« چرا اين سه نفر؟)از نگاه مهمان) | خانه | شورای عجیب!(از نگاه مهمان) »

بن‌بست سياست‌هاي جاري

سياست‌هاي جاري دولت و شعارهاي آن دير يا زود با بن‌بست مواجه خواهد شد. بن‌بستي كه معلوم نيست فقط دولت را به زير بكشد، بلكه در شرايط بحراني فعلي ممكن است عوارض ديگري هم داشته باشد. به اين خبر توجه كنيد:

«از 5/2 ميليون نامه‌هاي داده شده به رييس جمهور در سفرهاي استاني، 45 درصد درخواست حمايت‌هاي مالي از نوع كميته امداد و سازمان بهزيستي و 20 درصد تقاضاي وام، 15 درصد تقاضاي شغل و 4 درصد حل مشكلات درماني و... داشته‌اند.»
اين خبر رسمي از سوي مسئولين دولتي است. در واقع 20 درصد تقاضاي وام نيز نوع محترمانه همان تقاضاي حمايت‌هاي مالي از نوع كميته امداد است كه تقاضاكننده خواسته عزت نفس خود را حفظ كند، و الا وامي كه اين طور درخواست شود، طبعاً بدون بازپرداخت خواهد بود. فراموش نكنيم كه سال گذشته هم قول پرداخت وام‌هاي 10 ميليون توماني داده شد كه بيش از دو ميليون نفر ثبت‌نام كردند، و معلوم شد كه به كمتر از سي‌هزار (5/1درصد)نفر مي‌توانند بپردازند (البته شايد) و آن ده ميليون تومان هم امروز با افزايش قيمت مسكن (يك سال گذشته حداقل حدود 50 درصد قيمت مسكن رشد داشته است) چاره درد وام‌گيرنده احتمالي را نخواهد كرد.
تزريق پول بي‌زبان به اقتصاد و ارايه متمم بودجه دير يا زود افزايش نقدينگي را هم تبديل به تورم مي‌كند، و آن وقت است كه صداي همه، حتي حاميان سينه چاك دولت هم در خواهد آمد و ديگر نمي‌توان با تهديد به افشاگري در خصوص پشت پرده تورم و گراني، دل مردمي را به دست آورد كه تمامي چك‌هاي در دستشان به علت كسر يا فقدان موجودي برگشت خورده است. فراموش نكنيم مردم حوصله ندارند اين چك‌هاي برگشتي را از طريق حقوقي و دادگستري به اجرا گذاشته و در عمل دنبال نخود سياه فرستاده شوند، بلكه آنان اين چك‌ها را كيفري تلقي مي‌كنند و از شيوه‌هاي ديگر اقدام به پيگيري و وصول مطالبات خواهند كرد.
حكومتي كه طي مدت اندكي بيش از يك 5/1 ميليون نامه درخواست كمك از نوع بهزيستي و كميته امدادي كرده است، بايد متوجه باشد كه اينگونه كمك‌ها هنگامي كه با اتكا به درآمدهاي نفتي باشد، چاه ويلي است كه دير يا زود دولت و كمك‌دهنده و كمك‌گيرنده را به قعر خود خواهد كشيد. شايد به لحاظ رقابت‌هاي سياسي، مخالفان دولت فعلي از به بن‌بست رسيدن آن خشنود شوند، اما وضعيت فعلي به گونه‌اي نيست كه با قاطعيت بتوان گفت كه بهره‌مندان از اين بن‌بست لزوماً مخالفان و مردم خواهند بود، راهي كه دولت فعلي طي مي‌كند، به گونه‌اي است كه هر چه بيشتر پيش مي‌رود مي‌كوشد كه افراد و گروه‌هاي بيشتري را به دنبال خود بكشد تا در صورت وقوع مشكل هزينه آن را به همه تحميل كند.
من قصد ندارم كه خوش‌خيالي كنم و از كساني كه خودشان در بروز اين پديده ناخوشايند و تراژيك شريك هستند يا از بروز آن استقبال كردند، بخواهم كه قدمي براي اصلاح امور بردارند، اما چندان نااميد هم نيستم كه اجماعي اساسي عليه نابخردي شكل بگيرد، اجماعي كه فارغ از تعلقات فعلي، درصدد يافتن راهكاري اساسي براي حل معضل ساختار موجود باشد.

Comments

پول، برای طبقه متوسط جامعه معادلی است برای کالا و خدمات. اما برای دولت نباید و نمی تواند معادلی برای سطح خدمات و کالا های ارایه شده در کشور باشد. من اقتصاد دان نیستم اما به نظرم طنزآمیز می آید که دولتی ، پول کاغذی -و نه افزایش خدمات و کالا ها -را به مردم وعده می دهد.

