« نتيجه سمينار هولوكاست | خانه | درباره انتخابات (1) »

ارزيابي من

هفته قبل مطلبي را تحت عنوان" تحليل شما چيست؟" نوشتم و طي آن چند پرسش را براي دوستان خواننده مطرح كردم كه مي‌خواهم خودم هم به آنها پاسخ دهم. اين پاسخ را در روز پنج‌شنبه نوشته‌ام و امروز يعني بعد از ظهر جمعه در سايت قرار مي‌دهم. پاسخ‌ها نيز صرفاً معطوف به انتخابات شوراها و شهر تهران است.

1ـ از لحاظ اجرا و سلامت
احتمال مي‌دهم كه اصولاً نيازي به خدشه‌دار كردن سلامت انتخابات نباشد، و اين بدترين حالت ممكن است كه فرد يا افرادي صرفاً به دليل فقدان نيازمندي به اين مسأله آن را درست برگزار كنند. اما اين فقط یک احتمال است. زيرا به دليل پايين بودن مشاركت (نسبت به انتخابات رياست جمهوري) و رقابت نزديك، اندكي نارسايي در سلامت انتخابات نيز در نتيجه آن مهم و موثر است. اجازه بدهيد مثالي بزنم.
فرض كنيد در جامعه‌اي 1000 نفري زندگي مي‌كنيم و دو نفر نامزد هستند، اگر 800 نفر شركت كنند و 600 رأي را نفر «الف» و 200 رأي را نفر «ب» كسب كند براي تغيير نتيجه حداقل نيازمند جابجايي يا اضافه كردن و...، 401 رأي هستيم اما اگر بجاي 800 نفر فقط 200 نفر شركت كنند و آرا هم 110 و 90 تقسيم شود، با خدشه در 21 رأي كار تمام است و اين حجم بسيار كوچكي در جابجايي اما داراي همان تأثير است.
در اين انتخابات هر دو ويژگي پراكندگي آرا و مشاركت كم مي‌تواند موجب بروز خدشه در سلامتي در ابعاد كم ولي تأثيرگذار باشد. بويژه آنكه ليست اصلاح‌طلبان داراي چند چهره شناخته شده است كه احتمالاً منفرداً (فارغ از تعلقات ليستي) مي‌توانند شانس انتخاب شدن داشته باشند.
بنابراين يا نيازي به خدشه وارد كردن به سلامت نيست، يا اگر هم نيازمند شوند، در حد كم، نياز مرتفع مي‌شود.
2ـ از لحاظ ميزان مشاركت
حدس مي‌زنم كه در تهران مشاركت بيش از دور گذشته است، زيرا از يك سو رقابتي خاص ميان طرف مقابل رخ داده كه با حمايت ماشين دولتي مي‌كوشند كه برخي نيروها را براي شركت بسيج كنند، از سوي ديگر نزد اصلاح طلبان هم ترس از ادامه وضع موجود عده‌اي را بيش از گذشته به پاي صندوق‌ها خواهد كشاند، و اين رقم حدود 30 تا 35 درصد از كل واجدين حق رأي است. مشروط بر اين كه رأي اضافي مشاهده نشود.
3ـ از لحاظ نتايج آرا
تصور مي‌كنم كه ليست مشهور به حاميان دولت اگر بتواند خود را معرفي كند (يعني مردم بدانند كه ليست معيني معرف حاميان دولت يا در واقع مورد حمايت دولت است) در مجموع اول خواهد شد، گرچه چهره‌هاي ليست طرفدار شهرداري به صورت انفرادي نيز مي‌توانند در لابلاي ليست منتسب به دولت وارد شورا شوند و در شرايطي هم امكان حضور دو يا سه نفر از ليست اصلاح‌طلبان هست، اما اين حالت هم به لحاظ واقعي و هم به لحاظ شرايط موجود در مدیریت و کنترل صندوق‌ها بعيد است كه رخ دهد.
ارايه تحليل من از اين كه ليست مذكور چرا رأي خواهد آورد نياز به فرصتي ديگر دارد. البته تأكيد كنم كه واقعاً پيش‌بيني رفتار انتخاباتي در ايران بويژه در مواردي كه فضاي انتخاباتي شكل نمي‌گيرد و مشاركت هم كم مي‌شود، سخت است و نتايج ناپايدار مي‌گردد، علي‌الخصوص كه وضعيت سلامت انتخابات هم با ابهام مواجه باشد.
4ـ از لحاظ نتايج سياسي
اظهارنظر در اين زمينه خيلي سخت است، و كاملاً احتمالي است، اما تصور مي‌كنم با فرض تحقق موارد پیش، دولت بر صحت و درستي راه پيش گرفته خود مطمئن‌تر و براي ادامه آن راغب‌تر مي‌شود. و از الآن شمشير‌ها را براي انتخابات بعدي مجلس از رو مي‌بندند، ودیگر مجموعه های جناح مخالف اصلاحات را منفعل مي‌كند و بخشي از آنان را بيشتر از قبل به سكوت و برخي را نيز در مواجهه با دولت جري‌تر مي‌كند.
نتايج آن براي اصلاحات چندان اميدبخش نيست، زيرا در چهره اين دوستان اراده كافي براي درس‌گيري از گذشته مشهود نيست يا حداقل من قدرت بينايي آن را ندارم، اما اين اميد هم هست كه چنين امري رخ دهد. اميدوارم كه اين بار فشار وارده بر گرده ناشي از عدم همراهي ديگران و مردم و تحريمي‌ها معرفي نشود.
اما براي حكومت و كشور نتايج آن چون نتايج انتخابات قبلي است. شايد گفته شود اگر چنين است؟ چراافراد را به شركت تشویق نكردم، پاسخ خواهم داد، مسئوليت اين مهم برعهده كساني است كه برنامه‌اي براي جلب مشاركت مردم نمي‌دهند، و نه برعهده كساني كه شركت نمي‌كنند. آنان كه حاضر به شنيدن هيچ سخني نيستند، نمي‌توانند در بزنگاه انتخابات حضور مردم را در پاي صندوق‌هاي رأي انتظار داشته باشند و به دلیل خطر طرف مقابل خواهان مشارکت دیگران شوند.ضمن این که بدون عرضه کالای مناسب سیاسی چنین دعوتهائی چون آب در هاون کوبیدن است.
اين انتخابات وضعيت روابط خارجي كشور را پيچيده‌تر و شكننده‌تر مي‌كند ولي تا وقتي كه اوضاع درآمدهاي نفتي چنين است، طبعاً مي‌توان با اتكا به اين درآمدها، مانع انتقال سريع و خشن نتايج اين سياست‌ها به مردم شد.
5ـ از لحاظ كارآمدي
نهاد برآمده از اين انتخابات پيش از همه چيز بايد مونوريل را تصويب و اجرا كند (من احتمال مي‌دهم كه در قضيه مونوريل علايق مذهبي هم مطرح باشد!) سپس اقداماتي سريع و زود بازده مثل وام ازدواج و حتي طرح‌هاي عمراني با حمايت دولت به اجرا درخواهد آمد، زيرا بايد آماده شد كه از طريق كسب نظر مردم تهران گام‌هاي بعدي برداشته شود، البته اجراي اين امور با چه هزينه‌هايي صورت مي‌گيرد، آن ديگر بحث مردم تهران نيست و به چشم عموم نخواهد آمد. بنابراين شايد چنين نهادي به لحاظ چگونگي استفاده بهينه از منابع، مورد پرسش جدي باشد، اما به لحاظ حصول نتايج مرحله‌اي آقايان كارآمد خواهند بود.
قبول كنيم كه پيش‌بيني امري بسيار خطير و خطرناك است (آن هم در ايران). و به لحاظ سياسي نبايد چنين كاري را كرد، اما چه باك، قصد من و شما، به چالش كشيدن ذهنيت‌هاي خودمان است تا بلكه واجد كارآمدي بيشتري در تحليل و ارزيابي امور شويم. حالا فرض كنيد كه تمام اين پيش‌بيني‌ها غلط از آب درآمد، خوب ما مي‌كوشيم كه درك خود را از واقعيت اصلاح كنيم، اين كار بهتر از كار كساني است كه پيش‌بيني‌هاي شفاهي مي‌كنند و بر اساس آن قول هم می دهند اما هيچ جا هم ثبت نمي‌شود و پس از انتخابات هم مدعي مي‌شوند، انتظار اين نتايج را داشتند، شتر ديدي نديدي!، كساني كه تا ساعت 12 شب جمعه 27/3/1384 خبر مي‌داند كه نامزد آنان دوم است و... اما پس از شكست به راحتي مدعي شدند كه از قبل پيش‌بيني مي‌كردند و اين نتيجه طبيعي بوده است!!

