« پاسخی دیگر درباره انتخابات(نگاه مهمان) | خانه | تحزب مانع خدمت یا عامل خدمت؟(نگاه مهمان) »

اخلاق و سياست

بحث كردن در يك مقاله كم حجم از رابطه دو مقوله اخلاق و سياست كاري نشدني است، اما يادداشت روزانه و ژورناليستي با هدف طرح مسأله در موقعيت خاصي است كه به دليل ارتباط داشتن محتواي آن يادداشت با واقعيت بيروني و ملموس بودن نتايج نوشته، احتمالاً تأثيرگذاري بيشتري از يك مقاله مفصل و جا افتاده دارد. اين روزها نگاه كردن از منظر اخلاق سياسي به واقعيت جاري مي‌تواند به بهبود انتظارات ما از يك كنش سياسي مبتني بر اخلاق كمك كند.

اخلاق را مي‌توان از يك زاويه خاص به دو نوع اخلاق مسئوليتي و تكليفي تقسيم‌بندي كرد. در نوع اول عمل اخلاقی براساس مسئوليت و در نوع دوم براساس عقيده هدايت مي‌شود. در عمل اخلاقي معطوف به عقیده، فرد خود را مقيد به نتيجه نمي‌داند، اگرچه اين بدان معنا نيست كه مسئوليتي حس نمي‌كند، بلكه نتيجه را فراتر از ظاهر و درك عمومي و عرفی مي‌داند، و اگر مذهبي باشد، نتيجه را به خدا واگذار مي‌كند، براي چنين فردي معناي شكست و پيروزي ،عمل كردن و نكردن به تكليف است، و نتيجه عمل ملاك ارزيابي آن نيست، صرف انجام تكليف، به معناي پيروزي است و انجام ندادن آن شكست. اين كه «ما موظف به انجام تكليف هستيم و نه نتيجه» گزاره روشن اين ديدگاه است. چنين ديدگاهي مباني محكم و قابل توجهی دارد، و بسياري از ما نيز در رفتارهاي فردي خود، بر همين اساس عمل مي‌كنيم (حداقل بخش مهمي از رفتارها) اما در مقابل اخلاق مسئوليتي در درجه اول متوجه نتيجه است. ملاك پيروزي و شكست خود را حصول يا عدم حصول در نتيجه مي‌داند. و بخشي از رفتارهاي ما نيز براساس اين معيار شكل مي‌گيرد.
اين دو نوع اخلاق استلزامات خاص خود را نيز دارند، مثلاً طرفدار اخلاق تكليف‌مدار اگر با نتايج نامطلوبي از عمل خود مواجه شود، از ابتدا و به صورت پيشيني آن نامطلوبيت را انكار مي‌كند، و چندان حاضر به بحث در حوزه مطلوبيت نتايج عملش نمي‌شود.و اگر هم وارد اين بحث شود، نامطلوب بودن نتيجه رفتاري خود را متوجه مردم و جامعه مي‌كند و هيچ مسأله‌اي را متوجه عمل خود نمي‌داند. اما در مقابل اخلاق مسئوليت‌مدار، نتايج رفتارش را مي‌پذيرد و از نظر او شكست و پيروزي برحسب نتيجه رفتارش خواهد بود.
اگر بتوان در حوزه رفتارهاي فردي و مذهبي، اخلاق تكليفي را ملاك و راهنما قرار داد، علي‌الاصول در حوزه سياست مي‌بايست اخلاق مسئوليت راهنما باشد، چرا كه رفتار سياسي جمعي و مبتني بر هدف اجتماعي است. نمي‌توان در يك عمل سياسي شركت كرد و به صورت پيشيني اعلام كرد كه ما در هر حال پيروز هستيم، هيچ سخني به اندازه اين گزاره به سياست و عمل سياسي ضربه نمي‌زند، زيرا عمل سياسي را از حوزه ارزيابي عینی خارج مي‌كند.
در عمل سياسي مبتني بر مسئوليت نمي‌توان اصل شكست را انكار كرد يا حتي در صورت پذيرش واقعیت شکست چون عجوزه‌هاآن را بر گردن اين و آن انداخت. اخلاق مسئوليت‌مدار، در بطن خود مسئوليت‌پذير هم هست. اخلاق مسئوليت‌مدار هيچگاه به جاي پذيرش صادقانه شكست و مسئوليت ناشي از آن و مهرتائید زدن بر ناتواني خود، سياست را كار گِل معرفي نمي‌كند. چرا كه سیاست سرشار از مسئوليت است و چه چيزي در دنيا ارزشمندتر از پذيرش مسئوليت براي بهبود رفاه و آسايش جامعه؟ كسي كه داراي اخلاق مسئوليت مدار است براي توجيه چرايي عدم دستيابي خود به ممكن‌ها آنها را ناممكن جلوه نمي‌دهد تا با حمله به آن ناممكن‌ها مفري براي خود بيابد.
بنابر این ورود در سیاست مستلزم آن است که فرد یا گروه از ابتدا خود را ملتزم به اخلاق مسئولیت مدار بداند و بطور نسبی مشخص کند نتیجه عمل او چیست تا بر اساس میزان تحقق آن نتیجه ،موفقیت فرد یا گروه ارزیابی شود.

