« دانشمند، سياستمدار و بازارياب | خانه | اخلاق و سياست »

پاسخی دیگر درباره انتخابات(نگاه مهمان)

پاسخ دیگری از یکی از خوانندگان(آقای بهمن) واصل شده که به نظر من نکات مهمی دارد ودر تحلیل مسائل جاری ایران از کلیشه های رایج دور شده است.

اما سئوال مهم این است که چرا احمدی نژاد به پلی تکنیک رفت؟ برای اینکه نشان بدهد از مخالفان هراسی ندارد؟ این جواب ساده ای است ، البته جسارت احمدی نژاد اینقدر بالا هست که این مورد هم جزو انگیزه ها قرار گیرد دکتر احمدی نژاد یکی از ماموریت های الهی خود را تمسخر و لوث کردن و خراب کردن آنچه را که "اسطوره های جریان باطل" می داند با لحن و ادبیات مردمی و عامی می داند( رجوع کنید به سخنان ایشان در مورد هولوکاست و شورای امنیت و ناوهای آمریکا و تهدیدات غرب و اسرائیل) -در مراسم پلی تکنیک هم احمدی نژاد در این موارد و به خصوص در مورد مساله جنجالی "دانشجویان ستاره دار" موضع گیری جالبی داشت اما این جواب و انگیزه برای حضور در پلی تکنیک کافی نیست.

- چرا احمدی نژاد یا تیمی که مسئول اینگونه امور است، برای حضور در روز دانشجو، دانشگاه دیگری را انتخاب نکردند؟! مثلا دانشگاه حسن روزی طلب اینا که قبلا هم امتحانش را پس داده بود و دوستان از فضا و اتمسفر سیاسی همه مطلع بودند؟! آنهایی که سرشان در حساب است می دانند که "شئونات و تشریفات خاص ریاست جمهوری" یعنی چه؟! بی شک فحش دادن و اهانت به رئیس جمهوری(به عنوان یک شخصیت حقوقی) یک خط قرمز محسوب می شود، ولی برای آدم خاکی و مردمی و البته صاحب ماموريت الهی چون احمدی نژاد این قصه کمی فرق می کند...!

-نکته قابل تامل حضور کاملا اتفاقی! و مهرورزانه برادر مهرداد بذرپاش، چهره اصلی ائتلاف رایحه خوش خدمت در این مراسم دانشگاه امیر کبیر بود؛ البته از حضور سازماندهی شده دانشجویان و دیگر عزیزان وارداتی نیز که یکی از حاشیه های مراسم و عوامل اعتراض دانشجویان بود؛ می گذریم .

- نکته قابل توجه این است که آقای بذرپاش هم در موقع ثبت نام (دوماه قبل) و هم امروز در کنفرانس خبری در فارس اعلام کرد که رقابت اصلی انتخابات بین "حامیان احمدی نژاد و دوم خردادی ها" است و لاغیر! و الیته این منطقی ترین و آسان ترین راه برای پیروزی حامیان دولت بود و برای جذب رای دهندگان مردد متمایل به اصولگرایان و مردم خسته از لیست بازی و درگیری های سیاسی و ...

آتش زدن عکس رئیس جمهور

- تراژدی ائتلاف اصولگریان را حالا دیگر حتی خواجه حافظ شیرازی هم می داند، دامنه اصولگرایی از نظر احمدی نژادی ها به قدری تنگ شد که حتی چمران و شیبانی و خادم و بیادی (کسانی که جزو تیم اصلی احمدی نژاد در دوران شهرداری بودند و مسبب انتخاب او به شهرداری بودند) در لیست حامیان دولت جایی نیافتند (چون روی خوشی به شهردار شدن قالیباف نشان داده بودند)

-اما وقتی پای ماموریت های الهی در میان باشد، جریان طور دیگری می شود، به قول معروف :"می شود و می توانیم!" اساسا مساله این بود که از نظرحامیان احمدی نژاد مساله، اصلا "ائتلاف" نبود! ملاک اصلی جریان حامی دولت برای ارائه لیست واحد با سایر اصولگرایان، نه تفاهم و توافق و تعامل و رایزنی بلکه مساله و درخواست حامیان از سایر اصولگرها از جنس"ایمان آوردن به احمدی نژاد" بود، همه باید به احمدی نژاد ایمان می آوردند و لیست بذرپاش اینا را قبول می کردند و کنار می رفتند، طبیعی بود که اصولگرایان و راستی ها این را نپذیرفتند.