به نظر شما علت استقبال مردم از شعارهاي اقتصادي آقاي احمدي نژاد بيشتر ضعيف عملكردن اقتصادي دولت آقاي خاتمي بود يا فقر موجود در جامعه ؟ (البته اين دو موضوع كاملا مجزا نيستند ) منظورم از اين سؤال بيشتر دانستن نظر شما در مورد عملكرد اقتصادي دولت اصلاحات و همچنين تحليل ديدگا ههاي مردم در اين مورد از نظر شماست
سؤال ديگر : پديده روي كار آمدن دولت فعلي مي تواند مصداقي براي اين نظريه باشد كه از دل فقر فاشيسم ظهور مي كند؟

عبدی : معلول خطاهای سیاسی و نه اقتصادی آقای خاتمی بود.بعلاوه معلول افزایش قیمت نفت.سیاستهای اقتصادی آقای خاتمی هم تا وقتی در حوزه سیاسی به نسبت درست عمل کرد به همان نسبت موفق بود وقتی در سیاست وا داد اقتصاد هم وا رفت.سیاست و اقتصاد امروز ناشی از سیاست چهار سال دوم آقای خاتمی است و از آسمان نیامده است.

با سلام
درست است که نابخردیهای اقتصادی دولت کنونی تبعات نامطلوبی درپی خواهدداشت، اما اگر بخواهیم خوب به مسئله ایران نگاه کنیم و غرض و مرضهای ویژه خودمان را در تحلیلهایمان دخالت ندهیم، باید گفت که تا زمانی که معنا و مفهوم منافع ملی برای دولتمردان روشن نباشد که نیست، آینده کشور تیره و تار خواهدبود. عینک ایدئولوژیک مدت بسیاری است راه را بر دیدن درست مشکلات از ما گرفته، مسئولیت از آن کیست؟ وگرنه انتقاد از کسانی که طوطی وار تکرار مکررات گذشتگان را میکنند، دردی از ما درمان نخواهدکرد.
شاید هم باید آوار این خانه برسرمان خراب شود تا بفهمیم که کجا ایستاده ایم .

عبدی : خدا نکند آوار خراب شود که در این صورت نه از تاک نشان است و نه از تاک نشان.

5/2 ميليون نامه اي که در طي 20 سفر استاني(احتمالا 3 استان آخر در آمار عنوان نگرديده) ريس جمهور جمع آوري شده مربوط به 5/2 ميليون خانواده است و اگر هر خانواده را به طور تقريبي 4 نفر در نظر بگيريم مربوط به 10 ميليون نفر مي باشد. اين در حالي است که شهر تهران و ده استان ديگر باقي مانده است. حدودا 6 ميليون نفر از مشکلات مالي فراوان رنج مي برند البته اين افرادي بوده اند که مشکلات خود را در نامه عنوان کرده اند و اگر بخواهيم کل کشور را در نظر بگيريم از جمله افرادي که نتوانسته اند نامه خود را به ريس جمهور برسانند و همچنين ده استان ديگر و شهر تهران آمار بالاتري به دست خواهد آمد.
يکي از اين نامه نگاري ها به دست بنده بوده به اين صورت که: صبح ساعت 6 از شهرستان براي رفتن به دانشگاه (آزاد اراک) حرکت کردم اما هنگامي که به جلوي درب دانشگاه رسيدم با دربي بسته شده که هيچ گاه ياد ندارم بسته ديده باشم (غير از شب ها) روبه رو شدم آن روز احمدي نژاد به اراک آمده بود و در ورزشگاهي نرديک دانشگاه ما سخنرانی داشت و به همين دليل دانشگاه تعطيل بود. من و دوستانم هم دست از پا درازتر به پارک نزديک دانشگاه رفتيم که فردي حدودا 30 ساله آمد و از ما درخواست کرد که نامه اي از جانب او براي ريس جمهور بنويسيم که در اين نامه تقاضاي وام خريد خودرو کرده بود تا بتواند مسافر کشي بکند. او همچنين سرگذشت خود را براي ما اينگونه تعريف کرد: که در کار خريد و فروش مواد مخدر بوده و از درآمد سرشار آن براي ما تعريف مي کرد که البته همه را دود کرده بود اما عاقبت گير افتاده بود و چند سالي آب خنک خورده بود او زن و بچه هم داشت که به دليل زندان افتادن و ثابت شدن اعتيادش هر دو از او جدا شده بودند به همين دليل دنبال کاري مي گشت که زندگي از دست رفته اش را احيا کند.
من در آنجا از بيکاری و فقر حاصل از آن بسيار متاسف شدم که موجب جدايی در زندگی ها ميشود.
بيشتر مشکلات مردم از فقر و بدبختي است که يکي از جديدترين نتايج آن در آمار بدست آمده به صورت زير است: به نوشته اعتماد ملي، جمع‌بندي آمارهاي مربوط به بزهكاري‌هاي اجتماعي، از افزايش 18 درصدي تعداد زنان خياباني دستگير شده در كشور حكايت دارد. در 5 ماهه نخست سال 1385، تعداد 589 نفر به اين اتهام در سطح كشور شناسايي و دستگير شده‌اند كه نسبت به مدت مشابه سال قبل، 18 درصد افزايش داشته است. همچنين با بررسي‌هاي انجام شده از اين افراد، اغلب زنان خياباني علت مبتلا شدن خود به انحراف را آشفتگي خانوادگي، اعتياد شوهر يا خانواده، رانده شدن از كانون خانواده، خشونت شوهر يا والدين، قرار گرفن در معرض تجاوز جنسي، رانده شدن از قوم و خويش، نيازهاي شديد مالي، استيصال در تامين معاش خود و فرزندان و... بيان كرده‌اند.

