با چند قرص و امپول روانه خانه شود و كداميك را بايستي به مشاور ارجاع داد!ديوانه خانه وقتي بوجود مي ايد كه برخي از انسانها (كه البته جايزالخطا هستند)به خود حق مي دهند كه برخي ديگر را بر اساس متون علمي(تجربي)محبوس نمايندو بر همين قياس زندان شكل ميگيرد يعني عده اي از انسانها با همان ويژگي پيش گفته به خود حق مي دهند كه عده اي ديگر (مثلا در امريكا پنج ميليون نفر)را از جامعه جدا كنندو بر اساس متون حقوقي و حقي كه حكومت به انها داده ايشان را به زندان بيندازند! ودر مقياس بزرگتر برخي از كشورها به خود حق ميدهند كه كشورهاي ديگر را از جامعه جهاني جدا سازند انان را تحريم كنند يا به انها حمله نمايند و مردمشان را به خاك و خون بكشند ونفت والماس و طلايشان را به يغما برند!در جنگ جهاني دوم پانزده ميليون نفر كشته شدند .همين چند سال پيش در كشور افريقايي رواندا دو ميليون نفر كشته شدند
اين مقدمه را گفتم كه وخامت "داوري" را بيان كرده باشم تا چنين ساده انگارانه در رابطه با انسانهاي ديگر به قضاوت ننشينيم!ما چه ميدانيم كه" ان "ديگران چگونه "ان" شدند كه امروز هستند و" اين "ديگران چگونه "اين" شدند كه امروزه هستند!و ايا ان ديگري بهتر است يا اين ديگري؟في المثل فلاني اصلاح طلبتر است چون جراح بهتري است يا صرفا جراح است و اين ديگري بهتر نيست چون سياستمدار هم هست! اين موضوع از زاويه نگاه شما چنين شكل و شمايلي دارد اما از زاويه نگاه من جور ديگري به نظر ميرسد!مثال ديگري ميزنم.پسري در يك روستاي دورافتاده در كوير سبزوار به دنيا امد .جد اندر جد عالم ديني بودندلذا صنف روحانيت را كامل ميشناخت.او با پدر به مشهد رفت !شهري بزرگ با حوزه علميه اي بزرگ و دانشگاهي بزرك (از لحاظ همجواري اين سه ويژگي منحصر بود) لذا عرصه مطالعه تطبيقي سنت و مدرنيته را به بهترين شكل در اين شهر ميديد او رشته ادبيات خواند لذا تسلط هنرمندانه اي به زبان پارسي پيدا كردو چون بورس دولتي گرفت توانست به پاريس برود چون فرزند كوير بود كمي خوي تهاجمي داشت چون رشته جامعه شناسي را خوانده بود به نوسازي اجتماعي پرداخت چون درخشنده سخن ميگفت خوش درخشيد و امناي حسينيه اي در شمال تهران او را دعوت كردند و اين شدكه او شد "دكتر علي شريعتي"!اكر فقط يكي وتنها يكي از اين ويژگي ها در او نبود ايا اكنون او علي شريعتي كه ما ميشناسيم بود؟حال اگر از همان نسل سوم كه او را نديده اند بپرسيد چرا بعد از سي سال از مرگ او شما اينهمه مشتاق كتابها و نوارهاي اوهستيد و با اين وجود با حكومتي تعامل ميكنيد كه دستكم يك اتهامش بر شما اثبات شده و ان اين است كه هنوز نخواسته يا نتوانسته استخوانهاي اورا به وطن او وشما باز گرداند ؟چه پاسخ خواهند داد؟احتمالا ميگويند يكي از مفروضات شما درست نيست!اري يك داوري به همين سادگي نقض مي شود !راستي به نظر جنابعال كدام يك از ان مفروضات اشتباه است؟

