« تحزب مانع خدمت یا عامل خدمت؟(نگاه مهمان) | خانه | ارزيابي من »

نتيجه سمينار هولوكاست

برگزاري سمينار هولوكاست از طرف وزارت خارجه ايران انگيزه‌اي شد براي نوشتن اين مقاله.

این یادداشت امروز(پنجشنبه 23/9/85) در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده است.

پس از انقلاب و حتي پيش از آن ديدگاه مردم و رهبران مذهبي و حتي سياسي نسبت به موضوع اسرائيل بسيار روشن و شفاف بود، به طوري كه يكي از پاشنه‌هاي آشيل رژيم شاه روابطش با اسرائيل بود و پس از انقلاب نيز اسرائيلي‌ها انقلاب را زلزله‌اي عليه اسرائيل دانستند. قبل از انقلاب هم آنان كه ميانسال هستند، حس مردم را در بازي ايران و اسرائيل در مسابقات آسيايي سال 1968 به ياد دارند، اما تاكنون به ياد ندارم كه كسي بويژه در سطح رهبري ايران درباره اصل هولوكاست و حتي ابعاد آن اظهارنظري منفي كرده باشد، و اگر هم احتمالاً چنين اظهارنظري شده باشد، كاملاً حاشيه‌اي بوده و از موضع رسمی و جدی بيان نشده است، دليل آن هم روشن بود، زيرا ايرانيان نه تنها براي نفي جناياتي كه عليه فلسطيني‌ها مي‌شد، نيازي به نفي هولوكاست نداشتند، بلكه با مفروض دانستن آن بهتر مي‌توانستند نسبت به اين جنايات اعتراض كنند، زيرا اگر كسي هولوكاست را واقعيت و از مصاديق جنايت عليه بشريت بداند، آن را نه به اين دليل كه عليه يهوديان است جنايت مي‌داند، بلكه به اين دليل كه اين رفتارها جنايت است (فارغ از اين كه عليه چه كسي يا كساني اعمال شود) آنها را محكوم مي‌كند، و به طريق اولي اقدامات مشابه در اخراج و كشتار فلسطيني‌ها هم مصداق ديگري از جنايت و شايسته محكوميت است.
اين خطايي بود كه برخي اعراب در طول جنگ جهاني دوم كردند و چون مظالم صهيونيست‌ها و انگلستان را ديدند در واكنش طرفدار هيتلر و نازيسم شدند، در حالي كه برادران نازي‌ها يعني طرفداران موسوليني در همان موقع در ديگر مناطق عرب جنايات مي‌كردند، و اگر دست نازي‌ها به سرزمين‌هاي ديگر مي‌رسيد كمابيش همان رفتاري را با آنان مي‌كردند كه با ديگران كردند.
اگر ما حتي يك فلسطيني باشيم، هيچ چيز در مواجهه با جنايات صهيونيست‌ها و افشا كردن چهره آنان براي ما بهتر از اين نيست كه به عنوان يك انسان، هولوكاست را محكوم كنيم و حتي در مراسم و سالگرد آن شركت كنيم، حتي اگر اين واقعه دروغ يا در ابعاد مطروحه فعلي نباشد، زيرا وقتي جنايت را فارغ از اين كه عليه ما يا غير ما يا حتي عليه دشمنان ما واقع شده باشد، محكوم كنيم، اعتبار و منزلتي ديگر دارد، تا هنگامي كه فقط به محكوم كردن جنايات عليه خودمان يا دوستانمان بسنده كنيم، سهل است كه از جنايت عليه ديگران و دشمنان خويش خوشحال شويم!
البته توقع رعايت چنين توصيه‌اي از سوي يك فلسطيني عادي كه روز و شب شاهد كشته شدن هموطنانش است، قدري بيش از انتظار است، اما از كساني كه در مصدر قدرت و مسئوليت قرار دارندتوقع بجا و معقولانه‌اي است، بويژه آن كه داعيه اخلاقيات هم داشته باشند.
با نفي هولوكاست چه چيزي عايد ما مي‌شود؟
ـ آيا جنايات فعلي عليه فلسطيني‌ها غيرمشروع‌تر و غيراخلاقي‌تر خواهد شد؟
ـ آيا دلايل جديدي بر عدم مشروعيت اسرائيل به دست خواهد آمد؟
ـ آيا چنين كاري بيش از آن كه به ضرر اصل جنايت و ستم باشد، به نفع هيتلر و نازي‌ها نيست؟
ـ با توجه به پذيرش جهاني اين واقعه، آيا اسرائيل مسلمانان و ايران را به همراهي با عقايد هيتلر متهم نخواهد كرد؟
ـ آيا اصولاً كنفرانس حاضر جرأت دارد كه پس از اظهارات مقامات بالاتر عليه هولوكاست، وجود آن را در ابعاد مطرح و موجود بپذيرد؟
ـ آيا كساني كه هولوكاست را رد مي‌كنند از سابقه تاريخي روابط دو قوم يهود و مسيحيان اطلاع دارند؟ گويي كه روابط اين دو قوم در گذشته هم مثل حال حاضر و پس از جنگ دوم جهاني بوده است.
ـ فارغ از همه اين پرسش‌هاي منطقي درباره موضوع، آيا آقايان هزينه‌هاي سياسي و اقتصادي اين اقدام را برآورد كرده‌اند؟ در واقع هولوكاست به دلايل خاصي (درست يا نادرست) جزو خطوط قرمز غرب شده است، همان طور كه ما هم خطوط قرمز خاص خود را داريم. مثلاً اگر دولت آلمان هم سميناري را برگزار كند كه اصل وجودي يا صحت ادعاي پيامبر اسلام (ص) را مورد سوال قرار دهد، آن هم به صورتي كه از ابتدا و به صورت پيشيني آن را نفي كرده باشد، واكنش ايران و ديگر كشورهاي اسلامي چه خواهد بود؟ شايد ما بگوييم كه شما تحت عنوان هولوكاست، و در پاسخ آن در ميان مسلمانان كشوري را تأسيس كرده‌ايد (گرچه زمينه‌چيني و اقدام براي تأسيس اسرائيل خيلي پيش از واقعه هولوكاست شروع شده بود) آنان هم خواهند گفت كه مسلمانان با حق دانستن عقائد خودشان در كشورهاي ما اقدامات تروريستي مثل 11 سپتامبر يا راه‌آهن اسپانيا را مي‌كنند.
ـ بر فرض که ثابت کردیم هولوکاست از اساس دروغ بوده آیا این ادعا تغییری در مبنای قضاوت ما نسبت به اقدامات اسرائیل ایجاد خواهد کرد؟اگر هولوکاست ثابت شود مگر برای اقدامات اسرائیل مشروعیتی ایجاد می کند که رد آن مشروعیت ستان باشد؟
در پايان بايد يك نكته را هم تأكيد كرد. اين درست كه غربي‌ها در بسياري از موارد حق و حقوق و ارزش‌ها را يك طرفه تعريف مي‌كنند، مثلاً در همين مورد هولوكاست بنابه دلايلي كه ممكن است در آنجا منطقي هم باشد، اظهارنظر مخالف را جرم مي‌دانند، اما براي كشورهاي ديگر چنين مجوزهايي را قبول ندارند، و در نتيجه يك جانبه ارزش‌هاي خود را تحميل مي‌كنند، اما در عين حال راه مبارزه با اين اقدامات و برخوردهاي دوگانه اين نيست كه در تله منطق آنان بيافتيم و از ارزش‌هاي پذيرفته شده عدول كنيم. البته رعايت اين توصيه سخت است، اما براي آنان كه دل در گرو منافع كشورشان دارند و قصد ندارند كه آن را بازيچه هواهاي زودگذر نمايند، راهي جز اين نيست.