يك
جناب اقاي احمدي نژاد قبل از رياست جمهوري استاندار اردبيل در دورهء اقاي هاشمي بوده است

دو
استانداران در خط مقدم اجرا قرار دارند ! يعني هميشه با عينيت و ذات "اجرا" و
نيازهاي مردم در گير مي باشند

سه
دو مشكل هميشه در برابر اقتدار اجرايي يك استاندار و جود داشته است: اول , سازمان مديريت دوم,بودجه

چهار
اقاي رئيس جمهور اين دو مشكل را درست تشخيص داده اما صددرصد اشتباه حل مي كند

پنج
به نظر ميرسد ايشان در حال حركت به سمت نوعي فدراليسم است اما

شش
با كدام تيم؟ با كدام استراتژيستها؟با كدام سياست خارجي؟با كدام مردم؟ با كدام نخبگان؟با كدام فرهنگ؟با چه طرح و برنامه؟با كدام سيستم نظارتي؟و

هفت
به قول" برتولت برشت

در تماشاخانه هاي تاريك
انسان به خدا بدل مي شود
و كارهاي بعيد از او سر مي زند


آقای عبدی اين خبر در سايت BBC آمده ، خواندنش خالی از لطف نيست:
پيش بينی کاهش چشمگير درآمد نفتی ايران


ايران در دو سال گذشته نتوانسته هيچ قرارداد بزرگی در بخش نفت و گاز امضا کند.
بنابر مقاله ای در نشريه فرهنگستان علوم ايالات متحده، درآمد نفت ايران روندی رو به کاهش دارد و اگر اين روند ادامه يابد تا هشت سال ديگر از درآمد نفت ايران چيزی باقی نخواهد ماند.
در اين مقاله، درآمد ايران از صدور نفت پنجاه ميليارد دلار برآورد گرديده و پيش بينی شده که اين درآمد ساليانه ده تا دوازده درصد کاهش خواهد يافت.

مهمترين دلائلی که در اين مقاله برای کاهش درآمد نفت ايران در آينده ذکر شده است عبارتند از کمبود سرمايه گذاری خارجی در صنعت نفت ايران، ضعف در برنامه ريزی، افزايش مصرف محصولات نفتی در داخل کشور و اتکای بازار داخلی محصولات نفتی بر يارانه های دولتی.

بنابر آنچه در اين مقاله آمده، تقاضا برای مصرف انرژی در ايران از سال 1980 بدين سو به طور متوسط ساليانه شش و چهار دهم درصد افزايش يافته، در حالی که نرخ متوسط افزايش توليد انرژی از پنج و شش دهم درصد بالاتر نرفته است.

در مورد کمبود سرمايه گذاری خارجی نيز نويسنده مقاله عمدتاً مشکل را ناشی از مواضع سياسی حکومت ايران ديده که باعث شده است کشورهايی همچون ژاپن از سرمايه گذاريهای کلان در صنعت نفت ايران صرف نظر کنند.

محدوديت سرمايه گذاری خارجی مشکلی است که کارشناسان و مقامات نفتی در ايران نيز به آن اذعان کرده اند.

ايران در دو سال گذشته نتوانسته هيچ قرارداد بزرگی در بخش نفت و گاز امضا کند.

آن گونه که در مقاله نشريه فرهنگستان علوم ايالات متحده آمده، در حالی که گرانی بی سابقه بهای نفت در بازارهای جهانی سود هنگفتی برای کشورهای صادرکننده نفت به همراه آورده، ايران طی هيجده ماه گذشته حتی نتوانست به اندازه سهميه ای که سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) برايش تعيين کرده است برسد.

نويسنده مقاله برآورد کرده که دولت ايران که بخش عمده درآمدش از فروش نفت تأمين می شود با زيان ساليانه ده تا يازده ميليارد دلار به دليل کمبود فروش نفت مواجه است و بخش عمده ای از اين مشکل نيز از فرسودگی پالايشگاهها و لوله های نفت ناشی می شود.

مقاله نشريه فرهنگستان علوم ايالات متحده به قلم راجر استرن نوشته شده که دانشجوی دوره عالی دانشگاه جان هاپکينز آمريکا در رشته زمين شناسی و محيط زيست است.

