بنزین فقط یک مورد است (نگاه مهمان)
آقای محمد حسین مطلبی را در باره مقاله در ایران چه خبر است؟ارسال نموده اند که با هم آن را مرور می کنیم.
وقتي دانشمندان مي خواهندقدرت انفجاري بمب اتمي را براي افكار عمومي توضيح دهندانرا با ميزان انفجار مقداري بنزين بيان ميكنند!مثلاقدرت انفجاري بمب اتمي كوچكي كه اخيرا"كره شمالي ازمايش كرد ,معادل قدرت انفجار حجم بنزيني به اندازه يك ساختمان چهار طبقه اعلام شد!طرفه, انكه امروز درمملكت ما اين دو با هم دوسر طيف بحرانهاي حاد نظام شده اند !كه يك سر ان بحران خارجي است يعني انرژي هسته اي وسر ديگر ان بحران داخلي است!يعني تعيين نرخ بنزين. و ما نميدانيم كه براي بيان قدرت تاثير گذاري ايندو در سياست مملكت,كدام را با كدام بايد بسنجيم؟مثلا ايا ان يكي مملكت را خداي نخواسته به زانو در مي اورد يا اين؟ما كه در داخل براي انرژي هسته اي شعار مي دهيم تا ان يكي در خارج حل شود !ايا در خارج هم كسي مثل رئيس دوماي روسيه بايد شعار بدهد تا اين يكي در داخل حل شود
يادم مي ايد اوايل دهه هفتاد بودكه اقايان بهزاد نبوي و مرتضي نبوي هردو شديدا"در عرصه سياسي و مطبوعاتي كشور فعال شده بودند!جالبتر انكه هردوهم در ان زمان شعارهايشان در حال جابجا شدن بود! يعني بهزادچپ ,مدافع اقتصاد ازاد شده بود ومرتضاي راست, طرفدار شعارهاي چپ! لذا افكار عمومي دائم اين دورا با هم اشتباه مي گرفت واين سوژه اي جذاب براي طنزسياسي شده بود
وامروز همانگونه كه ان دو سياستمدار يكي به راست و ديگري به چپ جابجا مي شدندو افكار عمومي سرگردان ومتحير !انرژي هسته اي هم مي تواند تبديل به بحراني داخلي و بنزين تبديل به بحراني خارجي شود
معمولا"قدرتها از همان جايي ضربه مي خورند كه گمان نميكنند!اين موضوع هم از همان جنس است و فرض هاي فراواني براي ان قابل تصور است كه اينجانب تنها به يك نمونه ان بسنده ميكنم:فرض بفرمائيد قطعنامه هاي بعدي تحريم بر عليه ايران كه به تصويب شوراي امنيت ميرسد يك موضوع ان هم تحريم بنزين باشد!اين موضوعي داخلي است اما تبديل به يك بحران خارجي شده است به اين معنا كه بايد دولت ايران به مراتب بيشتر از انرژي هسته اي در وزارت خارجه خود براي خريد و حمل بنزين از خارج وقت صرف كند!ولابد انهارا از واسطه ها به قيمتهاي سرسام اور خريداري كرده و به صورت قاچاق به مملكت اورده و در پس اين ريسك فراوان به عشر نياز كنوني مملكت هم نتواند پاسخ دهد!به همين راحتي يك بحران داخلي تبديل به بحراني خارجي شده است!و از ان طرف وقتي كه دولت در تامين بنزين مصرفي ناتوان ميشود ,بحران فراگير اقتصادي حادث شده گريبان
همهء ساحتهاي اقتصادي و اجتماعي مملكت را مي گيرد!بي انكه ديگر بتوان براي ان چاره اي انديشيد!به همين سادگي يك بحران خارجي تبديل به بحراني داخلي شده است!پس لاجرم بايد دولت محترم به اين سؤال پاسخ دهد كه ايابرخوردار از توانائي لازم براي مديريت اين بحران داخلي(كه بالقوه يك تهديدخارجي محسوب ميشود)ميباشد؟اگرداراي چنين توانائي هست لازم خواهد بود برنامه هاي خود را در افق كوتاه مدت ,ميان مدت و بلند مدت وشرايط بحران و اصطلاحا"فورس ماژور تا حدي كه به افكار عمومي مربوط است اعلام كند و منابع ,تجهيزات وسازوكار لازم را براي اطمينان افكار عمومي تشريح نمايد!تا مردم نيز براي زندگي روزمره خود برنامه ريزي نموده و تا جائي كه مي توانند هماهنگ با برنامه دولت عمل كنند!بحران بنزين تعطيلات چهار روزه عيد فطر نيست كه روز شنبه همه چيز تمام شود بلكه بحراني است كه روز شنبه همه چيز اغاز شده و نمي توان دقيقا"حدس زد كه چه هنگام پايان مي پذيرد