Comments

آقای عبدی سلام.
می دانید که یکی از شرایط به تحقق رسیدن آزادی ها رسیدن نظامها و حکومتها به نقطه برگشت ناپذیر است. به گونه ای که با دان آزادی ها اصل و ریشه نظامشان از جا در نیاید. حکومت های ایدئولوژیک و اعتقادی از این باب که باید از یک ایدئولوژی یا عقیده خاص دفاع کنند کمتر به این نقطه برگشت ناپذیر یا ثبات می رسند. بنا بر این تا آن انداره آزادی می دهند که حکومتشان به باد نرود.
اما چرا انکار هولو کاست یک خط قرمز برای غرب است و به صورت یک ماده قانونی در آمده است؟
جواب این سئوال را می توان در مقدمه سخنم بیابید. قانون ممنوعیت انکار هولوکاست زمانی مکتوب شد که برای راست های افراطی (یا همان نژاد پرستها و نئونازیها) این امکان فراهم آمده بود که دوباره با گشودن باب این مباحث عقاید راست افراطی را در جامعه توسعه دهند و جوامع غرب به خصوص آلمان ار این حیث واجد استعداد دوباره شده بود. لذا بر خلاف این تصور که لابی اسرائیلی یا فشار اسرائیلیها باعث وضع چنین قانون هایی شده است ترس از فروپاشی نظامهای دموکراتیک غرب و بازگشت دوباره راستهای افراطی باعث وضع آنان شده است.

عبدی : بله قطعا دلائلی وجود دارد اما غربی ها برای کشورهای دیگر این نوع استدلالها را جهت جلوگیری از تقویت مخالفانشان نمی پذیرند و آن را مخالف آزادی بیان می دانند و الا فهم غیر قانونی کردن موضوع چندان دشوار نیست.

گمان ميكنم مشكل اقاي احمدي نژاد اين است كه عده اي ژورناليست دور و برش را گرفته اند و اكثر اقدامات ايشان توسط اين گروه سامان داده مي شود!!مثلا" نامه هائي كه به خارج از كشور مي نويسد به جاي انكه حاوي نكات فني_كارشناسي مبتني بر بازي يك ديالوگ ديپلماتيك وهدفمند باشد حاوي گزاره هاي احساسي است و جالبتر انكه مخاطب اين نامه ها هم به نظر مي رسد كه" تاريخ" باشد و نه اقاي بوش يا خانم مركل يا.... باشد (يعني يكجور منجي گروي)!كه به نظر من اين عمل هم با معيارهاي اخلاق اسلامي در تناقض است!مثلا"نامه اي كه پيامبر اسلام به خسرو پرويز فرستاد توسط فردي پخته اورده شد تا در برابر استدلال امپراطور جوابي درست ارائه كند!از قضا پاسخي كه او داد اكنون پانزده قرن است كه كنگره تاريخ را مي تكاند.خسرو پرسيد :پيامبر براي چه امده؟سفير پاسخ گفت:امده است تا بندگان را از بندگي بندگان برهاند و به بندگي خدا اورد
سمینار هولوكاست هم يك اقدام ژورناليستي بيش نيست!و خوشايند جماعتي است كه مي خواهند با استفاده از "عرضه درماني" (به ضم عين)مملكت را اداره كنند!وگمان ميكنند كه در بيست و پنج سال گذشته اگر كسي در اين موارد سخن نگفته به خاطر بي عرضگي و جبن و ناتواني اش بوده است و بهكذا در بارهءمواردي همچون مبارزه با مفاسد اقتصادي وغيره
خاطرم هست كه چند ماه پيش اقاي رييس جمهور در مصاحبه اي ارجاع پروندهءايران را به شوراي امنيت قويا"منتفي اعلام كرد و تلويزيون هم در بخش هاي خبري اش مكرر اين مصاحبه را نشان داد!حال اگر فرجام همهءپيش بيني هاي رييس جمهور اينگونه از اب درايد بايد منتظر خيلي عواقب از جمله عواقب "كنفرانس هولوكاست "باشيم
خوبست جناب اقاي رييس جمهور در بارهءمبارزه با مفاسد اقتصادي در يك سال و نيم گذشته گزارش خود را به مجلس ارائه دهند واگر اقايان خوش چهره,عماد افروغ و سبحاني ان را تائيد كردند سمعا" وطاعتا"
اميدوارم كه اقاي رييس جمهور به اين نكته دقت فرمايند كه مبارزه با مفاسد اقتصادي مصاديقي كه چند قبل در ملاقات با روحانيون معمر و ائمه جماعت شهر تهران گفته بودند , همچون گرفتن دهها موبايل از كساني كه در نهاد رياست جمهوري كار نميكرده اند و اينجور حرفا نيست
خوبست اقاي رييس جمهور به جاي برگزاري هولوكاست فقط به يك سؤال و فقط به يك سؤال پاسخ دهد كه چه كساني نفت ايران را بر روي ابهاي خليج فارس داد و ستد ميكنند؟درامد انرا بعد از دريافت به چه حسابهائي و به كدام كشورها و تحت نام چه شركتهائي منتقل ميكنند؟
به همين يك سؤال پاسخ دهيد !ارزاني مسكن , حذف قيمت زمين و تورم يك رقمي و... پيشكش
اميدوارم كه اعلام اين اسامي هم مثل قضيه بانك پارسيان نشود

