در ايران چه خبر است؟
واقعاً در ايران چه خبر است؟ براي پاسخ به اين پرسش بايد از پوسته مباحث مرسوم بيرون آييم.
آقاي حداد عادل اظهار نظر عجيبي كرده است. وي اخيراً اعلان داشته كه در ملاقات با معاون دوماي يا مجلس روسيه، وي به آقاي حداد عادل گفته است كه به حال كشور شما غبطه ميخورم كه چرا بنزين تا اين حد ارزان است، حتي آن را از آب هم ارزانتر ميفروشيد. وي حيرت كرده و پرسيده كه در ايران چه خبر است؟!(به نقل از خبرنامه مشارکت)
توجه كنيم كه روسيه تا مدتي پيش جزو بلوك شرق و شوروي كمونيست بود و طبعآً نبايد اين نحوه قيمتگذاريها براي آنان در مقايسه با مردم ديگر كشورها تعجبآور باشد.
اين سخنان را آقاي حداد عادل حتماً با هدف اصلاح قيمت بنزين بيان كردهاند، اما اگر هر كس بتواند از قول يك بيگانه با چنين هدفي مطلبي را نقل كند، آقاي حداد عادل نميتواند، زيرا هم او بود كه سال گذشته و پس از تصويب ثابت ماندن قيمت كالاها در مجلس (قبل از دولت فعلي) اين تصميم بسيار ارزشمند!! را به عنوان عيدي مجلس به مردم ايران معرفي كرد. كساني كه محصول اين تصميمات عجيب و باور نكردني هستند، چگونه ميتوانند از اين نقل قول طرفي ببندند؟ فارغ از اين سابقه موضوع، حالا كه آقاي حداد عادل متوجه اين نكته نه چندان بديع، بلكه بديهي شدهاند، چرا اقدامي در خصوص اصلاح آن نميكنند؟ آيا چنين تصميماتي منحصر به همين یک مورد است يا تمامي موارد ديگر هم همين طور است؟ اگر فقط همين مورد است چرا؟ و اگر تمامي موارد است در اين صورت بايد پرسيد «در ايران چه خبر است؟»
آقاي دکتر!، پوپوليسم چاهي است كه براي به دام انداختن ديگران كنده ميشود، اما چون گرداب می شود که حفركنندگان را هم خواهد بلعيد! به علاوه آقاي حداد آيا هيچگاه از خود نپرسيدند كه چرا فقط وقتي كه يك بيگانه چنين سخني را ميگويد، ايشان به صرافت ميافتند و طبعاً ناتوان از پاسخگويي بايد بار سنگين اين نابخرديها را تحمل كنند؟ چرا زماني كه بسياري از كارشناسان ايراني چنين چيزي را با دقت تمام متذكر ميشوند، نه تنها كسي تلنگري نميخورد، بلكه منتقدين و ناصحين مشفق را با آماج تيرهاي ناجوانمردانه نشانه ميروند؟ (مثل نامه 50 اقتصاددان).
در ايران چه خبر است؟ قضيه روشن است. در ايران عدهاي با اتكا به درآمدهاي نفتي از منطق علمي اداره امور بينياز شدهاند و با ديگر هموطنان خود مفاهمهاي ندارند، بلكه با اتكا به قدرت ناشي از رانت و درآمد نفتي سخن ميگويند، يا بهتر است بگويم كه تحكم ميكنند و تنها هنگامي كه با افرادي ديگر مواجه ميشوند كه امكان گفتگو از اين موضع قدرت را ندارند، حباب منطق آنان تركيده ميشود.
اتكاي به درآمدهاي نفتي و اتخاذ سياستهاي غيرعلمي و غيرمنطقي آينده كل كشور را با مخاطره مواجه كرده است، اگر يكي از عوارض ملموس اين سياستها، آلودگي وحشتناك هواي تهران است، اما به نظر من آلودگي هواي فكر و انديشه ناشي از اين اتكا به درآمدهاي نفتي بسيار كشندهتر و مخربتر از آلودگي هواي تهران است. در ايران چه خبر است؟ هيچ. چرا كه همه چيز در زير دودهاي وحشتناك ناشي از سوخت ناقص 4 ميليون بشكه نفت در روز در افقي تيره گم شدهاند.