سلام
از اینکه وقت، انرژی و در کل بخشی از زندگی خودتان را ایثار کردید (در شرایط حاضر این کار را چیزی بیش از انفاق می دانم) و فضایی برای گفتگو ایجاد کردید بسیار متشکردم . اینجانب از سایت شما نکات بسیاری را به صورت کدی(دستی) آموخته ام و همواره به مانند کلاس درس (نقد و نظر در کنار هم) مطالب آن را دنبال می کنم . واقعاٌ از اینکه می بینم به نقد ها ، در هر سطحی که هست (قصد توهین به هیچ وجه نیست) پاسخ می دهید لذت می برم . امیدوارم در سایه ی حرکاتی این چنین ، دوستان دیگری که به اصطلاح ادعای تحلیل مسائل را دارند چنین فضاهایی ایجاد کنند و نظرات خودشان را در معرض نقد دیگران قرار دهند.
پاینده باشید.
فتحی صادقی (مستعار)

(این قسمت را اگر نخواستید حذف کنید)
آدرس نرم افزار cproxy برای دور زدن فیلتر:

http://www.4shared.com/file/5987860/ab31c40e/cpsetup_cz.html

سلام آقای عبدی من باز هم مزاحم شدم. رفتم فکر کردم و بدون هیچ جبهه گیری فقط جهت دریافتن کنه تفکر شماست که این سوالات را می‌پرسم. اگر انتخابات شوراهای این دوره انتخابات نیست پس چیست؟ کدام کاندیداها مورد نظر شما بودند که مد نظر شما بودند و اگر در این انتخابات تایید صلاحیت می‌شدند به نظر شما انتخابات آزاد بود؟ اگر آن کاندیداها ثبت‌نام نکردند دلیلشان چه بوده؟ انتخابات صرف داشتن حق انتخابات است یا تعریف خاص سیاسی‌ای از آن مدنظر دارید که انتخابات این دوره‌ی شوراها در آن نمی‌گنجد؟ آیا بررسی تاریخی جایگاه انتخابات در تاریخ ایران این انتخابات را در این زمان دارای هویتی انتخاباتی تر از انتخابات دیگر (نه همه) نشان نمی‌دهد؟ من باز هم سوال قبلی خودم را می‌پرسم برنامه‌ی جایگزین چیست؟ و یا دست‌کم این را ژاسخ بدهید که آیا پیش‌زمینه‌ی برنامه‌ی جایگزینتان شرکت نکردن در انتخابات است؟ (مقصودم این است که آیا شرکت کردن در انتخابات باعث می‌شود برنامه‌ي جایگزین شما از حیض انتفاع ساقط می‌شود؟
ببخشید باز مزاحم شدم. پاینده باشید.

عبدی : انتخابات سه شرط دارد که برای پرهیز از طولانی شدن به مطلب "سیاستهای انتخاباتی مطلوب" مراجعه نمائید.
برنامه جایگزین انتخابات نیست بلکه نحوه ورود با آن مطرح است.در واقع اگر آن مطلب را مطالعه بفرمائید مشکل حل می شود.بنابر این شرکت نکردن نیز پیش زمینه نیست.

برادر بزرگوار آقای مهندس عبدی
با سلام،از استدلالات شما برای عدم نگارش تحلیلها و ایده هایتان تا بعد از انتخابات بسیار متاسف و دلگیر شدم و استناد این امر به اینکه گروه مدعیان اصلاح طلبی دیگران را متهم به کارشکنی و تحریم می کنند درد آور تر است.چه به نظر می رسد شما با این کار خود صحه بر تحلیلهای آنها می گذارید.متاسفانه این گروه مدعی اصلاح طلبی هیچ شناختی از مردم و حامیان خود در خرداد 76 نداشتند و تصورشان این بود که مردم تنها می خواهند کسانی را که روی صندلی مسئولیت می نشینند عوض کنند و در این خواب بودند که امروز ملت و خود رابه چنین بلایی گرفتار نمودند.ما نیاید از مواضع و ایده های خود به دلیل استدلالات عده ای(که اتفاقا آنهارا نیز خوب می شناسیم و به سست و بی پایه بودن این استدلالها ایمان داریم) از آنچه به آن ایمان داریم کوتاه بیاییم تا طرف مقابل خوشحال شود..گرچه هدف مخالفان شرکت در انتخابات صوری و اصلاح طلبان حامی شرکت در انتخابات یکی است و آن نجات کشور از دست اقتدارگرای می باشد اما بنظرم راه اصلاحطلبان عملا امتحان شده و باطل بودنش به اثبات رسیده است و بقول معروف آزموده را آزمودن خطا است.بنده افتراق چندانی بین مواضع بعضی از اصلاح طلبان و تند رو ترین محافظه کاران نمی بینم(کافی است لیست کاندیداهای خبرگان مورد حمایت طرفین را باهم مقایسه کنید)و ظاهرا تنها اختلاف آنها بر سر این است که چه کسی روی صندلی بنشیند و حکمرانی کند و بهره گیرد..با این اوصاف تن دادن به خواست آنها و ننوشتن از مضرات حمایت مردم از این طایفه آیا خیانت به اصل اصلاح طلبی نمی باشد؟بنده به عنوان کسی از سالیان دور(از آن هنگام که در سلام مقاله می نوشتید) با ایده های شما آشنایی دارم از شما خواهش می کنم که به نظرات مذکور اهمیت ندهید و همچنان آنچه که به آن ایمان دارید در اختیار هموطنان قرار دهید.