با اينکه اين مقاله در مجله ای چاپ شده که صرفاً به علوم پايه می پردازد، بخش عمده ای از آن به مسائل سياسی مربوط به ايران اختصاص دارد.

از جمله اينکه نويسنده مقاله يکی از دلائل روی آوردن دولت ايران به توليد انرژی اتمی و پافشاری بر خودکفايی در اين زمينه را مشکلاتی دانسته که اين دولت در زمينه توليد نفت پيش روی خود می بيند.

اين مقاله مورد توجه رسانه های مهم جهان قرار گرفته و نويسنده آن در مصاحبه هايی که خبرگزاریها به وی کرده اند به دولت آمريکا توصيه کرده است که در برابر ايران صبر پيشه کند، چرا که بنابر پيش بينی وی، کاهش درآمد نفت بزودی دولت ايران را به زانو درخواهد آورد و باعث خواهد شد که اين دولت ناچار شود روندی آشتی جويانه در برابر آمريکا و غرب در پيش بگيرد.

عبدی : مقاله درستی است .هم اکنون نیز سالانه از قدرت تولیدی نفت ایران با هدف صادرات کاسته می شود.اما از این رویداد نمی دانم باید خوشحال شد یا نا راحت. خوشحال کننده است زیرا از شر این ماده مست کننده قدرت می توان خلاص شد و به مرور قدرتی عقلانی را شاهد بود قدرتی که منشا خیر و برکت و آسایش شود.و نا راحت از این بابت که فشار این کاهش ابتدا بر چشم فقرا و طبقات پائین و نیز قشر دارای درآمد ثابت می رود وبحرانهای خاص خود را دارد.

آب در هاون کوبیدن هم صفائی دارد آقای عبدی . به هر جا که سر می زنی و هر نوشته ای را که می خوانی نشانه ای از نکبت و بدبختی ای که قرارا است در آینده یقه مان را بگیرد دارد . من مانده ام و این پرسش پسرم که می پرسد بابا چرا ما خانه نداریم ؟ شما به جای من به او چه جوابی می دهید . مگر می شود به او گفت که ما اسیر کسانی هستیم که به تاریک خانه رفته اند و خود را خدا می دانند . می شود آقای عبدی ؟

عبدی : این نکبت و بد بختی را می توان مانع شد و باید امید وار بود و البته تا حد زیادی هم هشیار و موقعیت شناس.

جناب عبدی خسته نباشید، بواقع به نظر می رسد که بجز یک اجماع خردمندانه راه نجات دیگری نباشد. اما حتماً توجه دارید که شما در تمامی تحلیل های اخیرتان من غیرمستقیم مردم را به عدم مشارکت سیاسی دعوت کرده اید. در غیاب مردم و نمایندگانشان ممکن است بفرمایید که اجماع در کجا و توسط کرام نیروها باید صورت بگیرد؟

عبدی : در واقع مشارکت سیاسی در وضع کنونی امکان ناپذیر است آنچه که نامش را دوستان مشارکت سیاسی می گذارند فقط تشابه اسمی است والا چگونه ممکن است رویدادی سیاسی انجام و مردم در آن مشارکت کنند اما آقای دکتر نجفی نصف قهرمان المپیک برای اداره شهر رای آورد.
اما آنچه که من می گویم این است که فعالان سیاسی موظف به ارائه برنامه ای هستند که منجر به شکل گیری فضای سیاسی موثر و سپس مشارکت واقعی مردم در انتخاباتی شود که راه را برای اصلاحات باز کند.آنچه که در جریان است به هر چه شبیه باشد اسمش را نمی توان مشارکت سیاسی گذاشت.امروز با یک فرد غیر سیاسی صحبت می کردم مشاهدات خودش را از روز رای گیری می گفت که معتقد بود حتی 10 در صد نمی دانستند به کی و برای چه کاری باید رای بدهند.

آقای عبدی ، سلام ! سؤالی دارم که شاید شما بتوانید جواب بدهید . چرا آمریکا ایران را متهم به دخالت در حوادث عراق می کند؟ در حالیکه در حوادث آنجا فقط شیعه ها کشته می شوند و از طرف دیگر همه می دانند که ایران از شیعیان عراق طرفداری می کند! و علیه سنی ها هم که هیچ اتفاقی نمی افتد؟ من می خواهم بدانم که استدلال آمریکا و برخی از اپوزیسیون در اینمورد بر چه پایه ای است؟ می دانم که شما چنین نظری
ندارید؟

عبدی : واقعیت این است که خواست حکومت ایران در عراق دو گانه است از یکطرف خواهان حکومت اکثریت شیعه است و از طرف دیگر نمی خواهد آمریکا در عراق موفق شود. و همین دو گانگی است که منشاء این مباحث است.
از یکطرف می خواهد جهان اسلام را که اهل تسنن هم هستند از دست ندهد و از سوی دیگر نمی خواهد که این جهان در عراق رد پائی بیشتر داشته باشد.امیدوارم که این دو گانگی منجر به آن نشود که ایران هر دو مورد را از دست بدهد.