Comments
سلام جناب اقای عبدی
چرا موضوع تقسیم درامدهای نفتی از سوی اصلاح طلبان جدی گرفته نمی شود؟ این طرح لااقل از دیگر طرح های اصلاح طلبان واقعی تر و ثمر بخش تر به نظر می رسد. لااقل با بررسی جدی این طرح نقاط ضعف ان بیشتر مشخص می شود. با این طرح لااقل هزینه های اقتصادی تحمیل شده به شهروندان برای انها مشخص می شود.
عبدی : امیدوارم پس از این انتخابات کم کم به این موضوع فکر کنند.
Posted by: نیما | December 9, 2006 11:44 PM
کاملا با شما موافقم که اتکا به درآمدهای نفتی متاسفانه حکومت و جامعه ایران را فلج کرده است و از کارکرد و پویایی باز داشته، درست مانند اعتیاد به مواد مخدر در افراد.
اما در عین حال توقف بر این امر و تکرار مدام آن نیز راهی برای خروج از این وضع پیش پای ما نمی گذارد. وقتی حکومت ایران در تحلیل و تصمیم گیری در مورد قیمت بنزین چنین عاجز و درمانده است، نمی توان انتظار داشت که یک شبه متنبه شود و راهی برای قطع اتکا به درآمدهای نفتی در پیش بگیرد.
در این وضع اگر من و شما هم مدام تکرار کنیم که تا دولت به نفت متکی است اوضاع همین است که هست، در واقع فرقی با تسلیم شدن به جبر زمانه و نشستن به انتظار معجزه ندارد. در واقع این طرز فکر ذهن من و شما را هم فلج می کند و از کار می اندازد.
به نظر من باید در کنار این مسأله به سایر جوانب هم بپردازیم تا شاید راهی برای شکستن این دور باطل بیابیم
عبدی : اصلا چنین نیست.اتفاقا برنامه خوبی پیش رو خواهد بود.هدف حذف نفت از اقتصاد کشور نیست بلکه حذف نفت از درآمدهای دولت است.این مساله آنقدر باید تبیین و شکافته شود که پس از مدتی ملکه ذهن و الگوی رفتار سیاسی خواهد شد.
Posted by: فرامرز ایپچی | December 10, 2006 03:41 AM
داستان دولت رانتير و مظالم برآمده از آن براي ما ايرانيان داستان جديدي نيست. همان داستان كه گفته شده ريشه در نفت اين نمي دانم طلا يا بلاي سياه دارد. با اين وجود گمان من اين است كه قدرت علاوه بر رانت نفت از رانتي عظيمتر نيز برخوردار بوده و هست و در واقع همين رانت، آن طلا را بدل به بلا نموده است. اين رانت عظيم و تاريخي چيزي نيست جز جهل يا تجاهل نسبي ريشه دوانده در درون ما ايرانيان. در واقع مي خواهم بگويم كه داستان بسي به پيشتر از اكتشاف نفت بر مي گردد.
عبدی : کاملا درست است مساله قدیمی است اما در حال حل می بود اگر نفت نمی بود یا حداقل امکان حل آن وجود داشت اما الان نفت مانع جدی است البته از طریق سر ریز شدن آن به خزانه دولت که هم موجب بسته تر شدن فضا می شود و هم مانع رشد اقتصادی پویا و مستمر است.
Posted by: مرتضي | December 10, 2006 04:24 AM
سلام . با تشکر از مطلب خوبتون .
در ایران یک خبر دیگر هم هست و اونم اینه که عدهای در این فضای دودآلود مشغول گرفتن ماهی از آب گل الود و انتقال اون به هوای پاک کشورهای دیگه هستند تا به وقتش خود و خانواده از اون بهره مند شوند !