- در هفته های اخیر لیست اصلی اصولگریان تحت عنوان "ائتلاف بزرگ اصولگرایان" بالاخره آماده شد، اما در این میان ، دوم خردادی ها که حسابی طرف مقابل را با اختلافات کاذب و تابلوی اعتماد ملی و ستاد ائتلاف و ستاد مردمی و ..گول زده بودند، لیست واحد خودشان را رو کردند و به میدان آمدند، بدین ترتیب سه لیست اصلی درصحنه قرار گرفت: ائتلاف بزرگ اصولگرایان، حامیان احمدی نژاد(رایحه خوش خدمت) و اصلاح طلبان!

-خوب با این اوصاف وبا ادامه این حضور سه گانه، به نظر شما شانس کدام لیست بیشتر بود یا هست؟ به نظر می رسد لیست جامع اصولگریان نسبتا شانس بالاتری داشت( با فرض مشارکت زیر 20 درصدی شهروندان) چون لیست ائتلاف بزرگ چهره های نام آشنا و خوشنام و مطرح داشت (جالب است که نام چمران و بیادی را حتی بعضی گروههای نزدیک به دوم خردادی ها هم در لیست شان گذاشته بودند) و شانس لیست اصلاح طلبان در درجه دوم بود، خیلی طبیعی است که در این شرایط، رقابت بین نمایندگان به اصطلاح "چپ" و "راست" شکل بگیرد و همه حامیان اصولگرایی پشت لیست واحد جمع شوند، بازهم خیلی طبیعی بود که با ادامه این وضعیت در هفته آخر منتهی به انتخابات، ضعیف ترین موقعیت متوجه لیست رایحه خوش خدمت با اسامی ناآشنا و کم تجربه و شود (البته رایحه خوش خدمت، فردی چون "پروین احمدی نژاد" را دارد!)

-با این شرایط ، اگر به جای این وضعیت سه گانه، دو قطبی "احمدی نژاد و دوم خردادی ها" (آنگونه که مهندس بذرپاش هم پیش بینی کرده بود) به وجود آید و پررنگ شود چه اتفاقی می افتاد و به نفع چه جریانی خواهد بود؟ اگر رای دهندگان سنتی به اصولگرایان حس کنند که بار دیگر دوم خردادی ها و اصلاح طلبان می خواهند به قدرت بازگردند و ...چه واکنش سیاسی-انتخاباتی نشان می دهند؟

چرا نامهربونی؟

-خوب حالا برگردیم به اول داستان، در این شرایط اگر احمدی نژاد با یک تاخیر4 روزه، مراسم 16 آذر را در پرتنش ترین دانشگاه کشور اجرا کند و فحش بخورد و عکسش را آتش بزنند و.. چه اتفاقی می افتد؟! نتیجه طبیعی اش این خواهد بود که مخاطبان و رای دهندگان به جریان اصولگرایان(که مقدار زیادی شان دچار تردید و سردرگمی در رای دادن شده اند) تحت تاثیر این "مظلومیت احمدی نژاد" و حمله شدید اپوزسیون به رئیس جمهور مردمی و رجایی گونه و شعارهای تند علیه ارکان انقلاب که البته رسانه ای هم شد و روزنامه ها آن را داغ تر هم کردند، به گروه "حامی احمدی نژاد" و حاملان "شعار و مدعای حمایت و طرفداری از دولت نهم " متمایل می شوند و آن دو قطبی مورد نیاز برای پیروزی احمدی نژادی ها(یعنی دوقطبی احمدی نژاد-ضدانقلاب!) تامین و تثبیت می شود.

-می گویند در ایام قدیم فردی بود که عادت داشت "سادات"(توضیح : سادات جمع سید است و اسم شخص خاصی نیست!) را ببوسد! البته این کار را به قصد ثواب و صواب می کرد، یک بار سیدی "کچل و آبله رو" و به اصطلاح شهرستانی! را آوردند و به این طرف گفتند: خوب این را هم ببوس! او هم پاسخ داد: مگر قرار است همه ثواب ها را من بکنم؟!

- اگر فکر می کنید دولت احمدی نژاد یک دولت معمولی با شرح وظایف رسمی و قانونی و کلیشه ای چون اجرای مصوبات مجلس و سند چشم انداز و برنامه توسعه است و بعد از چهار یا هشت سال می رود و .. سخت در اشتباهید! احمدی نژاد آنطور که خودش ههم بارها و بارها گفته: ماموریتی الهی دارد و احمدی نژاد و حامیان می خواهند ثواب این انجام ماموریتی را که برای خودشان تعریف کردند را خودشان به تنهایی ببرند و در این راه اصلا از شریک و موتلف و همراه خوششان نمی آید در جریان اصولگرایان) و اصلا بقیه را هم قبول ندارند تا بخواهند نقشی به آنها بدهند( احمدی نژادی ها از جریان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در جریان انتخابات ریاست جمهوری پارسال حسابی عبرت آموزی کرده اند)