Comments

سلام.
تحریم می شویم؟ جنگ می شود؟ نمی شود؟ کدام حزب برنده می شود؟ کدام گروه ها دولت های آتی را به دست می گیرند؟ چه تفکراتی بر جامعه حکمفرما می شود؟ فرهنگ به کدام سو پیش می رود؟ سرمایه گذاری در کدام زمینه ها سود سرشار خواهد داشت؟ جریان های اجتماعی چه سمت و سویی دارد؟ جایگاه ایران در منطقه کجاست؟ به سمت انزوا می رویم؟ مدرن می شویم؟ راکد می مانیم؟ از ایران فرار کنیم ؟ در ایران بمانیم؟ سهام را بفروشیم ؟ بخریم؟ … در یک جمله ایران به کدام سو حرکت می کند ؟؟؟

با شناسایی رفتار چند سال آتی جریان های حاکم بر ایران ، زمینه های سرمایه گذاری و جهت گیری های سیاسی موفق را تشخیص دهید.

برای اولین بار در ایران :

تحلیل امواج سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ایران بر اساس تئوری الیوت و پیش بینی اتفاقات عجیب پیش رو فقط به ارکان حکومتی ، موسسات ، احزاب و شرکت های بزرگ ارائه می شود. جهت اطلاع از نحوه ارائه تحلیل با شماره تماس و یا ای میل سایت در ارتباط باشید.

عبدی : آقای محترم نام و آدرس شما حذف شد اگر با این سایت تماس دارید بهتر است یک مورد از پیش بینی و تحلیلهای خود را برای همه ارسال نمائید تا صحت و اعتبار آن برای خوانندگان روشن شود.ودرس لازم را از آن بگیرند.

با سلام
گوته ميگويد:"انديشيدن اسان وعمل كردن دشوار است.عمل كردن بر اساس انديشهءخود دشوارترين كاري است كه در جهان يافت مي شود
اينجانب اجازه ميخواهم در قالب يك مثال ملموس بازخواني از نظر جنابعالي ارائه دهم پيشاپيش از جناب اقاي خاتمي و طرفدارانش پوزش مي طلبم
الف:اخيرا" در سايت بازتاب خواندم كه گزارشي در اروپا منتشر شده و مدعي است كه در تهران سيصد هزار زن فاحشه مشغول فعاليت هستند(جدا از ميزان درستي اين رقم متاسفانه چهرهءسياه فحشاءدر جامعه ما بيش از حدي است كه قابل كتمان باشد
ب:پژوهش هاي ميداني متعددي انجام شده است كه اثبات ميكند رابطه معنا دار و مستقيمي بين فقر و فحشاءوجود دارد
پ:پژوهشهاي كتابخانه اي زيادي وجود دارد ونيز مثالهاي عيني در ديگر كشورها كه نشان مي دهد استقرار جامعه مدني به كاهش فقر مي انجامد و تبعا"به كاهش ميزان فحشاء
ت:از سوي دوستان اقاي خاتمي كرارا"عنوان ميشود كه برخي از عقب نشيني هاي ايشان در مسير استقرار جامعه مدني به دليل ملاحظات اخلاقي بوده است! في المثل{برای جلوگیری از} کشته شدن دهها يا صدها نفر از دانشجويان در فلان يا بهمان واقعه اخيرا"سخنگوي دولت ايشان در دانشگاه تهران سخنراني نموده است كه واجد چنين مضموني است
ث:اقدام اخلاقي!جناب خاتمي منجر به حفظ جان چند صد نفر گرديد اما بر اساس اجزاءفوق منطقا"به تداوم و شايد افزايش فحشاء وعوارض ان نظير خودكشي,ديگر كشي,اعتياد ,طلاق و...در تعدادي غير قابل مقايسه با رقم سابق شده است

