« بنزین فقط یک مورد است (نگاه مهمان) | خانه | پاسخی دیگر درباره انتخابات(نگاه مهمان) »

دانشمند، سياستمدار و بازارياب

وقتي كه به مباحث جاري سياست مي‌پردازيم، بعضاً مشاهده مي‌شود كه بخشي از عدم توافق ناشي از بي‌توجهي به مباحث مقدماتي‌تر موضوع سياست است، انتخابات پيش رو نيز از زاويه‌اي اين مشكل را بيشتر نمايان كرده است، من مي‌كوشم كه يكي از اين مباحث كه مرز ميان عمل فكري (دانشمند)، عمل سياسي (سياستمدار) و عمل تبليغي (بازارياب يا ويزيتور) است را تا حدي بشكافم، بلكه بخشي از نارسايي‌هاي كلامي ميان افراد در موضوع سياست كمتر شود.

هر يك از ما نقش‌هاي مختلفي را در جامعه ايفا مي‌كنيم، گاه در نقش پدر، گاه به عنوان كارمند و كارگر، گاه به عنوان دوست و گاه در نقش همسر و... هستيم. هر يك از اين نقش‌ها الزامات و اصول خاص خود را دارد، وقتي در نقش پدر با فرزند خود رابطه داريم، نمي‌توانيم اين رابطه را مشابه رابطه كارمند و ارباب‌رجوع تعريف كنيم. در سطح سياست هم سه نقش دانشمند، سياستمدار و بازارياب را بايد تفكيك كرد، گرچه ممكن است يك فرد هر سه نقش را بازي كند، اما در ارزيابي و نقد عملكرد او بايد معلوم شود كه نقد ما معطوف به كدام يك از اين سه وجه است.
ماكس وبر جامعه‌شناس مشهور آلماني در تفكيك دو نقش دانشمند و سياستمدار دو سخنراني مفصل كرد، كه در قالب كتاب چاپ شده است كه اگر فرصت و علاقه داشتيد، حتماً آن را مطالعه كنيد، اما من در این مقاله ضمن اين كه برخي از مسايل اين كتاب را هم در نظر دارم، اما فكر مي‌كنم به نكات ريزتري هم بايد پرداخت.
فرق ميان اين سه نقش چيست؟ با يك مثال از توليد يك كالا مي‌توان به درك بهتري از موضوع دست يافت. يك كالا مثل خودرو چگونه به دست مصرف‌كننده مي‌رسد؟ بخش اوليه آن محصول دانشمند است. دانش فيزيك، شيمي، رياضيات، مهندسي و اقتصاد و... از سوي دانشمندان توليد مي‌شود. اين دانش عام است و ناظر به فهم و درك روابط ميان پديده‌ها و شناخت واقعيت و رفتار پديده‌هاست. عمل دانشمند گرچه ممكن است جمعي و گروهي هم باشد، اما در ذات خود عموماً فردي است، بويژه در حوزه دانش اجتماعي اين تفرد بيشتر ديده مي‌شود.
استفاده از اين دانش و توليد كالاي مشخصي مثل خودرو اگرچه مستلزم دارا بودن دانش جديد است و فردي که می خواهد کالا تولید کند بايد از يك منظر دانشمند باشد، اما دانش مديريت او در مرحله بعد از دانشمندان پيشين است و در اين مرحله حتي ملاك‌هاي ارزشي نيز در استفاده از اين دانش داخل مي‌شود. در اين مرحله بايد پاسخ داد كه چه كالايي با چه كيفيتي و در چه فرآيندي توليد شود. اين مرحله عموماً در ذيل يك سازمان توليد و عمل جمعي صورت مي‌گيرد. در اين مرحله هدف، توليد كالايي است كه اولاً؛ ناظر به تأمين يكي از نيازهاي مردم باشد. دوم؛ اگر هم مردم چنين نيازي را در بدو امر احساس نمي‌كنند، توليدكننده بايد قادر باشد كه چنين احساسي را در مردم ايجاد كند، در حالي كه عمل دانشمند چندان ارتباط بي‌واسطه‌اي با نيازهاي مردم ندارد. سوم؛ توليد اين كالا بهينه باشد، به معناي ديگر فوايد ناشي از آن بر هزينه‌هايش فزوني داشته باشد، چهارم؛ قادر به رقابت با كالاهاي ديگر و مشابه باشد.
اگر كالاي خوب و با قيمت مناسب توليد ولي به نحو پسنديده و جذابي عرضه نشود، احتمالاً در رقابت با كالاهاي مشابه از دور خارج مي‌شود، لذا در اين مرحله بازاريابي و تبليغات به كمك مي‌آيند، حتي بهترين توليدكنندگان دنيا هم بخش قابل توجهي از درآمد خود را به تبليغات و بازاريابي اختصاص مي‌دهند. اما فراموش نكنيم كه تبليغات و بازاريابي شرط نسبتاً لازم فروش يك كالاست و شرط كافي نيست. و حتي در صورت استفاده ناصحيح ممكن است نتيجه معكوس ببار آورد. اگر بتوان يك كالاي جديدي و بي‌كيفيت را به نحوي عرضه كرد كه مردم به خریدن آن رغبت پیدا كنند، اما فقط پس از خريد آن كالاست كه سرنوشت اين تبليغات معلوم مي‌شود، اگر فهميدند كه آن كالا نياز آنان را تأمين نمي‌كند، يا كيفيت یا قیمت مناسبي ندارد طبعاً به دنبال كالاهاي مشابه خواهند رفت.
دانشمند، سياستمدار و بازارياب را مي‌توان در عرصه سياست جايگزين سه نقش پيش گفته در توليد يك كالاي فرضي دانست، فراموش نكنيم كه كالاي سياست هم «برنامه اداره كشور» است. دانشمند حوزه اجتماع، به صورت فردي در كلاس‌هاي درس آموزش مي‌دهد، او گزاره‌هاي علمي را بيان مي‌كند، در نقش دانشمند با بايد و نبايدهاي ارزشي كمتر سر و كار دارد، بلكه گزاره‌هاي علمي را نقد و آزمون مي‌كند. او در مقام بيان يافته‌هايش مصلحت‌سنجي نمي‌كند، او در مقام شناخت واقعيت است. او برخلاف يافته‌هايش حرف نمي‌زند، و به قول ماکس وبر سخن دانشمند چون بيلي است كه زمين را براي پرورش افكار شخم مي‌زند.