اعتراض

- تردید نکنید که قصه این رایحه خوش خدمت و حامیان احمدی نژادی ها "سر دراز" دارد و تازه شروع قصه است و اینها خود را در نظر مردم، جایگزین اصولگرایان می دانند و در این انتخابات هم رسما از اصولگرایان عبور کردند و این عبورشان هم بازهم ادامه خواهد یافت، عقبه و لجستیک کافی برای ادامه این استراتژی را هم دارند(ایجاد تقابل با غرب به خصوص در مساله هسته ای هم بسیار به آنها برای ایجاد این فضا کمک می کند و در دوره جدید احمدی نژاد بیشترین استفاده را از اوضاع هسته ای می کند)

- از همه مهمتر این است که احمدی نژاد هم برای انجام این ماموریت الهی همیشه حاضر است که شئونات و جایگاهش را رها کند و هر ریسک جسارت آمیزی را هم انجام دهد، البته آنها در این مسیر بدشان هم نمی یاد که یک میکروب ضعیف و کنترل شده دوم خردادی هم وجود داشته باشد که بتوانند همیشه بترسانند و "دو قطبی" ایجاد کنند و رای بگیرند، ولی این جریان نوظهور سعی خواهند کرد که کاملا جریان اصولگرا را- که رقیب و دشمن خود می دانند-منکوب و مضحمل کنند و همانطور که خودشان تلویحا گفته اند:" اصولگرا یعنی احمدی نژادی شدن و ذوب در احمدی نژاد " به مجموعه اینها اضافه کنید مشروعیت بخشی دائم به این جریان از سوی آقای مصباح و با استفاده از مفهوم "مهدویت"... خلاصه جاده و اسب مهیاست ! بیا تا برویم! اين است که حساسيت انتخابات شوراها اينگونه است و می تواند تبديل به يکی از تعيين کننده ترين مقاطع تاريخ انقلاب شود.

-جریان بازدید سرزده و شتابزده از شبکه خبر و سخنرانی و حضور در میان رای اولی ها (جشن تکلیف سیاسی) و ممنوع التصویر شدن قالیباف و آمدن علی احمدی (پدرخانم بذرپاش) به گفتگوی خبری شبکه دو و تبلیغ رایحه خوش خدمت ، آنهم درست در یک هفته مهلت تبلیغات و داستان تراژیک زریبفان و ...را هم اصلا نادیده می گیریم! و بازهم نایدیده می گیریم : استفاده زیرکانه رسانه های غربی از حاشیه های پرتنش مراسم پلی تکنیک و تلاش خبرگزاری فارس برای بزرگ نمایی هرچه بیشتر حواشی مراسم امیرکبیر و

Comments

شما فکر می کنید جدا از اتفاقات افتاده احمدی نژاد از اتفاقات افتلده خوشحال هست؟ اتش زدن عکس احمدی نژاد در امیر کبیر اتفاقی غیر عادی نیست. لا اقل بیش از دو بار دیگر این اتفاق در هفته جاری در امیرکبیر اتفاق افتاده است. فکر می کنم در این تحلیل ها نقش و توانایی احمدی نژاد را بیش از حد در نظر گرفته می شود. این را هم در نطر بگیرید که انجمن اصلا قصد حضور در مراسم را نداشت و رسما ان را تحریم کرده بود و عمده حاضرین در جلسه از عشاق احمدی نژاد بودند و اتفاقات افتاده بدون سازماندهی قبلی بوده است. البته حضور بذرپاش به معنی این است که رییس جمهور قصد داشت یک میتینگ سیاسی برای دانشجویان بسیجی برای تبلیغ بذرپاش سامان دهد. جریان یسیج دانشجویی یکی از مهم ترین حامیان احمدی نژاد بوده و هست چه در دوران شهرداری چه در دوران ریاست جمهوری. البته این رابطه دو طرفه بوده است. د. در مجموع این یک میتینگ انتخاباتی بود که کمی تا قسمتی به تشنج کشیده شد.

من هم با نظر نویسنده موافق نیستم،این احمدی نژاد نبود که از جریان پلی تکنیک سود برد.به نظر من دولت و تیم تصمیم گیرنده برای احمدی نژاد چنان دچار خودبزرگ بینی شده اند که به توصیه هایی که به آنها شده بود که به پلی تکنیک نروند و دانشجویان هم اخطار کرده بودند،اهمیتی ندادند و شد آنچه که همه دیدند.درواقع تابوی احمدی نژاد و البته جریان اقتدارگرا هم شکسته شد.مظلوم نمایی احمدی نژاد بر چه طبقه ای تاثیر گذاشت؟؟