چرا قسمت خاطره ای را که از سايت............ آورده بودم حذف نموديد؟

عبدی : حتما دوستانی که به این سایت دسترسی دارند به سایتهای دیگر هم دسترسی دارند و اصولا انتشار مطالب سایتهای دیگر چندان روش صحیحی نیست.ضمن این که اساس سوال هم قدری موجب تعجب است به هر حال مسئولیت این سایت از هر نظر بر عهده بنده است و برای انتشار هر مطلبی باید برای خودم دلیل داشته باشم و نه برای عدم انتشار.آنهم مطالبی که در دسترس همه هست.

بعد از تصوب قطعنامه روند تیره سازی روابط با کشورهای جهان در دستور کار قرارگرفته است و سفرا یکی پس از دیگری احضار میشوند.و از قرار معلوم دولتمردان بر دنده لجاجت تا آخر میخواهند پیش بروند.این یعنی بن بست کامل در سیاست خارجی.بر اساس تحلیل جنابعالی دیر یا زود به بن بست سیاستهای داخلی هم میرسیم.به نظر شما چه سرنوشتی در انتظارمان است؟ تا چه حد باید از ادامه این روند نگران بود؟

عبدی : نمی دانم که چگونه پاسخ قابل سنجشی می توان داد اما من خودم حس نگرانی دارم.

ادامه كامنت شماره پنج

هشت
اقاي احمدي نژاد شعارهاي نسبتا" خوبي دارد اما تيم ايشان ناتوان است نمونهء قابل بررسي ان در شكل علني و جديد عملكرد تيم رايحه خوش خدمت در انتخابات اخير است

نه
با توجه به نوع حركت اقاي احمدي نژاد در تهي كردن بروكراسي دولت از نيروهاي حرفه اي شكست ايشان قطعي و لامحاله است

دهم
ذهن اقاي احمدي نژاد نسبت به بروكراسي و مكانيسم عمل ان بسيط است !علاوه بر ان نگاه ايشان به ابعاد مختلف دولت مثلا" سياست خارجي يك نگاه مهندسي مي باشد

يازدهم
در اين نگاه به دولت ,سياست خارجي , نيروي انساني , مديريت و مديران , قوانين و بخشنامه ها ,بودجه و اعتبارات , جامعه و مردم و.....مكانيكي نگاه مي شود!

دوازدهم
نگرش مديريتي مكانيكي , مديريت صفر و صد است! "پي" انگاه "كيو " و دو با دو مي شود چهار
جسارتا"فشار از پائين,چانه زني در بالا " هم يك استراتژي مهندسي است

سيزدهم
به طور كلي مديريتهاي مهندسي زيبا و تماشاگر پسند بازي مي كنند اما فرجام انها ياتراژيك است يا كميك !"

چهاردهم
مديريت "مهندسي پيچيده" فرجامي تراژيك دارد مثل جنبش اصلاحات در دوره اول رياست جمهوري اقاي خاتمي,مديريت مهندسي بسيط يا ساده" فرجامي كميك دارد (با عرض پوزش) مثل عملكرد دولت كنوني

پانزدهم
جناب اقاي احمدي نژاد

به چه اميد داريد؟
تمام جهان به سخنان شما گوش دهند؟
گدايان به شما چيزي ببخشند؟
گرگان به جاي دريدن,سيرتان كنند
وببرهاي درنده,
از شما دعوت كنند تا دندان هاشان را بكشيد؟
به اينها اميد بسته ايد؟
"برتولت برشت"

اجماع اوليه مي تواند همانا برنامه چهارم توسعه و برنامه چشو انداز باشد كه متاسفانه دولت كنوني هيچ توجهي به آن ندارد و تا آنجا بي پرواي آينده مي تازد و خود را فارغ از هرگونه اظهار نظر كارشناسي مي بيند كه صداي آشپز هم در آمده است. شايد نگاهي به حركت فزاينده فرار مغزها و يا نتيجه انتخابات اخير مي توانست هر دولت ديگري را به تغيير رفتار و تامل وادارد.!!

عافيت طلبي راحت طلبي و عدم توجه به كار و تلاش به عنوان زيربناي رفاه اجتماعي همراه با مديريتي كه با همين فرهنگ کار مي كند صدها سال است كه ايران و ايرانيان را به سرنوشتي شوم محكوم كرده است. جداي از مسائل سياسي بايد طرز تفكر اين ملت عافيت طلب تغيير كند. راهي جز اين نيست.

آقای عبدی شما آقای ....... را بهترین فرد برای ...... کنونی می دانید؟

عبدی : این سایت برای خود هدفی تحلیلی منظور داشته و نه پرداختن به اشخاص به صفت شخص آنها.اما اجمالا عرض کنم که افراد دارای ذات ثابتی نیستند که بگوئیم خوب یا بد هستند بویژه در حوزه سیاست. بهترین افرادی که در ساختار فاسد قرار می گیرند یا به سرعت حذف و یا خودشان هم فاسد می شوند لذا باید توجه را به تغییراتی معطوف کرد که افراد را کارآمد و سالم پرورش دهد.