عبدی : در مورد این که اعلام کرد پرونده به شورای امنیت نمی رود همینطور است و با صراحت چنین امری گفته شد.

با سلام . بعضی وقت ها با ایده های خام اقایان بیاد دانشجویان هم خوابگاهی و سربازان هم خدمت می افتیم که در بین آنهایک آقایی پیدا می شد و از روی خودنمایی و یا خودباوری بیش از حد در اول شروع ترم در خوابگاه پیشانی سفید می شدند و یا در شروع خدمت با متلکی به سرکار استوار تا پایان خدمت مورد غضب سرکار استوار قرارمی گرفت . دانشجویان و سربازان اقا را برای پرکردن اوقات فراغت و رفع خستگی ناشی از تلاش مستعمر روزمرء مورد تشویق قرار می دادند تا با مسخره بازی و غیره موجب تعجب و خوشحالی بقیه بشه و اقا همیشه فکر می کرد که آدم مهمی است ولی در انتهای ترم مشروط می شد و یادر پایان سربازی اضافه خدمت داشت در هرحال بچه ها به مقصودشان می رسیدند و اقا بیشترین هزینه را به خود و خانواده تحمیل می کرد . حالا حال و روز مملکت ما نیز با این افاضات نظیر پافشاری بر جریان بی اهمیت هولوكاست
مشابه آن دانشجوی مشروط یا آن سرباز نگونبخت است! بلی ما باید هزینه سرسام آور و تمام و کمال این به ظاهر خلاقیت را در تمام عرصه ها بپردازیم چه پافشاری شود و چه حتی در مرحله ای بگوئیم غلط کردیم این هزینه را باید بپردازم .
اما همه ماها مذهبی و متدین هستیم اصولا مبانی و اساس اسلام بخصوص شیعه سرشار از داستانها یی است که ما به دلیل عمق اعتقادات اجازه نمی دهیم کسی آنها را زیر سوال ببرد که شما به یک مورد از انها اشاره کردید
ما به چند مورد دیگر اشاره می کنیم آیا اقایان آمادگی لازم را دارند که حتی به سوالات مطرح شده در بین اذهان جوانان مانند بررسی نحوه تغییر مسیر قبله از بیت المقدس به مکه یا واقع کربلا و موارد متعدد دیگر پاسخ دهند . این در حالی است قطعا ما و شماها وقتی کسی در این خصوص سوال یا تشکیک نماید بی درنگ در قالب عصبانیت مفرط از خود واکنش نشان می دهیم و اجازه نمی دهیم ادامه دهد آن جا که وعاظ منبری در مدح ستایش حضرت امیر می گویند حضرت با شمشیر چند هزار نفر را به درک واصل کرد اگر کسی سوال کند که در چه زمانی ؟ تعداد دقیقا چندنفر بودند؟ آیا با تقسیم تعداد کشته شده ها بر مدت زمان فرایندواصل نمودن آنها به درک نمی توان در آن تشکیک نمود؟ .امید واریم که این اقایان بفهمند که وقتی توقع دارند افراد به خط قرمزهای آنها توجه کنند می بایست حداقل به خط قرمزهای دیگران احترام بگذارند.

بنده اصولا نمیدانم به چه دلیل اقای رییس جمهور و پیروانشان از جری کردن و تحریک حس لجبازی طرف مقابل لذت میبرند؟ اگر مشروح دیدار ایشان از پلی تکنیک را دیده باشید بخوبی به این نکته پی میبرید که ایشان بجای سعی در ارام کردن عده ای معترض و هیجان زده ،سعی در جری کردن و حتی تمسخر آنها داشتند.این حرکت هولوکاست هم کاری در همین جهت است.اصولا جریحه دار کردن احساست دیگران و به تمسخر گرفتن آنها کدام حس انسان را ارضا میکند؟