Comments

سلام آقای عبدی عزیز، اولا اینکه با شهامت خود را در مقابل دبدگان قرار میدهید، متشکرم. ثانیا سوالی دارم و البته مطمئن نیستم سوالم خیلی منطقی باشد و البته بی ربط به موضوع بحث فعلی شمااست. ......

عبدی : ربط قسمتهای مختلف سوال را با یکدیگر نفهمیدم. .

از اشاره به ( آنان كه حاضر به شنيدن هيچ سخني نيستند، نمي‌توانند در بزنگاه انتخابات حضور مردم را در پاي صندوق‌هاي رأي انتظار داشته باشند) متشکرم.

من هم کم و بیش با تحلیل کلی شما درمورد انتخابات موافقم و در انتخابات اخیر هم دلیلی برای شرکت نمیدیدم.اما به دلیل شرایط شغلی مجبور به حضور بودم و به لیست 15 نفره اصلاح طلبان رای دادم.البته از روی بدشانسی مقاله پنج شنبه آقای زیدآبادی را جمعه بعد از رای دادن خواندم.وگرنه به 4 نفر بیشتر رای نمیدادم.موقعی که در صف بودم یا برگه را پر می کردم یا داخل صندوق می انداختم دائم به یاد این جمله صادق هدایت می افتادم.((همه چیز این خراب شده برای آدم تولید وحشت و اضطراب میکند)).هرچند فکر نمیکنم در دهه 20 که چنین چیزی گفته کسی برای داشتن یک شغل و درآمد چندرغاز مجبور بوده باشد به آدمهایی که دوستشان ندارد رای بدهد.کاش در این 60 سال حداقل درجا زده بودیم.بدبختی اینست که پسرفت کرده ایم.از تحلیلگران می خواهم در تحلیل هایشان از تعداد شرکت کنندگان آدمهایی مثل مرا فراموش نکنند.نصف کسانی که من در داخل صف دیدم از همین گروه بودند.همچنین از آدمهایی که حواسشان نبود و توی باغ نبودند بلافاصله پس از اخذ شناسنامه سه بار اثر انگشت می گرفتند و فرم میدادند (برای هر سه انتخابات) در حالی که بعضی هایشان ابتدا فقط قصد شرکت در یک انتخابات را داشتند.

عبدی : ببخشید !باید کمی هم به خودمان بپردازیم .لطفا بفرمائید چه اجباری در این کارها داشته اید؟

تحليل جالبي است ولي يك سوال مي ماند كه چرا در باره ساير شهرها وشهرستانها تحليلتان را نگفتيد . من خودم نظرم را براي شما فرستادم و اميدوارم نظر من درست از اب در ايد چون نظر شما و پيشبينيتان سياه اندر سياه است ولي به گمانم پيش بيني شما درست تر از اب در ايد. كاش در باره خبرگان هم نظر مي داديد بلاخره هدف ما ياد گرفتن از جناب عالي است.راستي خودتان شركت كرديد ؟اميدوارم با شجاعت
هميشگي جواب دهيد

عبدی :
1-در مورد شهرستانها اطلاعی نداشتم چون انتخابات شوراها بر حسب مورد هر منطقه تا حدی فرق می کند.
2-من رای ندادم اعلام آن هم مستلزم داشتن شجاعت نیست.

پيشنهاد يك" بازي" شرافتمندانه به اصلاح طلبان

يكم:در عرصهء عمل سياسي هراقدام يك سياستمدار به نوعي كنشگري محسوب مي گردد, صرف نظر از اينكه در ساحت تئوري بيان شده يا در سپهر استراتژي و تاكتيك يا در حوزه اجراء بوده است ! چنانچه محصول توليد شده از ذهن شخص گذر كند و خارج شودديگر يك كنش توليد شده با ماهيتي مستقل است !حتي سكوت هم از اين نظر يك كنش محسوب مي شود

دوم:در اين انتخابات,"سايت اينده" يكي از كنشگران جدي و مطرح بود!قرائن و شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد ديگركنشگران اصلي(حقوقي يا حقيقي) اين انتخابات از اين سايت بازديد هاي چند باره اي داشته اند و نيز دلايل ديگري نشان مي دهد برخي از بازيگران اصلي دايره سياست خود نسبت به مطالب اين سايت تامل كرده اند!(اما بهر تقدير اين موضوع خيلي مهم نيست)مي خواهم چيز ديگري خطاب به اصلاح طلبان محترم عرض نمايم

سوم:اقاي حجاريان , بارها از جنبش اصلاحات به عنوان "جنبش بي سر"ياد كرده اند!پرسش اين است كه ايا در مدت يك سال گذشته جنبش اصلاحات سر خود را پيدا كرد؟ يا شركت در اين انتخابات را بدون سر و توسط همان تنه و اندام تجربه نمود ؟ يا ديگر جنبشي و جود ندارد كه سخني از سر يا اندام ان گفته شود ؟در غير اين صورت بايد محتمل دانست كه ان جنبش مي خواهد با تلاش و تقلا به سر گمشده خود برسدو اين انتخابات هم برايش يك فرصت بوده است!البته فروع ديگري هم مطرح است مثلا"اين جنبش در مرحله شكل گيري مجدد است لذا هنوز اندام واره هايش بازنمائي نشده اند
نمي دانم در اين صورت جناب اقاي خاتمي كه مي گفت :"من رهبر اصلاحات نيستم"اكنون با چه عنوان و موقعيتي در هرم اصلاحات به كنشگري پرداخت؟دستكم براي اينجانب انبوهي از اشكالات و تناقضات در اين زمينه پديد امده است و سپاسگزار خواهم شد كه پاسخ خود رااز فعالان اصلاحات بشنوم