جناب امير حسين
با سلام
حتما"فيلم"برادر خورشيد خواهر ماه "را ديده ايد!در صحنه اي كه به فرانچسكو در كليساي شهر پياپي اهانت مي شود !انچنان كه بينندهء قويا"سمپات شدهء فيلم مي خواهد اگر فرانچسكو حق انان را كف دستشان نگذاشت او انجام دهد ! اما فرانچسكو ,با طنين موسيقائي كلامش همچون مسيح با نرمي و ارامي و مهرباني و لطافت سخن مي گويد و حاضرين وبسي بيشتر ,بينندهءفيلم را محسور برخورد خويش ميكند
ما نمي دانيم كل اين برنامه امير كبير به چه منظوري تدارك ديده شده است! ايا فيلمي از ان تهيه مي شود ؟ان فيلم چگونه تدوين مي گردد و مخاطبين ان چه كساني هستند؟فرانچسكوي فيلم چگونه سخن ميگويد و واكنش نشان ميدهد!اينجا ايران است !نفت گران شده و كارگردان هم به راحتي گير ميايد
اينجا ايران است !به راستي در ايران و حتي در بين قشر تحصيل كرده اي كه جنابعالي لابد هر روز با انهاارتباط داريد از واژگان"تابوي احمدي نژاد و جريان اقتدار گرا" به جز كلمه احمدي نژاد از ان دو اصطلاح ديگر چه برداشتي دارند؟حال انكه راي همه با هم برابر است !تازه احمدي نژادي هم كه ميشناسند ايا غير از همان ادبيات ايشان در دانشگاه امير كبير را از او انتظار دارند
مي دانم كه مي دانيد, بسياري كه از اين مملكت هجرت كردند و خاك سرد غربت را با همهءدردها و حرمانهايش بر افتاب گرم وطنشان ترجيح دادند چه بود كه امثال اقاي ابطحي در وب نوشتش انها را انگونه ....هجو كند
به قول شاعر
زخمهاي من خيلي كهنه اند
هيولاهاي خفته در تاريكي
كه با هر زخم تازه
پلك خسته باز مي كنند و فرو مي بندند
....
ما از كنار مخفي هاي هم مي گذريم
لبخند مي زنيم
عشق مي ورزيم و عشق مي ورزيم
تا زخمي ديگر


اتفاق خودش نمي افند.... نام يكي از نوشته هاي بهرام بيضايي كه شايد دوستان خوانده باشند.
اتفاقا" كتاب روايتي نزديك به آنچه رخ داد است دارد.اگر مسئله پيش آمده در دانشگاه اتفاقي بود (كه به نظر بنده اين چنين نيست) در نهايت استفاده ي لازم برده شد. مظلوم نمايي درتاريخ سياسي ايران عنصر غريب و دور از ذهني نبوده و نيست. به نظر من ديدار با دانشجويان در يكي از بحث بر انگيز ترين دانشگاهها آن هم به فاصله ي اندكي از انتخابات براي تفكري كه سعي در قبضه كردن تمامي اردگانها و نهادهاي انتخابي و انتصابي را دارد نميتواند چندان بدون برنامه باشد. ايجاد چنين جوي يقينا" تحريمي ها را به ميدان نخواهد كشيد و به طور قطع طرفداران اصلاحات را نيز چندان مورد نوازش نخواهد داد.... اما به طور يقين در دل گروه سومي بيشتركارآمد خواهد بود... در جبهه اصولگرايان غوغايي است كه نه تنها موافقانشان را بلكه مخالفان سردر گم كرده است...اينكه چه خواهد شد معلوم نيست اما هدايت و خط دادن به همين سردرگمان موافق شايد در قالب يك مظلوم نمايي و حتي بازي نقشهايي با زمينه ي صبوري و بردباري و بيان جملاتي نظير " جاي داشتن دانشجوي مخالف در دل رييس جمهور" بيش ازآنكه جنبه ي تخريبي داشته باشد حس غريب كشي را در موافقان مردد تحريك مي كند. اتفاق خودش نمي‌ افتد.

باید بپذیریم که گروه احمدی نژاد بسیار زیرکانه در حال پیاده کردن استراتژی ایست که تغییرات عمده ای را در دستور کار دارد هسته ای که بکمک راست ساخنه شد اما بیش از انکه بکمک راست بیاید خود برنامه داشت و راستی ها را بکار گرفت تا بقدرت برسد منهم موافقم که این هنوز میانه راه است انها رسالتی برای خود تعریف کرده اند ودر سر سودایی دارند که بهر طزیق به ان میرسند مسیر انتخابات کم هزینه تر است بخصوص وقتی همه امکانات در دسترس باشد بنظر اصول گرایان هم از این خطر اگاه شده اند اما کاری از دستشان بر نمی اید یا باید بطرف اصلاحات بروند یا مطیع شوند که با توجه به زیر بنای فکری به اطاعت تن خواهند داد