بديهي است در مثال فوق هركدام از اجزاءپنجگانه مخدوش گردد ساختار منطقي اين مثال متلاشي شده وموضوعيت ان منتفي مي شود
كليد مثال فوق جزءچهارم است!يعني جناب خاتمي و برنامه هائي راكه اجرا ميكرد ه و نتوانست يا نخواست يا انرا تغيير داد!موانع و محدوديتها و ملاحظات ان دقيقا"چه چيزهايي بوده است؟
نميدانم چگونه ميشود به اين كليد دست يافت؟
ايا بايد منتظر ماند تا اقاي خاتمي در قالب چندين كتاب وضعيت خود را در ان هشت سال تشريح نمايد؟
ايا بايد نگرش مشاوران ,همكاران,دوستان وهمراهان ايشان را گرداوري ونهايتا"داوري كرد؟
ايا بايد از طريق اسناد اداري, روزنامه ها و...به نگرشي جامع دست يافت؟
حقيقتا" به لحاظ نظري در وضعيت دشواري قرار گرفته ايم
اگر اصلاحات پيروز ميشد حتي باهزينه اي دهها برابر بيش از انچه اقاي خاتمي فكر ميكرده است ! اين پرسشها مطرح نبود اما در وضعيت كنوني بر اساس ان مثل معروف كه "شكست يتيم است و پيروزي صد پدر دارد" خوار شمردن اصلاح طلبان توسط جامعه عرصه ازمون را با "باياس" و سوگيري مواجه ميسازد
چون جناب اقاي خاتمي كليد اين مسئله است بايد در وضعيتي ويژه قرار بگيرد تا كمترين سوگيري در ديتاهاي ايشان رخ دهد !بر اساس همين استدلال به نظر اينجانب هزينه قطعي حضور ايشان در انتخابات شوراها و دست خوردگي وضعيت(يا پوزيشن) رئيس جمهوري شان بيش از سودمندي احتمالي كاري بود كه انجام دادند(گرچه استدلالهاي نقيض هم براي اين مسئله فراوان وجود دارد)بهرحال ما بايد به طور دقيق بدانيم كه در هشت سال گذشته چه اتفاقي در عرصه عمل رخ داده است لذا جسارتا"به ايشان عرض مينمايم همانگونه كه انديشه ورزي براي ايشان "كار دل" ميباشد شايسته است بيشتر با انديشه ورزان روزگار سپري كنند تا اليتهاي پراتيك و عملگرا چون حضور اين افراد اگاهانه يا ناخوداگاه ,ايشان را مجددا"به عرصه عمل سياسي يا به تعبير خودشان همان "كار گل" باز ميگرداند !كما اينكه درانتخابات اخير رخ داد

محال است كه هدف اقاي خاتمي از اقدامات سياسي شان چيزي جز پيشرفت كشور باشد!اما ايشان اسرار وتجارب منحصر به فردي دارند كه در صورت تدوين مي تواند تا يكصد سال اينده دستمايه تحقيق و تتبع دانش پژوهان بسياري شود!مضافا"انكه تعمق و واكاوي راه طي شده نيازمند ارامش است كه نهايتا"به بازتوليد انديشه اي جديد در ايشان خواهد انجاميد
تاريخ بي رحم است اگر خود اينكار را نكنيد تاريخ انرا انگونه كه خود مي خواهد بي هرگونه اغماض و ترحم والبته با هزار اما و اگر واحتمال انجام خواهد داد

‌با سلام
ضمن تشكر از طرح مقوله اي وزين آنهم در چند سطر و با تائيد اين فرمايش شما كه چنين مقوله اي را در مقاله اي كوتاه تحليل كردن دشوار است، شايد بد نباشد يكي دو نكته اي نيز مورد توجه قرار گيرد.
نخست اينكه در بازي سياست از آنجائيكه حركات و رفتار طرف مقابل از پيش تعيين شده نيست بلكه گاها به رفتار ما بستگي دارد. دادن گارانتي براي اينكه به چنين هدفي خواهيم رسيد نه تنها دشوار بلكه غير قابل قبول است. اتفاقا به نظر من اخلاقي ترين كار در سياست اين نيست كه تنها آن كاري را بكنيم كه صد در صد ما را به هدف هاي تعيين شده مي رساند چرا كه با توجه به محدوديت هاي اخلاقي ناشي از عقايد و نيز توان طرف هاي مقابل چه بسا مواردي باشد كه چنين راه حلي وجود نداشته باشد. بايد مسيري اتخاذ شود كه بيشترين دستاورد احتمالي با استفاده از حداكثر توان عقلي به آن اشاره دارد. حتي اگر اين بيشترين احتمال بسيار كم باشد. اين هم قابل پذيرش نيست كه اگر اين احتمال كم بود هيچ نكنيم. اين با حس مسئوليت در تضاد است.
نكته بعدي اعلام عمومي اهداف است. نه به لحاظ سياسي و نه بخصوص در شرايط خاص كشور ما، به دلائلي اعلام اهداف بخصوص اهداف مقطعي و راهكار ها صلاح نيست. مثلا اينكه از قبل اعلام شود هدف فلان گروه مذاكره كننده صرفا دفع وقت است بديهي است كه خود باعث عواقبي مي شود لذا حتي اگر قرار ميست از اقدام مزبور نتيجه اي خاص بدست آيد، نمي توان اين را بيان كرد. آنچه در اين جا به هر حاتل مورد نياز است وجود اعتماد به سازمان و تشكيلات است.
سومين نكته درك فاكتور زمان در تاثير گذاري است لب . سياست چنانكه مي داني تاثير گذاري بر ديگران است و در بسياري موارد آنچه در كوتاه مدت ظاهرا به هدف نرسيده در مدتي طولاني تر و بشكل كلي تر تاثيراتي به مراتب بزرگتر از آنچه در بدو امر به نظر عموم مورد توقع بوده است يافته است.