Posted by: ماندانا | December 10, 2006 11:05 AM
باسلام
جناب عبدی باتوجه به اعلام بعضی افراد وگروههای سیاسی مبنی بر تحریم انتخابات خبرگان ولی شرکت پر شور در انتخابات شوراها ،به نظر شما پس از انتخابات وزارت
کشور (حاکمیت) دراعلام تعداد شرکت کنندگان در 2 انتخابات
چگونه عمل خواهد؟
عبدی : به نظر من در ایران تحریم به معنای دقیق کلمه وجود ندارد.در واقع به این علت که کسی جرات تحریم ندارد یا رسانه ای برای تحریم ندارد.تحریم یعنی فعالیت جدی برای درخواست از مردم جهت شرکت نکردن در انتخابات.تحریم عملی فعالتر از مشارکت است.اما شرکت نکردن یک روال عادی است در واقع جامعه ای که امکان تحریم را سلب می کند اگر شرکت کمتر از 50درصد باشد شکست فاحش برای آن محسوب می شود زیرا آزادی و امکان تحریم کردن در چنین جامعه ای می توان مشارکت را به زیر 20 درصد برساند.بنابراین در ایران فقط عدم مشارکت است و نه تحریم.
اما این که دولت چگونه آرا را اعلام کند چون اولین تجربه از آنان است نمی توان اظهار نظر قطعی کرد اما به نظر من کل آرا کمابیش همانطور که هست اعلام می شود.در جزئیات هم تصور نمی کنم نیازی به دستکاری بوجود آید.تاکید می کنم نیازی نخواهد بود اما اگر چنین نیازی رخ دهد قضیه را باید به گونه دیگری دید.این شرائط بدتر از وقتی است که صریحا در انتخابات دستکاری شود.توضیح مفصل را در مقاله سیاستها ی انتخاباتی نوشته ام.
Posted by: آزاد رادنیا | December 10, 2006 11:20 AM
با سلام
همانطوریکه آقای خاتمی در اواخر دوران ریاست جمهوری اش در پاسخ به این سوال که جناح راست دارد محیط سیاسی دانشگاهها و روزنامه ها را می بندد و با دانشجویان فعال سیاسی برخورد می کند و نتیجتا مردم از روند سقوط اصلاحات ناراضی هستند ، میگفت «چو فردا آید فکر فردا کنیم» .
امروز هم آقایان که دست در کاسه (یا بشکه نفت) قدرت دارند با خود می گویند «چو فردا آید فکر فردا کنیم» امروز که دلارهای نفتی هست باید عوام را داشت ، فردا که هنوز نیامده.
Posted by: سیدمحمد رضا طاهرزاده | December 10, 2006 11:31 AM
سلام . در پشت سر کروبی چه می کنید؟ خواهش می کنم لطفا پاسخ دهید.
عبدی : ظاهرا باید با دقت بیشتری عکس را نگاه نمائید.
Posted by: Anonymous | December 10, 2006 12:51 PM
جناب آقای عبدی
پوپولیسم اخیرا بد شده یا در سال 58 هم بد بود ه است ؟
این آقایان هم از شما بله از شما یاد گرفتند .
عبدی ::اگر از من یاد گرفته اند به آنان می گوئیم این کار را نکنید.چطور این حرفها را یاد نمی گیرند؟
نه اینطور نیست .پوپولیسم ریشه های متعددی دارد که یکی هم ساده نگری منتقدین پوپولیستهاست.
Posted by: سیروس اسدی | December 10, 2006 01:24 PM
دست مریزاد.
هر چند پس از ان محاکمه کذایی و مسایل پیرامونی ان که خود درد کشیده ا م کمی تا قسمتی از شما دلگیرم ولی تا وقت پیدا می کنم به سایت شما سر می زنم تا کمی تا قسمتی حرف جدی که کمی تا قسمتی در چهره خشن ولی مهربان و دوست داشتنی تان نمایان است بشنوم.
خدا نگهدارتان
Posted by: علی | December 10, 2006 03:38 PM
با سلام خدمت آقای عبدی
با اینکه این مقاله قبلا در خبرنامه گویا منتشر شده است، از آنجاکه بخشا اشاره به نظرات شما در مورد انتخابات شوراها دارد، آن را برای شما می فرستم تا اگر صلاح دانستید در سایت خود نیز منتشر کنید.
موفق باشید،
ا"نتخابات شوراها از دو نگاه"
عبدی : با تشکر. دوستان می توانند از طریق گویا مطالعه نمایند.