اما سياستمدار در مقام ديگري است. اولويت‌بندي ارزش‌ها و اهداف، شناخت مخاطب اجتماعي و نيازهاي آن، جبهه‌گيري به نفع يا عليه گروهي خاص، ارايه برنامه براي اداره كشور وجه ممیز اوست. او در سازمانی به نام حزب عمل مي‌كند، نتيجه پيشنهادهاي او محصول عمل جمعي مذكور است. گرچه برنامه‌هاي او بايد واجد چارچوب منطقي باشد، اما احتمالاً بيشتر برمبناي ارزش و قضاوت عموم و مردم شكل مي‌گيرد. او بايد سلامت توليد خود را تضمين (گارانتي) كند، و خدمات پس از فروش داشته باشد. او از مردم قيمت توليد خود را نقداً دريافت مي‌كند (رأي و اعتماد و حمايت). او نمي‌تواند در مقام سياستمدار همچنان نقش دانشمند را بازي كند و مشغول بيان گزاره‌هاي «اگر» و «آنگاه» باشد.
ايفاي نقش بازارياب پس از سياستمدار آغاز مي‌شود، او مي‌كوشد كالاي توليدي سياستمدار را به بهترين وجه بسته‌بندي و تبليغ نمايد، و آن را چنانچه شايسته و حتي بهتر از آنچه كه هست ارايه نمايد. اما اين بهتر ارايه شدن از آنچه كه هست محدوديت دارد. حتي اگر عده‌اي را در كوتاه‌مدت بتوان فريب داد. نمي‌توان همه مردم را براي هميشه فريب داد، و كلاغ را رنگ كرد و به جاي بلبل به مردم قالب كرد.
البته هر فردي مي‌تواند هر سه نقش را ايفا كند، گرچه خيلي سخت است، اما اگر هم چنين كند، بايد تفكيك نقش‌ها را هميشه رعايت كند. وظيفه دانشمند، توليد علم و دانش و گزاره‌هاي علمي است. وظيفه سياستمدار مثل كارگردان است كه از آن سناریو یا علم و انديشه بهترين استفاده را مي‌برد و با اتكا به واقعيت‌هاي جامعه و ارزش‌ها و مطلوبيت‌هاي مردم و اولويت‌هاي سياسي، راهبردي موثر و مورد پسند و بهينه را عملياتي و ارايه مي‌كند. و وظيفه بازارياب يا تبليغات‌چي نيز معرفي هر چه بهتر اين راهبرد و برنامه‌ها به مردم براي جلب موافقت آنهاست.
اين سه حلقه مكمل يكديگرند، از هيچ يك بي‌نياز نيستيم، و بي‌توجهي به هر يك موجب شكست حلقه‌هاي ديگر هم مي‌شود. در واقع قدرت اين سه حلقه برابر قدرت ضعيف‌ترين حلقه است، و لذا نبايد هيچ يك را فراموش كرد يا آن را فداي حلقه‌هاي ديگر كرد. افرادي كه در مقام دانشمند هستند، هنگامي كه به كسوت سياستمدار وارد مي‌شوند، بايد با كسوت دانشمندي وداع كنند، مردم ديگر سخن آنان را در قالب‌هاي علمي نمي‌شنوند، بلكه منتظر اثبات و رد ادعاهاي سياسي انها هستند، اگر در مقام دانشمند اثبات كنيم كه حل مسأله توسعه سياسي در ايران مستلزم رعايت توازن و جمع ميان دين و آزادي است، در مقام سياستمدار بايد آن را اجرايي كرده و به اجرا بگذاريم. اگر دانشمند اعلان كند كه سوخت ناقص كربن و اكسيژن توليد گاز كشنده و خطرناك مي‌كند، در مقام اجرا بايد طرحي را ارايه كنيم كه مثلاً بخاري توليدي ما چنين گازي را ايجاد نكند، نه اين كه بخاري توليد شده، گاز كشنده ايجاد كند و مهندس توليد باز هم به گزاره‌هاي علمي سوخت ناقص استناد و از خود رفع مسئولیت كند،ومدعی شود كه؛ نگفتم گاز حاصل از سوخت ناقص خطرناك است!! خوب مسئول چنين وضعي آقاي توليدكننده است كه بخاري ناكارآمدي را توليد كرده است و تقصير كربن و اكسيژن و مصرف‌كننده نيست.
برخي تصورات نسبت به كارآمدي بازارياب اشتباه محض است. سياستمداري كه با اتكا به دانش، كالاي سياست توليد نمي‌كند، و توليد او ناكارا و موجب «سوخت ناقص» مي‌شود، نمي‌تواند با اتكاي به وجود كالايي بدتر از كالاي خودش كه رقيب اوست مردم را تشويق به خريد کالای خود نمايد، زيرا كالاي او از نظر مردم تجربه شده است، به علاوه مردم ممكن است در بهترين حالت هر دو كالای کشنده را نخرند، اما ضرورتي ندارد كه براي مخالفت با كالاي غيراستاندارد جديد، به كالاي قبلي كه آن نيز تجربه شده است روي آورند، اگر روي آورند، صاحبان کالای قبلی اين استقبال را به حساب خوب بودن كالاي خود مي‌گذارند و هيچ كوششي براي اصلاح و بهبود كالاي توليدي خود نمي‌كنند و لذا خريدن اين كالاي معيوب با هدف شكست دادن كالاي معيوب و غيراستاندارد ديگر بدترين كاري است كه در نهادينه كردن توليد كالاي معيوب صورت مي‌گيرد.
ويزيتورها بايد در صدد اثبات مفيد و كارآمد بودن كالاي خود باشند، از نفي كالاهاي ديگران نمي‌توان اثبات كالاهاي معرفي شده را استنتاج كرد. اصول حاكم بر قواعد بازار به نحوي است كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت، از دشمني با كالاي معيني رو به سوي كالاي ديگري آوردن فقط در شرايط بسيار خاصي امكان‌پذير است، مثل اتفاقي كه بعضاً در تحريم كالاهاي خارجي در برخي كشورها صورت مي‌گيرد، اما اين كار قابل تداوم نيست، و حتي در آنجا هم مصرف كالا را كم مي‌كنند، نه اين كه كالاي ديگري كه احتمالاً به همان اندازه مضر است را جايگزين آن كنند،مثل عدم مشارکتها ئی که معمولا شاهد آن هستیم.
اميدوارم كه اين موضوع تا حدي زمينه لازم را براي درك بهتر وقايعي كه پيش روي ماست فراهم كند.