در نهايت اينكه بايد پذيرفت كه در بسياري موارد افراد دقيقا به دليل تعهد شان مجبورند به اموري بپردازند كه آن را خوش ندارند و با روحيه شان سازگاري ندارد. اگر كسي واقعا سياست را كار گل بداند و نه دل و به لحاظ شخص خيلي دوست تر داشته باشد كه در كنج كتابخانه بنشيند اما به دليل شرايط عقل جمعي كساني كه به آنها را قبول دارد بگويد كه تنها حضور او مي تواند تاثير بخصوصي در رفتار ديگران بگذارد به نظر شما چه بايد بكند؟

Fist I have sent this comment to Mr behnoud article about election and I am not sure it is published. I want to repeat it here

عبدی : لطفا برای سایت مورد نظر ارسال فرمائید تا دوستانی که مطالب آن را مطالعه نموده اند با این دیدگاه هم آشنا شوند.آقای بهنود هم مثل هر کس دیگر ضوابطی دارند شما هم آنرا برای انتشار مطلب رعایت خواهید کرد.

آقاي عبدي اينقدر حاشيه نريد . دارم از شما هم نااميد ميشم . رك و راست بگيد شركت يا تحريم ؟

عبدی : از من نا امید شوید اشکالی ندارد به شرطی که امید خود را همیشه داشته باشید.این سایت برای ترغیب یا تحریم نیست که اگر می خواستم چنین کنم گروههای سیاسی ترغیبی و تحریمی در دسترس بود .اینجا برای فهم قضیه است که جنابعالی ظاهرا در این مورد تصمیمتان روشن است.

هنگام نوشتن توضيحي مختصر بر نوشته آقاي پدرام برحسب اتفاق آخرين توضيح آقاي اميد دزفولي را خواندم.
در گستره اي كه به دنبال تعريف و تفهيم مفاهيم مهم تري هستيم ، بحث آري و يا نه ! مرا به گذشته هايي دور سوق مي دهد كه در سال 1385 با آن روحيه نمي توان زيست.
از آقاي پدرام نيز به واسطه نوشته پربارشان و از آقاي عبدي نيز به خاطر در دسترس قراردادن آن سپاسگزارم.

سال58 صحبت از این بود که قانون اساسی جدید چگونه به تصویب برسد.بعضی ها معتقد بودند باید هرچه سریعتر همان پیش نویس قانون اساسی را با رای مردم به اجرا گذاشت.اما بعضی ها از جمله رئیس دولت موقت می گفتند ما چون به مردم قول تشکیل مجلس موسسان داده ایم وظیفه اخلاقی مان ایجاب میکند که آنرا تشکیل دهیم و نظرات ایشان منجر به تشکیل مجلس خبرگان و قانون اساسی با مختصات جدید شد.فکر کنم این موضوع هم در چارچوب بحثی که مطرح کرده اید قابل تبیین است.
سئوالی که ذهن مرا به خود مشغول کرده اینست که شما چه تعریفی از آنچه که به پرنسیپ سیاسی مشهور شده دارید و آیا آنرا ازنوع اخلاق مسئولیتی یا تکلیفی میدانید و اصولا ارتباطی بین آن و موضوع این نوشته می بینید؟

عبدی : بجای بحث های انتزاعی که مفید هم هست کوشش کنیم در موارد خاص برسی کنیم تا نتائج ملموس تر باشد.

نکنه زمان به عقب برگشته. من که عصر جمعه سه مطلب جدید اینجا خوندم.اما حالا بعد از چند ساعت غیب شدن .انگار امدادهای غیبی در حال غیب کردن مطالب شما هم هست(علاوه بر آراء مردم) مواظب خودت باش شطرنج باز قهار سیاست. پیروز و پاینده باشی

عبدی : مورد را بفرمائید تا پیگیری شود.تمام مطالب در سایت است.