عبدی : برخی کلمات حذف شد حتما در خواست می کنم طوری مطلب را بنویسیم که نیازی به اصلاح نداشته باشد که این موضوع برای من هم زحمت دارد و هم شرمندگی.
ضمنا بیان برخی مطالب در حال حاضر تاثیری ندارد همه موضع خود را اتخاذ کرده اند.پس بماند برای بعد.

سلام دوست قدیمی من. بسیار کار خوبی میکنید که تا پایان انتخابات چیزی نمی نمی نویسید. بگذارید ببینیم این آقایان اصلاح طلب دیگر چه می کنند؟ یادتان است تا وقتی به حقوق خودشان در مجلس تعرضی نشد ساکت بودند و به محض اینکه فهمیدند رد صلاحیت می شوند تحصن کردند.

عبدی : متاسفانه دوستان اگر هم چنین هدفی نداشتند اما این استنباط شما طبیعی ترین برداشت بود که انجام می شد.البته نمایندگان تا آن موقع ساکت نبودند اما حرکتی در این سطح نداشتند.

بعضی مواقع انقدر انتخاب کردن اهمیت می یابد که نیاز به اثبات سلامت انتخابات نیست.شما وقتی در شرایط بحرانی به یک دکتر مراجعه می کنید از او اثبات پزشک بودنش را می خواهید؟یا اینکه معالجه را می پذیرید.ولو اینکه دکتر بودنش برایتان اثبات نشده باشد.

عبدی : بازی با مثالها مشکل ساز است.اما توصیه می کنم حتما از معالجه به دست چنین نا پزشکی پرهیز کنید من که چنین می کنم.ان شاءالله نه من و نه شما به این روز دچار نشویم که پیش نا پزشکان هم لنگ بیندازیم.!!

با سلام و خسته نباشید خدمت جناب عبدی عزیز
بسیار به سایتتون اومدم و نظرات شما رو خوندم اما این اولین باری هست که نظر می دم.
مخصوصا دو مطلب شما رو درباره ی انتخابات خوندم که فوق العاده تحلیل منطقی معقول و زیبایی هم بود.کاملا موافقم.خیلی چیزا هم یاد گرفتم و به همه توصیه می کنم بخونن.
موفق خوش و پایدار باشید
به امید آزادی ایران و ایرانی

salam
az shoma entezar darim dar moredeh daneshjooyani keh az tahsil mahroom shodeh and mozeh giri dashteh bashid...inha daneshjooyani hastand keh beh defa az eslahat barkhastand o emrooz ingooneh ghal o gham shodeh and.
ba tashakkorhttp://advarnews.us/university/3391.aspx

عبدی : موضع من در این موارد چیزی نیست که برکسی پوشیده باشد.قبلا هم مطلبی نوشته ام.اما این سایت برای اعلام موضع نیست بیشتر وجه تحلیلی دارد.