Comments

جناب اقای عبدی
با سلام اینجانب ضمن ارادت به شما و بسیاری از مطالب مهم که موشکافانه مورد بررسی قرار می دهید به موضوع فوق اشاره می کنم و در اینجا از بررسی تمامیت نظرات شما می گذرم که بسیار روشنگر است. مطلب فوق شما بروشنی پیام خود را دارد و مشخص است که چه موضوع و جریانی را مورد خطاب و اشاره قرار میدهیدو گرچه قبلا نیز نسبت به این جریان نیز شفاف گفتید و بسیار زیبا و درست هم گفتید. سوابق و علائق شما نشان می دهدکه خالصانه عمل کردید و چوبش را هم خوردید خلاصه بگویم و آن اینکه امروزه در آستانه انتخابات شورا ها و البته خبرگان هستیم که بنظر من انتخاب شوراها از چند نظر برای اصلاح طلبان مهم تر است زیرا گرچه حوزه محدودی است اما کاندیداهایشان واقعی تر معرفی شده و معلوم خواهد شد چه میزان مردم استقبال می کنند.
این را هم اضافه کنم که شدت علاقه و ایمان فعالان سیاسی همچون شما به میزانی است که انتقادات شان را از سر دلسوزی و صداقت می کنند اما غافل از اینکه می بینید جریان تمامیت خواه متقابل می کوشد از این نگرش ها نیز استفاده بنماید آیا شما حاضرید که چنین شود ؟ ممکن است معتقد باشید که اصولا چیزی از این سمت باقی نمانده است که بخواهیم دفاع کنیم در این صورت به نگاه منتقدین افراطی دکه بدنبال رفورم اساسی هستند نزدیک می شوید که هیچ حرکتی را ولو در سطح شوراهای شهری نیز که جایگاهی می توانمد برای شروع یک فضای تازه ای در بلند مدت باشد را قبول نخواهد داشت نزدیکتر می شود. جناب آقای عبدی راه طولانی در پیش است که پرپیچ و خم نیز می باشد زیرا بستر آن که آگاهی مردم است هنوز جایگاه لازم را بدست نیاورده و دیدیم که در 2 خرداد نیز این فرصت بسادگی از دست رفت . اگرچه بخشی از آن مربوط به روشهای ضعیف رهبران آن بود که در این مورد با شما موافق هستم، اما این همه جریان نبود و نیست. پس باید کار اساسی و فکری عمیق همراه با این تحولات کوچک بکنیم.
ارادتمند کریمی


رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
مغلطه ای است اینکه دوستان اصلح طلب در می اندازند که بترسید و رای در صندوقها اندازید؛ بهراسید که اگر بیاییند چه و چه ها شود، بیاید نام ما را بنویسیدکه بدتر ها, وضع را بدتر از ما می کنند اگر بدیم از بدتر ها بهتریم...