جناب عبدی عزیز
جناب عالی در پاسخ به کامنت این جانب که توضیح داده بودم: چرا انکار هولو کاست یک خط قرمز برای غرب است و به صورت یک ماده قانونی در آمده است؟
فرمدید : بله قطعا دلائلی وجود دارد اما غربی ها برای کشورهای دیگر این نوع استدلالها را جهت جلوگیری از تقویت مخالفانشان نمی پذیرند و آن را مخالف آزادی بیان می دانند و الا فهم غیر قانونی کردن موضوع چندان دشوار نیست.
بدون این که قصد دفاع از روش و برخورد غرب با مسائل مربوط به موضوع آزادی و دمکراسی داشته باشم باید یک نکته را اشاره کنم که این ممنوعیت قانونی انکار هولو کاست و مسائل مربوط به آن ازمعدود ممنوعیت های قانونی است که در غرب وضع شده است. در حالی که شما مثلا در آلمان می بینید که نئونازیها آزادانه برای خود حزب دارند و بعضی از طرفدارانشان روی لباسهای خود صلیب شکسته را نقش کرده اند. یا مثلا مارکسیست لننیستها هنوز در غرب حزب دارند و همه این ها در انتخابات هم فعالیت دارند تنها مردم هستند که به آنها اقبالی نشان نمی دهند.
اذا این ممنوعیت با پشتوانه بالای استدلالی همراه هست. یعنی یک تجربه جنگ شش ساله در جنگ جهانی دوم و کشته شدن دهها میلیون انسان.

عبدی : مخالف گفته های شما نیستم.اما وقتی که یک استثنا هم مشاهده شود راه برای موارد بعدی هموار می شود. طبعا تا وقتی که اطلاع عینی از دلائل این قانون نداشته باشیم اعتراض روشنی هم به مقابله با انکار هولوکاست نمی توان داشت.

بسيارتاسف آور است جناياتى راكه آلمانى هادرحق ميليون هاانسان رواداشته اند وخود نيز بااستنادبه هزراران عكس وفيلم ومدرك وشاهدان عينى بدان اعتراف دارند انكارميكندودراين راه از تعدادى نازى وورشكستگان سياسى دراروپاوآمريكاكمك ميگيرد. آياايشان اينگونه ميخواهند به نظام عدل اسلامى برسند.
مگر چقدر نوشته وكتاب بزبان فارسى درمورد هولوكاست وجوددارد. باستناد كدام مدارك آقاى رييس جمهور چنين ادعاهايى ميكنند. واقعا حقيقتى دراين جمله وجوددارد كه "سياست پدرومادرنمى شناسد".

سالها ست كه ماخواسته يا ناخواسته خوراك تبليغاتي بر عليه خودمان در اختيار ديكران قرار ميدهيم جالبتر انكه هر جه هر وقت امرا ناكارامدتر بوده اند خوراكها بهتر وقابل مصرفتر بوده اند

با سلام
فكر مي كنم براي تحليل اين موضوع بد نيست كسانيكه مي كوشند موضوعي مانند هولوكاست را در سطحي وسيع طرح كنند ابتدا به اين سوال پاسخ دهند كه چرا غرب اينچنين واكنش هايي در برابر چيزي كه ظاهرا تنها يك بحث آكادميك ساده است نشان مي دهد؟
واقعيت اين است كه بر خلاف آن چه عموما مطرح نمي شود، ساختار دموكراسي نه تنها در كشور هاي در حال توسعه بلكه در كشور هاي توسعه يافته نيز بسيار شكننده بوده و اين نقطه ضعف به نظر نمي آيد كه به اين زودي ها رفع شود.
بايد توجه شود كه در اقشار بسيار وسيعي از مردم قابليت تحريك شدن در ابعادي همچون زمان جنگ هاي صليبي و بلكه با توجه به گسترش ارتباطات بسيار عميق تر وجود دارد. كافي است نگاهي به انتخاب يك نئو نازيست در اطريش و يا نزديك بودن به انتخاب يك راست افراطي در فرانسه در دوره قبل انتخابات رياست جمهوري و يا در سطحي پائين تر انتخاب جرج بوش پسر بياندازيم. آري بر خلاف آنچه اعلام نمي شود نگراني شديدي در ظهور دوباره و چند باره فاشيسم و نازيسم آنهم در غرب بشدت وجود دارد.
طرح مسائلي از اين قبيل كه قطعا به لحاظ علمي و پژوهشي به نتايج قابل قبول براي همه نخواهد رسيد به اين دليل در اين كشور ها ممنوع شده است كه جلوي گسترش تمايلات غير دموكراتيك و ايجاد زمينه موج سواري غير مسئولانه را بگيرد. شايد به عنوان نمونه مشابه طرح مسائل مربوط به اختلافات شيعه و سني در ايران و ديگر كشور هاي اسلامي ، شبيه آن كاري كه زرقاوي در عراق مي نمود را بتوان مثال زد.
از ديد چشمان نگران غربي ها، چه مي توان گفت در مورد رفتار دولتي كه حتي بسيار فراتر از مثلا دولت فلسطين به طرح اين موضوع دامن مي زند؟
واقعيت اين است كه در كشور ما بسيار عنوان مي شود كه صهيونيسم و يهود ستيزي دست در دست هم دارند. و از هم تغذيه مي كنند تلاش در گسترش طرح چنين موضوعاتي را چيزي نمي توان ناميد جز راديكال كردن فضا براي از ميدان بدر بردن ميانه روي

سلام عبدی عزیز.
این سایت شما برای من کلاس درس از راه دور شده.

جناب عبدی
اگر منظومه فکری دولت جدید بر این مبنا استوار باشد که دولت کار انبیایی انجام دهد و مسئولیت افکارعمومی را بر عهده گیرد برگزاری چنین کنفرانسی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی خواهد بود
جناب عبدی باید نقش انبیایی و نقش دولت مداری را بشکافید آن گاه تفاوت ها کاملا نمایان خواهد شد

عبدی : موضوع مهمی است و طبعا به مناسبت بحث خواهد شد که رسالت حکومتها چیست و چه تفاوتی با دیگر رسالت ها دارد.اما در این مورد خاص تصور نمی شود که چنین رسالتی مد نظر بوده. برخی دوستان در کامنتهای خود به نکات جالبی اشاره کرده اند.