چهارم:كامنت يكي از بينندگان با نام "خسرو" را ديدم كه خواسته بود سكوت نمائيد و شما هم چنين كرديد حال به همين دليل يا دليل ديگري !اما تقارن زماني اش مرا به صرافت اين فرضيه انداخت كه پيش نهاد يك بازي را ارائه نمايم! گرچه بايداين كار قبلا" عنوان مي گرديد اما
هنوز هم چندان دير نشده است

پنجم:اينجانب نيز پيش بيني هائي ارائه نمودم كه به استثناءپاسخ پرسشهاي دوم و سوم, جنابعالي بقيه را بر روي سايت قرار داديد كه سپاسگزارم! ضمنا"همانگونه كه مستحضريد براي ضمانت پيش بيني هايم سندي به نام "همكاري يا قطع همكاري"با اين سايت و هرگونه رسانه و گروه ويا فرد سياسي را در گرو ان قرار دادم
و همانگونه كه ان مطلب را مكتوب براي جنابعالي فرستادم !در اينجا نيز مجدد بر ان تاكيد مي نمايم

ششم:گرچه "اشتباه" در يك بازي جزء بازي است وچاره اي از ان نيست اما در بازي سياست قيمت "جان"دارد و ان نه جان خود كه انبوهي از انسانهااست
به قول حافظ
شكوه تاج سلطاني كه نقش جان بر ان درج است////////////كلاهي دلكش است اما به ترك سر نمي ارزد

هفتم:ما اگر بازي سياست را دوست مي داريم واكنون تا اين حد پيش بيني هايمان درست و يا به دور از واقعيت بوده است بايد واكنش خردمندانه اي را مطابق ان اتخاذ نمائيم !مثلا"اگر پيش بيني من اشتباه بوده است: يا بايد سياست را براي هميشه كنار بگذارم و يا دوباره براي سالهاي سال در پيچ و خم ها و چرخش وگره هاي حيرت زاي ان غور و تامل نمايم تا بتوانم ادراك وشم واحساس خود را در اين زمينه تقويت و اصلاح نمايم و نيز همچنين بر ميزان مهارت وفراست و نشانه شناسي هايم بيفزايم وضمنا" در اين مدت رياضت سكوت را بر جان خويش هموار سازم

هشتم:خلاصهءسخن: بايد در بازي سياست تمام اصول و قواعد را براي دستيابي به يك توفيق و توافق جمعي ,پايدار وپيشرونده رعايت نمائيم و نسبت به ان اكيدا" وفادار باشيم! تا چه رسد به اينكه مثلا"در همين انتخابات خيلي از بديهيات ان به سادگي ناديده گرفته شد

نهم:بازي به گونه اي طرح مي شود كه پاسخ به ان اجتناب ناپذير است يعني طرف ديگر هرگونه پاسخ يا سكوتش مساوي شركت در بازي محسوب مي گردد
شرايط كلي
الف :او بازي را باهمين قواعد مي پذيرد
ب:او به صورت مشروط يا اصلاح قواعد مي پذيرد
پ:او از اساس اين بازي را قبول نداشته و رد مي كند
ت:او بازي جديدي را طرح مي كند

دهم:اگراصلاح طلبان "الف" را بپذيرند بايد تا اطلاع ثانوي سكوت نمايند و فقط به دقت گوش دهند !چون ايشان نوبت خودشان را بازي كرده اند
اگر "ب" و "ت" را مي پذيرند بايد پيشنهادهاي خود را ارائه دهند و تا زماني كه ارائه نكرده اند بازي مطابق منطق "الف" ادامه مي يابد
و اگر "پ" را مي پذيرند پس لاجرم ايشان به همين گونه كه در انتخابات نشان دادند راه خود را ادامه دهند و اجازه فرمايند كه اين سايت هم مسير خود را برود و از محدوديتهاومحاذيري كه به هرصورت در اين انتخابات بر اين سايت اعمال گرديد اكيدا"پرهيزشود

عبدی : انصاف این است که محدودیت و محاذیر به مفهوم رایج وجود نداشت.احساس کردم واکنشها به گونه ای است که اثر سخن را هم از میان می برد و منجر به تقابل می شود چیزی که اصلا هدف من نبوده است.اما این نکته را باید رعایت کنیم که نقد دیگران را نه تنها نقمت تلقی نکنیم که آن را نعمت بدانیم.

Hi. Correct your math.
In the first case you have to change 201 votes and not 401, and in the second case you have to move 11 votes and not 21. Do you know why? You are supposed to be an engineer sir! ha ha ha!

عبدی : استدلال شما به شرطی است که آرای "الف" را برای "ب" بخوانند.اما این کار کمتر صورت می گیرد و از ابتدا برای "ب" آرای اضافی ریخته می شود بدون آن که آرای "الف" کم شود.

این کارتان فوق العاده بود. !حالا نتیجه هر چه می خواهد باشد. جسارت پیش بینی کردن - و نه فقط تحلیل داده های گذشته- و سیستم ذهنی خود را در معرض آزمون قرار دادن.

با سلام ! حدس می زنم تعدادی از مردم شریف تهران برای دلجویی از هاشمی رای خوبی را برای انتخاب ایشان با رای قاطع به مجلس خبرگان واریز نمایند . اما در خصوص قاعده کلی رقابت هر رقیبی که شرکای بیشتری در بازار هدف ( رای ) داشته باشد شانس کمتری در پیروزی دارد شانس جناح های مقابل اصلاح طلبان به علت تقسیم رای انها بین گروه های مختلف ضعیف بوده و لذا اصلاح طلبان علاوه بر رویکرد دلجویانه مردم برای دلجویی از اصلاح طلبان - .. اصلاح طلبان در کلان شهر از اقبال خوبی برخوردار بوده باشند.و حتی در بعضی از شهر تمام سهم را خواهند برد!

نظرات من در همين باب با توجه به اينكه هنوز نتايج اعلام نشده است.
1- به سلامتي كامل اجرا مي شود و نيازي به تقلب نخواهند ديد. هنوز در هيچ انتخاباتي تقلب به معناي واقعي نداشته ايم بلكه مهندسي ذهن داشته ايم كه روي قشر خاصي انجام مي شده است. در اينجا يك سال و نيم است كار مي كنند و ترجيح خواهند داد نتيجه را بفهمند.
2- مشاركت در تهران قريب به 45 درصد خواهد بود.
3-شش نفر اصلاح طلب دو نفر رايحه اي و بقيه از ليست بيل به دوشان خواهند بود.
4-قاليباف شهردار مي ماند و مونوريل اجرا نخواهد شد. كمي آتش رفيقمان كندتر مي شود.
5- به همين شكل ادامه خواهد داشت. بحث پول هاي گم شده دوباره مطرح خواهد شد. به هر حال شهرداري از تيول آقايان خارج خواهد شد و در انتخابات بعدي كاركرد قديمي را نخواهد داشت.

سلام آقاي عبدي

يكي دو بار در كامنت هاي مطلبتان در باره اعدام و ... برايتان كامنت گذاشته ام و اعتراضي به مطالبي كه عنوان كرديد نكردم زيرا در اين اوضاع مه آلود نمي توان قضاوت دقيقي داشت................

عبدی : از راهنمائی شما ممنون به سایت مورد نظر مراجعه خواهم کرد..