Posted by: حمید فرخنده | December 10, 2006 03:50 PM
به نظر من پايين نگاه داشتن قيمت بنزين رشوه دادن به مردم است براى ساكت نگاه داشتن آنها. درغير اينصورت مردم ازمقامات خواهند پرسيد تاچه حد پروژه هايى مثل ...... ضرورى هستند.
عبدی : این قضیه را اگر به رشوه دادن(البته نه به معنای مجرمانه آن) تعبیر کنیم مرا به یاد لطیفه می اندازد.
یک نفر عادت به دزدی داشت یک بار رفت در مغازه انگور بخرد گفت 5 کیلو انگور می خواهم.فروشنده به اندازه 5 کیلو سنگ ریخت در یک کفه ترازو(برای جوانتر ها بگویم که در قدیم وزنه نبود با سنگهای بزرگ که مقیاس بود توزین می کردند)فروشنده تا خم می شد انگور بیاورد خریدار بر حسب عادت سنگها را می دزدید!خوب معلومه که این دزدی به ضررش بود.حالا حق السکوت گیری ما هم همینطوره.
Posted by: على | December 10, 2006 04:06 PM
امروز صبح وقتي از خانه بيرون آمدم تا پسرم را به مدرسه برسانم، فراموش كردم كيف پولم را بردارم. و وقتي به مغازه رسيديم، تنها توانستم ته جيبم 155 تومان بيابم كه يك كاغذ امتحان و يك كيك كوچك خريدم كه مجموعش شد 75 تومان. ماند 80 تومان ديگر. او اصرار داشت كه شكلاتي ديگر كه 120 تومان بود بخرم. گفتم من فقط به اندازه يك ليتر بنزين پول دارم نه يك شكلات. همين طور كه به سمت مدرسه ميرفتيم فرياد زد اين چه ربطي به بنزين دارد؟ گفتم شايد ربطي نداشته باشد ولي ما جايي زندگي ميكنيم كه مردم فقيرش هم ميتوانيد به راحتي بنزين بخرند ولي احتمالا نميتواند هر روز براي فرزندانشان كيك بخرند. چون پول همين مردم فداي ارزاني بنزيني ميشود كه نميگذارد ما نفس بكشيم. بنزين دارد همه را خفه ميكند. چه من را و چه آن درخت را و چه آن كسي را كه نفت ما را ميفروشد و بعد فهرستي از قيمت خوراكيهايي دادم كه براي او ميخرم (كيك، آدامس، بستني، شكلات، پاستيل،
لواشك، شيركاكائو، بيسكويت، نوشابه و ...) تا ببيند بنزين، چه عرض كنم هستي اين ملت چقدر مفت است
عبدی : کاشکی فقط مشکل در مفت بودن آن بود اگر عوارض اقتصادی و زیست محیطی و....دیگر را اضافه کنیم اوضاع وحشتناکتر خواهد شد.
Posted by: نوري | December 10, 2006 05:31 PM
جناب عبدی خیلی ها ادمها یی را سراغ دارند که به فروش خانه خود مبادرت کرده اند و با شعار اجاره نشینی وخوش نشینی قسمتی از پول را به رهن منزل وبقیه را بجای سرمایه گذاری صرف خرید اتومبیل و وسایل دیگر می نمایند و مدتی با ولخرجی به خوبی زندگی کرده اند اما پس از چند سال با بالا رفتن اجاره بها و تمام شدن پولهایشان مجبور
شده اند انچه که خریده بودند را بفروشند ورفته رفته از شمال شهر بطرف قسمتهای حنوبی کوج کنند و بعد هم در فقر و فلاکت کاسه چکنم بدست افسوس خانه کلنگی بباد رفته را میخورند حکایت امروز ایران هم همین است پول نفت بجای اینکه هزینه ایجاد زیر بناهای لازم برای توسعه اقتصادی شود صرف حمایت از رانت ها میشود هزینه ای که صرف سوبسید بنزین و واردات بعضی اقلام و.... میشود اگر بدرستی در مسایل زیر بنایی هزینه میشد اکنون کشور با
معضلاتی نظیر بی کاری و فقر باین شدت در گیر نبود
کارخانه هایی که یکی پس از دیگری با زیان انباشته رو برو شده وبه تعطیلی می انجامند و کار گرانی که یا بیکار شده ویا چندی ماه حقوق عقب افتاده دارند بهر حال انچه که در ایران میگذرد حکایت داستان ان گزمه ایست که مردی را در حال بریدن قفل مغازه ای دیده و می پرسد چه میکنی وجواب میشنود کمانچه میزنم گزمه با تعجب می پرسد پس صدایش کو
جواب میشنود که صدای این ساز فردا صبح بگوش میرسد
Posted by: پرویز | December 10, 2006 06:11 PM
آقای عبدی عزیز سلام.