جناب آقای عبدی
یک سوال بی ربط داشتم. شما که از بنیانگذاران مشارکت و اشنایی دیرین با دبیر کل فعلی ان دارید لطف می کنید مواضع اخیر مشرکت را در ممنوعیت حوادث امیرکبیر را معنی کنید؟ خود رییس جمهور هنوز این اقدام را محکوم نکرده است. این نمونه کامل فرصت طلبی نیست؟ می خوان بگن ما خیلی داخل نطام هستیم؟ چه طور در دور دوم انتخابات می گفتند طرف مقابل نماینده جنبش فاشیستی هست. حالا ساکت می ماندند مشکلی پیش می امد؟ جالب ای است که حتی خواهان عدم برخورد با دانشجویان معترض هم نشده اند.

عبدی : البته که هیچ حزبی نمی تواند و نباید از در گیری و تشنج دفاع کند گرچه واقعه پیش آمده از جهاتی طبیعی است.اما لازم است که نقدی هم بر رفتار طرف مقابل شود که چرا آن کلمات را استعمال کرده و اصولا چرا پلی تکنیک متشنج را انتخاب کرد ه اند؟مسئولیت یک فرد در موقعیت قدرت متفاوت با مسئولیت یک دانشجوست.

با سلام درود فراوان ! بحث جالب و مناسب مناسبت های ایام را مطرح کردید . امروزه نقش محجزه آسای کاربرد تئوریهای مدیریت در استراتژیهای رقابتی بازاریابی محصول و خدمات بر اهل رقابت در سایر میادین از جمله رقابت سیاسی پوشیده نیست تعمیم و معادل سازی واژه های دنیای مارکتینگ محصول و کالا با دنیای مارکتینگ پولوتیکال (سیاست) مناسب وقایع روزهای جاری است شاید به قول جناب عالی ان شاء ... گوش شنوایی آن را بشنود و از نقش بسزای کاربرد آن در پیروزی بر رقیبان پی ببرد آقای پورتر از اولین بنیانگذاران استراتژیهای رقابتی در سال 1980 در کتاب استراتژی رقابی عنوان می کند (( برای غلبه بر حریفان قدرتمند در بازار رقابت باید به سلاحی مجهز شد که احتمال شکست را به حداقل برساند)) این دیدگاه اقای پورتر با رویکرد رهبری هزینه ها - متمایز ساختن محصول - تمرکز بر محصولی خاص به عنوان استراتژیهای عمومی پورتر معروف کشته است اما آنچه در در حال حاضر رقابت های متداول در عرصه سیاست و ... برای غلبه بر حریف قدرتمند کارساز و گره گشا است کاربرد 10 تکنیک استراتژیی جودوئی است که این 10 تکنیک با تسلط بر 3 اصل حرکت - تعادل و فدرت اهرمی فرصت غلبه بر رقبای قدرتمند را در بزار رقابت ایجاد و یا افزایش می دهد.
که سه تکنیک اول ده تکنیک ( فن سگ خانگی کوچک - شناخت فضای رقابتی - حرکات سریع پی در پی نهایی ) بر اصل حرکت دلالت می کند چهار تکنیک ( بچسب به حریف - از مقابله به مثل خودداری کن - وقتی توسط حریف کشیده می شوی وی را هل بده - افتادن بی خطر ) دلالت بر تعادل دارند و سه تکنیک آخر از ده تکنیک ( امتیازات حریف را بالا ببر- شرکای حریف بالا ببر - رقیبان حریف را بالا ببر ) دلالت بر قدر اهرمی دارند برای کسانی که هیچ وقت فرصت رقابت در هیچ عرصه و میدانی را نیافته اند شاید درک مفهوم تکنیک های فوق کمی مبهم باشد (البته این جزوء محالات است که کسی ادعا کند هیچ وقت فرصت رقابت برای او پیش نیامده است ) ولی در کتب استراتژیهای رقابتی نمونه های بسیاری آورده شده که کاریرد تکنیک های فوق شخص یا سازمان را بر رقیب قدرتمند به طور معجزه آسا پیروز گردانده است خیلی وقت ها احساس می کنم اگر این پیروزیها در بلاد خودمان اتفاق می افتاد حتما از آنها به عنوان معجزه یاد می کردند.
بد نیست به عنوان نمونه به مثال زیر توجه کنید .
پس از پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات موضوع پیروزی وی به عنوان معجزه قرن ظاهرا در کتابی چاپ گردید من قصد نقد و بررسی یا معرفی کتاب فوق را ندارم فقط برای روشن شدن موضوع و ایجاد ارتباط موضوع و مطابقت با تکنیک های رقابتی بیان شده به صراحت نتیجه می گیرم که بلی رقیب ضعیف (آقای منتخب )برای غلبه بر رقبای قوی و قدرتمند با بهره جویی از تکنیک 9و 10 یعنی بالا بردن تعداد شریکان و تعداد رقیبان براحتی توانست با تقسیم هشتاد درصد از سهم بازار هدف بین آقایان هاشمی - قالیباف- معین - کروبی با کسب حدود بیست درصد از سهم بازار رقابت خود را به مرحله دوم رسانده و در مرحله دوم نیز به موفقیت نسبی دست یابد.