به نظر من تبليغات صدا و سيما براي اين انتخابات وسيع تر از گذشته بود به طوري كه سه شبكه اصلي تلويزيون تقريبا برنامه اي به جز پوشش انتخابات نداشتند بازي فينال فوتبال بازيهاي آسيايي و حتي بازي رده بندي بسكتبال كه منجر به كسب مدال برنز براي ما شد پخش نشد جالب اينكه صدا و سيما ادعا مي كند رسانه هاي بيگانه بيشتر براي تحريم انتخابات تبليغ مي كنند ! و هيچوقت هم موفق نشده اند !!(نگاه به آمار شركت كنندگان در انتخابات دوره قبل شوراها در تهران خالي از لطف نيست) البته من تحريم انتخابات را نتيجه تبليغات رسانه هاي بيگانه نمي دانم

نكته ديگر پاسخ مردم به مصاحبه كنندگان صدا و سيما ست كه همگي مي گويند در انتخابات شركت مي كنند ااين مسئله دو علت مي تواند داشته باشد

1- صدا و سيما نظرات عده اي را سانسور مي كند

2- مصاحبه شوندگان به علت فضاي حاكم جرئت ابراز نظر واقعي خود را ندارند

كه مورد دوم محتمل تر است و به نظر من وجود فضاي بسته به خود سانسوري مي انجامد كه به مرتب بدتر از سانسور شدن است

جناب عبدی اینکه رفتار سیاسی ایرانیان در انتخابات قابل پیشبینی نیست و تحلیل در این مورد را پیچیده میکند واقعیتی است که بنظرم احتیاج به بر رسی وتحقیق جدی دارد باید علل و عوامل این رفتار های بعضا" متضاد را جستجو کرد و در اتخاذ استراتزی مناسب انها را لحاظ نمود
این رفتار هرقدر به لایه های بالایی ساختار اجتماعی نزدیک و از لایه های پایینی دور میشود با ثبات تر و قابل فهم تر است بهر حال این رفتار شناسی بنظرم با اهمیت وضروری باشد
اما دلیل اینکه بیشتر کسانی که مخالف نظام نیستند ولی از شرکت در انتخابات سر باز زدند این است که اگر در بازی ای که با شرایط و قواعد اعلام شده ان مخالف باشی شرکت کنی یعنی شرایط را پذیرفته ای و حق اعتراض به محتوی و نتیجه را نخواهی داشت
اما در بعد تبلیغی و استفاده در سیاست خارجی این انتخابات دست پری ایجاد نمی کند مثلا اکر فکر میکنید
که غرب بخصوص امریکا حتی بخاطر تعداد بالای مشارکت مردم
در انتخابات حمایت ایران از حزب اله و حماس را می پذیرد و در برابر ان عکس العملی نشان نمیدهد ویا در مناقشه هسته ای عقب نشینی میکند البته که اینطور نخواهد بود شاید استراتژی را تغییر دهد البته اگر نیازی باشد زیرا
انقدر بهانه دارد که سلامت انتخابات را به چالش کشیده وافکار عمومی جهان را بسویی که میخواهد هدایت کند
مسئله مهم دیگر شرایط همسایگان ماست به مسئله ای که استفاده رضازاده از پیراهنی با نام حضرت ابوالفضل ص در بازیهای اسیایی اخیر توجه کنید ما بیشتر از انکه فکر میکنیم در محاصره ایم
در بعد داخل هم بدلیل همین پیچیدگی رفتار سیاسی مردم
همین حدود چهل درصدی شرکت کننده در انتخابات )تداوم حمایت مردم قابل پیش بینی نیست . اما نتیجه انتخابات حضور نفراتی از هر سه لیست رابه احتمال بسیار زیاد بهمراه دارد که این امر تنشهایی را در شورای شهر بوجود خواهد اورد که اثرات بعدی ان مطلوب حتی حامیان دولت نخواهد بود

آفای عبدی من و امثال من برای مشارکت زحمت زیادی کشیدیم البته نه به اندازه ی شما زحمت کشیدیم نه هزینه داده ایم. هیچ کجا هم ناممان نمی آید. به هر روی با این حال روی سازمانی که به خاطر دلمان برایش کار کرده ایم هنوز تعصب داریم.
آقای عبدی این سوین باری است که این پرسش را مطرح می کنم و استدعا دارم تحلیل خود را در مورد مشارکت بفرمایید.
برای ما پذیرفته نیست که در مدتی کوتاه شما که از ارکان مشارکت بودید از آنها جدا شدید در ضمن موضعتان رادیکال شده.
دبیرکل مشارکت هم اینک فردی است که دانشجویان را محکوم می کند و ......
این تغییرات چگونه به وجود آمده و آیا همه ی ما اشتباه کردیم که در آرزوی حزبی کار آمد تلاش کردیم؟

عبدی : به نظرم در مورد صحبتهای آقای میردامادی بهتر است کامنت آقای پدرام را مطالعه نمائید من هم نظرم را گفته ام.اما نه تنها مشارکت بلکه گروههای دیگر هم کمی به زمان نیازمندند تا خود را بازیابند این مساله در مورد همه ما صادق است.