شما همیشه همه مشکلات کشور را داشتن منابع عظیم نفتی میدانید و اعتقاد دارید که تا زمانی که ما نفت داریم هیچ مشکلی حل نمی شود ولی هیچ وقت توضیح ندادید که مثلا چرا امریکا با داشتن منابع عظیم نفتی این مشکلات را ندارد.
عبدی : دلائل متعددی دارد. اول این که آنان قبل از این منابع سنتهای دمکراتیک و نهادهای مدنی قوی داشته اند.ضمن این که درآمدهای آن عمدتا ایالتی است.اما مهمترین دلیل این است که سهم این منابع در اقتصاد و مهمتر از آن بودجه دولت بسیار اندک است نه مثل ایران که در مقاطعی حتی به بیش از نیم آن می رسیده است.اصولا برخی معتقدند وقتی این سهم از 10در صد بیشتر شد مشکل ساز می شود.
Posted by: صادق | December 10, 2006 06:12 PM
با سلام
آقای عبدی 2 سوال دارم:
1- در یکی از مقالاتتان در همین سایت نوشته اید که اصلاحطلبان استراتژی ای در 12 بند داشته اند که آقای خاتمی از آن عدول کرده اند، مشروح آن استراتژی چیست؟
2- باز هم در یکی از مقالاتتان نوشته اید که آقای خاتمی جمله ای در باره سیاست گفته است ، البته گفتنش را به بعد محول کرده اید اگر امکان دارد آن جمله را به اینجانب بفرمایید.
اگر می خواهید می توانیید به آدرس ایمیل اینجانب ارسال نمایید.
با تشکر سید محمد رضا طاهرزاده
عبدی:
1-مورد اول بزودی در اختیار قرار می گیرد.
2-مورد دوم هم در آینده منتشر می شود.
Posted by: سید محمد رضا طاهرزاده | December 10, 2006 07:25 PM
mazerat mikham ke fonte farsi nadaram...matlabe jalebist. va inke shaid bakhshe azimi az
badbakhtie ma be khater in nafte. age ma ham naft nadashtim va mesle aksarre keshvarhaie donia ba daramade maliati keshvar edare mishod oon moghe mardom bishatr MIFAHMIDAN ke sahame edalat hagheshune na lotfe bazi alijenabha va bishtar mifahmidan ke poole sandooghe mehrorreza ro az jibe mobarake barkhi az aghaiun nemidan bvalke poole mellate ke chendergjhazesho daran beheshun barmigardunan ke az nazare amari ghabele cheshmpooshie dar barabare daramade azime naft. va yek soal az khedmate shoma: aya keshvare saheb nafti mishnasid ke hokumatesh demokratik bashe? lotfan age mishnasid be man ham begid plz! tnx
عبدی : اگر سهم نفت از تولید ناخالص و بودجه دولت پائین باشد مشکل چندانی برای دموکراتیک شدن از این حیث نخواهد داشت.
Posted by: farshad | December 10, 2006 08:19 PM
بنده به واسطه شغلم با تاکسی زیاد سفر میکنم. معمولا آقایان راننده علیرغم دریافت کرایه های نه چندان اندک بلافاصله شروع به گله در مورد ترافیک سنگین و استفاده از خودروهای شخصی توسط مردم میکنند. اما به محض اینکه شخصی ارزانی بنزین را یکی از دلایل این نابسامانی ذکر کند سریعا جبهه میگیرند و میگویند مملکتی که خودش نفت دارد نباید بنزینش گران باشد. این مثالی است از فرهنگی که علاوه بر پوپولیسم آقایان در بین مردم ما جا افتاده.باورهایی که تغییر آنها در بخش بزرگی از مردم بسیار مشکل است.