با تشکر از مطلب جالبی که بيان کرديد.جناب عبدی لطفا اگر امکان دارد به اين مطلب هم اشاره کنيد که در حالي که ايران در آستانه تحريم است چه دليلی دارد که با برگزاری کنفرانس هولوکاست دشمنان جديد برای خود می تراشيم؟اين حرکت را بايد در راستای ادامه سريال ...... گذاشت با ايده ای استراتژيک پشت اين طرح است

عبدی : مدتی قبل با یک آقائی که معمولا حرفهای غیر دقیق نمی زند صحبت می کردم می گفت فقط آن طرفی ها نیستند که می خواهند ایران را تحریم کنند این طرفی ها با رفتار خودشان بیشتر دنبال تحریم هستند.برخی فکر می کنند چون بزودی سیاستهای اقتصادی به بن بست می رسد قرار داشتن ایران در تحریم توجیه خوبی برای مشکلات اقتصادی خواهد بود و تا اذهان را متوجه جای دیگری کنند و از مردم خواسته شود برای مقابله با دشمن کمر بندها را سفت کنند.t

سلام آقای عبدی
فقط می تونم بگم گه لذت بردم
راستش من وقتی می خواهم به عنوان یکی از طرفداران اصلاحات اطرافیانم رو قانع کنم که در انتخابات شرکت کنند و به اصلاخات رای دهند به همین معصلی بر می خورم که برای بازار یاب برشمردید. بنابراین چیزی نمی گوییم. حال مقایسه کنیم بین بازار یابی های زیر
الف- ابراهیم نبوی : باید در انتخابات شرکت کنیم تا به معنی واقعی کلمه روی اجمدی نژاد و دار و دسته اش کم شود.
ب- مسعود بهنود: اگر در انتخابات اين هفته، ترمزی به حرکت اين گروه [ منظورم دولت احمدی نژاد] است نزنيم ، به قول طنزنویس محبوب روئی کم نکنیم، برای چندين سال کارمان به تاخير می افتد.
ج-احمد زید آبادی: زای دادن به اصلاح طلبان و پیروزی آنها به نفع اصلاحات است ولی به نفع مردم نیست (نقل به مضمون)
به نظر من سخن زید آبادی بهتر از هر صحبت دیگه ای به کار من می آید. چون بهتر می توانم مخاطب خود را توجیه کنم.دقیقا مانند شعار ایرانی کالای ایرانی بخر!
البته الان اصلاح طلبان هیچ کدام به صراحت زید آبادی سخن نگفته اند.
ولی به هر حال سیاستهای ریاضتی هم تا حدی جواب می دهد. مثلا ما نهایتا 4 سال سمند می خریم برای توسعه اقتصاد ملی .دیگه بعد 4 یا 5 سال که کیفیت
مرتب افت کند میریم همون ریو رو می خریم و قید اقتصاد ملی رو می زنیم

عبدی : یک نکته ای را بگویم.من هیچگاه برحسب نتیجه احتمالی مربوط به گروه مورد علاقه یا نفرتم در رای گیری شرکت نمی کنم.بلکه اساس انتخابات فارغ از هر نتیجه احتمالی آن باید واجد حداقل شرائط باشد.

dorud : in maghaletan manande baghie besiar roshanghar budeast, be in kar nik bish az pish edame bedahid, va sad afsus ke in hokumate eslami az ashkhasi mesle shoma jologhiri mikonad , albate injaneb in ra dur nemididam. movafagh bashid.

farz konim dar entekhabat sherkart kardim va eslahtalaban dar shoraha va majles va riasat jomhoori ba ekhtelafe fahesh barande shodand, taze be sale 81 bazgasht karde va ba na omidi mardom pas az chand sal ahmadinejhadi digar zohoor karde va dar yek dayereye baste khahim charkhid.

سالها پیش، این کناب وبر را به خاطر عنوان "مرعوب کننده" اش ، خریدم، و سعی کردم بخوانم اما هرچه بیشتر سعی کردم، از آن کتاب محقر جلد سفید با نستعلیق عنوان اش ، بیشتر از عنوان اش نفهمیدم و الان فکر می کنم که شب شعری بیش نبوده است. شما اگر به غیر از عنوان، ایده دیگری از کتاب گرفته اید، خوشحال می شوم به طور دقیق تر ارجاع بدهید .ممنون

عبدی : این کتاب در واقع متن مکتوب دو سخنرانی است و لذا فاقد غنای کتابهای دیگر وبر چون اقتصاد وجامعه است اما فاقد پیچیدگیهای آنها هم هست یک یادداشت دیگری هم در باره اخلاق و سیاست تقدیم می کنم که آن هم بر گرفته از این کتاب است.