شکست اصلاحات از دید یک شهروند معمولی!
خدمت جناب آقای مهندس عبدی
این متن را در روز انتخابات شوراها می نویسم و طبیعتا از نتیجه آن بی خبرم. روی سخنم با آن دسته از بزرگوارانی است که با شدت وحدت از لزوم مشارکت بالای مردم می گویند و خطر در کمین. احتمال دارد که این دوستان در انتخابات هم برنده شوند ولی این مسئله گرهی از کار این گروه را باز نمی کند. من هم مثل جناب عبدی اعتقاد دارم که وقی اشخاصی در اوج قدرت خود، هیچ برنامه ای نداشتند حالا با چه چشم اندازی می خواهند از صفر شروع کنند؟ من برای بررسی دلایل رو گردانی مردم و شکست اصلاح طلبان مجبورم به گذشته رجوع کنم. در مورد دلایل به بن بست رسیدن اصلاحات مقالات و نظرات بسیاری ارائه شده است ولی اکثرا به مسائل سیاسی توجه شده است. به نظر نگارنده، سیاست تاثیر چندانی بر زندگی مردم ندارد و دلیل اصلی رو گردانی مردم، سوء مدیریت و بی برنامگی اصلاح طلبان در زمینه مسایل اقتصادی و اجتماعی بود.
چنین وانمود می شود که خاتمی دولتی مظلوم داشت و همواره در بحران به سر می برد و وزرای کلیدیش از بالا به او دیکته شده بودند و بقول معروف دستش در حنا بود و نمی توانست کاری بکند. خوب قبول! آیا وزرای مسکن، بهداشت، آموزش و پرورش، مخابرات، راه و ترابری و ... هم به او دیکته شده بودند؟ براستی چند درصد مردم با وزارت خانه های کشور، اطلاعات، امور خارجه و ارشاد ارتباط مستقیم دارند؟ اتفاقا شکست اصلاحات در عملکرد وزرا و مدیران مورد وثوق خاتمی بود! اگر مردم عادی در زندگی روزمره خود، فرجی می دیدند با زور و التماس هم اصلاح طلبان را رها نمی کردند. در این دوران بیمه ای بوجود نیآمد که مردم زیر بار هزینه های درمان له نشوند، آموزش و پرورش نه تنها تغییری به نفع مردم نداشت که برای اولین بار مردم شهریه های دانشگاهی را برای ثبت نام کودک کلاس اول خود پرداخت کردند! در همین دوران شاهد دو شوک اصلی افزایش قیمت مسکن بودیم (مخصوصا اوایل سال 81) که افراد کارمندی مثل من قید خانه دار شدن و تشکیل زندگی را برای همیشه زدند! شاید اگر خاتمی فقط در زمینه مسکن راهکاری از خود ارائه میداد و مردم گشایشی را احساس می کردند، می توانست ماندگاری خود را گارانتی کند. متاسفانه گانگسترهای اقتصادی در دوران او (که مقدار زیادی از آنها هم از اطرافیانش بودند) هر چه خواستند کردند و مردم را بیش از پیش درمانده و مستاصل نمودند.
الان اصلاح طلبان از بی برنامگی احمدی نژاد در اقتصاد پستان به تنور می چسبانند و ناله و نفرین می کنند. گویا در دوران اصلاحات مردم مشغول کارهای تولیدی بودند و نقدینگی مردم صرف کارهای زیربنایی میشد ولی اکنون، پول مردم صرف فعالیتهای کاذب اقتصادی می شود و یا از مملکت خارج می گردد! از دید مردم عادی و نه آمارهای رئیس جمهوری، دوران اصلاحات از لحاظ فعالیتهای اقتصادی شامل چند دوران غرور انگیز می شود.
1 – تب موبایل: هجوم برای ثبت نام موبایل دو بار در دوران اصلاحات اتفاق افتاد. شرکت مخابرات دوران اصلاحات در هدایت و بازی گردانی این فعالیت اقتصادی سالم، نقش اساسی ایفا می کرد.
2- صندوق های قرض الحسنه: در زمان دیگری، هجوم مردم بی پناه به سوی صندوقهای قرض الحسنه ای بود که مثل قارچ در حال روئیدن بودند. تعداد زیادی از این صندوقها متعلق به برادران اصلاح طلب بود و البته تعدادی دیگر وابسته به ارگانهای نظامی. داستان غم انگیز این صندوقها و حکایت مردم مستاصل، احتیاج به توضیح ندارد که در هر خانواده ایرانی حداقل یک نفر زخم خورده وجود دارد.
3- خرید زمین و زمین خواری! : در دوره ای دیگر فعالیت مافیای اقتصادی به سوی زمین و مسکن به خصوص در شمال کشور متمرکز شد. در این دوران هم مردم نگران از آینده مبهم، نقدینگی خود را به سوی خرید زمین سوق دادند که این امر باعث افزایش قیمت نجومی زمین و مسکن و از طرفی ضربه اساسی به محیط زیست استثنایی شمال کشور شد که هیچ وقت آثار مخرب آن التیام نخواهد یافت.
4- شرکت های هرمی: در راستای سیستم دقیق اقتصادی اصلاح طلبان و در راستای چشم انداز بیست ساله اقتصادی کشور، نقدینگی مردم به سوی شرکتهای هرمی نظیر گلد کویست سوق پیدا کرد! داستان شرکتهای هرمی به مانند داستان صندوقهای قرض الحسنه بقول بیهقی « داستانیست پر از آب چشم ». فقط در یک مورد که نگارنده در جریان کامل آن قرار داشت در شهرک شهید شجایی (قصر فیروزه 2) بود که از خانواده های مستضعف نیروی هوایی تشکیل شده است، تقریبا تمام خانواده ها درگیر گلد کویست بودند و هر کس با التماس و زاری دنبال کشاندن دوست و آشنایان عموما مستمندشان به این باتلاق بود.
5- بالاخره بازار بورس: در سالهای آخر اصلاحات، بازار بورس مرکز فعالیت گانگسترهای اقتصادی بود. تمام تجربیات گذشته این مافیا یک جا در بورس عرضه شد که اسم فریبنده و زیبایی داشت. در عمل بورس چیزی سوای صندوق های قرض الحسنه و یا گلد کویست برای غارت جیب مردم نبود. بورسی که برپایه هیچ اصل اقتصادی نمی چرخید و فقط اسباب دست لابیهای پشت پرده دولت برای جمع آوری سود هنگفت و چپاول مردم عادی بود.
در همه این دورانها، مدیران اصلاح طلب از سامان دهندگان و کارگزاران اصلی بودند و فقط با دانستن اخبار پشت پرده در مورد اینکه فردا می بایست چه چیزی علم بشود، به ثروتهای افسانه ای دست یافتند. این شمه ای از بیلان اقتصادی در دوره اصلاحات از دید یک شهروند عادی و نه آمارهای بانک مرکزی و رئیس جمهوری بود. بی شک شما می توانید فعالیتهای دیگری را بیاد بیاورید که نگارنده به آن اشاره نکرده است ولی خصلت مشترک همه آنها کاذب بودن، از سر ناچاری بودن، ریسکی و قمار بازانه بودن می باشد.
مسئله کمیک و یا تراژیک دیگر مسئله بنزین است که الان همان مدیران دارند عجز و لابه می کنند که ای داد سرمایه ملی به هدر می رود! در دوران صدارت همین عزیزان روزانه حد اقل هزار ماشین (حدود 700 تا شرکت ایران خودرو و 300 تا شرکت سایپا) در شهر تهران نمره شد که با یک حساب سر انگشتی در کل دوره اصلاحات، سه میلیون خودرو فقط در تهران اضافه شده است. سیاست جلوی دماغ را دیدن و پول نقد را به جیب زدن و بقول معروف دم را غنیمت شمردن! و «فردا که نیامدست فریاد نکن» مشخصه اصلی سیاست دولت در زمینه تولید خودرو و اصولا مقوله حمل و نقل بود و هست. یکی از مضرات اصلی این سیاست در کنار آلودگی شدید محیط زیست (اگر بتوان دیگر به تهران محیطی برای زیست گفت!)، مصرف بیش از حد بنزین می باشد. این معضل از دید اقتصاد های سالم فقط یک راه حل دارد و آن گسترش شبکه حمل و نقل عمومی و در راس آن مترو برای مسافرتهای درون شهری و ساخت راه آهن و جاده های استاندارد و همچنین اتوبوس برای مسافرتهای برون شهری می باشد که نیاز مردم به خودرو کاهش یابد. ولی پول نقد وسوسه انگیز خودرو سازی کجا و ساخت مترو گرانقیمت کم بازده (برای مدیران) کجا! حداقل اگر در این حد هم نبودید و از پس به قول خودتان مافیای خودرو بر نمی آمدید، فکری به حال واردات بنزین می کردید! اینطور که از قرائن و شواهد و اطلاعات نگارنده بر می آید، این مسئله هم به خاطر مافیای واردات بنزین به عمد حل نشده است! چرا به عمد؟ برای اینکه در کل دوران سازندگی و اصلاحات، حداقل سرمایه گذاری در ساخت پالایشگاههای تولید بنزین شده است و آنهایی که با صنعت نفت آشنایی دارند، می دانند که هنوز هم تولید بنزین داخلی اکثرا توسط پالایشگاههای قدیمی نظیر آبادان و تهران انجام می گیرد و در طی این مدت سرمایه گذاری بر روی ساخت پالایشگاههای جدید با توجه به رشد مصرف بنزین، تقریبا صفر بوده است! که نتیجتا به رقم باور نکردنی از واردات بنزین رسیده ایم. به هر حال سیاست دولت اصلاحات در زمینه بنزین جز ادامه ارائه یارانه و تولید سرسام آور خودرو و واردات بی رویه بنزین و بی توجهی به امور زیربنایی چیز دیگری نبود. ممکن است جناب خاتمی طبق سنت مرضیه سلف خود با آمار و ارقام بگویند که فلان کیلومتر جاده ساختیم و پالایشگاه و فلان مقدار بودجه برای مترو و ... ولی همانطور که تیتر این نوشتار می گوید، این مطالب از دید شهروند عادی نوشته شده است. تا زمانیکه من نوعی برای رفتن به سرکارم هر روز با یستی کابوس داشته باشم، تا زمانیکه یک مسافرت برون شهری با سختی و مشقت و نا امنی برایم رقم می خورد و تا زمانیکه هر سال حداقل بایستی دو بار در مجالس ختم نزدیکانم (و شاید هم دیگران در مجلس ختم من) به علت تصادف های جاده ای حضور پیدا کنم، آن آمارها به هیچ درد من نمی خورد! شنیده ام بعضی اصلاح طلبان می گویند یکی از علت های شکست ما عدم تبلیغ مناسب فعالیتهایمان بود! عزیزان « دو صد کرده را نیم کردار نیست» شما اگر واقعا در زندگی مردم، گشایشی حاصل می کردید اصلا نیاز به تبلیغ نداشتید.