با سلام جناب عبدی به قسمتهایی از سرمقاله 13 اذر روزنامه ..... توجه کنید " هر ملتی در تاریخ پر فراز ونشیب خود روزهایی دارد که اگر بدرستی از ان بهره نبرد شاید زمانی دراز در حسرت ان بسر برد و اگر با فضیلت باشد خود را ملامت کند واز فرصت ناشناسی خود انگشت حیرت بلب گزد" در ادامه با توجه به شورای شهر فعلی که با رای قلیل حادث شد و شهرداری که سکوی پرتاب ریس جمهوری شد را بهانه شماتت قرار داده ومی نویسد" مردم ایران باید متوجه شده باشند که همیشه نمی توانند از رانت فراموش خاطری وحافظه کم تاریخی خود بهره برند روزی باید پاسخ رفتارهای خود را بدهیم "
واقعا جای شگفتی دارد نگاه طلبکارانه وشماتت گر نویسنده که حتما مدعی اصلاح طلبی هم هست
کسی نیست که در گوش این نویسنده محترم زمزمه کرده و بیاد ایشان بیاورد که در وقایع تیر بر سر دانشجو یانی که به حمایت شما تظاهرات کردند چه امد چشم وجان وزندان
بپای حمایت شما دادند وشما در قبال ان چه کردید نهایتا
با محکومیت ماموری به جرم برداشتن پخش صوت والبته سخنرانی های تبلیغی ختم بخیر شد !!! کسی باید بایشان بگوید هشت سال از شما حمایت بی دریغ شد
حاصل ان چه بود شما وقتی مجلس و دولت را داشتید چه فرصتهایی را که برباد ندادید حالا در شورای شهر بدنبال کدام گم شده هستید .وقتی شورای شهر اول را بشوق وکالت ترک کردید خود مهر بی اعتباری به ان زدید
در همه جای دنیا عوام هویت سیاسی مشخصی ندارند و اقبال انها به احزاب بامید بهبود وضعیت اقتصادی و رسیدن به رفاه بیشتر است شما بعنوان نخبه سیاسی چگونه از ان عفلت کردید حال این همه طلبکاری از مردم حتما بواسطه ایثار وخدمات غیر قابل انکار ی است که انجام داده اید
چه میشود کرد تاریخ یک صد ساله ایران نشان از قدر ناشناسی وناسپاسی انها نسبت به سیاسی کاری مدعیان ازادی خواهی است همواره در نیمه راه مسیر عوض کرده اند و ملت را سر در گم رها نمودند
در فرازی از سر مقاله ایشان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را نتیجه قهر بی دلیل مردم میدانند اما رفتار خود را در عدم توافق بز کاندیدایی مشترک و تشویق مردم به حمایت از کاندیدایی که قبلا خود به اعتبار او در انتخابات مجلس ششم لطمه زده بودند را بخاطر نمی اورند ایا بهتر نیست بجای انکه مردم را رخت اویز ناکامی های خود قراردهید وهر کوتاهی را بر ان بیاویزید به نقش ومسئولیت
خود بی اندیشید شما بیشتر از انکه بخود لطمه بزنید با فرصت سوزی ها و اشتباهاتی که مرتکب شدید به اصلاحات لطمه زدید با این نگاه قادر نیستید اعتماد از دست رفته را باز سازی کنید اصلاحات نیاز به خون تازه دارد

عبدی : مشکلی که وجود دارد این است که دوستان زحمت این را به خود نمی دهند که یکبار بپرسند که مردم چه وقت نباید رای بدهند یا چه وقت حق دارند و منطقی است که رای ندهند؟اگر در مجلس هفتم می شد رای نداد یا در مجلس پنجم می شد چنین کرد چرا الان یا سال گذشته نشود؟
چرا وقتی دوم خرداد می شود مردم دعوت نکرده هم پای صندوق می آیند اما سال گذشته با هزار وعده و وعید هم کسی از جایش تکان نخورد؟ظاهرا دوستان هیچ رابطه ای میان مصرف و قیمت بر قرار نمی کنند.گوئی هر چه قیمت یک کالا بالاتر برود یا کیفیت آن تنزل کند مردم موظف به خرید به همان میزان سابق و حتی بیشتر هستند.این خلاف عقلانیت است .آنان نمی توانند بدون این که کالای سیاسی خود را تغییر و بهبود کیفیت دهند انتظار خرید آن را توسط مردم داشته باشند.قبل از دعوت مردم بهتر است برای تغییر خط تولید و بهبود کیفیت تولید اقدام کنند.