سلام
شما مدتی پيش در فقدان روزنامه ها و تحديد شديد ارتباطات در داخل کشور پيشنهاد سازنده ای داديد که دانشجو ها بايد جای خالی رسا نه ها را پر کنند . ديروز در دانشگاه پلي تکنيک که دانشجو ها اعتراض کردند و جهانی شد بلافاصله اصلاحطلبان بنام اقدام دانشجويان را تقبيح کردند ! این حرکت اصلاحطلبان چه شان ظهوری داشت ؟ اون هم دم انتخابات !
موفق باشید . گیج

باسلام l
موضع شما در مورد موضع گیری حزب مطبوعتان در مورد وقایع امیرکبیر چیست؟

عبدی :من حزب متبوعی ندارم.اما نظرم را در ذیل کلمنت دیگری نوشته ام.

سلام .صدام با ۹۹درصد رای انتخاب شده بود!و در دادگاهش نیز خود را رییس جمهور منتخب می نامید. حسنی مبارک هم رییس جمهور منتخب است مثلا و این انتخاب را قصد دارد که به فرزندش جمال مبارک منتقل کند مانند حافظ اسد که به پسرش بشار اسد منتقل نمود!!! نمایش شکل مار با نوشتن کلمه مار زمین تا آسمان فرق دارد.
.شاد و سلامت باشین

عبدی : البته من نظرم را در باره انتخابات گفته ام و از جمعه شب هم مفصلتر خواهم گفت اما با بیان این موارد هیچ مشکل فکری حل نمی شود و اصولا شرائط هر کشوری را باید با خودش تبیین کرد.

اقاي عبدي خود شما جز كدام دسته ايد ؟ دانشمند يا سياستمدار يا ويزيتور؟
در ايران رايج شده كه هر كس ديگر احزاب و افراد و ... را به باد انتقاد ميگيرد كه شما بايد فلان ميكرديد و نبايد بهمان ميكرديد... ولي وقتي نوبت خودش ميرسد كه چه كرده اي ؟ميگويند من دانشجويي يا طلبه اي بيش نيستم و ...

عبدی : من نه دانشجو هستم ونه طلبه.اما در هر موضعی که ظاهر شوم ظوابط آن را رعایت می کنم اگر مطلب را خوانده باشید توضیح داده ام که افراد می توانند در هرسه نقش بازی کنند مشروط بر این که تفکیک نمایند.اگر در نقش سیاستمدار باشم برای مردم گزاره های علمی نخواهم گفت بلکه کالای سیاست خود را عرضه می کنم.و اگر موفق نشدم تقصیر را بر عهده مردم نمی اندازم که چرا شرکت نکردند.و.....

دوستان اصلاح طلب سعی می کنند دلیل عدم شرکت در انتخابات را این گونه عنوان کنند که رای ندادن به این خاطر است که مشروعیت زیر سوال برود و حکومت برای خواست اصلاح طلب ها عقب نشینی کند ، در حالی که باید به این دوستان گفت دلیل عدم شرکت در انتخابات به نوعی تنبیه اصلاح طلبان است تا بفهمند که راه را اشتباه می روند و می بایست با نقد اشتباهات گذشته به مسیر درست و واقعی اصلاحات برگردند ، به عبارت دیگر این عدم شرکت بیش از آنکه پیامی باشد برای نظام ، پیامی است برای دوستان اصلاح طلب.

آقای عبدی عزیز سلام
واقعیت های پرونده ی شما به قلم خودتون زمانی در سایت رویداد منتشر شد که البته الان اون سایت تعطیل شده.
توی چه سایت دیگه ای می تونم "واقعیت های پرونده عباس عبدی"رو مطالعه کنم؟
موفق باشید

عبدی : به معنای دقیق هیچ کجا .فعلا در این مورد چیزی نمی گویم.اما اگر منظور شما مطلب حاشیه ای است که قبلا منتشر شده می توانید در همین سایت ملاحظه کنید(متن یا حاشیه دادگان من)