فساد و زد و بند در بدنه دولت اصلاحات بی داد می کرد. ممکن است رده های بالائی مثل بعضی وزرا و رئیس جمهور، انسانهای سالمی بودند ولی مجموعه فوق العاده بی اعتبار بود. من دارای تجربه زیادی در صنعت برق کشور هستم و در دوران اصلاحات در یک شرکت پیمانکاری بزرگ ساخت نیروگاههای بخار و گازی وابسته به وزارت نیرو مشغول به کار بودم. در زمینه تجربه شخصی خودم، خصوصی سازی در صنعت نیروگاه سازی ملعبه و مضحکه ای بیش نبود. ابتدا واگذاری ساخت نیروگاه ها به بخش خصوصی به عنوان خصوصی سازی با بوق و کرنا اعلام گردید. در مرحله بعد مدیران ارشد وزارت نیرو و شرکتهای تابعه با سرعت برق و باد استعفا می کردند و با خلق یک شرکت خصوصی در مناقصه ساخت نیروگاه برنده می شدند! در حقیقت مسئولین ارزیابی یا همان کارمندان سابق آنها بودند و یا با روسای مربوطه سری از هم سوا داشتند و از همه چیز سری مناقصه با خبر بودند! این امر علاوه بر آثار سوء اقتصادی دارای مضار فنی و تکنیکی بسیاری بود که شاید کلمه خیانت بهترین توصیف آن باشد. شرکتهایی که تجربه هیچ کار فنی در کارنامه خود نداشتند، نیروی فنی مرتبط نداشتند و حتی هنوز ساختمانی را هم اجاره نکرده بودند بایستی در عرض یکسال و نیم یک نیروگاه سیکل ترکیبی و یا در عرض شش ماه یک نیروگاه گازی به صورت کلید در دست (یعنی کامل آماده بهره برداری) تحویل می دادند! رسوایی فنی این نیروگاههای جدید سازی است که صدایش بعدا به گوش مردم خواهد رسید. تمام اصول فنی معکوس بود و قدرت پیمانکار از مشاور و کارفرما بیشتر بود! با یک غرش مدیر عامل مربوطه، مشاور و کارفرما ماستها را کیسه می کردند چیزی که در هیچ جای دنیا دیده نمی شود! کوپن مشاور در حد اعلام نقطه نظرات فنی دکوری بود و اگر گیر دادن او شامل مسائل اصلی می شد که بار مالی سنگین داشت، از بالا و پایین فشار می آمد که خفه! با این حال انصافا وزارت نیرو از پاک ترین نهادها بود! چون بالاخره باید یک چیزی ساخته می شد! حالا اگر طبق مشخصات فنی قرارداد نیست آن یک بحث دیگر است. با این وجود این مورد تجربه شخصی من در یک بخش کوچک وزارت نیرو بود که گردش مالی بسیار کوچکی به نسبت بخش پر سود و رویایی نفت و گاز داشت و خدا عالم است در آنجا چه خبر بود!
بی برنامگی، فساد و زد و بند مشکل اصلی اصلاحات بود نه فشارهای سیاسی. مشکل اصلی آنها فقر انسانهای دلسوز و متعهد بود. مردم در فشار و بدبختی مانند قماربازان بی باک، رو به کارهای ریسکی می آوردند تا شاید دری به تخته ای بخورد و فرجی بشود. این ایراد از مردم نیست که می خواهند یک شبه پولدار شوند ایراد از جامعه ای است که بدون پول کلان نمی توان در آن معمولی زندگی کرد و تلاش صادقانه و درست، چشم انداز خوبی ندارد. و گر نه مردم احمق نیستند که نفهمند صندوق قرض الحسنه از لحاظ عقلی امکان دوام ندارد ولی چه می توانند بکنند؟ طرف می خواهد خانه ای رهن کند حداقل 5 یا 6 میلیون تومان (در شهرکهای دور افتاده اطراف تهران) پول لازم دارد چه کار کند؟ با آبدارچی بودن چند سال بایستی صبر کند؟ مجبور است مثل یک قمار باز دل به دریا بزند و به هر کس و هر چیز اعتماد کند تا شاید اگر بختی با او یار بود، گلیم خود را از آب بکشد.
آقای احمدی نژاد هم از این مسئله استفاده کرد. البته به تدریج با گذشت زمان خودش دارد امتحان مشابه پس می دهد و مردم هم یواش یواش از او رو گردان خواهند شد ولی فارغ از اینکه آیا او مرد عمل عدالت هست یا نیست، حرفهایش در مورد دولتهای گذشته در بسیاری از موارد صحیح است. اگر او میگوید که در دولتهای گذشته ما چیزی به اسم خصوصی سازی نداشتیم و در حقیقت اختصاصی سازی بود و اگر آن چیزی که اجرا شد اسمش خصوصی سازی بود من صد سال سیاه نمی خواهم خصوصی سازی کنم، حداقل برای من کاملا قابل فهم و قبول است و به او حق می دهم. اگر در مورد بورس می گوید که آنجا مرکز فساد اقتصادی است و با اعدام چند نفر در آن مشکل حل می شود ممکن است از نظر کلاس گفتاری در سطح پائینی باشد و ما اگر آن را به انگلیسی ترجمه کنیم و روی تلکس خبرگزاریهای جهانی بفرستیم، آبرویمان برود ولی من و کثیری از زخم خوردگان بورس با او هم عقیده هستیم. بیچاره آن خارجی وقتی اسم بورس را می شنود، بی درنگ یاد بورس نیویورک و ژاپن می افتد و بقیه جمله آقای احمدی نژاد برای او یاد آور دشمنی ملا عمر با مجسمه های بوداست و فکر می کند که به خاطر اینکه بورس یکی از مظاهر مدرنیسم است، آقای رئیس جمهور با آن مخالف است! البته روزنامه نگاران ناراضی هم همین تفسیر را به آنها می دهند که بعله، رئیس جمهور بنیادگرای ایران با بورس مخالف است! تنها کسانی که صدایمان به جایی نمی رسد ما مردم مالباخته و فریب داده شده ایم.
روشنفکران در انتخابات نهم به مردم خیر ندیده، بریده و بی پناه فشار می آوردند که بیایید به رقیب احمدی نژاد رای بدهید که در خطرید. چه خطری! بالاتر از سیاهی هم رنگی بود! تازه، احمدی نژاد که حرف دل مردم را می زد. اگر مردم رایی می خواستند بدهند بایستی به او می دادند که دادند. حالا هم همان روشنفکران یقه مردم را گرفته اند که باید رای بدهید به آن جماعت. دلیل درستی هم برای این درخواست ندارند و رسما اعلام می کنند که تا رو کم کنیم! گیریم که مردم هم روی طرف مقابل را کم کردند و شما را به شورای شهر فرستادند، شما که زمانی دولت و مجلس و شورای شهر را در اختیار داشتید و گره ای از کار وامانده تهران را حل نکردید حالا با داشتن یک شورای شهر چه می خواهید بکنید؟ همانطور که گفتم بدنه اجرایی اصلاح طلبان اگر از طرف مقابل خرابتر نباشد، بهتر هم نیست ولی گیریم که بر فرض محال شما با برنامه ای محکم و برای خدمت تشریف آورده اید، با این دولت دوست و برادر می خواهید چگونه رفتار کنید؟ آدمهای قدرتمندی مثل قالیباف و محسن هاشمی از پس آنها بر نیامدند شما که دیگر به قول عوام عددی نیستید. حتما دوباره می خواهید بچه یتیم بازی در آورید و یک گوشه بنشینید و ناله و نفرین و مظلوم نمایی کنید!
من معتقدم که عقل جمعی مردم اشتباه نمی کند و در تمامی انتخابهای اخیر تقریبا بهترین انتخاب را کرده اند. این انتخابات یا شامل انتخاب افرادی مشهور و یا انتخاب نکردن افراد مشهور بود.
در پایان می خواهم بگویم که تنها اقلیت پر سر و صدایی از مردم که دوره اصلاحات خوش به حالشان شد و بدبختانه باعث فاصله گرفتنشان از مردم عادی شد، روزنامه نگاران و تا حدودی هنرمندان بودند. من به آنها حق می دهم که از رفتن آن و آمدن این خشمگین و عصبانی باشند و به یاد نوستالژی اصلاحات، از مردم توقع بی جا داشته باشند ولی باید بدانند که برای من و خانواده ام و برای کثیری از مردم عادی بدون سخنگو، هیچ اتفاق جدیدی نیافتاده است!