جناب عبدی
- کاش با همان صراحتی که پرسیده اید و تبیین نموده اید "با نفی هولوکاست چه چیزی عاید ما می شود"، این نکته را هم بیشتر تبیین می کردید که چه زیان هائی گریبانگیر مملکت، مردم و سفره آنها خواهد شد

- رئیس جمهور تا کنون در عرصه های مختلف داخلی و خارجی از اینگونه مسائل مطرح کرده اند لذا بنده معتقدم مشکل ایشان این است که قبل از هر چیز باید موقعیت خود بعنوان رئیس جمهور را بپذیرد . بعبارت دیگر ایشان حاضر نیست قبول کند حداقل از جهت پیامدها ،گفته ها و اقدامات یک رئیس جمهور با یک مبارز انقلابی تفاوت دارد.

- نکته نهائی در بحث کنفرانس هولوکاست، لجاجت و بدقلقی سیستم دولتی است. در همه دنیا مرسوم است که دولت بحث های چالش برانگیز را از زبان نهادهای غیردولتی مطرح می کند تا خودش مستقیما متهم نشود و بعبارت روشنتر ، هزینه های احتمالی را پرداخت نکند اما در کشور ما این قضیه تعدما دولتی شد و رئیس جمهور نیز به بهترین شکل ممکن میهمانان را به حضور پذیرفت.

عبدی : هزینه های آن اقدام چندان پیچیده نیست اما چاله های بوجود آمده از این اقدام فعلا با پول نفت جبران و پوشیده می شود و به چشم نمی آید.
در مورد نهادهای غیر دولتی هم چون اساس آنها چون هولوکاست مورد انکار است پس با صداقت تمام دولت و آن هم وزارت خارجه عهده دار قضیه شده است.
یک نکته مهم را همین جا باید گفت.آقایانی که در وزارت خارجه مشغول کار هستند و بهترین حقوقها را طی سالیان عمر گرفته اند بیش از آن که خدمتگزار مقامات باشند خدمتگزار مردم هستند چون پول این ملت را می گیرند.من مطمئن هستم که قریب به اتفاق آنان مخالف این سیاستها هستند اما چرا هیچ نمی گویند دقیقا به ساخت سیاسی و حکومتی ایران بر می گردد.البته مسئولیت آنان بجای خود هست و باید در برابر مردم و وجدان خود پاسخگو باشند.

جناب عبدی
با سلام تصور نمیکنید آقای رئیس جمهور همان اشتباهاتی را میفرمایند که حضرتعالی و سایر دوستانتان در اشغال سفارت آمریکا انجام دادید ؟ با این توضیح که در سالهای قبل از انقلاب در ماهیت عملکرد سفارت آمریکا با انگلیس و شوروی سابق تفاوت ماهوی نبود .

عبدی : اول این که پاسخ منفی است هیچ تشابهی وجود ندارد.دوم این که فرض کنید باشد در این صورت اشتباه دوم نابخشودنی است و اشتباه اول دلیلی بر مشروعیت و معقولیت اشتباه دوم نمی شود.مثل این که یکی نا دانسته دستش را به ظرف داغ بزند و بسوزد اگر اشتباه او پذیرفتنی باشد خطای بعدی اصلا پذیرفتنی نیست.اما در هر حال این دو ربطی به هم ندارند همانطور که آن زمان هم وی با آن کار موافق نبود بر همان سیاق امروز هم کارهائی در جهت همان تفکرش انجام می دهد.اگر بخواهم مقایسه کنم قدری توهین آمیز می شود لذا از تمثیل قضیه می گذرم.

مشکل از اینجا پیدا شده که معلوم نیست انکار هولوکاست و اساساً انگشت گذاردن بر روی خطوط قرمز غرب و اینگونه ماجراجویی ها از طرف دولت و شخص رئیس جمهور استراتژی است یا یک تاکتیک. اگر مشخص شود واقعاً هدف از این ماجراجویی ها در سیاست خارجی چیست می توان بهتر این رفتارها را تحلیل کرد. فقط امیدوارم هزینه این رفتارها که در آینده نمود پیدا می کند از جیب مردم ایران پرداخت نشود.

سلام
چندین سال است که سوال بزرگی ذهن من را آزار می دهد......................

عبدی : سوالی را که از دیگران هم نپرسیدید چرا از من می پرسی؟!!
طبعا من هم انتشار آن را به زمان مناسبی موکول می کنم.
البته بخشی از سوال منتشر نشده شما را می توان توضیح داد اما در کلیت قضیه مساله پیچیده است.

farz konim ke holokast ham doroogh bashad , yeki nist ke az aghai Ahmadi nejad beporsad ke in be ma che rabti darad?aslan be mane irani che rabti darad ke bayad be khatere on hazine bepardazam?

عبدی : حداقل نتیجه دروغ بودن آن تبرئه غرب و هزینه فراوان برای مردم ایران است.آن هم به اسم مبارزه با غرب.!!

اما آقای عبدی واقعاً انتظار می رفت که شما یا کسانی از جبهه اصلاحات زمانی قبل از برگزاری این سمینار شرم آور به آن اعتراض می کردید.

عبدی : مطلب مذکور قبلا نوشته شده بود با تاخیر منتشر شد.