عبدی : آن وضعیت و این باورها همدیگر را تشدید و باز سازی می کنند.اما به نظر من ریشه آن در این واقعیت هست که نفت را مال خود نمی دانند اگر نفت را مال خود می دانستند گرانتر از همه دنیا می فروختند.
Posted by: علی | December 10, 2006 08:26 PM
Jenaabe Aghaye Abdi,
Ba Ehteraam , Az Shoma Soaali Enteghaadi Daaram, Agar ejeezeh befarmayiid oono ba shoma va khaanandegaanetoon dar miyaan begzaaram......
عبدی : برای جواب به سوال خود مطالب ماه گذشته را مطالعه فرمائید.
Posted by: Hooshyar Irani | December 11, 2006 12:39 AM
جناب آقاي عبدي
به اعتقاد من تنها راه حل و البته سخت ترين آن براي عبور از بحران اقتصادي مملكت شفاف كردن و يا به عبارت بهتر آزادكردن قيمت بنزين است . مسئله اي كه در هيچ دولتي به خاطر پيامد هاي سياسي و امنيتي و شايد هم فشار اقتصادي به مردم به آن توجه نشد و هميشه در حد شعار باقي ماند . به عنوان يك تحصيل كرده اقتصاد عرض مي كنم به دليل بي كشش بودن بنزين به عنوان يك كالاي ضروري افزايش تدريجي و سنواتي قيمت بنزين همان بار تورمي را دارد كه افزايش آني آن به ميزان حداقل قيمت هاي منطقه خليج فارس . بنابر اين بدترين گزينه پيش روي دولتها افزايش چند درصدي و دو نرخي كردن بنزين و بهترين گزينه تعيين قيمت آني به ميزان مثلا 500 تومان است . راه حل دوم داراي چندين مزيت است . 1) كاهش قابل توجه مصرف بنزين به خصوص در كلان شهرهائي چون تهران و بالطبع كاهش آلودگي و هزينه هاي فرصت ناشي از ترافيك كه هيچگاه به آن توجهي نشده است 2) صرفه جوئي ارزي واردات بنزين حداقل به ميزان 5 ميليارد دلار در سال (با قيمت هاي فعلي جهاني ) 3) تجهيز زير ساخت هاي حمل و نقل و ناوگان آن به خصوص مترو و جايگزين كردن خودروهاي كم مصرف با خودروهاي فرسوده از محل صرفه جوئي هاي ناشي از واردات . مباحث مطرح شده اگرچه كلي به نظر مي رسد ولي كاملا عملياتي است فقط كافي است در عرض سه چهار سال بار افزايش قيمت سوخت تحمل شود و دولت هم جسارت چنين كاري را داشته باشد. در پايان هم جهت سوئ تفاهمات احتمالي عرض كنم كه : بنده همانند اكثريت هموطنانم نفسم از جاي گرم بيرون نمي آيد ، كارمند و اجاره نشين هستم ،و مجبور م حداقل چند هفته يك بار با اتوميل شخصي به شهرستان مسافرت كنم و با قيمت پيشنهادي مصرف كننده بنزين باشم ولي حاضرم براي رفاه بيشتر خود و فرزندانم در آينده از اين نعمت وافر ولي خانمانسوز چشم پوشي كنم
با تشكر
عبدی :مطالب متین و قابل دفاعی است اما فقط این اشکال را دارد که برای تصمیم گیرندگان ایرانی نوشته نشده است.اگر آنان این مطالب را قبول می کردند دهها مطلب دیگر را هم می پذیرفتند و دیگر مشکلی در میان نمی بود.
شما ظاهرا تا به حال نفت مصرف نکرده اید و لذا منطقی می نویسید اما آنان که بشکه بشکه نفت مصرف می کنند در کهکشان دیگری سیر می کنند.تا حالا شنیده اید که کسی که "ال.اس.دی" مصرف می کند چه رفتاری دارد؟بله چنین فردی ممکن است از پشت بام به راحتی به داخل خیابان بیاید چون فکر می کند فاصله کمی است.نفت از ال.اس دی ویرانگر تر است تردید نکنیم.