عبدی :با این که نسبت به برخی بخشها ی متن انتقاد دارم و آنها را قبول ندارم ودر مورد برخی بخشها هم باید مستند اظهار نظر می شد و درانتشار غیر مستند آنها باید تامل شود اما از آنجا که نویسنده در ابتدا موضع شهروند عادی بودن خود را اعلام کرده و من هم معتقدم که عموم مردم فارغ از این که درست فکر کنند یا نه اما بر همین منطق رفتار کرده اند لذا انتشار آن را مفید می دانم.

آقاي عبدي
با سلام
من هنوز نتوانسته ام در نوشته هاي متعدد شما علت اين رويكرد را نسبت به انتخابات بفهممم تجربه وتوان و افكار شما قاعدتا بايد راهنماي مردم در مشاركت و تغيير سيستم فعلي به سيستم مورد نظر باشد در حاليكه نوعي انفعال و يا منتظر بودن براي اصلاحات اساسي (توسط چه كسي يا چه زماني ) برداشت مي شود .به هرحال فارغ از دعواي اول بودن مرغ يا تخم مرغ به نظر مي رسد تلاش براي اقناع خوانندگان و رسيدن به درك مشترك ضروري است هرچند در اين راه گام بر مي داريد .
در خصوص موضوع بالا هم به نظرم اگر پارامتر امداد هاي غيبي مورد اشاره آقاي كروبي دوباره پيدايشان نشود (كه رابطه مستقيمي با ميزان آراي اصلاح طلبان دار د )مي توان به نتايج و نفوذ ! آنها به بدنه حاكميت ! اميدوار بود .
براي اينكه حداقل بفهميم در درون اين نهادها چه مي گذرد .


جناب اقاي عبدي
پيرو كامنت قبلي و جواب شما بايد عرض نمايم كه اصلاحات در حركت پايه اي خود ميل فراواني به انارشي و بي نظمي داشته است! و نيروي زيادي بايد صرف ايجاد نظم و رسيدن به نقطه صفر مي شد!انچنان كه اقاي حجاريان از ان به "چوپاني گربه ها "تعبير كرده است! واضح است كه با اين بي نظمي نمي توان مملكت را اداره كرد!جريان موسوم به اصولگرايان پاي خود را بر پايهء شبكه سنتي روحانيت قرار داده است(تاكيد ميكنم "سنتي")اما اصلاحات بر چه پايه اي قرار داشت؟ اين وضعيت اصلاحات را مثل "بلم"شناور كرده بود و هر كسي كه چوب به اب مي زد انرا به طرفي سوق مي داد!مثلا"از خاطرم نمي رود اظهارات نمايندگان مجلس ششم كه به هر واديي پابرهنه حركت مي كردند و حرف مي زدند! از اظهار نظر در باره فلسفهءغرب و دكتر سروش گرفته تا نقد و ايضاح قدرتمدارانه از تئورهاي سعيد حجاريان و مثلا"نقدهاي مضحكي(باعرض معذرت)از همان تاكتيك معرف شما بنام خروج از حاكميت در مجلس انجام شد!كسي نيز نبود كه به انها بگويد: لطفا"كار خود را درست انجام دهيد مثلا"دربارهءقانون مطبوعات
بالاخره جناب اقاي عبدي
بايد از اين تعارفات و دوست و رفيق بازي ها بيرون امد و رودر بايستي ها را كنار گذاشت! بر اساس مهندسي درست هر كس به اندازه توانائي خود نقش بپذيرد و ايفاءنمايد و امكان گريز و به قول معروف زيرابي زدن براي فرار از مسئوليت و دست دراز كردن بر سفره منفعت رابايد قطع كرد
جناب اقاي عبدي
مگر جنابعالي با طرح بحث نفت نمي خواهيد حكومت را مسئول و پاسخگو سازيد!چه خوب است اول اصلاحات پاسخگوي رفتار خود باشد كه چراغي كه به خانه رواست در مسجد حرام است
ما چه كرده ايم كه همهءسرمايه مان را براي پيروزي در انتخاب شوراي تهران بسيج كرديم ونشد!مگر ما همانها نبوديم كه سه ركن حكومت در دستمان بود؟مگر ما همان پادشاهي نبوديم كه گمان مي كرديم شمشيرمان ابر را مي برد؟
اقاي عبدي
من نديدم اگر شما ديده ايد نشاني اش را به من بگوئيد كه نماينده اي , وزيري, استاندار اصلاح طلبي و.... از مردم صادقانه بخاطر انكه نتوانست از حقوقشان پاسداري كند عذرخواهي نمايد
شاعري گفته است
بر سنگ گورم بنويسيد"
مردم
"از بس كه شعر بد خواندم