به عنوان نظری راجع به نحوه ارایه مقاله،
فکر می کنم که جملاتی سوالی مثل "آیا فلان ...؟"، یا "چرا بهمان....؟" مناسب مقاله تحیلی نباشند، هر مقاله شامل یک دست آورد ذهنی است، نه صرفا سوال هایی که معمولا، به طور ضمنی القا کننده نظر گوینده هستند بی آنکه زحمت برهان و اثبات و یا پذیرفتن مسولیت اعلام نظر مولف را داشته باشد.

salam : aghaye abdi manade hamishe roshanghari kardid, mikhatsatm beghuam ke bande ba gheroghanghiri movafegh nabudam , ama shoma manande khelyhaye dighe az jomle khode bande taghir kardid, ama mikhastam ke aghar mishavad shoma bahse enteghadee az khod (az farhanghe khod) shorou konid va tahlilati dar in mored ra anjab bedahid, shoma labratore maghzetan man fekr mikonam ke dar in mored bishtar az khelyha menjomle bande kar mikonad. bish az pish movafagh bashid

با توجه به اينكه چند سالي در علم و صنعت خدمت رئيس جمهور فعلي بوده ام توجه شما را به اين نكته جلب مي كنم كه خود نمايي و احساس بزرگ بودن در اين قضايا بي تاثير نيست و ما به نحوي هزينه ارضاي اين احساسات را نيز مي پردازيم. اگر دقت كرده باشيد ايشان از هيچ حرف خود عقب نشيني نمي كند و اگر شما با چيزي مخالفت كنيد با تلاش بيشتري تكرارش مي كند. ما نيز داستانهاي درازي با ايشان داريم كه تعريف آن در اين زمان ..................... خواهد بود.

سلام اقای عبدی
به نظر می رسید که در دوره های قبل از احمدی نژاد مسئله فلسطین و اسرائیل در ایران داشت به مسیر مناسبی سوق میافت و از آنجه که عمده ترین چالش خارجی ایران نیز این مسئله است حل و فصل آن می توانست نتایج زیادی در پی داشته باشد. البته سنگ اندازی های زیادی وجود داشت ولی مواضع قابل تحمل تری به لحاظ بین المللی ساطع میشد.
شما کنفرانس هولوکاست را به این لحاظ که نمی تواند نتیجه ای برای مسئله فلسطین از آن دریافت داشت نقد کرده اید و به هزینه های آن در ایران اشاره داشته اید.
ولی من احساس می کنم که بحث هولوکاست و مطرح کردن آن با این شدت و حدت حتما دلیل داخلی دارد. چون به هر حال آقایان حتی اگر از حداقل قوه ادراک برخوردار باشند بی اثر بودن این برنامه ها را خواهند فهمید.
سوالی که برای من مطرح است این است که این چه سیاست داخلی و چه نفع بزرگی است که احمدی نژاد و همراهانش حاضرند هزینه های بسیار و زیان های فراوان را تحمل کنند و مرتب بر این طبل بکوبند؟
خودم بارها به این مورد فکر کرده ام که انگیزه های انبیایی و حتی شخصیت روحی شخص رئیس جمهور و هاشمی ثمره مولد این برنامه هاست. ولی هرچه با خودم کلنجار می روم نمی توانم قبول کنم. به هر حال این همه آدم تو ساختار قدرت هستند و به مراتب قدرت بیشتری از احمدی نژاد دارند چرا هیچ کس جلوی این کارها را نمی گیرد. حتما برنامه ای در جریان است.
واکنش شدیدی که در قبال روزنامه شرق و مخصوصا مقاله قوچانی "مساله یهود مساله ما نیست (شرق 15 اسفند 84)" توسط طیف اصولگرا اتفاق افتاد نشان می دهد که این قضیه در ابعاد داخلی برای طیف احمدی نژاد بسیار مهم است.
سایتی به نام رصد http://www.rasad.ir وجود دارد که به شدت اینگونه تفکرات رو پوشش داده است و افکار و عقایدی را منتشر می کنند که بهنظر می رسد هیچ اشرافی بر سابقه تاریخی و حتی وضعیت فعلی آن در کشورهای غربی ندارند.

می خواستم بپرسم در زبان فارسی تا کنون چه تعداد مرجع و منبع تحقیقی در خصوص هولوکاست ( قبل از این نهضت اخیر رد هولوکاست ) در دست داریم و بعد از آن نهضت چند تا سند!!! از این موضوی منتشر !!! شده است. من فکر میکنم قبل از این نهضت میبایستی تعداد کمی منبع تحقیقی به زبان فارسی می داشتیم. اگر حرف من درست باشد پس چگونه حجم عظیمی از مدارک مثبته دال بر وقوع هولوکاست را نادیده گرفته و صرفا بر مبنای تعداد بسیار بسیار اندکی سند رای به عدم وقوع بدهیم .آیا این گونه کارها در واقع باعث نزول جایگاه تحقیق و پزوهش نخواهد شد؟؟؟

عبدی : اگر منظور برنامه اخیر وزارت خارجه است نگران نباید بود چرا که ربطی به پژوهش ندارد.

آقای عبدی در همان اول نوشته تان دچار اشتباه شدید این سخن کاملا به جاست که پیش از انقلاب موضع مردم نسبت به اسرائیل روشن بود البته اکنون نیز کاملا روشن است اما نه آن طور که شما قصد دارید وانمود کنید اگر به خودتان زحمت گشت و گذار در اینترنت را می دادید درک می کردید که ملت ایران و به خصوص نسل جوان ایران از اسرائیل حمایت می کند به قوم یهود احترام می گذارد و هولوکاست را بیش از هر زمان دیگری حقیقی می پندارد