با سلام
در یکی دو روز اخیر مشاهده میشود که برخی از افراد حتی برخی از کارگزاران ! و نیز آقای ابطحی از اظهار نظر آقای میردامادی در مورد وقایع دانشگاه امیر کبیر گله کرده و آنرا نادرست و عجولانه خوانده اند . نکته ای در این انتقادات به آن توجه نمیشود آن است که :
1- وقتی حزبی معتقد به سیاست ورزی بوده و می گوید که به روشهای خشونت آمیز اعتقادی ندارد و آنرا مفید نمی داند بدیهیست و صداقت حکم می کند که در مقابل سوزاندن عکس رییس جمهور منتخب مردم موضع منفی اتخاذ کند.
2- همانگونه که آقای میردامادی و دیگر دوستانشان و همچنین آقای ابطحی و... در گذشته ، برهم زدن سخنرانیهای اصلاح طلبان و خود آقای خاتمی از سوی گروههای فشاررا منفی تلقی میکردندطبعاً در این مورد نیز لااقل باید سکوت کنند نه اینکه آنرا تأیید کنند. این استدلال که دانشجویان نیز حق دارند که البته دارند ، مثل استدلالهای برخی از محافظه کاران می ماند که می گویند مقصر اصلی خشونتهای دوران اصلاحات مثلاً ترور آقای حجاریان خود او بود می خواست برعلیه چه و چه فعالیت نکند.
3- کارگزاران که در گذشته و حال ، حرکتهایی بسیار ملام تر از این موارد را تندروی تلقی می کردند چگونه شده است حال چنین اظهارنظرهایی می کنند.
4- آقای میردامادی در اظهار نظر خود پس از تقبیح اهانت به رییس جمهور ، نوع برخورد با دانشجویان و توسط رییس جمهور و دولت و خفقانی که آنرا بدتر از زمان شاه عنوان کرده را نیز محکوم کرده است.
دوستان بیایید در قضاوت در مورد پدیدهایی که به آنها علاقه داریم صرفاً براساس تیتر اخبار و روزنامه ها قضاوت نکنیم و پس از مطالعه کامل اخبار به قضاوت بنشینیم و هرآنچه برخود می پسندیم بر دیگران هم بپسندیم هر چند که طرف مقابل چنین نکند.
بریده اظهار نظر آقای میردامادی عیناً در سایتها چنین است:
"به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس محسن ميردامادي دبيركل حزب مشاركت كه بعد از ظهر امروز دوشنبه در آستانه برگزاري انتخابات 24 آذر ماه در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي سخن مي‌گفت...
دبيركل حزب مشاركت در ادامه و در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس با تقبيح حركت برخي افراد در توهين به رئيس جمهور در دانشگاه پلي تكنيك گفت: حرمت رئيس جمهوري منتخب مردم بايد حفظ شود و آنچه امروز رخ داده رامحكوم مي‌كنيم.
ميردامادي افزود: البته در يك سال اخير فضا براي بيان ديدگاه‌هاي دانشجويان و دانشگاهيان محدود شده كه اين مسئله حتي درزمان رژيم گذشته نيزسابقه نداشته است.
دبيركل حزب مشاركت تصريح كرد: بايد فضا براي بيان انواع ديدگاه‌ها و نظرات دانشجويان و دانشگاهيان در فضاي دانشگاه‌ها فراهم شود."
"به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، محسن ميردامادي كه درنشستي خبري سخن مي‌گفت با بيان ............
دبير كل جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي، همچنين درباره حادثه امروز دانشگاه اميركبير و تمايل گروه‌هايي جهت نسبت دادن تشنج‌هاي ايجاد شده به اصلاح‌طلبان نيز اظهار داشت: اين كارها را تقبيح مي‌كنيم چنانچه در دوره خاتمي نيز چنين برخورد‌هايي كه با ايشان صورت ‌گرفت، را نيز تقبيح كرديم چرا كه اصولا رييس جمهوري كه با راي مردم انتخاب شده بايد حرمتش حفظ شود اما متاسفانه در دانشگاه نيز با اين مساله مواجه هستيم كه دانشجويان در فعاليت‌هاي خود محدود هستند و امكان حرف زدن ندارند."
لازم به ذکر است که بنده در اظهار نظر بالا در برخی موارد نقش دانشمندی و در برخی موارد نقش سیاستمداری ایفا کردم ولی باور کنید بدنبال بازار یابی نبودم!

وقتی یک محصول به جامعه عرضه شد و آن کیفیت لازم را نداشت باید مجددا در بخش آر اند دی (تحقیق و توسعه) نواقص رفع شود و دوباره در قالب بسته ای جدید به بازار عرضه شود. بنابراین آن صنعت نباید به کلی از تولید و عرضه محصول نومید شود. البته برای ارتقای فروش کالای این نمونه شرکتها فرمول خاصی و جود دارد. حال باید دید که آیا کسانی که معتقد به ارائه محصولی ارتقا یافته هستند در عرضه کالای خود فاکتورهای این فرمول را در نظر گرفته اند یا نه.

جناب اقايان خاتمي و كروبي
با سلام و احترام
با توجه به تاكيد مكرر شما به حضور در انتخابات و اينكه حتي يك راي هم مهم است! اينجانب بر خلاف كليه تحليلهايي كه هنوز هم صد در صد به انها معتقدم بنا دارم با تحقق دو شرط ذيل در انتخابات شركت نمايم خواهشمند است چنانچه پاسخ شما به هردو پرسش مثبت است اعلام فرمائيد
يك:ايا شما ابزار لازم را براي نظارت كامل بر انتخابات شوراي شهر تهران از اغاز راي گيري تا زمان اعلام نتايج ارا ء برعهده داريد؟وايا از انها به اندازه كافي استفاده خواهيد كرد

دو:چنانچه مشخص شد كه انتخابات شهر تهران مخدوش برگزار شده و نتايج اعلام شده غير واقعي مي باشد,ايا حاضريد با دعوت از مردم تهران جهت برگزاري يك متينگ گسترده در مقابل سازمان متهم اصلي تقلب كننده, خود ,ضمن حضور در ان مراسم سخنراني نموده ,متهم اصلي را معرفي و اعلام نمائيد كه به هيچ وجه اين نتايج را نمي پذيريد واكيدا"خواستار ابطال نتايج انتخابات مي باشيد
مستدعي است پاسختان را مكتوب اعلام فرمائيد