سلام
به نظرم اگر پاسخ این سوال تکراری مرا در باره علت جدایی شما از جبهه مشارکت بدهید بهتر می توانیم در مورد تفاوت دیدگاه دیروز و امروزتان آگاه شویم.
آقای عبدی به یاد دارید که در روزنامه ی سلام چگونه خود سانسوری می کردید و دیدگاهتان این بود که این روزنه نباید بسته شود؟
این دیدگاه چرا عوض شده؟

با سلام خدمت آقای عبدی
سوال من شاید خیلی ربطی به انتخابات ندارد اما ممنون می شوم که نظرتان را بگویید
برای رسیدن به یک سیستم حکومتی مطلوب آیا لزومی دارد که ما تلاش کنیم به آنچه که مشابه سیستم های دموکراتیک غربی است برسیم و مفاهیم ارزشی در این سیستم ها با تعریف خود آنها مانند آزادی بیان ، گردش آزاد اطلاعات و... در ایران پیاده شود؟ با توجه به اینکه الان یک سیستم حکومتی مانند کشور چین که به نوعی یک نظام ایدئولوژیک است و ابدا نمی شود آن را با معیار های غربی دموکراتیک دانست وجود دارد که در عین حال که از لحاظ اقتصادی مردم وضعیت نسبتا مطلوبی دارند و نارضایتی عمومی از حکومت دیده نمی شود( حداقل از طرف ناظران خارج از این کشور این طور به نظر می رسد) حکومت هم تمایلی به رسیدن به دموکراسی غربی از خود نشان نمی دهد و مردم هم ظاهرا اعتراضی به این امر ندارند. می خواستم ببینم از نظر شما آیا ما راهی
نداریم که بدون تحقق دموکراسی غربی یک حاکمیت مطلوب ، پاسخگو و کارآمد داشته باشیم؟

عبدی : نه چنین الزامی ندارد.هر جامعه ای باید برمبنای نیازهای خودش انتخاب کند.البته فراموش نکنیم حداقل بخشی از آنچه که در غرب می گذرد به نحوی در حال تبدیل شدن به ضرورتهای زندگی مدرن است. بنابراین در خواست آن موارد به معنای در خواست از ارزشهای غربی و جوامع بیگانه نیست بلکه به معنای درخواست نیازهائی است که در آن جوامع به علت پیشرفت قبلی برآورده شده است.
من گرچه به لحاظ ارزشی هم طالب آزادی هستم اما این را هم می گویم که اگر حکومتی بر پا شود که بدون آزادی نان و مسکن و دیگر مایحتاج مردم را تامین کند و رشد اقتصادی خوب و پایداری(تاکید می کنم پایدار) را ایجاد نماید ولو این که مانع آزادی ها باشد از این حکومت استقبال مي کنم.اما چه می توان گفت که چنین چیزی شدنی نیست حتی چین هم پس از پشت سر گذاشتن حدی از توسعه و رفاه مجبور خواهد شد که نیازهای جدید را برای مردمش تامین کند در غیر این صورت با بحران مواجه می شود همچنان که تغییرات بسیاری را طی دو دهه گذسشته در خود داده است.برای کشوری نفتی چون ایران آزادی پیش نیاز توسعه پایدار و جلوگیری از رشد فزاینده فساد است.تصور می کنم تجربه 10 سال گذشته نمونه خوبی باشد.عقب گرد سیاسی از سال 79 به بعد اکنون نتائج تاسف آور اقتصادی خود را نشان می دهد.
این ناامید کننده است که ایران با این همه درآمدهای نفتی رشد اقتصادی حدود 5درصد را تجربه کند اگر دولت موجود برنامه ای را برای بهبود وضع اقتصادی مردم بویژه طبقات ضعیف جامعه و ایجاد اشتغال ارائه کند که عرف اقتصاد دانان آن را قابل قبول و پایدار بدانند من به سهم خودم از آن حمایت خواهم کرد اما یقین دارم که به قول معروف با این ریش به تجریش نمی روند..

باسلام

خسته نباشيد جناب اقاي عبدي................
عبدی : پاسخ به ایمیل شما ارسال شد.