آقای عبدی گرامی وقت آن رسیده به وعده وفا کنید و از برنامه ی پیشنهادی خود برای 1) اجرای قانون 2) کوتاه کردن دست دولت از دلارهای نفتی بنویسید. چرا که جانمایه کلام شما در نتیجهگیری از هر بحثی به این دو نکته ختم می شود!
یک یادآوری هم به همه: لطفا نتیجه گیری از بحث خود را در اول نوشته در یک سطر بیان کنید. حال این نتیجه گیری برای مثال می تواند این باشد: فعلا راه حلی وجود ندارد. در سفر
Data Information knowledge Intelligence
وقت خود و ملت را با باری بازی با اطلاعات هدر ندهیم و به ارائه ایده های خلاقانه برای تغییر روند قهقرایی کشور بپردازیم؟؟

عبدی : این هفته مخصوص انتخابات هفته بعد نقد حاکمیت دو گانه هفته بعد هم نقد و ارزیابی گذشته سپس به مساله راهکار ها و راهبردهای پیشنهادی برسیم.ان شائالله

در باره شجاعت پاسخ دادن به اين كه راي داده ايد يا نه شما گفتيد كه ندادم .و اين جواب احتياج به شجاعت ندارد اما مي خواهم بگويم كه شما تصديق مي كنيد كه سياست بازان ايراني جواب سوالات از اين روشن تر را يا با سوال جواب مي دهند يا اصلا كاري مي كنند كه طرف از سوال كردن پشيمان شود . بنده مطمئن بودم كه شما جواب درستي خواهيد داد و قيد كلمه شجاعت بار طنز داشت و شما هم چه خوب مطلب را گرفتيد. راستي در باره خبرگان جواب نداديد(جواب تحليلي)

آقاي عبدي : من يكي از خواننده هاي پروپا قرص شما هستم آاز زماني كه در سلام مينوشتيد ، ولي از شما مي خواهم كاش يكي دوروز صبر مي كرديد وبعد نتايج حاصله را تحليل ميكرديد ، ضمننا بايد بگويم من و خانواده در محل راي گيري جضور ياغته وفقط در انتخابات شوراها شركت كردم و كارمند مربوطه با تعحب ا ز مسول حوزه پرسيد آيا اين آقا ميتواند غقط در شوراها شركت كند كه بالاخره اجازه ايكار رادادند

جناب اقاي عبدي
در پاسخ به پرسش سوم اين فرض را مطرح كرده ايد كه اگر ليست حاميان دولت بتواند خودش را معرفي كند راي مي اورد
نتوانستم محمل اين فرض را پيدا كنم !يعني اينجانب هم كه به پرسش ها پاسخ گفتم و پيش بيني ام پيروزي قاطع اصولگرايان بود اين فرض را به دلايل(خيلي)پيشيني قبلا" كنار گذاشته بودم كه يكي از دلايلش نظريه ماكس وبر در باره برخورد متقابل بقيه برادران نظام پاتريمونيال در برابر برادر بيش بها يافته است!بر همين اساس من عمل سياسي اقايان قاليباف و لاريجاني را در اين دوره دقيق تر از طرفداران دولت پيش بيني مي كردم.به عبارت ديگر اساسا" زمان بايد براي ليست طرفداران دولت كشته مي شد
و اين موضوع نه تنها در تهران بود كه در كل كشور انجام مي شد!چرا كه شروع فرايند تقابل برادران از انتخابات رياست جمهوري و در گسترهءملي بود
راستي من نفهميدم , اينكه حزب اعتماد ملي اعلام كرده در شانزده استان اول شده ! يعني چه؟هركس فهميد بنده را توجيه فرمايد سپاسگزارم

عبدی : مشکل دولت این است که بر اینرسی رئیس دولت نزد مردم حرکت می کند اما چون چهره مقبول و شناخته شده ای ندارد در معرفی مصداق دچار مشکل می شود.این مساله را سه شنبه به برخی از دست اندر کاران تبلیغات انتخاباتی اصلاح طلبان گفتم.و تصور می کنم آنان نتوانستند که چنین انطباقی را میان رئیس دولت و لیست معرفی شده خود ایجاد کنند.

با سلام
همهءپيش بيني هاي اينجانب درست از اب در امد(با كمال تاسف براي برخي از انها)! به استثناء موردي كه پيش بيني كرده بودم: رايي كه در تلويزيون اعلام مي شود از راي واقعي بيشتر است و رقم سي و پنج ميليون را براي ان در نظر گرفته بودم_لازم به ذكر است كه پاسخهاي شماره دو وسه اينجانب بر روي سايت قرار نگرفته و نزد جناب اقاي عبدي محفوظ مي باشد_ اكنون اين پرسش برايم پيش امده است كه ايا اينجانب در محاسباتم اشتباه كرده ام يا دولت؟ راستش اگر از من بپرسيد,مي گويم:دولت

"ضمنا
تا كنون كه اصلاح طلبان محترم براي نظرات ما ارزشي قائل نشده اند واحتمالا" بعداز اين هم چنين خواهد بود ! حال كه اين سايت في سبيل الله مشغول ارائهء خدمات است !از انها مي خواهم به پاسخهاي اينجانب ذيل پرسش چهارم در كامنت تحليل شما چيست"مراجعه فرموده و انها را جدي بگيرند, ضرر نخواهند كرد

سلام خدایی خیلی اعتماد به نفس میخواد پیش بینی انتخابات ولی درست و بجا بود من که دیگه نا امید شدم دیگه نه رای میدم نه حرف از سیاست میزنم خلایق هر چه
لایق

عبدی : این که خلاف هدف تحلیل سیلسی است.

بایلام
اقای عبدی عزیز متاسفانه بیشتر مطالبی که در کامنت شهروند معمولی عنوان شده صحت دارد اما ریشه این فساد در نوع نگاهی است که تمام گروها به اقتصاد دارند یعنی اقتصاد دولتی که ام الفساد است
در نگاه اقتصاد دولتی و بهره مندی دولت از پول نفت رانتهای بوجود امده در راه تولید اشکال کرده وشرایطی را بوجود می اورد که می بینیم این شرایط مستقل از گروه سیاسی حاکم است بهمین دلیل هیچ گروهی از اصلاح طلب تا خوش خدمتان نه تنها قادر به پاکسازی نمی شوند بلکه خود هم به رنگ ان اغشته میشوند تنها ماده ای که قادر به پاک کردن فساد است تغییر نگاه اقتصادی است در سایه ان میتوان معضلاتی همچون بیکاری فقر نا امنی و حتی اعتیاد وقاچاق مواد مخدر را حل نمود اما این امر نیاز به انقلابی اساسی دارد چرا که همه مدیران دولتی فارغ از تعلقات سیاسی مذهبی مانع اصلی این کارند

سلام آقای عبدی
اين لينک را امروز ديدم و خالی از لطف نیست شما هم ببینید
...............................

لطفا نظرتان را بیان کنید.

عبدی : در همان جا جواب دادم.مطلب را دقیق نخوانده اند. مطلب را تغییر داده اند و نتیجه غلط گرفته اند.در مطلب من جابجائی رای مطرح نبوده بلکه اضافه کردن مد نظر بوده اما چون خواسته اند به اصطلاح مچ گیری کنند کمی عجله کرده اند.

Post a comment