جناب عبدی
امید شما بجا مبنی بر اینکه اجماعی اساسی علیه نابخردی شکل بگیرد ولی حتی اگر این اجماع نیز شکل بگیرد آیا تاثیری دارد ؟ شما ببینید وقت و هزینه این مملکت باید صرف این شود که در مجلسی که به قول آقایان شانش قانون گذاری است طرح دوفوریتی بازگشت ساعات کار بانک ها به سابق را بررسی کند . باز هم دولت در شیپور خود می دمد که طرح موفق بود ه
به نظر شما اجماع قدری ایده آل نگریستن نیست؟

عبدی : اجماع به معنای همه مردم نیست بلکه اگر بخشی از نخبگان سیاسی چنین کنند می توانند مردم را نیز بسیج کنند.
در هر حال چاره ای و راه میان بری نیست.

با سلام
دوستی دارم والیبالیست ، او می گوید در والیبال آنکه توان وعلاقه دارد می شود بازیکن وبعد مربی وآنکه علاقه دارد و توان ندارد می شود مفسر و منتقد . به گمانم در سیاست هم همین قانون حکم فرماست.
آقای عبدی بیش از هشت سال است که قیمت نفت مدام سیر صعودی داشته آیا فکر نمی کنید که مردمی که در زمان کاهش درآمدها همراهی کردند می بایست به نحوی مستقیم از موهبت این افزایش برخوردار می شدند.
آیا فکر نمی کنید عملکرد و برنامه های دولت ا صلاحات در این خصوص ضعیف و نامید کننده بوده است
آقای عبدی مطمئن باشید که نفت برای این مملکت موهبتی است وگرنه وضع ما هم به لحاظ سیاسی و هم اجتماعی ، اقتصادی چیزی شبیه افغانستان بود..
واقعا بهترین راه برای رساندن پول نفت بر سر سفره های مردم کدامست مطمئن باشید که ادامه سیاست قبلی راه مقبولی نبود و مسیر فعلی نیز راه به بیراهه است پس چه باید کرد که تورم و نرخ سود معقول باشد(زیر 5 درصد ) و پول نفت نیز سفره مان را رنگین کند به گمانم بهتر است بپذیریم که اقتصاد دانان ما در هر دو سمت از ارایه ایده و برنامه ی مناسبی در این زمینه ناتوانند . پیشنهاد من این است که بهتر است چند مشاوره خبره و کارکشته در کلاس جهانی را بکار گیریم تا اینقدر به بیراهه نرویم .
20 سال پیش که در دبیرستان تاریخ می خواندیم، فکر میکنم از شوستر آمریکایی به نیکی یاد کرده بود

عضو هیات رئیسه مجلس خبر داد :
شورای نگهبان طرح شرایط جدید نمایندگی مجلس را رد کرد

عبدی : صحت و سقم خبر را نمی دانم اما این طرح و طرح جلو انداختن ساعات کار باتکها را بگذارید در کنار طرح تصویب ارز برای واردات بنزین و افزایش بودجه و معضلات عظیم داخلی و خارجی آن وقت می فهمیم که مجلس استصوابی و انتخابات غیر دموکراتیک چه آثار مخربی بر اقتصاد و معیشت مردم دارد.

جناب عبدی بنده سی سالی از شما مسنترم و برحسب تجربه مینویسم
شاید هم شما را خوش نیاید ٬ اینکه جوانکی از گرمسار در راس امور
ایران قرار گرفته و جدال زبانیش با بوش و بلیر سر خط اخبار کلان
مدیای غرب و دنیا شده شاید برای خیلی ها مضحک باشد و بچه گانه
اما بسیارند اگاهانی که هم در غرب و هم در منطقه خاورمیانه این جدال
را واقعی و در عمق دنبال پیدا کردن ریشه هایش هستند ..همین سی ان ان
احمدی نژاد را نوک کوه یخی میانگارد که بدنه عظیم ان دویست سال استثمار
غرب بخصوص امریکا و انگلیس در جوامع مسلمانست ...اینکه بوش و بلیر
شمشیرها را از رو بسته اند بیدلیل نیست ٬ خبر تحلیلی امروز
سی ان ان این بود ایران در پی بیرون راندن امریکا از منطقه است تا
خودش انرا اداره کند !؟ جناب عبدی غربیها الکی کسی یا کشوری را زیر
میکروسکوپ نمیبرند ٬ البته که برای از بین بردن انها صد نقشه دارند
اینکه اقتصاد ایران نفس نفس میزند یک نقشه انهاست

عبدی : 30 سال بزرگتر از من یعنی 80 ساله و این باعث خوشحالی است که در این سن و سال هم حساس هستید و می نویسید و حتما من و امثال من درس خواهیم گرفت.بله آنها هم الکی به مساله نمی پردازن اما قضیه هر جا جدی باشد در ایران آنقدرها جدی نیست و مشکل همینجاست که سر هیچی و شوخی شوخی خیلی چیز ها از دست برود.