به بالاترین سری بزنید تا متوجه شوید

اسرائیل و آمریکا برای مردم ایران دوستانی حقیقی
هستند این را در گوشتان فرو کنید

عبدی : ظاهرا در باره قبل از انقلاب اختلافی نیست اما در باره الان چون باید سایتها را دید فرصت می خواهد ولی من با این که در اینترنت مطلب می نویسم فکر نمی کنم عقائد موجود در آن را بتوان به بیش از 10 در صد مردم تامین داد مگر آن که شواهد کافی داشته باشیم.و فکر نمی کنم شما هم چنین شواهدی داشته باشید.این طوری هم نخواهید که حرف توی گوش کسی کنیم که ممکن است همین طوری هم خارج شود.
ضمنا چون شما اسرائیل و یهود را کاملا یکسان معرفی کرده اید ممکن است به گرایشهای ضد یهودی کمک کند زیرا یکی از راههای مقابله با گرایشهای زشت و خشن ضد یهود ،تفکیک میان این دو مقوله است.شما می توانید طرفدار هر دو مقوله باشید اما هر کدام را جداگانه.نه این که اگر کسی به هر دلیلی با اسرائیل خوب نبود فورا به ضد یهود متهم شود.این ترفند خطرناک است.

salam : ba dorude ziad be shoma aghaye abdi, mikhastam noktei arz konam va in anast ke, in masale israli bayasti bishtar baraye mardome iran shekaftetar shavad, ma dar in mamlekat ssobh ta sham dar maraz bombardemanhaye hokumate eslami budeim ke mighuad israil kasiftarin rejime donya va ghaseb va az in shaaer, che khub hast ke in masale baresi shavad ke aya in shaaer 100% rast hast, aya in sehat darad ke in israiliha meghdare bsiyari az in zaminhaye felestini ra ham kharidai kardeand? aya in sehat darad ke in sarzaminha male moshti arbab zaminklhar budean ke be israiliha forukhteand va alan bishtareshan dar mamalek jordan ve keshvarhaye dighar ba refahe bishtar az andaze zendeghi mikonanad, behtar nist ke ma dar morede in chizha ham bahs ham bokonim?. khely mamnoon , bish az pish movafagh bashid.

عبدی : بیشتر آنچه که در این مورد گفته شده به تبلیغات حکومت فعلی ربطی ندارد و قبل از انقلاب مطرح بوده.اما بحث در باره این مسائل هم فعلا اولویت ندارد زیرا اینها بحثهای تاریخی است در حالی که ما با یک واقعیت جاری سر و کار داریم واقعیتی که گرچه ریشه در گذشته دارد اما با ارجاع به آن قلبل حل نیست حتی فلسطینی ها هم دیگر به این گذشته کمتر استناد می کنند زیرا كه بیش از آن گذشته است که طرفین قادر باشند از آن طرفی ببندند.

جناب عبدی :
اگر با سانسور مخالفی لطفا نظر ماراهم در میان نظرات قرار بده
هیچ میدانی هولوکاست بهانه اصلی تشکیل اسراییل است
و هیچ میدانی چرا این همه غربیها روی آن حساسند و منکرین آن را محاکمه میکنند
و هیچ میدانی اگر موضوعی واقعیت داشته باشد مدعیان آن موضوع از تحقیق در مورد آن استقبال می کنند
و هیچ میدانی چرا نسبت به یک سمینار با موضوع هلوکاست اینقدر هیایو و اعتراض از جانب صاحبان رسانه ها و سیاست های غربی به پا شده

عبدی : البته نظر شما محترم است و حتما منتشر می شود چون توهینی در آن نیست.اما اگر زحمت بکشید پاسخ این موارد را هم جهت اطلاع من و دیگر خوانندگان ارائه نمائید بیشتر مفید فائده است.

سلام اقاي عبدي.
ايا در اينترنت مدرکي براي اثبات هولوکاست ديده ايد؟اگر ديده اييد ادرسش چيست؟چون عده ايي ميگويند واقعيت دارد و عده ايي ديگر منکر ان هستند.اما تا اين لحظه شخصا دليل مستحکمي از هيچکدوم نديدم.
ممنون

عبدی : من دنبال قضیه نبودم اگر کسی آدرسی سراغ دارد اعلام کند.اما مساله کنفرانس رد و تائید هولوکاست چندان نبود مساله ممنوعیت غرب در انکار هولوکاست بود و الا اصل هولوکاست را کسی رد نمی کند در ابعاد آن تشکیک می کنند.

با درود وسلام
تاریخ ملل شرمسار وقایعی بیشمار است قتل عامهای مغولها لشکر کشی نادر به هند و مناره سازی از کله ها وکور کردن مردم کرمان توسط اغامحمد خان جنایاتی که در جنگهای اروپاییان بخصوص دو جنگ جهانی اخیر مانندهلوکاست و هیروشیما روی داده ااز ان جمله اند حتی امروز هم بشریت شاهد این جنایتها در رواندای افریقا و بوسنی و شیعه کشی در پاکستان و عراق و جنایت و کشتار در فلسطین و حتی یازده سپتامبر است این ها همه وهمه واقعیتهای وحشتناکی هستند که روی داده ومیدهد ودر اینده هم متاسفانه روی خواهد داد اینها واقعیتهایی هستند که در روابط ملل روی میدهند در هیچ برگی از تاریخ شاهد روابطی نیستید که کشوری بخاطر انسانیت از منافعی که میتواند بدست بیاوردکذشت کند اگر باشد ظاهر قضیه وادعایی دروغ است .اما نگاه مردم باین موارد عاطفی و ابراز تنفر ومحکومیت از انها است اما این عواطف در سیاست خارجی جایی ندارند یک سیاستمدار همیشه حافظ
منافع شخصی خود است که در بهترین حالت انرا از طریق تامین منافع ملی بدست میاورد . خیلی وقت است که سیاستمداران بخصوص در غرب در پی منافع بنگاههای اقتصادی اند البته این امر منافعی هم برای کشور متبوعه
بهمراه دارد . کمتر جنگی بعللی غیر از مسائل اقتصادی روی میدهد البته سیاستمداران باید این اعمال قبیح را به بهانه های انساندوستانه ومتعالی انجام دهند اگر کسی باور کند که حمله امریکابه عراق برای رهایی مردم از استبداد صدام بوده ویا مخالفت فرانسه با این کار انگیزه انساندوستانه دارد بسیار ساده لوح خواهد بود
بحرانهایی که در گوشه وکنار دنیا بوجود می اید تماما در این راستا وهدف اند این کار در مناطقی که اولا امادگی بحرانی شدن را دارند و ثانیا" از پول وثروت غنی باشند
بمنظور فروش اسلحه و تسلط بر منابع صورت میگیرد
اما سیاستمداران باهوشی اگر در کشورهای حول وحوش
این مناطق باشند با ظرافت و تردستی کشور وملت خود را
از ترکشهای این بحرانها نجات داده و منافع ملت و نهایتا خود را حفظ میکنند اینکه به منافع شخصی سیاستمداران
تاکید میکنم همان مثل معروف است که " هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد " اما بدبختی زمانی است که کشوری خود به اغوش بحران شوق و شتاب داشته و سیاستمدارانش اشتباه محاسبه داشته ویا از بی تجربگی بان اقدام کنند انوقت جز مصیبت چیزی عاید نمی شود