Posted by: لعلي | December 11, 2006 09:09 AM
با سلام،عکس صفحه اول دیروز اعتماد را دوباره هم دیدم. چیزی سر در نیاوردم. در تیتر خبر از "حضور انتخاباتی" شما صحبت شده و ذیل آن قسمتی از مطالب وبلاگ نقل شده ولی در متن خبر -صفحه داخلی- نامی از شما برده نشده. مثلا کلک ژورنالیستی است یا چیز دیگر؟
عبدی : یک دعوت ساده و بطور طبیعی یک اجابت ساده.
Posted by: Anonymous | December 11, 2006 02:13 PM
سلام
جناب آقای عبدی
اینطور به نظر می آید که شما بر این نظر خودتان مصر هستید و تا به حال چندین بار موضوع نفت را مطرح کرده اید و من هم قبلا در یکی از کامنتها نظرم را داده ام ولی حالا به نظر می رسد که فرصت خوبی پیش آمده تا این موضوع بیشتر شکافته شود و همه به طور مفصل آنرا نقد کرده و در صورت موافقت با آن راهکار ارائه نمایند.پس چنانکه صلاح می دانید این موضوع را به طور خاص مطرح فرمایید و مثل "تحلیل شما چیست" چند عنوان برای بحث در این زمینه مطرح کنید
عبدی :حتما .در برنامه است..
Posted by: فرهاد | December 11, 2006 03:01 PM
آقاي عبدي شما يا بي اطلاع هستيد كه بسيار بعيد است وياجماعت را كذاشتيد سركارچنان از نفت بودجه دولت حرف ميزنيد كه اگر كسي نداند فكر مي كند نفت مال اين ملت است حال انكه اصلا اينگونه نيست نفت متعلق به عده اي
خاص براي اجراي سياستهاي خاص براي حفظ حكومت حاكمان اگر غير از اين فكر ميكنيد به مقاله يك وزارت نفت آشناسرمقاله روزنامه شرق تاريخ9/11/82نوشته خانم فرزانه روستايي فر مراجعه نماييد
Posted by: Anonymous | December 11, 2006 03:40 PM
سلام وخسته نباشید
........فرداهای تو روشن است.آنچنان که بخواهی،چون از گذشته ها به امروز سفر میکنی نیاز نیست تیرگیهای ایام رفته را همراه خویش بری.امروز پدیده ای شگفت است،سرشار توان وامکان،تا زندگی را بدان پایه بنا کنی که آرزومندی.......
در پناه یزدان
Posted by: پریسا | December 11, 2006 06:47 PM
درود بر شما. از دید من اشکالات زیادی در اداره این مملکت وجود دارد که توزیع عجیب یارانه بنزین هم یکی از این مسایل است.در این مورد میتوان به برخورداری صاحبان سرمایه از همه یارانه ها بالااخص یارانه بنزین اشاره نمود. فی المثل صاحب یک اتومبیل کرایه کش مدل 20 سال پیش به همان میزان از سوبسید دولت برخوردار است که صاحب بنز چند ده ملیونی!!!حال بگذریم که در بسیاری از موارد افراد قدرتمند از حمایت بیشتری نسبت به مستضعفین برخوردارند.حاکمیت قانون و توزیع عادلانه امکانات فقط در سایه تحول در دیدگاههای نادرست اجتماعی و بعضا اعتقادی مردم ممکن است . با تشکر از شما مطهری 27 ساله از گرمسار
Posted by: سید هاتف مطهری | December 11, 2006 06:59 PM
جناب آ قاي عبدي
با سلام
تيتر زده بدو نفت بوليوی.............
عبدی : ظاهرا اشکالی در تایپ مطلب پیش آمده بود و مطالب جابجا شده بود لطفا دوباره زحمت بکشید.لطفا از حروف لاتین در متن فارسی استفاده نکنید که اشکال ایجاد می کند..
Posted by: hassan | December 12, 2006 05:31 PM