سلام ودرود برشما
تصویب قطعنامه 1737 شورای امنیت علیه ایران واعمال تحریمهای محدود شاید در کوتاه مدت تنها اثرات روانی براقتصاد داشته با شد اما پیش درامد تصمیماتی خواهد بود که بطور قطع در اینده تاثیرات زیان باری خواهند داشت همین چند روز پیش سخنان معاون خزانه داری امریکا نشانگر ان است که دست این نهاد برای تحدید فعالیتهای بانکهای اروپایی و اسیایی که با ایران همکاری میکنند در اقتصاد امریکا کاملا باز است از این رو احتمال قطع رابطه اقتصادی بانکهای مذکور را با ایران تقویت مینماید
اما در حالیکه امریکا ئیها با اقداماتی از این دست سعی دارند فشار بر ایران را افزایش دهند سخنان و تهدیدات مقامات ایران در استفاده از نفت بعنوان حربه ای باز دارنده بیشتر لطیفه سرایی می نماید تا رجز خوانی زیرا کشوری که حیات ومماتش به نفت بستگی دارد چگونه میتواند به عدم فروش ان اقدام کند اگر پول نفت نباشد هزینه های جاری دولت از کدام ممر تامین میشود وقتی شریان حیات کشور لوله های نفت است عدم فروش چگونه میتواند اهرم فشار بر امریکا باشد تلاش امریکاییها در مراحل بعدی احتمالا بسمت و سوی تحریم نفتی خواهد بود حربه ای که کاربردش علیه ما خطرناک است حال با چه عقلانیتی فرصت تلقی میشود که حتی خود تهدید به ان میکنیم بسیار سوال بر انگیز است شاید فهمی بران مرتبت باشد که عوام را قدرت درک نباشد

عبدی : همین تهدیدها است که آنان را متقاعد می کند که دست طرف چندان هم پر نیست.البته ایران کارهائی می تواند بکند اما تداوم آنها تماما به ضرر است.نقاط قوت ایران در درگیری و تقابل به نقاط ضعف تبدیل خواهد شد.این نقاط در فضای آرام موثر ترند.

جناب اقاي عبدي
با سلام و احترام
اين دو كلمه را به مناسبت بيانيه جالب توجه حزب محترم مشاركت نوشتم
نمي دانم انرا منتشر ميكنيد يا نه؟ و يا ان دوستان محترم چگونه بر خورد ميكنند
راستش اين قضيهء " شيب ملايم" كه اقاي باهنر براي برخورد با اژانس هسته اي مطرح كرده است فكر مي كنم دارد اپيدمي مي شود و اصلاح طلبان محترم هم فكر ميكنند با ايجاد يك شيب ملايم فراموشي جفايي كه بر سر يك سرمايه ملي به نام "مشاركت سياسي " امده را با استراتژي "من نبودم دستم بود تقصير استينم بود" به طاق نسيان ميسپارند تا روز از نو و روزي از نو
چرا ما اينگونه شده ايم ؟حرف هم را نمي شنويم ؟ انگار براي ديوار حرف مي زنيم كه به ان اگر "هاي" كني با "هوي" پاسخت را مي دهد اما در اينجا كاملا" خط يك طرفه شده است
جملهء ارزشمندي است اين جمله كه مي گويد
"الناس علي دين ملوكهم"
وقتي كه رئيس جمهور محترم به نامهء پنجاه اقتصاد دان اين مملكت وقعي نمي نهد (كه برخي از ايشان براي او در حكم پدر هستند) چگونه كساني كه براي رسيدن به جايگاه او "حقيقت را پنهان مي كنند"چنين نكنند
بزرگي مي گويد"انكه حقيقت را نداند جاهل است و انكه حقيقت را پنهان كند جنايتكار"

بيانيه اي خطاب به هيچكس !بيانيه اي براي تاريخ است !بيانيه اي كه در ان راحت فراموش مي كنم كه چه وعده ها داده بودم و چه خط و نشانها كشيده بودم كه چون چنين بوده است چنان خواهم كرد
خوبست چنين بيانيه هائي بي عنوان بماند تا خارج از زمان و مكان و براي فردا هائي كه هيچوقت نمي ايند بايگاني گردد
بايد اين بيانيه ها بي عنوان بمانند تا انان كه يادگار داغي و دردي در سينه و برگرده دارند شاد باشند كه دستكم كسي به اشكار انها را دشنام نگفته است
مصريان باستان در كنار مردگان خود, غذا و ارابه و اسب و سلاح دفن مي كردند تا مرده شان در روز حشر بي برگ و جهاز نماند و اكنون براي ما بيانيه دفن مي شود !خوب بايد بالاخره گذار دو هزار تمدن بشري خودش را جوري نشان دهد