ضمنا من گمان ميكنم همسايه شمالي ما دچار سوءتفاهم شده است چرا كه هر كدام از سياستمدارانش فكر ميكنند كه يك مسئوليت وجداني در باره كشور ما دارند!رييس محترم دوما هم گمان كرده كه مسئوليت حل بنزين ايران بر دوشش سنگيني ميكند لذا به اولين ادم ايراني كه رسيده, امانت را ادا كرده است
جناب اقاي حدادعادل
يادم ميايدافزونتر از بيست سال پيش متني به قلم جنابعالي خوانده ام در باره" شهيد"اين شعرش هنوز در خاطروخاطره ام تازه
است چون همان روزها بهترين دوستم (در جنگ با صدام) در خون خويش ارميد
به پاي لاله كدامين شهيد مدفون است//////////كه بدر افتاده از لحد گوشهءكفنش
اين است بهايي كه ما براي استقلال اين مملكت پرداخته ايم
خواهش مي كنم ارزان نفروشي
Comments
جناب اقاي عبدي
با سلام واحترام
خواهشمند است در صورت صلاحديد به اين پرسش ها پاسخ دهيد؟
الف_با توجه به موارد ذيل چرا اقاي احمدي نژاد به دانشگاه امير كبير رفت؟
الف/دانشجويان اين دانشگاه همواره راديكال ترين مواضع را در انتقاد از نظام و حاكميت اتخاذ كرده اندواكنون نيز به خاطر مسائلي همچون انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان ملتهب و اماده واكنش به هر تحريكي مي باشند
الف//در صورت اصرار اقاي ررييس جمهور در سخنراني پيش از انتخابات شوراها,دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر گزينه اي معتبرتر و كم تنشتر محسوب مي شد
الف/// رفتار تند و خارج از كنترل دانشجويان در اين سخنراني به سادگي قابل پيش بيني بود
الف////چهار روز از "روز دانشجو" گذشته و سه روز به انتخابات مانده است
ب_پيام اين تشنج به سازمان هاي حكومتي ومذهبي وسنتي طرفدار اقاي احمدي نژاد چه ميباشدو ميزان تهييج ,تحريك وانگيزه مند كردن انان در انتخابات اتي تا چه حد است؟
پ_برداشت جامعه كه در دو سه روز اينده به طور مكرر ماجراي اين سخنراني و تشنجات ان نظير انفجار نارنجك صوتي,سوزاندن تصوير جناب رئيس جمهورو...را از طريق رسانه ها ي داخلي و خارجي و مردم ديگر مطلع مي شوند از اين رخداد چه ميباشد؟
ت:افكار عمومي با اين رخداد تا چه حد "دولت هر نه روز يك بحران "را تداعي كرد ه و نسبت به ناكارامدي اصلاح طلبان در شوراهاي اينده ترديد خواهند كرد؟
ث:پيام ان به سازمان اصلاحات مبني بر ناتواني در ايجاد واكنش هاي سريع در چنين اقدامات غافلگيرانه از طرف اردوي رقيب چه مي باشد؟
ث:در مجموع تاثير اين اتفاق بر نتايج و فرايند انتخابات روز جمعه چه اندازه است؟
ج:با توجه به پخش مصاحبه اقاي خاتمي از طرف ايسنا كه با سخنراني اقاي احمدي نژاد در يك روز صورت گرفت,ايا اين همزماني يك اتفاق است يا يك برنامه از پيش تعيين شده و منطقا"كدام يك به لحاظ زماني ميتواند مقدم باشد و ديگري واكنشي با قابليت كنشي؟