Aghaye Abdi,
ba salam,

taghsimbandi shoma dorost ast vali dar IRAN hich vaght intaghsimbandiha be vogho nemipayvandand. chera? maloom ast .
dar in tarafe donya agar har kodam az in 3 goroh eshtebah kardand ya khodeshan ya feshare afkar eomoomi anhara majboor be aghab neshini mikonad. vali dar IRAN in afkare omoomi be dalayele mfasal ke yekish ham hamin didgahaye MAZHABI amikhtebeh be Siyasat HAST HICH VAGHE BE KHODESH EJAZEH FESHAR AVORDAN BE FARDE TASMIMI GIRANDE RA NEMIDAHAD. be ebarate digar ta vaghti ke TAKLIF az HAGH joda nashavad hamintori hast he hast.
va in tagheer nemikonad magar inke: AZ MADARESE EBTEDAEE SHORO KONIM VA BA BACH YAD BEDAHIM KE TO HAGH DARI TA TAKLIF. BAVAR KONID DAR INTARAFE DONYA DAGHIGHAN INTORI HAST. omid varam movavagh bashid va agar sharayeti pish oomad say konid baghye omertoon ro dar kharej az IRAN DAR GHARB*WEST)) bgozaranid ta inchizhara bejaye az ketab khandan az NAZDIK bebinid
baz ham mamoon az neveshtehayeshoma
hamishe Site shomaro mikhoonam
omid varam digar be ZENDAN nayoftid choon vaghean delam migirad ke chera fardi bekhatere neveshtan va goftan bayad be zandan beravad

mozahem shodam
alireza Canada

آقای عبدی گرامی
جالب نوشتید. بخصوص ارائه امر سیاسی چون کالای سیاسی بسیار راهگشا می تواند باشد. اما، سوای این تفکیک میان این سه نقش، موضوع چرخه بازار یا به قولی بستر یا قواعد بازی در شکل بندی این جدایش پذیری یا عدم شکل گیری آن ایفای نقش می کند. در زبان تبلیغ، بازاریابی برای کالای خود ازطریق بدخواندن یا بدنامیدن یا بدبودن کالای رقیب تبلیغات تهاجمی نام دارد. اما این نوع تبلیغ کاربرد چندانی ندارد و بندرت اتفاق می افتد. آن چه حلقه گمشده این تفکیک است، خود بازار است. بازار سیاسی ما محدود است و حذفی است. به بازارهای دیگر نمی پردازم. اما این به آن معنا نیست که آن ها مهم نیستند. به همین جهت، کالای سیاستی که مدعی بازار دفعی و حذفی نیست بلکه دعوی بازار دربرگیری را دارد درنهایت کالای بهتر و مرغوب تری ارائه می کنند. به همین جهت خریدن این کالا، یا به زبان سیاسی، خرید دوره ای این کالا تا در پایان هر دوره درباره آن از طریق تجدید خرید یا نخریدن آن، درباره آن قضاوت کرد، امکان فراهم ساختن بازار دربرگیری را چه بسا بهتر تدارک ببیند. این عدم تفکیک درواقع باز می گردد به جدایش ناپذیری همین بازارهای مختلف. این درحالی است که تفکیک مورد نظر شما و وبر، هرچند وبر نقد عقلانیت صوری و مادی را پایه نهاد و از سلول مدرنیت سخن راند، سنگپایه جامعه مدرن است یعنی جدایش سپهرهای مختلف یا به زبانی جدایش جهان زندگی و سیستم یا سیستم و پیرامونش. مشکل ساختاری این عدم تفکیک همین فقدان بستر عقلانی است. لذا، ارائه کالای مرغوب سیاسی در گرو نقد و محک زدن عقلانیت ساختارها است. شاید به جهت همین فقدان است که رفتارهای منفی خریداران در پاسخ به کالای سیاسی گاه شکل عدم خرید یا بقولی تحریم به خود بگیرد. بسته بندی و بازاریابی برای این کالاهای سیاسی در نهایت در تراز عرضه و تقاضا معنا پیدا می کند. و این یعنی مستلزم بودن بازار و یا به عبارتی دیگر تامل و مداقه در مدیریت. از ان جا که عرضه و تقاضا بر بستر این فقدان دربرگیری صورت می گیرد، گرایش به مرعوب نامیدن کالای خود به خاطر نامرغوب کالای رقیب سرشتی می نماید. مگر نقد خویشتن را مبنا نهاد. که این هم کافی نیست. ذکر فقدان دربرگیری، به معنای دفع امر حذفی نیست.

با سلام
شاید این تحلیل در مورد یک جامعه باز مانند سوئد تا حدی درست باشد، آن هم تا حدی ولی در مورد ایران اینطور نیست.
مثال بهتر این است که فرض کنیم که من و شما با خانواده ها مان در یک کشتی نشسته ایم و دو نفر هستند که هر کدام میخواهند هدایت این کشتی را به عهده بگیرند. یکی از آنها آهسته و شاید هم مسیر را بلد نیست ولی دومی دیوانه و ماجراجو است. و کشتی را به صخره میزند شما کدام را ترجیح میدهید؟
توحه کنید که کشتی روی آب و دریا توفانی است و به هر حال یکی از این دو ناخدا سکان را به دست میگیرد

درشهر کوران یک چشمی ها پاشاهند