من وقتي امروزبراي كلامم مخاطبي نميابم يا انقدر اعتماد به نفس ندارم و نمي دانم مخاطبم ايا مچالهء كلام مراپس از خواندن به سوي سطل زباله پرتاب مي كند يا براي اينكه يكبار ديگر بخواند ش مرتبش كرده و بر روي ميز تحرير نگاهش مي دارد! بايد بنويسم بي هيچ عنواني !بنويسم كه اي تاريخ و اي فردا ; من پيروز شده ام ! همه بايد براي من جشن بگيريد و از من تجليل كنيد

نزار قباني شاعر عرب چه نيكو گفته است
بعضي شاعران مي گويند :ما براي اينده مي سرائيم!
من از اين حرف خنده ام ميگيرد و
اين سؤال برايم پيش مي ايد كه:اقاي شاعر!
وقتي در حال حاضر وجود نداريد
چه طور مي خواهيد در اينده وجود داشته باشيد

عبدی : من نسبت به آن بیانیه در صورتی انتقاد دارم که آن را دقیقا یک عقیده راسخ و یک تحلیل واقعی دوستان از انتخابات بدانم اما اگر فقط یک موضع سیاسی باشد که به خود فریبی نرسد اشکال جندانی ندارد.فکر هم نمی کنم که اکثر دوستنا چنین باوری را در کنه ضمیر خویش داشته باشند.البته من در تحلیل خود نسبت به شورا ها به نقد مواردی از آم خواهم پرداخت.

به نظر من شما کمی کم لطفی میکنید! رای به قهرمان المپیک الزامآ نشان دهنده عوام زدگی نیست! خیلی نگذشته از روزهایی که 10 روزنامه اصلاح طلب(البته نمیدانم منظور از اصلاحات چیست؟!؟!؟) ساعت 10 صبح به چاپ سوم میرسیدند؟!؟آن طبقه سیاسی که یک دفعه به غیبت نمیروند!ولی آن جو پس از یک انسداد (که آنرا یک به
اصطلاح اصلاح طلب پدید اورده بود)به وجود آمد. آیا شما موافق یک انسداد قوی برای بیداری آن جو هستید؟

عبدی : لطفا مطالب را دقیق منتقل کنیم کافیست که یک بار دیگر متن را بخوانید و بفرمائید کی و کجا گفته شده رای به قهرمان المپیک عوام زدگی است؟!حتما توضیح دهید.

با پوزش از اینکه شما را سی ساله انگاشتم ( که با احتساب بیست و هشت سال
عمر این رژیم و اینکه شما بیست دو ساله بودید در مسئله سفارت امریکا ) حق با شماست
روزگار چه زود سپری شد !؟ شما در بطن بودید و من در حاشیه شما در ایران
مانده و من بغرب رانده !!شما خوب میدانید در خارج از ایران اولین
سوال انها اینست از کجا میایید !؟ نه اسم نه شغلی سوال میشود ...پس ابادی و ازادی
و استقلال ایران را هر ایرانی ارزو دارد ٬ برای ایرانی چقدر سخت است
این همه نگاه های نامهربان همراه با بغض و کینه ٬ این دهکده کوچک
جهانی اما هنوز پنج کشور در ان بالا چوب خط برای بقیه کشورها میزنند
ان سه مهم که عقل کلند ( امریکا و انگلیس و فرانسه )این دو غول
کم عقلتر را بدنبال کشیده و میکشند ...چند سالی خاتمی با عقل و تدبیر
ان سه را کمی ارام !!کرد و بیشتر از همه ایرانیان خارج از کشور را
ارامتر ٬ اما وقتی بوش با چنی و رامزفلد امد دلهره هم آمد و یازده سپتامبر
دنیا را تیره وتار کرد ٬ نامه خاتمی بدفتر چنی رفت !؟ تا جواب داده نشود
که فعلا مشغول عراقند !! و جواب ایران هم اوردن احمدی نژاد بود که
بفرمایید ... فردا چه خواهد شد !؟

عبدی : مشکل این است که نابخردی در سیاست داخلی موجب خراب شدن بنای خردمندی در سیاست خارجی بود.

آقای عبدی سلام، چرا در مورد تحریم صحبت نمی کنید؟ چرا اصلاح طلبان سکوت کرده اند ؟ چه اتفاقی قرار است برای مملکت ما بیافتد؟ شورای شهر تهران و خبرگان الان ثانوی است.

عبدی : امروز مطلبی نوشتم.

آقای عبدی مطلب قبلی را که خواندم یاد مقاله ای افتادم که ....

عبدی : متاسفانه دسترسی شخصی من کمی مشکل است در این گونه موارد مطلب را در زیر کامنت ارسال کنید ممون می شوم.

Post a comment