با سلام

ججناب اقاي عبدي ضمن عرض خسته نباشيد
بايد خدمتتان عرض كنم كخ هيچ ايميلي از سوي شما دريافت نكرده ام.

عبدی :پیگیری می کنم حتما نحوه عمل من اشکال داشته.

سلام آقای عبدی
به نظر من بین فعالان اصلاح طلب شما از همه منطقی تر و پخته تر تحلیل میکنید و اظهار نظر می کنید، با اینکه حسرت گذشته فایده ندارد ولی به نظر خودتان اگر شخصی مثل شما در مجلس ششم حضور داشت اصلاح طلبان منسجم تر عمل نمی کردند؟ چرا کاندیدا نشدید؟؟

عبدی : اولا هیچ تاثیری نداشت بسیاری از مسائل چنین نیست که با گفتن حرفهای دیگران لزوما حل شود.دوم این که من در آن انتخابات نامزد شدم تا رد صلاحیت شوم.شرط من برای نامزدی این بود که در صورت تائید صلاحیت انصراف بدهم و دوستان هم پذیرفتند.

میشه بپرسم چرا شرط گذاشتید که در صورت تائید صلاحیت انصراف بدهید ؟
رد صلاحیت شدید یا انصراف دادید؟

عبدی : خوشبتنانه رد صلاحیت شدم.اگر چه همین مقدار کافی بود اما برای اثبات این که عمل به قانون از طرف آقایان خیال و توهم است طبق قانون تقاضای استنادات رد صلاحیت را کردم و طبعا هم ندادند.


با سلام و خسته نباشید خدمت جناب عبدی عزیز
بسیار به سایتتون اومدم و نظرات شما رو خوندم اما این اولین باری هست که نظر می دم.
مخصوصا دو مطلب شما رو درباره ی انتخابات خوندم که فوق العاده تحلیل منطقی معقول و زیبایی هم بود.کاملا موافقم.خیلی چیزا هم یاد گرفتم و به همه توصیه می کنم بخونن.
موفق خوش و پایدار باشید
به امید آزادی ایران و ایرانی

آقای عبدی آیا شما در انتخابات مجلس ششم( یا کلا یکی از انتخاباتها) شرکت داشته اید؟
اگر جئابتان مثبت است با توجه به اینکه در همه انتخاباتها بحث آزاد بودن و سلامت تا حدودی مشابه امروز بوده دلیل تحلیل متفاوت امروز شما برای عدم شرکت چیست

عبدی : بله شرکت داشتم.تحلیل من هم فرقی نکرده بلکه واقعیت مقابل فرق کرده.به همین دلیل هم در دوم خرداد بالای 80 در صد مردم با شور و شوق پای صندوق آمدند اما بعدا کم شدند.الان هم علی رغم مسائل زیاد تحت شرائطی موافق شرکت در انتخابات هستم.به این شرط که بتوان همان پیام دو خرداد را با تضمین کافی ارائه داد حتی اگر انتخاب هم نشویم باز هم برنده ایم.پیشنهاد می کنم برای پاسخ خود مقاله سیاستهای انتخاباتی مطلوب را در سایت مطالعه فر مائید .

آقای عبدی منظورتان از پیام دوم خرداد چیه؟

عبدی : در یک جمله کوتاه اصلاح سیاسی ،که مقدمه لازم اصلاحات دیگر بود و هست.

خب !!!!
از انتخابات چند روزی هم گذشته بنویسید این تحریم شما چه نتیجه ای داشت ؟
آقایان پشت اصلاحات را خالی نکتید !
یا قیام یا انتخابات و یا .....

عبدی : دوست عزیز دیگر جر زدن نداشتیم.ما که تحریم نکردیم هر کس هم خواست شرکت مند تشویق کردیم.البته من رای ندادم و شما می توانید یک رای به آرای دوستان در تهران اضافه منید مشروط بر این که ضمانت بدهید که رای من آن طور که نوشته می شد خوانده می شد.در غیر این صورت چه بسا اگر من هم شرکت می کردم یک رای به حساب از ما بهتران منظور می گردید.

Post a comment