آقای عبدی
من واقعا برای شما متاسفم که مساله هولوکاست را با پیامبر اکرم مقایسه کردید..((مثلاً اگر دولت آلمان هم سميناري را برگزار كند كه اصل وجودي يا صحت ادعاي پيامبر اسلام (ص) را مورد سوال قرار دهد، آن هم به صورتي كه از ابتدا و به صورت پيشيني آن را نفي كرده باشد، واكنش ايران و ديگر كشورهاي اسلامي چه خواهد بود؟ )) واقعا از آدمی مثل شما جای تعجب دارد ..باز عبارت مثلا خلیج فارس را بکار می بردید که مثلا اروپای ها بیایند یک کنفرانس در رابطه با اینکه این خلیج فارس است یا عربی قابل قبول بود اما اینکه شما هولوکاست را با پیامبر مقایسه می کنید جای تاسف دارد.
به نظر من دولتمردان اروپا و آمریکا که اینقدر در رابطه با هولوکاست موضع گیری شدید می کنند ، در رابطه با توهین به مقدساتشان اینقدر سخت گیر نیستند . یعنی مساله هولوکاست برای آنها از دینشان و مقدساتشان با اهمیت تر است که این را به وضوح در فیلم ها و مطالبشان می شود دید . مساله هولوکاست از این نظر مهم است که آقای احمدی نژاد هم اشاره ای به آن داشته است که اگر تعدادی یهودی توسط هیتلر یا هر کسی دیگر قتل عام شده اند چرا مسلمانان فلسطینی باید تقاص آنرا پس بدهند به قول رییس جمهوری اروپای ها اینکارو کردند حالا هم این همه زمین و بیابان دارند یک قسمت آنرا بدهند تا اسراییل دولت تشکیل دهد.

عبدی : علت مقایسه همین استدلال شما بود چون پیلمبر برای ما خیلی عزیز و مقدس است هولوکاست هم برای آنان چنین است ما که نمی توانیم برای امر مقدس آنان تعیین تکلیف کنیم.اما استدلالهای آخر مطلب شما وقتی درست است که اتفاقا هولوکاست را واقعیت بدانید اگر هولوکاست دروغ باشد چرا از غربی ها باید خواست که نسبت به یهود ی ها جبران ما فات کنند.؟

آقای عبدی عزیز،بسیار ممنونم از نوشته های آموزنده شما
نکته ای است که بسیاری از ایرانیان راجع به آن بیخبر هستند،و آن این است که نازی ها علاوه برکشتن یهودیها
هزاران کولیٍ اروپایی را نیز قتل عام کردند.متاسفانه چون کولیها چندان رغبتی به داشتن اوراق هویت نداشتند و به علت جابجا شدن مداوم نیز سرشماری آنها ممکن نبود رقم
دقیق کشته شدگان معلوم نیست ولی تخمیناً بالای سیصدهزار نفر براورد شده است..نکتهء دیگر اینکه من همیشه فکر میکردم ایرانیان حامی سیاه پوستان آمریکا میباشند وحتی در زمان گروگانگیری کارمندان سیاهپوست را
اول آزاد کردند.آیا دعوت از رهبر سابق کوکلوس کلان(دیویددوک)توهین به سیاه پوستان آمریکا و دنیا نیست.

عبدی : حتما میان این سیاستها و علائق کلی مردم باید تفکیک قائل شد .والا مجبور می شویم مردم ایران را طرفدار نازی ها هم معرفی کنیم.

با سلام
آقاي عبدي ميخواستم در پاسخ به دوستاني كه نقش انبيايي براي حكومت قايلند بايد گفت در زمان پيامبر ابتدا به مسايل مدينه بعد مكه بعد شبه جزيره عربستان وديگر مناطق توجه شد.
با اين همه مشكلات داخلي از ابتدا يي ترين آنها گرفته تا حادترين انها پرداختن به چنين مسايلي ( كنفرانس هولو كاست جز ماجراجويي چه ميتواند باشد

با سلام
به نظر نمیرسد که انکار هولوکاست بخاطر مقدس بودنش ممنوع باشد . هولوکاست بیش از آنکه بخاطر خودش مهم باشد بخاطر کسانی که عامل آن بودند اهمیت دارد . در غرب اگرچه ممکن است سیاستمداران از آن سوء استفاده کنند ولی اصل قضیه جلوگیری از ریشه دواندن مجدد افکار هیتلری که جان میلیونها انسان را گرفت بوده است

عبدی : منظور از مقدس بودن همان خط قرمز بودن است و الا غرب مدتهاست که امر قدسی را در ادبیات سیاسی خود به حاشیه رانده.بنابر این بهتر بود کلمه دقیقتر که همان خط قرمز است استفاده می شد.