چ:در پايان اگر مطلوب ميدانيد نظر جنابعالي در باره اين جمله:"بازي سياست بازي بزرگان است " چه مي باشد مثلا با مصداق همين انتخابات؟
عبدی : سوالهای سختی است.سخت از این جهت که مبتنی بر پیش فرض رفتار حساب شده از طرف عامل رفتار است.اما این سوالها قدری هم ساده است اگر به این تصمیم جور دیگری نگاه کنیم.ممکن است در موقع اعلام این سخنرانی هیچکدام از این امور را پیش بینی نکرده بودند.اما در هر حال اتفاقی است که افتاده و آنها هم اقدامات خودشان را انجام خواهند داد.من یک حس غریبی نسبت به شکل گیری یک جریان جدید در دانشگاهها دارم که فکر می کنم به نحوی هم در حال هدایت از بیرون دانشگاه است و می خواهند بهانه ای را برای سرکوب دانشجویان به دست قدرت بدهند.امیدوارم این حس درست نباشد اما تصور می کنم دانشجویان باید کمی حوصله به خرج دهند و مواطب باشند.یک حدس من این است که این حضور در چارچوب همین قضیه است.وقتی که دانشجویان با جامعه مدنی و افراد با تجربه قطع ارتباط شوند امکان این که در جریانهای از پیش طراحی شده قرار گیرند زیاد است .
اگر قرار باشد با مصداق این انتخابات اظهار نظر کنم اصولا آن را بازی نمی دانم که در انحصار بزرگان باشد یا نباشد.باید کوشید در ایران سیاست به بازی با تمام لوازمش تبدیل شود.اگر تبدیل شد در آن زمان باید دید که چه رفتاری رخ می دهد.
Posted by: محمد حسين | December 11, 2006 08:06 PM
جناب اقای به عنوان یک پلی تکنیکی نظر شما راجع به وقایع اخیر پلی تکنیک چیست؟ راستی شما چرا عضو فعال کانون فارغ اتحصیلان نیستید؟
عبدی : در کامنت دیگری کمی به این مساله پرداخته ام.
برای آن که کانون سیاسی تلقی نشود از این نوع مشارکتها حتی المقدور پرهیز می کنم.گرچه من در این گونه موارد علایق سیاسی خود را دخالت نمی دهم و آن را براي نهادهای مدنی مضر می دانم.اما در هر حال استنباط دیگران را نمی توان مانع شد.
Posted by: نیما | December 11, 2006 09:53 PM
یک سئوال بی مربوط به موضوع بالا در ذهنم هست که انتظار شنیدن پاسخ جناب عالی رادارم.
در زمان آقای خاتمی گروههای اطلاعات موازی به وجود آمد و با هماهنگی آن ها با بعضی از تندروها ریشه های جنبش اصلاحی را به زندان انداختند یا حکم های سنگین برایشان بریدند. یا همان که بر سر شما آوردند.
حال سئوال این جاست که دولت خاتمی اهرمی چون وزارت اطلاعات در دستش بود. چرا با این وسیله نتوانست آن ها را سر جایشان بنشاند؟
به نظر شما دولت خاتمی بیش از اندازه اخلاقی عمل نکرد؟
عبدی : در باره رابطه سیاست و اخلاق در فرصت مناسب مطلبی خواهم نوشت.بر اساس آن نوشته معتقدم که یکی از چیزهائی که در 5سال گذشته قربانی شد و مظلومانه هم شد اخلاق سیاسی بود.به نام اخلاق سیاسی و آوردن اخلاق در سیاست بزرگترین ظلمها را به سیاست نمودند بعد هم سیاست را کار گل نامیدند بلکه عبای خود را از آلودگی برهانند.به نام اخلاق حریت و آزادگی را به مسلخ بردند و بزرگترین ضربه را به سیاست زدند سیاستی که کم کم داشت از زیر هیمنه دروغ و تزویر و پنهان کاری نجات می یافت.
Posted by: Anonymous | December 12, 2006 02:17 PM